The Crown

The Crown

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Crown S04E09 720p WEB H264-GGWP
The Crown S04E09 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GGWP
The Crown S04E09 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Crown S04E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Crown S04E09 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Crown S04E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTG
The Crown S04E09 WEBRip x264-ION10
The Crown S04E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crown S04E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Crown S04E09 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
കമന്ററി എഴുതിയത് Pablito
⚜️ FoxMovie.Co | پابلیتو ⚜️

ടാഗുകൾ

web
720p
720
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-11-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 46
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫-دیر کردیم؟ ‫-متاسفم

‫برو برو برو!

‫به کشیش گفت، اگه منظورم رو بفهمی

‫اوه، تو شیطونی!

‫بار

‫بفرمایید

‫-لباس آمادست عزیزم؟ ‫-آره اینجاییم

‫-کفشا؟ ‫-بفرمایید

‫خوبه

‫چند نفر تو دنیا راجب این میدونن؟

‫4

‫امشب جمعیت زیادی بیرون سالن اشرافی اپرا هست

‫برای خوش آمد گویی به اولیاحضرتان ‫شاهزاده و شاهدخت ولز

‫البته پرنس، رئیس فرقه ی دوستان باغچه هست

‫که برنامه ی امشب رو میزبانی میکنن

‫پرنسس دیانا در یک لباس زنانه تور ابریشمی بی بند یاسی

‫که طرح طلا روش چاپ شده ‫توجه ها رو به خودش جلب کرده

‫ولی امشب شب شاهزاده هست

‫اولیا حضرت تولد 37 سالگیش رو جشن میگیره

‫در این مراسم مجلل خاص

‫مترجم : Pablito

‫یه لحظه دیگه بر میگردم ‫میرم دستشویی

‫دختر بالا شهر

‫اون تو دنیای شیکش زندگی میکرده

‫شرط میبندم اون هیچوقت با یه پسر خیابونی نبوده

‫شرط میبندم مامانش هیچوقت بهش نگفته چرا

‫من میخوام برم سراغ یه دختر بالا شهر

‫اون تو دنیای رویاییش زندگی میکرده

‫تا زمانی که هر کسی با اشتیاق میتونه

‫و حالا اون دنبال یه پسر پایین شهره

‫این چیزیه که من هستم

‫و وقتی که اون میدونه چی میخواد

‫از وقتش

‫و وقتی که اون بیدار میشه

‫و تصمیمش رو میگیره

‫اون میبینه که من اونقدرام سرسخت نیستم

‫فقط چون

‫من عاشق یه دختر بالا شهرم

‫میدونی من تو دنیای شیکش دیدمش

‫اون از اسباب بازیای باکلاسش خسته شده

‫و اون همه کادو از پسرای بالاشهرش

‫اون یه انتخاب داره

‫تولدت مبارک!

‫چه فکری میکردی؟

‫سعی داشتم خوشحالت کنم

‫اون نمایش عجیب غریب و بیخودت ‫هیچ ربطی به من و خوشحالیم نداشت

‫اونا 8 دقیقه سرپا بودن

‫تو رو تشویق میکردن

‫فردا روزنامه ها راجب هیچی نیستن ‫بجز تو

‫مردم میفهمن که راجب احساسات من به تو بوده

‫اگه تو هرگونه حسی به من داشتی ‫اگه تو هرگونه درکی از من داشتی

‫اگه تو چیزی جز خودشیفتگی تو مغزت بود

‫تو میدونستی که نمایش عمومی اونطوری ‫منو وحشت زده میکنه

‫-هر کاری که من میکنم تو رو وحشت زده میکنه ‫-شدیدا بله

‫من هیچوقت فکر نمیکردم که بتونی اینکارو بکنی ‫ولی بنظر میاد الان داری واقعا موفق میشی

‫-و اون چیه؟ ‫-من دارم حسابی ازت متنفر میشم!

