The Grand Tour

The Grand Tour

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Grand Tour S03E13 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് sinanamarvari

ടാഗുകൾ

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-01-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 50
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫سلام و خوش آمدید به ‫برنامه ویژه گرند تور.

‫که از خالی‌ترین و...

‫کم تراکم‌ترین کشور از نظر جمعیت ‫تقدیمتون میشه.

‫مغولستان.

‫حالا، وقتی به طور معمول ‫به این ماجراجویی‌ها میریم.

‫یک سری ایده‌های مبهمی ‫از کارهایی که ممکنه انجام بشه داریم.

‫ولی اینبار نه.

‫حتی یک ذره.

‫وضعیت اینطوره ‫که ما از

‫پایتخت مغولستان، "اولان‌باتور" ‫حرکت کردیم.

‫برای 2 ساعت و نیم پرواز کردیم.

‫بر فراز زمینی که ‫همین شکلی بود.

‫در حقیقت خیلی آشنا بود.

‫صلح آمیز.

‫اما کاملا خالی بود.

‫انگار که از فراز تمام جزیره‌های ‫بریتانیا پرواز کنیم

‫اما هیچ شهری، روستایی، جاده‌ای

‫برق کشی، معدن ‫یا حتی مزرعه نبینی

‫از پنجره هواپیما کوچکترین سرنخی از

‫وجود انسان ندیدیم.

‫به نظرم توی صفحه سوم ‫از کتاب آفرینش

‫دنیا تقریبا همچین چیزی بوده باشه.

‫بعد... ‫ما اینجا پیاده شدیم.

‫و نمیدونیم چرا.

‫هیچی نمیدونیم.

‫گرچه ... ‫تقریبا 1 ساعت بعد.

‫اون هلیکوپتره.

‫-اونجا ‫-آره.

‫چرا فرود نمیاد؟

‫چیکار میکنه؟

‫-اونجارو باش ‫-ببین.

‫وایسا یه لحظه.

‫اونو ببین.

‫چی میندازه؟

‫احتمالا هیزم و منابع و...

‫-غذا ‫-سرپناه

‫کلاه.

‫-کلاه؟ ‫-آفتاب عه خب، لازم میشه

‫با هلیکوپتر کلاه نمیارن برامون.

‫خب...این... ‫اونم رفتش دیگه.

‫فرود نمیاد.

‫یعنی ما خونه نمیریم؟

‫جیمز، هلیکوپتر دکمه‌اش رو زده دیگه.

‫و با 3تا جعبه از غذا ‫یا چی تنهاییم.

‫خب بریم یه نگاهی بندازیم.

‫چیزی که واقعا لازمه ‫وسیله نقلیه اس.

‫آره میتونه مفید باشه.

‫توی اونا ماشین نیست.

‫-نمیشه باشه؟ ‫-نه، زیادی نازکن.

‫فقط انقدر عرض داره.

‫-خب بریم ببینیم.... ‫-خب اون باز میشه..

‫اوه یه دیلم هست اونجا....

‫خوبه.

‫خب، از اینجا بلندش کن.

‫-خودشه ‫-مراقب باش.

‫-خب.... ‫-آب

‫-این چیه... ‫- یعنی....

‫لعنتی، اون موتوره؟

‫یک موتوره.

‫یکجور تی‌دی‌آی عه.

‫چراغ ماشین؟

‫-اینم محور عقبه ‫-آره.

‫سیلندر اصلیه.

‫رفقا، نیازی ندارم به اون یکی نگاه بندازم.

‫موتور داریم، چراغ داریم ‫محور عقب داریم.

‫قطعات اضافی کافی ‫برای ساخت ماشین رو داریم.

‫-آره ‫-بیخیال.

‫چی، اینجا؟

‫در حالی که اون 2تا ‫سومی رو بازمیکردن

‫من یک کیسه مرموز پیدا کردم.

‫اوکی همینطوری. ‫پنجره است.

‫که تاییدش میکنه.

‫-آره ‫-رفقا...

‫چیه؟ لندروور؟

‫-اون چیه؟ ‫-یک نامه دارم.

‫نزدیکترین تمدن، شهری به اسم موران عه

‫-جدی؟ ‫-چه غافلگیری.

‫صدها مایل فاصله داره.

‫برای رسیدن به اونجا ‫باید محتوی این جعبه رو بسازید.

‫برای 7روز آب و غذای ‫کافی دارید.

‫اون چیه؟

‫-اونم شهر ‫-موران.

‫-اونم نقطه شروع ‫-ما اینجاییم.

‫نوشته، مقیاس صحیح نیست.

‫چه سورپرایزی.

‫توسط ارنست شپرد ‫نقاشی شده.

‫ببین، "مقداری شنی و افسرده"

‫"رودخانه‌ی عمیق نومیدی"

‫-"محل سیلابی" ‫-"کلی درخت"

‫"پل تق و لق" ‫"شکاف بزرگ"

‫خیلی به درد بخور نیست. مگه نه؟

‫باید بریم شمال شرق، درسته؟

‫ولی چقدر فاصله است؟

‫نمیدونیم فقط گفته ‫صدها مایل.

‫آره، ولی اول...

‫چی؟

‫کاری که باید بکنیم ‫سرهم کردن این ماشینه.

‫از اونجایی که ‫هیچ راهنمایی وجود نداشت.

‫می و من رفتیم سراغ ‫وسایل.

‫این شاسیه؟ ‫ولی 2 تیکه شده.

