ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"ایرلند شمالی، 1974"
دهه ها ناآرامی داخلی به درگیری مسلحانه تبدیل شد
"بلفاست"
اونا رسیدن
عجله کنین، بچه ها
لعنتی بچه ها
بچه ها چیکار میکنین اذیتش نکن، پاتریک
تنها همینو کم داشتیم
این چکاریه که میکنی
اونا رو بردار
پاشو از داداشت عذرخواهی کن
الان وقت اینکارها نیست
داره دیرتون میشه
لعنتی، تکون بخورین
از اونچا ببرشون
گم شین از اونجا
برو تو ماشین
راه بیفت، لعنتی زودباش برو
.:: زیـرنـویـس از : سـعید پردیـس ::.
آيدی تلگرام جهت ارتباط @Saeed8362
اوه خدای من، یواشتر برو
|| در سرزمین قدیسان و گناهکاران ||
توی پیرمرد خیلی کلک میزنی، فینبار
چی گفتی وینی؟
"ساحل غربی دونیگال" میتونم ببینم چکار داری میکنی، خب؟
چطور میتونم بهشون شلیک کنم وقتی نتونم ببینمشون
اونا رو برگردون، بذارشون بالا
بخاطر باد صداتو نمیشنوم
خیلخب، باشه
اگه شکایت کنی که دارم تقلب میکنم افسر اوشی
خیلی عصبانی میشم
این فقط یه شرط بندی ـه، باید منصفانه باشه
میخوای تموم روز رو وایسی و غر بزنی یا طبق معمول شلیک کنی و ببازی؟
الان نشونت میدم، عوضی
ای حرومزاده فریبکار
ممنون
همه پولمو ازم گرفتی حرومزاده
خب، امروز چکار میکنی؟
... غیر از غذا دادن به گربه و فرو رفتن توی
داستان گالیور و آدم کوچولوهاش؟
راستش، سفرهای گالیور رو تموم کردم
حالا داستایفسکی میخونم
نویسنده روسی
احتمالا اونو نمیشناسم
از آگاتا کریستی بیشتر خوشم میاد
کجا داریم میریم؟
خارج از دفتر یه کاری دارم
...خانم بیلی اومد پیشم و گفت
تابلوی خوش آمد گویی شهر ناپدید شده
حالا میتونی ببینی کار واقعی چیه
خدایا چه افتضاحی شده
قهوه ای مایل به قرمز
شرابی شرابی؟
آره، تو مایه شرابی
حتما بی احتیاطی کرده و کنترل ماشین از دستش در رفته
شایدم مست بوده آره
شاید عقلش رو از دست داده
الان میخوای تو شهر دنبال یه دیوونه بگردی؟
آره، شاید تا وقت چای بفهمم کی اینکارو کرده
از پشت سر میتونم حس کنم که چشمات بهم خیره شده
...ریتا
شک ندارم
آدم" اگه اینجا رو میدید"
حوا" رو با تو عوض میکرد"
خوبه که آدم یه سرگرمی داشته باشه
اونم اگه برای تزئین باشه
برای تزئین میز خیلی خوبه
اگه دعوتم رو برای شام قبول میکردی اونا رو میدیدی
برندان چطوره؟
وضعیتش هر روز بدتر میشه
با داشتن زن زیبایی مثل تو احتمالاً میخواد که زنده بمونه
بارت مک گوئینس "بنتری"
این انفجار شش کشته از جمله سه کودک بر جای گذاشته
گمان میره که ارتش جمهوری خواه ایرلند مسئول این بمب گذاری باشه
اگرچه هنوز مسئولیتش رو بر عهده نگرفتن
از همه کسانی که اطلاعاتی در مورد حمله دارن میخوایم که گزارش کنن
"بندر بنتری"
خیلخب، لطفا همگی ساکت باشین
من واقعا قادر نیستم که به اندازه کافی این شخص رو توصیف کنم
بیش از آنچه که شایسته ماست برای این شهر انجام داده
واقعاً مردی با استعدادهای فراوان
و شاید بتونیم وسوسهش کنیم که برامون بخونه
بارت مک گینس افتخار یه آهنگ رو بهمون میدی؟
نمی خواهیم آواز یه معتاد پیر رو بشنویم
حتی خانواده ام هم طاقت شنیدنش رو ندارن
خب، پاشو، باید راه بیفتیم
نمیتونی همینجا بهم شلیک کنی؟ وگرنه به دردسر زیادی میافتی
راه بیفت، برو سمت چپ
فکر کنم اینجا مناسب باشه
دو قدم به سمت راست
حالا کندن رو شروع کن
ما کجاییم؟