‫چرا انقدر طولش دادی؟

‫بقیه ی ما خیلی وقته به اینجا رسیدیم

‫-چیکار داری میکنی؟ ‫-من دارم برمیگردم به گلوستر شایر

‫البته

‫اونجا جاییه که اون منتظرته

‫مطمئنم اون دقیقا میدونه چطوری خوشحالت کنه

‫چارلز و دایانا دوباره دارن میترکونن

‫مبارکه

‫ظاهرا اون دیشب با یه رقص تو سالن اپرا ‫سورپرایزش کرده

‫-واقعا؟ ‫-پر از چرخش و حرکات پای بالا

‫تو چرا هیچوقت اونکارو برام نکردی؟

‫-تو روز تولدت برقصم؟ ‫-آره

‫مثل سالومه

‫چون اگه درست یادم مونده باشه ‫تو بالرینای خودت رو داشتی

‫صادقانه

‫چرت و پرتایی که بعضی اوقات میگی

‫اینجا نوشته اونا با دوستاشون تو راه سوئیس هستن ‫برای اسکی

‫شاید وضعیت ازدواجشون داره بهتر میشه

‫حالا، مهم تر از همه چی ‫بیلی جوئل کیه؟

‫بیلی جول

‫-اوه جول ‫-بله

‫دختر بالا شهر

‫داری راجب چی حرف میزنی؟

‫درسته

‫درسته واضحه ‫همون لحظه میتونین همه چی رو تایید کنین

‫هرچیزی که باشه

‫من باید دوک و ملکه ی ادینبرگ رو فورا ببینم

‫شاهزاده چارلز در یک بهمن گیر افتاد

‫در پناهگاه سوئیسی کلوسترز

‫شاهزاده با گروهی از دوستاش در حال اسکی بود

‫که یک بهمن اومد و ...

‫نگرانی هایی در مورد احتمال بهمن در منطقه مطرح شده بود

‫بعد از بارش سنگین برف

‫بالگرد های نجات دارن خودشون رو به صحنه میرسونن

‫ولی مشخص نیست که شاهزاده نجات پیدا کرده یا نه

‫یک عملیات نجات بسیار سخت الان در حال انجامه

‫تلاش ها برای پیدا کردن محل شاهزاده ادامه داره

‫اونا تو هاگلامد بودن

‫یک پیست بدنام شیب دار

‫امم

‫وقتی که بهمن اومد

‫بنظر میاد که دو نفر برخورد داشتن و پرت شدن

‫چی...