‫در حالی که همکار مکانیک نادانمون ‫داشت بدرد میخورد

‫با غر زدن در مورد ‫وسایل کمپ.

‫این تخت نیست.

‫اون تشک عه.

‫-کجاش تشکه ‫-تشکه

‫اگه بری مغازه و بگی

‫میشه تشک بدید؟ ‫این و بهت نمیدن که.

‫-سنگینترین قسمت موتوره... ‫-آره.

‫که اونجاست، پس باید بقیه ‫قطعات رو ببریم اونطرف.

‫-آره فکر خیلی خوبیه. ‫-بریم تو کارش

‫-جرمی وانمود میکنه روحه ‫-منم وانمود میکنم ترسیدم.

‫برای اینکه روح باشی ‫اول باید بمیری.

‫خسته نباشی.

‫خب اول باید همه چیز رو پهن کنیم.

‫چطوره که چتر رو ‫مثل زیرانداز بندازیم.

‫فکر خوبیه.

‫اگه بندازیمش میتونه ‫بشه کف کارگاهمون.

‫-اگه موقعیت اورژانسی داشتید.... ‫-نه

‫-هی هموند ‫-چیه؟

‫خوشحال میشی بفهمی ‫که موتور لندروور عه.

‫جدی؟

‫هی هموند.

‫چرا یکار مفید نمیکنی؟ ‫یه چیزی باز کن.

‫هی هموند.

‫هموند.

‫در حالی که همکارانم ‫در مورد

‫چیزهای که نمیفهمیدم ‫زرزر میکردن...

‫نوشته ‫قسمت میانی شاسی.

‫یک چیزی پیدا کردم.

‫سلام.

‫انتظارش رو نداشتم.

‫گرچه، یک مشکلی بود.

‫-یک لحظه بذاریدش زمین ‫-بله.

‫-این یک قوطی جیره است ‫-بله.

‫عذر میخوام ولی ‫میتونم قسم بخورم...

‫خدایا.

‫-چرا ویلمن اینجوری میکنه؟ ‫-چون شیطانه.

‫چرا باید یک ماشین تکه تکه ‫برامون بفرسته؟

‫ماشین تکه تکه برام مهم نیست.

‫اون در واقع هر دو نفرتون ‫قادر هستید درستش بکنید.

‫در صورتی که ‫این یک مصیبته.

‫-چندتا ازش پیدا کردی؟ ‫-یکی.

‫چرا خودت رو درگیر مسائل ‫مربوط به غذا نمیکنی؟

‫فکر خوبیه.

‫همه رو یجا جمع کن ‫که ببینیم چی داریم.

‫خب یعنی من بشم مدیر ‫غذا و نوشیدنی پروژه؟

‫-اگه میخوای این اسم رو بذاری ‫-اگه حال میکنی

‫مثل نقش دنیرو ‫توی کازینو.

‫چقدرم شبیهی بهش.

‫اون مدیر غذا و نوشیدنی کازینو بود

‫منم باید مدیر غذا و نوشیدنی ‫پروژه کوچیکمون باشم.

‫از الان بهت میگیم رابرت.

‫چرا همه چیز رو

‫-یکجا جمع نمیکنی.... ‫-ممنون.

‫-برو رابرت ‫-اسم میانی منه.

‫-جناب دنیرو ‫-آره عالیه جناب دنیرو.

‫در حالی که عنتر بی مصرف ‫سراغ جمع‌آوری آب و غذا میکرد.

‫من و جیمز به بازکردن ‫وسائل ادامه دادیم.

‫وایسا، به اون پدال وصله.

‫-آره. ‫-پس اون لزوما تیغه میشه.

‫در نهایت، کیت هوایی بیرون آورده شد.

‫اونجا میسازیمش.

‫این کارگاهمونه.

‫به نظرم صدها تکه ‫قطعات داریم.

‫بدون چفت و بست .

‫در این اثناء ‫در قسمت کم باد تپه

‫منم سرم شلوغ بود

‫خب. ‫من اقامتگاه رو درست کردم.

‫2تا چادر ‫برای خرناس کشها

‫یکی هم برای من اونجا ‫که نشنوم صداشون رو.

‫این مستراحه. ‫و حالا...

‫میرم سراغ نهار.

‫یعنی آتیش درست کردن.

‫-آره ‫-آره

‫خواهش میکنم.

‫خب، جعبه دنده سوار شد.

‫آره

‫توی پایگاه ‫کار خوب پیش میرفت.

‫خودشه.

‫گرچه جیمز خیلی ‫روی اعصاب بود.

‫صبر کن فکر کنیم ‫که کجا...

‫پیچ و مهره رو هنوز ‫آماده نکردیم.

‫بیا تمومش کنیم. ‫سر همش کنیم.

‫اوکی.

‫-خیلی خوبه ‫-تموم کن بره.

‫هل بده جلو.

‫ایول.

‫-هی جیمز ‫-21

‫شومبول آهنی دارم.

‫گرچه کاپیتان وسواسی

‫توی فاز شوخی شومبولی نبود

‫کدوم گورستونی رفت؟

‫برای همین برمیگردونی سر جاشون.

‫آخرین بار که 19 رو ‫برداشتی کجا گذاشی.

‫-محض رضای خدا... ‫-ضامن.

‫یک آچار کوفتی دیگه بردار.

‫بدون هیچگونه کمکی از

‫فندک فیلمبردار.

‫زدم به هدف.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left