Carnivàle

Carnivàle

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Carnivàle(2003)-S01E09-Insomnia(1080pAMZNWEBRipx265Panda)
കമന്ററി എഴുതിയത് SubAvaliHa

ടാഗുകൾ

webrip
web
BRip
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x264
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-02-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 36
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 189 വരികൾ.

‫نه... نه

‫نه... نه

‫عوضی

‫مامان

‫بس کن

‫بس کن... بس کن

‫مامان

‫اون مرد کی بود؟

‫اره دیدمش ‫چی شده؟

‫خواهش میکنم ‫جیغ نزن

‫خواهش میکنم جوابم رو بده ‫جیغ نزن

‫بس کن

‫بلند شو

‫هنوز بیداره؟

‫هنوز اونجایی که دیشب بود نشسته

‫گیج ولی بیداره

‫وقتی نخوابه ‫خواب هم نمیبینه

‫اگر هم خواب نبینه نمیشه بهش رسید

‫بالاخره میخوابه عزیزم

‫چی شده؟

‫لایلا چیکار میتونه برات بکنه؟

‫هیچی

‫صبح بخیر رئیس ‫چه صبحی؟

‫وارد شو

‫هی سمسون ‫لایلا

‫میخواد منو ببینه

‫اره

‫الان میام

‫مواظب باش

‫یه جمجمه کوچیک میخوام

‫مال سگ یا گربه... فرقی نمیکنه ‫خدای من

‫برلی... امیدوارم از غذا خوشت بیاد

‫چون تا مدتی همین رو باید بخوری

‫برام یه لاک لاکپشت هم گیر بیار ‫باشه

‫از کجا اونو بیارم؟

‫اول باید یه لاک پشت پیدا کنی بعدش باید لاکش رو بکنی

‫پاسم... تو چندتا ماهیتابه اماده کن

‫چیه؟

‫میخواد برنامه توپ اتیش راه بندازه ‫دقیقا

‫ما خیلی وقته کار نکردیم ‫مگه حالیتون نیست؟

‫برنامه توپ اتیش دیگه چیه؟ از کجا پول ماهیتابه رو بدم؟

‫نکنه میخوای در ازاش برای ‫طرف کار کنم؟

‫شش دلار برای ماهیتابه

‫اینم برای لاکپشت

‫برنامه توپ اتیش چیه؟ ‫خفه شو

‫حالا برین... باید امشب همه چیز رو اماده کنیم

‫هر کاری لازمه بکنید

‫برین

‫جونزی... برنامه توپ اتیش چیه؟

‫ریتا سو

‫کلیتون ‫بله خانم

‫چندتا از لامپ هام خراب شده

‫میشه بیای یه نگاهی بهشون بندازی؟

‫حتما

‫عجب تیکه ایه

‫خفه شو

‫مثل اینکه کشتی هات غرق شده هاکینز

‫این برای تو معنایی نداره؟

‫تو یه همچین چیزی رو ‫میخواستی از یکی از دوستای من بدزدی

‫پشتش رو نگاه کن

‫زودباش

‫میدونی اون حرفها نشونه چی اند؟

‫هنری اسکادر

‫درسته

‫مال توئه برش دار

‫نمیخوامش

‫به نظر من که این مال توئه

‫چطور مگه؟ ‫چون این مال پدرت بوده

‫بعد از ناهار بیا پیشم

‫اگه خواستی با هم حرف میزنیم

‫هزاران کارگر تو جاده ها اند

‫پلیس رو ولش کن ‫بعد از امروز به ارتش دنبالش میگردن

‫فکر کنم اونموقع بچه مون ‫آزاد بشه

‫فردا با یکی دیگر از قسمت های

‫داستان عشق اریکا با ما همراه باشید

‫بیا... نوبت ماست

‫مهم نیست شما چند سالتونه...

‫برنامه ما برای تمامی سنینه

‫ما تموم انرژی لازم رو تا ‫پایان روز

‫بهتون میدیم

‫پس بهتره هر روز

‫به برنامه پرانرژی ما گوش کنید

‫حالا خانم ها و آقایون ‫برنامه ای مخصوص...

‫از افسانه های واقعی براتون داریم

‫برنامه ای مخصوص در رابطه ‫با داستان ها...

