Get Away

Get Away

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Get Away 2024 WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-01-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 93
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ ‫

‫[ 2) یک جزیره منزوی سوئدی در قرن 19 ‫در آن یک تراژدی رخ داد. ]

‫شرمنده. شرمنده عزیزم. ‫ادامه بده

‫خلاصه تو سال 1824

‫کل جزیره خودش رو قرنطینه کرد

‫از ترس همه‌گیری یه آنفولانزای مرگبار

‫نوشته این قرنطینه چقدر ادامه داشته؟

‫آره. با سه ماه شروع شد

‫و نهایتش دو و نیم سال طول کشید!

‫عجب. چه سخت. فوق‌العاده‌ست

‫خیلی فوق‌العاده‌ست

‫مدتها بعد از اینکه جاهای دیگه ‫از قرنطینه خارج شده بودن

‫تو جزیره هنوز پابرجا بود

‫تا اینکه بیشتر مردم یا مرده بودن

‫یا به آدمخواری رو آورده بودن ‫که خودشون

‫و بچه‌هاشون رو تغذیه کنن

‫- چند نفر مردن؟ ‫- راستش نگفته

‫- کسشر! تعداد تلفات می‌خوام ‫- هی، مودب باش

‫چه اهمیتی داره که چند نفر مردن؟

‫راستش، تو این مورد با سم موافقم

‫اگه یه رقم دقیق داشته باشیم خوب میشه

‫آره، بنظرم کمتر به تخمم می‌گیرم

‫اگه دویست نفر مرده باشن، ‫نه مثلا...

‫- چهار نفر؟ ‫- آره، چهار

‫- آره ‫- چهار نفر

‫خیلی‌خب، من شنیدم صدها نفر بودن

‫- راضی شدی؟ ‫- خیلی، ممنون

‫هر ده سال، مردم جزیره ‫جشنواره‌ی...

‫- کارانتان! ‫- کارانتان!

‫یه قرنطینه رو جشن می‌گیرن، ‫یه نمایش هشت ساعته پر از خون

‫- هشت ساعت، کیر توش! ‫- هی، هی!

‫شرمنده بابا

‫مثل سگ از تئاتر بدم میاد

‫مامان، ممنون بابت اطلاعات

‫- خواهش می‌کنم بابا ‫- چندش

‫من هیچوقت آدم نمی‌خورم

‫- چرا؟ ‫- گیاهخوارم

‫- آها، شروع شد. بفرما ‫- عقاید منو تحقیر نکن

‫عقاید! ببخشید، ولی باور کن

‫اگه به اندازه کافی گرسنه باشی، ‫یه مرد رو هم می‌خوری

‫- یا زن ‫- آره

‫- ما رو یادت نره! ‫- شرمنده

‫ببخشید، سلام

‫ببخشید مزاحم شدم

‫میشه یکم غذا سفارش بدیم لطفا؟

‫اگه ممکنه دو تا همبورگارس لطف کنید ‫(همبرگر)

‫و دیگه، دو تا پام فریتز، ‫همون سیب‌زمینی

‫و دو تا آبجوی خیلی بزرگ لطفا

‫بچه‌ها، شما چی می‌خواین؟

‫آره، سلام

‫شرمنده، برگر سبزیجات دارید؟

‫- ای خدا ‫- نون بدون گوشت؟

‫آره

‫ما برگرهامون از گوشت حیوانات خشکی ‫یا دریایی درست میشن

‫عالی، گوشت دریایی چیه؟

‫مقعد ماهی ماکرل تخمیر‌شده

‫چی...

‫فقط سیب‌زمینی، مرسی

‫- سیب‌زمینی ‫- بله، ممنون

‫جسی، تو چی می‌خوری عزیزم؟

‫هیچی. گشنه‌م نیست

‫ای خدا، باید یه چیزی بخوری

‫بعداً می‌خورم

‫خب، قول میدی بعداً غذا بخوری؟

‫- نه ‫- جسی، کجا...

‫خدایا

‫ببخشید، میشه یکم...

‫پنیر هم بذارید روی برگرم؟

‫- نه ‫- نه، باشه. چرا؟

‫تو کجا میری؟

‫جسی رو پیدا کنم

‫یا خدا! ببخشید. ‫بابت بچه‌ها هم عذر می‌خوام

‫امروز خیلی بدقلق شدن

‫فکر کنم حوصله‌شون سررفته

‫خودتون بچه‌ دارین؟

‫نه. مُرد

‫البته که مرد

‫اوه!