‫اگه شرایط خطرناک بود ‫چرا داشتن اسکی میکردن پس؟

‫شرایط امروز صبح به نظر ایده ال میرسید

‫و یک جسد مرد پیدا شده؟

‫اونا اولین گزارشات تایید نشده هستن ‫بله

‫بدیهیه که تمام تلاش های ممکن در حال انجامه ‫برای تشخیص هویت جسد

‫ولی اگه اون چیزی که نمیخوایم بهش فکر کنیم ‫اتفاق افتاده باشه

‫و شاهزاده ولز در واقع،

‫اممم

‫ما نقشه های محتمل الوقوع ‫برای تمام اعضای خاندان سلطنتی داریم

‫پل منای هم از این قاعده مستثنا نیست

‫این اسم رمزه ‫برای مرگ شاهزاده ولز

‫بله مرسی مارتین

‫چرا پل؟

‫ما هممون پل هستیم

‫من برج لندنم، مامان برج تیه ‫تو برج فورتی

‫انتخاب اسامی

‫برای این بود که یه ارتباط رو از این زندگی

‫به یک زندگی دیگه نشون بده

‫ما تاییدش کردیم

‫شاهزاده ی ولز سالمه خانوم

‫هرچند یکی از مهمونا ‫خانوم پالمر تامکینسون

‫هنوز تحت مراقبت های ویژه است

‫و اونی که مرده ‫هیو لینزی بوده

‫-اوه نه ‫-زنش

‫بیوه

‫تو یه دفتر مطبوعاتی کار میکنه

‫-سارا ‫-ممم

‫-اگه میخواین که یه نامه بفرستین ‫-البته

‫مارتین؟

‫بله خانوم فقط واسه اینکه گفته باشم

‫در کنار پوشش فرار از مرگ اولیا حضرت

‫ما باید خودمون رو برای ‫گمانه زنی های بیشتر آماده کنیم

‫درمورد ازدواج ولز

‫بنظر میرسه که شاهزاده و شاهدخت ‫در بهترین شرایطشون نیستن

‫قبل از تصادف ‫و ما گزارشاتی دریافت کردیم

‫مبنی بر جر و بحث و داد و بیداد

‫روزنامه های خاصی دارن داستان هایی مینویسن

‫و هرچند با توجه به شرایط چند روز اخیر یکم زمان داریم

‫ما نمیتونیم انتظار داشته باشیم خیلی طول بکشه

‫خانوم

‫شاهزاده و شاهدخت ولز ‫در حال بازگشت به بریتانیا هستن

‫این عصر بدنبال یک تصادف ویران کننده

‫که سفر تفریحی اسکی شون به سوئیس رو کوتاه کرده بود

‫جسد سرگرد هیو لینزی ‫در این پرواز همراهشون خواهد بود

‫یک دوست نزدیک این زوج که دیروز در بهمن فوت کرد

‫خود شاهزاده ی ولز ‫تنها چند اینچ با مرگ فاصله داشت

‫-اونا گفتن تو داری میری ‫-سلام عزیزم

‫اوه مرسی

‫الان چیکار کردم؟

‫تو؟ هیچی

‫ولی به عنوان خواهر و محرم اسرارش

‫امیدوار بودم که تو برام روشن کنی یه قضیه ای رو

‫که من خودمم راستش نمیدونم حقیقتش رو

‫وضعیت واقعی ازدواج چارلز

‫شما نمیخواین بدونین

‫راستش میخوام

‫-چای؟ ‫-بله لطفا

‫مرسی

‫حقیقت، کل حقیقت ‫و چیزی بجز حقیقت نه؟

‫لطفا

‫خیلی خب

‫روزی روزگاری یه دختر خوشگل جوون بود

‫که دیوونه وار عاشق یه شاهزاده ی خوشتیپ شد

‫متاسفانه شاهزاده عاشق یکی دیگه بود

‫که اونم عاشق یکی دیگه بود ‫و اونا همگی با ناراحتی تا ابد زندگی کردن

‫همین بود، خلاصش ‫بیشتر نیاز داری؟

‫یکم

‫تفاوت سنیشون خیلیه

‫ولی چارلز از سنش بزرگتره ‫و دایانا از سنش کوچیکتره

‫که باعث میشه اختلاف سنی نباشه ‫بلکه شکاف سنی باشه( وضع بدترم بشه)

‫در ظاهر اونا از پیشینه ی اشرافی مشابه هستن

‫ولی شخصیت هاشون از سیارات مختلف هست (خیلی فرق میکنه)

‫اونا علایق متفاوت دارن، ‫دوستای متفاوت

‫همدیگه رو درک نمیکنن

‫و با توجه به همه ی اینا ‫اونا اتفاقا خیلی هم خوب پیش رفتن

‫ولی

‫در هر ازدواج نا موفقی ‫یه جایی هست

‫و من دارم با کلی تجربه حرف میزنم

‫که میفهمی دیگه تلاش کردن فایده ای نداره

‫و راحت تره که بذاری جریان ببرتت

‫و لحظه ای که هری زاده شد و ‫وظیفه انجام شد

‫ازدواج یه طورایی تموم شده بود

‫و اونا شروع کردن آرامش رو تو آغوش بقیه پیدا کردن

‫چند تا بقیه؟

‫دایانا با محافظش بوده

‫مربی سوارکاریش

‫-و چارلز؟ ‫-اون فقط با یه نفر بوده

‫اون همچنین یکم بیشتر با احتیاط بوده

‫تنها کسایی که راجب کامیلا میدونن

‫تقریبا کل گلوستر شایر ‫که همشون بنظر تو راحت کردن این قضیه دخیل بودن

‫تو نمیتونی به زنت خیانت کنی ‫بدون جایی برای ملاقات یا خوابیدن...

‫بله مرسی

‫ولی دایانا

‫خاله مارگو بهم گفت تو قصر کنسینگتون ‫رفت و آمد زیاده! (با خیلیا بوده)

‫اون

‫مردا جلوی دفترش پارک میکنن

‫چون فقط اونجا دوربین امنیتی نداره

‫یکی پس از دیگری

‫درون و بیرون

‫درون و بیرون

‫متاسفانه ازدواج ولز یه مثال کمیاب

More Farsi Persian subtitles for The Crown

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left