ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سی نما تقدیم میکند
و فکر میکنم این تنها چیزیه که دارم
اوه ، صبر کنید ، یه چیز دیگه هم هست
پرالتا قبل از ملاقات بهم یه یادداشت داد
دست خط افتضاحی داره ولی فکر میکنم نوشته
"بپرس ببین کسی نعناع واسه رابطه ی مقعدی داره ؟"
وقت اعلام کردنه و ما اینکارو میکنیم
واو ، عجب ورودی
اِمی و من یه سری خبر بزرگ داریم تا با شما به اشتراک بذاریم
- من حاملم - ما بچه دار شدیم
واو ، نمیتونیم باور کنیم تبریک میگیم
چه سورپرایزی
چه خبره ؟ من فکر میکردم شما
بیش از این هیجان زده بشید چارلز تو حتی غش هم نکردی
متاسفم ، سعی خودمو میکنم
این کار جواب نمیده یکی منو خفه کنه
- دارم میام - رُزا
ببخشید ، ما براتون خوشحالیم
ولی ما یه جورایی از قبل خبر داشتیم
راستش زیاد خوب نتونستید مخفیش کنید
چرا این جعبه رو اینقدر این ور اونور میبری؟
من جعبه دوست دارم
چرا داری اون روزنامه رو میخونی ؟
- دو روز از تاریخش گذشته - از این مسئله خوشم میاد
هی ، چرا اون لباس مقاوم در برابر مواد شیمیایی رو پوشیدی ؟
این تیپ رو دوست دارم
باشه ، خوبه ، پس همتون میدونستید ما بچه دار شدیم
آفرین به شما ولی شرط میبندم نمیدونستید
ما قراره صاحب دوقلو بشیم
نه ، جدی نگفتم ، یدونهس
فقط میخواستم چارلز غش کنه
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v
اوه ، جِیک
خیلی هیجان زدم که داری بچه دار میشی
ممنون پدر ، اگه وقتت آزاده
جمعه ی آینده مهمونی اعلام جنسیت داریم
خُب ، من تو آمستردام به یکی از اون مهمونی ها رفتم
من جای تو بودم اقوام رو دعوت نمیکردم
چی ؟ نه ، نه ، نه
یه مهمونی واسه اعلام جنسیت بچه هستش
البته به روش غافلگیر کننده
بهتره امیدوار باشی دختر باشه
پرالتا های پدر با پسر ها کنار نمیان
چی ؟ این درست نیست
راستش یه نگاه به خودمون بنداز رابطمون خیلی بهتر از همیشه هستش
امسال حتی تولدمو یادت بود
اوضاع الان خوبه ولی راستش
- شاید موقتی باشه - خوبه که اینو میشنوم
خُب ، این چیزیه که هست
طلسم خانوادگیه
تا 10 سالگیت من با پدرم حرف نزده بودم
پدر اون هم تو نمایشگاه جهانی اونو ول کرده بود
پدر اون هم بعد از غرق کردن پدرش تو چاه به آمریکا فرار کرده بود
اوه ، خدای من
باشه ، آره ، پس یجورایی مثل یه روند هستش
ولی تو طلسم نشدی منو و تو رابطمون خوبه
شرط میبندم تو هم میتونستی رابطه خودتو با پدرت بهتر کنی
دریا سالار رو میگی ؟
همیشه امیدوار بودم یه روزی رابطمو باهاش بهتر کنم
ولی اون هیچوقت اجازه نداد این اتفاق بیفته
چی میتونم بهت بگم ؟ ما واسه پسر داشتن ساخته نشدیم
یه شیطان داخل ژِن ماست
- عنوان فیلم سکست ـه ؟ - نه ، عنوان فیلم سکس من اینه
"اتاقکِ خلبان لَری و سکس در هواپیما با مهماندار ها"
- چی ؟ - مهماندار ها
جمع کلمه ی مهماندار هستش
باشه
دادستان کروم ، حالت چطوره ؟
جواب های واقعی میخوای از اینکه چطور زنم داره منو ترک میکنه
یا اینکه میخوای بگم ، خوبم شما چطوری ؟
دومی
- خوبم ، شما چطورید ؟ - خوبیم ، شما چرا اینجایید ؟
از پرونده ی خیابون کارول ، براون استون بی&ای خبر دارید ؟
آره ، شیشه شکسته و یه تلویزیون قدیمی دزدیده شده
خونه مال دوست شهرداره
اوه ، من فکر نمیکردم این پرونده در اولویت هستش
الان رسیدگی میکنم
عالیه ، به محض اینکه چیزی دستگیرت شد بهم خبر بده
آره ، حتما
یا خدا ، عجب کابوسی
موافقم ، یارو افتضاحه
میدونی 24 سالشه ؟