‫- سلام عزیزم ‫- اومدی

‫- وای، مرسی ‫- مزه ماهی میده؟

‫اوه! ببخشید

‫خدا رو شکر شماره میز داریم

‫و سفارشمون با کس دیگه‌ای اشتباه نمیشه

‫بامزه بود

‫میری بچه‌ها رو صدا کنی؟

‫کجان؟

‫خدایا، ریچارد، نمی‌دونم

‫از مغزت استفاده کن

‫- خیلی‌خب، ببخشید ‫- کجان؟

‫من رو غیب‌گو فرض کردی؟

‫بنظرت چی شده؟

‫نمی‌دونم

‫- بچه‌ها، غذا! ‫- باید بریم

‫خیلی گشنمه

‫- اه! چندش ‫- آره. اه

‫- خوب بودها ‫- نمی‌دونم

‫- برای من مزه ماهی میده. سلام ‫- تمومه؟

‫بله، ممنون

‫عالی بود، خیلی ممنون

‫ببخشید، اینجا می‌تونیم ‫بلیت قایق بخریم؟

‫من شبیه قایق‌دارم؟

‫- نه ‫- نه، فقط گفتم بپرسم

‫- کجا میرین؟ ‫- اوه، میریم اِسوالتا

‫- نمی‌تونین برید اونجا ‫- تو دوره کارانتان قدغنه

‫فکر نکنم باشه‌‌ها، نه؟

‫اینجا اروپاست دیگه؟

‫تو جزیره هیچ هتلی نیست

‫این آخرین قایقه. ‫اونجا سرگردون می‌شین

‫نه، سرگردون نمی‌شیم

‫چون تو جزیره می‌مونیم

‫- یه خونه بی‌ان‌بی هم رزرو کردیم ‫- صبر کن

‫- بیا. نگاه کن ‫- ریچارد

‫هیس

‫این خونه متس لارسون‌ـه

‫بله، درسته

‫دیگه از این سوئدی‌تر نمیشه، ها؟

‫چرا، میشه

‫چرا اپلیکیشن رو نشونش دادی؟

‫- مهربون بنظر میاد ‫- پلیس بی‌ان‌بی که نیست

‫- می‌دونم نیست. ببخشید ‫- لازم نیست همیشه...

‫لازم نیست برای همه‌چی عذرخواهی کنی

‫- شاید، ولی... ‫- آره، ولی باعث میشه

‫من آدم بده بنظر بیام

‫بهتون قول میدم، تو جزیره ‫ازتون استقبال نمی‌کنن

‫تو بهترین مواقع هم از مهمون خوششون نمیاد

‫اوه. چرا؟

‫اینکه موقع نمایش کارانتان ‫خارجی‌ها وارد جزیره بشن...

‫مثل اینه که تو جشن تکلیف یهودی‌ها ‫گوشت خوک سرو کنی

‫- کسی این کارو می‌کنه؟ ‫- آره

‫- خوشمزه‌ست ‫- این چشه؟

‫شاید از گیاهخوارها خوشش نمیاد

‫مطمئنم تو سوئد هم گیاهخوار هست

‫استکهلم، آره، حتما

‫مالمو و گوتنبرگ، شاید

‫بنظرم وحشتناکه که کسی یه کینه رو

‫دویست سال نگه داره

‫یه کلمه هم از خانم ایرلندی

‫قایق!

‫- خوبه. قایق ‫- آره! بریم!

‫هی! ببخشید مزاحم میشم

‫- چیه؟ ‫- می‌تونم حساب کنم؟

‫نمی‌دونم. می‌تونی؟

‫بیخیال. یکم عجله دارم

‫لطفا، الان از قایق جا می‌مونم

‫- شاید همین به صلاح باشه ‫- چقدر شد؟

‫هوم...

‫سیصد کرون

‫صحیح، عه...

‫نمی‌تونم...

‫دستام خیلی عرق کردن

‫ایناهاش، بله

‫فقط نقد

‫باشه، عه...

‫یک...

‫اینم یکه؟ آره. دو

‫چیکار می‌کنی؟ ‫دردم گرفت

‫اگه صلاح خودت رو نمی‌دونی، ‫سوار اون قایق نشو

‫خونواده قشنگت رو بردار

‫و سوار ماشین کرایه‌ایت شو ‫و گمشو برو

‫گفتم دردم میاد!

‫باید برم

‫نگو نگفتی‌ها

‫چی شده؟ ریچارد؟

‫اون نگاه رو می‌شناسم. چی شده؟

‫- خوبم ‫- ریچارد!

‫بله؟

‫سلام

‫میشه چهار تا بلیت بدین لطفا؟

‫- چهار تا بلیت؟ ‫- اوهوم

‫به مقصد کجا؟

‫خب، ما هم میریم جایی که شما میرین خنگول

‫- اسوالتا ‫- یالا، بریم!

‫خب، خیلی عجیبه

‫زودباش بابا

‫- ببخشید ‫- چی شده؟

‫- اوه! ‫- فکر کنم کیف پولم

‫رو جا گذاشتم اونجا

‫- خفه شو سم ‫- سم، فقط...

‫خیلی‌خب، خنگول، ‫بدو برو

‫- زود، زود، زود ‫- چشم

‫- برو، برو! ‫- باشه، باشه

‫- برو ریچارد! بدو ‫- دارم میرم

‫باید همین الان بریم

‫دیر کردن قدغنه

‫بعد از این قایق، دیگه چیزی نیست

‫اوه، قایق بعدی کِیه؟

‫سه روز دیگه. ‫بعد از تموم شدن کارانتان

‫پس آره، چهار تا بلیت برگشت لطفا

‫اسمتون رو میگید لطفا؟

‫اسممون رو می‌خواین برای چی؟

‫برای فهرست مسافرانمون

‫برای زمانی که قایق غرق شد و همه مردیم

‫اوه، عالیه، حتما. ‫ما خانواده اسمیت هستیم

‫- من سوزان‌ام، ایشونم سم ‫- همون سم خالی

‫ایشون هم جسی‌ـه

‫شوهرم هم... ‫بدو بابایی!

‫هی!

‫ایشون هم ریچارده، شوهرم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left