اگه قراره اینجا دفن بشم
حداقل میخوام بدونم کجام
"دونیگال"
دونیگال، اون سوی دیگه کشوره
یه استان فراموش شده
چقدر مناسب منه
اینجوری امرار معاش میکنی؟
به اندازه کافی عمیق هست، بیا بیرون
زانو بزن
اوه خدای من
این همه درخت
سرت شلوغ بوده
زانو بزن
دست ها پشت سر
یه دقیقه فرصت داری هرچی دلت میخواد بگی
هر چقدر میخوای التماس کن ولی بدون که هیچ تاثیری نداره
نیازی به التماس کردن ندارم
میدونستم که این روز نزدیکه
تازه بیش از حد انتظارم هم طول کشید
بنظر میرسه سالهاست گذشته
تو جوونی بی پروا بودم خلق و خوی خشنی داشتم
آدمای زیادی رو کشتم
میدونستم در مورد کاری که کردم نمیتونم عقب بشینم
و راه برگشتی هم ندارم
ولی یه روز تصمیم گرفتم که آنچه از روح ذوب شدهام باقی مونده
نباید به هدر بدم
...و یه جورایی
از شر اون ابر سیاه خلاص شدم
و بخشی از جامعه شدم
و هر کاری از دستم بر میاومد برای مردم انجام دادم
میدونی، اینجا جاییه که برای افرادی مثل ما تموم میشه
مثل باتلاقی توفان زده میشیم
قبل از اینکه به اینجا برسی
سعی کن کار خوبی انجام بدی
وقتت رو به اتمامه
مشکلی داری، کیو؟
نه
تو همجنسگرایی رابرت؟
موسیقیت که اینو نشون میده
دیوونه ای کیو؟
کفش هات که اینو نشون میده
کثیفی که اونجا گذاشتی هم دیگه هیچ
این 45 آهنگ مودی بلوز خیلی عالیه
اینو ازت قرض میگیرم
زیادهروی منجر به مرگ زودرس افراد ضعیف میشه
کی این حرفو زده؟ ییتس ؟
مادرم
کیه؟
منم، خانم مک کوی
فینبار، چطوری؟
رابی گفت که میای منم برات کوکی های مورد علاقه ات رو درست کردم
با گیلاس؟
کشمش فکر کردم با کشمش خوشت بیاد
خوبه، با کشمش عالیه
تو منو بهتر از خودم میشناسی
من اینجوری فکر کردم
میخوای با خودت ببریش؟
همیشه اینکارو میکنی
صبح بخیر خوشگلهای من
اینا هنوز داغه؟
هی، هی ادب داشته باش
ایناهاش
سریع ترین دست تو غرب
این پسر اهل دوبلین ـه
جوونای امروزی اینجورین دیگه
.اوه خدای من
حالتون چطوره؟ تو چطوری؟
ممنون
نقاشی جدید برای کلکسیونه؟
اونو بجای بدهی از گروه اوریلی گرفتم
نقاشی رو یه هنرمند مکزیکی کشیده
انگار تو آمریکا یه سبک جدیده
ارزشش بیشتر از مقداریه که بهم بدهکار بودن
متأسفانه، نمیتونی به صاحب واقعیش بفروشیش
باید مراقب خودم باشم
تو این هفته یه کاری برات دارم
به اون بدش
ماموریت رو میگم
بدش به اون، همشو
این اواخر خیلی بهش فکر کردم
از زمان مرگ مارگارت تصمیمات بد زیادی تو زندگیم گرفتم، میدونی
...منظورم اینه که
کارهای بهتر از این باید انجام بدم که دوست دارم مردم اونو ببینن
میفهمم
دوست داری چی رو به دنیا نشون بدی؟
این تنها کاریه که میتونی از پسش بربیای
میتونم یه زمین بخرم باغ بکارم
باغ؟ آره
چی بگم
میخوای منو ول کنی و با اون احمق تنها بذاری؟
ممنون
دلت برام تنگ میشه؟
آره، به اندازه یه سوراخ توی سر
بذر میخوای؟ آره، رفیق، بذر
تو معمولا بذر نمیخریدی
نه، قبلا نه
مطمئنی که بذر میخوای؟
آره، مقداری داری یا نه؟
خیلخب
این چیزا رو دارم
دونه لوبیا سبز، کلم هویج و سایر دونه ها
خب، فکر کردم که میتونم باغچه خودمو پرورش بدم
کمی صنوبر
و شاید گیاه ساقه طلایی
مثل اون گیاهان زردی که تو باغ خودت کاشتی
اون گیاهان زرد علف های هرزه، فینبار
اینو نمیدونستم
شاید به معلم نیاز داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.