‫با صدای تامی دولان

‫صبح بخیر دوستان

‫امروز در ادامه داستان برادر جاستین ‫یه مهمون مخصوص داریم

‫در کنار من خانمی نشسته ست

‫خواهر برادر جاستین ‫خانم ایریس کرو

‫سلام

‫دوستان... این اولین باره که ‫خانم کرو در برنامه رادیویی حضور داره

‫اومده اینجا تا پیغامی رو به برادرش برسونه

‫مردی که چندین بار ‫در برنامه هامون دربارش حرف زدیم

‫مردی که هنوز گم شده است

‫و یه جایی حضور داره

‫جاستین؟

‫منم

‫اگه بتونی صدام رو بشنوی

‫میخوام بدونی دارم برات دعا میکنم

‫همه تو مینترن دارن برات دعا میکنن

‫نورمن... مهاجرها

‫حتی اونایی که یه زمانی ‫دشمنمون بودن

‫دوستت دارم

‫اگه برگردی خونه ‫خداتو رو میبخشه

‫بیا

‫هی جونزی

‫اگه گردنم درد نمیکرد کمکت میکردم ‫چیزی نیست

‫پسر لاکپشتی؟

‫مثل اینکه سمسون دیگه داره میترکونه

‫مرد مرغ خور؟

‫این...

‫چطور بود؟

‫با ریتا سو ‫حال کردی؟

‫اره... خوب بود

‫ببخشید

‫اون حرکت با پر رو برات انجام داد؟

‫نکنه میخوای برات تعریف کنم؟

‫اون خیلی حال داد

‫فقط حال داد؟

‫اگه ریتا سو اینو بشنوه ‫شاکی میشه

‫عالی بود. فوق العاده بود

‫الان خیلی کار دارم

‫بعدا میبینمت استامپی

‫بعدا میبینمت

‫همه جا دنبالت میگشتم

‫سمسون کلی داره ازمون کار میکشه ‫جونزی

‫چیه؟

‫میای بعدا بریم قدم بزنیم؟

‫باشه... حتما

‫خوبه

‫بیخوابی‌ت باعث نگرانی مدیر شده

‫لطف داره

‫بهش بگو ازش ممنونم

‫لازم نیست بترسی

‫از چی بترسم؟ ‫هاکینز... خواهش میکنم

‫من خیلی چیزها رو بهت نگفتم

‫اما من هیچوقت بهت دروغ نگفتم ‫حتی یه بار

‫من فقط حقیقت رو گفتم

‫و حقیقت هم اینه که تو ادم ‫فوق العاده ای هستی نه فقط برای من

‫چی؟ ‫استعداد

‫اگه بخوای کنترلش کنی ‫باید روش کار کنی

‫اگه این کارو نکنی ‫جون همه رو به خطر میندازی

‫تموم کسایی که دوست داری

‫به خطر میفتن

‫درست همین اتفاق هم برای اسکادر افتاد

‫باید بخوابی بن

‫باید به چیزی که خوابهات میگن ‫گوش کنی

‫اما... ‫مهم نیست چقدر وحشتناک اند

‫اونا راهنماییت میکنن

‫اونا بهت یاد میدن ‫قدرتت رو کنترل کنی

‫نمیتونم ‫باید بتونی

‫اگه بخوای بترسی تاوانش ‫خیلی سنگینه... خودت میدونی

‫مادرت؟

‫اون فقط اولین قربانی بود

‫تو درباره اون چی میدونی؟ ‫میدونم میتونستی نجاتش بدی

‫ولی گذاشتی بمیره

‫چند نفر دیگه هاکینز؟ ‫چند نفر دیگه باید بمیرن؟

‫برو به جهنم

‫اره... فکر کنم برم

‫تا حالا کسی رو دیدی دیوونه بشه؟

‫دیوونه؟ منظورت وحشیه؟

‫مثل ادمهای کج و خل و چشم قیچ؟

‫دیوونه

‫اره دیدم

‫هومر گریفین

‫بازیکن بیسبال بود

‫واقعا دیوونه بود

‫چطوری دیوونه شد؟

‫کم کم دیوونه شد

‫چطوری؟

‫بعضی وقتها همینجوری به اسمون زل میزد

‫چشماش پلک نمیخورد

‫دیگه چی؟

‫حمومش خیلی طول میکشید

‫خیلی خودش رو لیف میزد

‫ولی خوبش کردن

‫چیه؟

‫فکر کنم مامان داره دیوونه میشه

‫کم کم داره اینجوری میشه

‫درست همونطور که خودت گفتی

‫دیشب

‫بگو

‫دیشب من یه چیزایی دیدم

‫چیزایی که فکر کنم ‫اون ازم مخفی نگه میداشت

‫اما حالا نمیتونه

‫ببخشید

‫کجا داری میری؟

‫کارناوال دست تنهاست...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left