ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.جیک، باید حقیقت رو بگی
تد؟
تو به کمکم نیاز داشتی .و منم کمکت کردم
داری گروکِشی میکنی؟
...من یه زن رو میشناسم
که از سارا کمک خواست .تا شوهرش رو مجبور به اطاعت کنه
.آقای آلتون
انجمن جادوگران نمیتونه .به حمایتش از شما ادامه بده
.گم شو، بی !دروغگو
.منو طلسم کرد
!تو آب غرقش کنین !ولم کنین
"خاطرات 6 سال پیش "
!اووووه !داره سنگ تخم مرغی پرت میکنه
هارپر
،هارپر، هارپر .هارپر، بیا
،بله، بله، بله، بله .بیا میتونی بری، برو
،برو، برو، برو، برو .زودباش
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
سنکچری حکایت یک جادوگر
.هی
پرستار مدرسه گفت که .هارپر مشکل خاصی نداره
تو خوبی؟
.لطفا بشین
.آه، این محبت بازیها رو بذار کنار
به پلیس زنگ زدین؟
نیازی نیست که بهت بگم
از زمانی که دنیل فوت کرده چقدر احساسات بالا بوده
هیچکس تو بهترین حالت خودش نبوده
امروز آتشفشان درون مردم فوران کرد .و همه چی از کنترل خارج شد
.دانشآموزهاتون سعی کردن دخترمو غرق کنن
اتفاقی که برات افتاد، هارپر .خیلی وحشتناک بود
من معذرت میخوام
ولی فایده ای نداره که این اتفاق رو در چارچوب جرم و بعنوان
.نفرت جادوگر هراسی" تلقی کنیم"
وقتی واقعا به یه غم و اندوه جمعی مربوط میشه
،پس اگه این جادوگر هراسی نبوده
.پس چه کوفتیه
،ما باید علت رو درمان کنیم
نه علائم
و جادوگر هراسی
علتش ستیزه
پس بچههایی که اینکارو کردن تنبیه نمیکنین؟
،من قبلاً با بئاتریس حرف زدم
.و پذیرفته که باید رفتارش رو بهتر کنه
تا زمانی که تو مدیر ،دبیرستان سنکچری سینیور باشی
هارپر به این مدرسه برنمیگرده
و این مدرسه برای ما امن نیست
.بیخیال، سارا
.این عادلانه نیست
.ما به همگانی بودن خودمون افتخار میکنیم
"این شما هستین که باید "بهتر عمل کنین
من هرگز ... هرگز نباید .تو رو به مدرسه میفرستادم
.باید ببرمت دکتر معاینهات کنه
.میخوام برم خونه
.هارپر، خیلی متاسفم
.اشکالی نداره
هیچ کاری نمیتونستی بکنی .که جلوشون رو بگیری
.مشکلی نیست
.شاید بعدا بیام سری بهت بزنم
.آره
لعنتی
چرا اون هنوز اینجاست؟
.میدونم که تو کشتیش
فکر میکنم کلمه ای .که دنبالشی "متاسفم" باشه
این باعث نمیشه کاری که کردی .جبران بشه، ولی حداقل یه شروعه
،میخوای ازش عذرخواهی کنم
میفهمی چی میگی؟
.اشکالی نداره، سارا
.خودم با "بی" برخورد میکنم
.اوه، مثل سگ ترسیدم
دست از بیادبی بردار
.من خیلی شرمنده و داغونم
کاری هم که بی کرده توجیه نمیکنم
ولی از وقتی که ابیگیل ،در مورد ازدواجمون به همه گفت
...خب، همهمون یه مقدار
.لطفا، ازش شکایت نکن
میدونم که حقشه .ولی بهت التماس میکنم
.فکر نکنم دیگه بتونم طاقت بیارم
.با هارپر حرف میزنم
.کاری که کردی افتضاح بود
چی تو سرت بود؟
چرا باور نمیکنی
هارپر با جادوگری دن رو کشته؟ .وقتی شواهد واقعی وجود داره
چرا اصلا با سارا حرف میزنی؟
وقتی خونواده ما رو از هم پاشید
.نه
پدرت خونوادهمون رو از هم پاشید ...وقتی تصمیم گرفت
.جای تعجب نداره که با زنهای دیگه خوابیده
.تو هیچی نیستی
.عشقم وقتشه بیدار شی
چیه؟
،آخرین باری که تو رختخواب برام قهوه آوردی
.تو ماه عسلمون بود
.این درست نیست
پیامهای حمایت بعد از شب .مراسم یادبوده، جیک هم همینطور
.این یه موفقیت پرشور بود
به نظر میرسه پیام رو واضح و روشن به همه رسوندیم
