ആദ്യത്തെ 189 വരികൾ.
نه... نه
نه... نه
عوضی
مامان
بس کن
بس کن... بس کن
مامان
اون مرد کی بود؟
اره دیدمش چی شده؟
خواهش میکنم جیغ نزن
خواهش میکنم جوابم رو بده جیغ نزن
بس کن
بلند شو
هنوز بیداره؟
هنوز اونجایی که دیشب بود نشسته
گیج ولی بیداره
وقتی نخوابه خواب هم نمیبینه
اگر هم خواب نبینه نمیشه بهش رسید
بالاخره میخوابه عزیزم
چی شده؟
لایلا چیکار میتونه برات بکنه؟
هیچی
صبح بخیر رئیس چه صبحی؟
وارد شو
هی سمسون لایلا
میخواد منو ببینه
اره
الان میام
مواظب باش
یه جمجمه کوچیک میخوام
مال سگ یا گربه... فرقی نمیکنه خدای من
برلی... امیدوارم از غذا خوشت بیاد
چون تا مدتی همین رو باید بخوری
برام یه لاک لاکپشت هم گیر بیار باشه
از کجا اونو بیارم؟
اول باید یه لاک پشت پیدا کنی بعدش باید لاکش رو بکنی
پاسم... تو چندتا ماهیتابه اماده کن
چیه؟
میخواد برنامه توپ اتیش راه بندازه دقیقا
ما خیلی وقته کار نکردیم مگه حالیتون نیست؟
برنامه توپ اتیش دیگه چیه؟ از کجا پول ماهیتابه رو بدم؟
نکنه میخوای در ازاش برای طرف کار کنم؟
شش دلار برای ماهیتابه
اینم برای لاکپشت
برنامه توپ اتیش چیه؟ خفه شو
حالا برین... باید امشب همه چیز رو اماده کنیم
هر کاری لازمه بکنید
برین
جونزی... برنامه توپ اتیش چیه؟
ریتا سو
کلیتون بله خانم
چندتا از لامپ هام خراب شده
میشه بیای یه نگاهی بهشون بندازی؟
حتما
عجب تیکه ایه
خفه شو
مثل اینکه کشتی هات غرق شده هاکینز
این برای تو معنایی نداره؟
تو یه همچین چیزی رو میخواستی از یکی از دوستای من بدزدی
پشتش رو نگاه کن
زودباش
میدونی اون حرفها نشونه چی اند؟
هنری اسکادر
درسته
مال توئه برش دار
نمیخوامش
به نظر من که این مال توئه
چطور مگه؟ چون این مال پدرت بوده
بعد از ناهار بیا پیشم
اگه خواستی با هم حرف میزنیم
هزاران کارگر تو جاده ها اند
پلیس رو ولش کن بعد از امروز به ارتش دنبالش میگردن
فکر کنم اونموقع بچه مون آزاد بشه
فردا با یکی دیگر از قسمت های
داستان عشق اریکا با ما همراه باشید
بیا... نوبت ماست
مهم نیست شما چند سالتونه...
برنامه ما برای تمامی سنینه
ما تموم انرژی لازم رو تا پایان روز
بهتون میدیم
پس بهتره هر روز
به برنامه پرانرژی ما گوش کنید
حالا خانم ها و آقایون برنامه ای مخصوص...
از افسانه های واقعی براتون داریم
برنامه ای مخصوص در رابطه با داستان ها...
با صدای تامی دولان
صبح بخیر دوستان
امروز در ادامه داستان برادر جاستین یه مهمون مخصوص داریم
در کنار من خانمی نشسته ست
خواهر برادر جاستین خانم ایریس کرو
سلام
دوستان... این اولین باره که خانم کرو در برنامه رادیویی حضور داره
اومده اینجا تا پیغامی رو به برادرش برسونه
مردی که چندین بار در برنامه هامون دربارش حرف زدیم
مردی که هنوز گم شده است
و یه جایی حضور داره
جاستین؟
منم
اگه بتونی صدام رو بشنوی
میخوام بدونی دارم برات دعا میکنم
همه تو مینترن دارن برات دعا میکنن
نورمن... مهاجرها
حتی اونایی که یه زمانی دشمنمون بودن
دوستت دارم
اگه برگردی خونه خداتو رو میبخشه
بیا
هی جونزی
اگه گردنم درد نمیکرد کمکت میکردم چیزی نیست
پسر لاکپشتی؟
مثل اینکه سمسون دیگه داره میترکونه
مرد مرغ خور؟
این...
چطور بود؟
با ریتا سو حال کردی؟
اره... خوب بود
ببخشید
اون حرکت با پر رو برات انجام داد؟
نکنه میخوای برات تعریف کنم؟
اون خیلی حال داد
فقط حال داد؟
اگه ریتا سو اینو بشنوه شاکی میشه
عالی بود. فوق العاده بود
الان خیلی کار دارم
بعدا میبینمت استامپی
بعدا میبینمت
همه جا دنبالت میگشتم
سمسون کلی داره ازمون کار میکشه جونزی
چیه؟
میای بعدا بریم قدم بزنیم؟
باشه... حتما
خوبه
بیخوابیت باعث نگرانی مدیر شده
لطف داره
بهش بگو ازش ممنونم
لازم نیست بترسی
از چی بترسم؟ هاکینز... خواهش میکنم
من خیلی چیزها رو بهت نگفتم
اما من هیچوقت بهت دروغ نگفتم حتی یه بار
من فقط حقیقت رو گفتم
و حقیقت هم اینه که تو ادم فوق العاده ای هستی نه فقط برای من
چی؟ استعداد
اگه بخوای کنترلش کنی باید روش کار کنی
اگه این کارو نکنی جون همه رو به خطر میندازی
تموم کسایی که دوست داری
به خطر میفتن
درست همین اتفاق هم برای اسکادر افتاد
باید بخوابی بن
باید به چیزی که خوابهات میگن گوش کنی
اما... مهم نیست چقدر وحشتناک اند
اونا راهنماییت میکنن
اونا بهت یاد میدن قدرتت رو کنترل کنی
نمیتونم باید بتونی
اگه بخوای بترسی تاوانش خیلی سنگینه... خودت میدونی
مادرت؟
اون فقط اولین قربانی بود
تو درباره اون چی میدونی؟ میدونم میتونستی نجاتش بدی
ولی گذاشتی بمیره
چند نفر دیگه هاکینز؟ چند نفر دیگه باید بمیرن؟
برو به جهنم
اره... فکر کنم برم
تا حالا کسی رو دیدی دیوونه بشه؟
دیوونه؟ منظورت وحشیه؟
مثل ادمهای کج و خل و چشم قیچ؟
دیوونه
اره دیدم
هومر گریفین
بازیکن بیسبال بود
واقعا دیوونه بود
چطوری دیوونه شد؟
کم کم دیوونه شد
چطوری؟
بعضی وقتها همینجوری به اسمون زل میزد
چشماش پلک نمیخورد
دیگه چی؟
حمومش خیلی طول میکشید
خیلی خودش رو لیف میزد
ولی خوبش کردن
چیه؟
فکر کنم مامان داره دیوونه میشه
کم کم داره اینجوری میشه
درست همونطور که خودت گفتی
دیشب
بگو
دیشب من یه چیزایی دیدم
چیزایی که فکر کنم اون ازم مخفی نگه میداشت
اما حالا نمیتونه
ببخشید
کجا داری میری؟
کارناوال دست تنهاست...
No comments yet. Be the first to leave one.