...تو
.کامل و بینقص بودی
گرچه مطمئن نیستم .آلبی و جولیا موافق باشن
در میون گذاشتن داستانشون .انگار بهت الهام شده بود
.متشکرم
هرگز با عقل جور در نمیومد
"که چطور یه شبه از "دون خوان به شوهری فداکار تبدیل بشه
خب بهم بگو کدوم یکی از دوست دخترهاش
جولیا رو رسوند تا شوهرش رو جادو کنه؟
.نمیدونست شوهرش با کی میخوابه
خب، بعدش چی؟
.باید به فعالیتمون شتاب بدیم
.باید برم جیک رو ببینم
اون بخش از مصاحبه هارپر .هنوز داره منو آزار میده
اگه دنیل وایتهال از دخترای دیگه سوءاستفاده میکرده، کی بوده؟
.هنوز کسی نیومده جلو
دست از سرم بردار
!بهم دست نزن
!تو، سارا فین رو دستگیر کن
چرا؟
.ببخشید، خانم
.اون منو طلسم کرده
آقای گارستون؟
چرا قبلاً بهش اشارهای نکردی؟
.نمیدونستم
یعنی رضایت ندادی؟
...نه، من
...هرگز رضایت ندادم، فقط نمیتونم
،اشکالی نداره، آلبی .صبور باش
...یه شب بود که رفتیم خونه سارا
در حالی که .هیچوقت خونه سارا نمیرفتیم
.ولی جولیا اصرار کرد
.یادمه که شراب خوردیم و زود اثر کرد
.ولی هرگز چیزی رو امضا نکردم
قسم میخورم
.به جون دخترم قسم میخورم
،به مریم باکره قسم
.این عین حقیقتـه
سارا و هارپر هر دو از اتهامشون تبرئه شدن
.بچه های اداره پلیس به تد خبر دادن
.این شرم آوره
دکتر چی گفت؟
.مطمئن نیستن
.یه ویروس، شایدم استرس
بچه بیچاره اینقدر امروز صبح ازش خون گرفتن
.که چیزی ازش باقی نمونده
.بیا یه حالی ازش بپرس
.سلام، جیک
.متاسفم که اینقدر ضعیف و بیحال شدی
در مورد غرق کردن هارپر شنیدی؟
بعضی از بچه های مدرسه ،سعی کردن هارپر رو مجبور کنن
.اعتراف کنه که یه جادوگره
.اوضاع کمی... بهم ریختهست
.من اون زن کارآگاه رو مقصر میدونم
.و خونواده فین
خجالت میکشم که این همه مدت
.با سارا دوست بودم
.نباید خودتو سرزنش کنی
،من خوش شانسم که ایمان دارم
هرگز شک نکردم که جادوگری، یه کار شیطانیـه
،خیر در مقابل شر پیروز میشه .بهت قول میدم
،برات ساندویچ درست میکنم
.و این یکی رو باید بخوری
شاید من و مایکل بتونیم بهت کمک کنیم
.لباسهاش هنوز تو سبد لباسشوییـه
...جورابهاش
...و شلوارهاش
و اون تیشرت آبی رنگ
.با اون ایموجی احمقانهی روش
نمیتونم خودمو .راضی کنم که اونا رو بشورم
.هرگز نمیدونست که از صخرهنوردی متنفرم
...بهش گفتم بعد از امتحانات
باهاش میرم صخره نوردی
.میدونم که برات دوست خاصی بود
...قرار بود یه زمانی راستش رو بگم ولی
.متاسفم
،چی میشه اگه فقط یه ویروس نباشه
...یا مثلا
چی میشه اگه سارا نفرینم کرده باشه؟
دوباره که مظنون به قتل نیستم، نه؟
آلبی گارستون ادعا میکنه که
.بدون رضایتش اونو طلسم کردی
خب، جولیا آلبی رو یه بار آورد اینجا
.که ببینه میتونم کمکش کنم یا نه
خیانتش از کنترل خارج شده بود .میخواست که جلوش رو بگیرم
.باید فرم رضایتنامه امضا شده رو ببینم
.تو اتاق مشاوره منه
میتونم فردا تحویلش بدم؟
.امروز خیلی بهتره
.یه اسکن دیجیتالی ازش دارم
!مامان ژاکتم کجاست؟
مامان میشه لطفا وسایل منو جابجا نکنی؟
...باید برات اومده باشه
!پیداش کردم
.ظاهرا که مشکلی نداره
.هی، ماکارونی و پنیر و هات داگ درست کردم
.حتی فکرشم نکن تو خونه نگهم داری
. میخوام علیه بی شکایت کنم
.باشه، هارپر، صبر کن
.باید حرف بزنیم
میتونم شکایت کنم؟
چرا؟
.سعی کردم ازدواجمون رو نجات بدم
No comments yet. Be the first to leave one.