نه ، پرونده ی خیابون کارول
من فکر نمیکردم شهردار علاقه ای به این پرونده داشته باشه
و فکر کنم یه کار بد کردم
به هیچکاک و اسکالی یه پرونده ی مهم دادی ؟
باشه ، اینم از کیک
اگه داخلش صورتی باشه دختره
و اگه آبی باشه پسره
پس چرا پَکَری ؟
چون من فکر میکنم باید خوک سرخ میکردیم
از پوزهش شروع به خوردن میکردیم
و وقتی به دستگاه تناسلیش میرسیدیم جنسیت بچه رو میفهمیدیم
آره ، میدونی ، اِمی هم میخواست اینکارو بکنه
ولی من اینطور فکر نمیکنم
واسم پیام اومد
اوه ، بزودی میبینمتون جناب
- حدس بزن کی بود ؟ - اِلتون جان
چی ؟
گفتی "جناب" ، مشکل خودته
نه ، پدربزرگم بود ، دریاسالار
اوه ، ردشو زدی ؟
آره ، اون الان تو راه اومدن به آپارتمانم هست
و قراره رابطه ی اون با پدرم درست کنم
قراره خیلی احساسی باشه
قراره دراماتیک باشه تو باید
- یه برنامه واسه "اِلِن شو" درست کنی - تو هم همین فکرو میکنی ؟
چون من یه ایده ی متفاوت واسه این بخش دارم
وقتی اِلِن خونه رو تبدیل به خونه ی ارواح میکنه
من بهش میگم : گریم سنگین "حالت اسکلت"
ولی میدونی ، نیازی نیست اینکارو بکنم
- من پلیس بودن رو دوست دارم - و توش خیلی خوبی
آره ، باشه من میرم پدربزرگمو ببینم
آره
اوه ، جالبه ، تری فلوت میزنه
تو محل کار ؟ مگه کی هستی ، ویلیام وُنکا ؟
نه ، این یه کار پلیسی ـه
فلوت زن اداره ی پلیسِ نیویورک بازنشست شده
و من میرم تست بدم تا برم جای اون
کاپیتان هولت ، تو عاشق موسیقی هستی میشه منو یکم راهنمایی کنی ؟
ترجیح میدم اینکارو نکنم چون موسیقی که اونا میزنن آشغاله
ماه پیش اونا قطعه ای از سوسا اجرا کردن (ترانه سرای آمریکایی)
تو مجلس ترحیم افسر فالن
مردم اونقدر وحشت زده شدن که گریه کردن
شاید هم واسه مُرده گریه میکردن
نه ، اون اصلا محبوب نبود
گروه موسیقی اونا رو به گریه انداخت
کافیه که بگم فقط به کاری که اونا میکنن احترامی قائل نیستم
پس معلم درستی نمیشم
متاسفم
سلام پدربزرگ
خبردار
راحت باش ، داشتم شوخی میکردم
من پدربزرگت هستم فرماندهت که نیستم
حالا بجنب
باهام دست بده
باشه ، بیا داخل
واو ، زمان زیادی گذشته
هنوز اون کارتون در مورد
مارمولک های کاراته کار رو نگاه میکنی ؟
لاکپشت های نینجا رو میگی ؟
آره ، اخیرا بازسازیش کردن
یه سری کارهای جالب هم با اسپلینترسل و داستان های کراگ کردن
به هر حال ، من الان آدم بالغی شدم شما چطورید ؟
اوه من ؟ فکر کنم من ...
- پدربزرگ ؟ - چیه ؟
داشتم ازتون میپرسیدم که چطورید ؟
اوه ، مثل همشه تیز هستم
خیلی خوشحالم باهام تماس گرفتی
منم همینطور ، میدونید ، حالا که خودم دارم صاحب بچه میشم
دارم میفهمم که
رابطه ی پسر ، پدر و پدربزرگ چقدر مهمه
که بهم یادآوری میکنه که بگم پدرم هم داره میاد اینجا
واقعا ؟
تعجب کردم میخواد منو ببینه
خُب ، اون دقیقا نمیدونه که اینجایید
فکر کردم خیلی باحال میشه هردوتونو غافلگیر کنم
میدونی چه کَس دیگه ای فکر میکرد غافلگیری باحاله؟
دریا سالار یاماموتو ، و هممون میدونیم چه بلایی سرش اومد (اشاره به نبرد دریایی ژاپن و آمریکا)
- میدونیم؟ - بندر پیرل
بندر پیرل ، درسته بعضی غافلگیری ها خوب نیست
ولی این یکی اینطور نیست ، این یکی خوبه
درست مثل نبرد میدوِی
سفر به دوربی (شهری در بلژیک)
هردومون یه چیز رو همزمان گفتیم
پدرمه
قراره شگفت انگیز بشه
- سلام جِیکی - راجر پرالتا
آماده ی بغل و گریه شو
این پدرته
پدر ، مادر جنده
باورم نمیشه منو زدی
متاسفم
صورتم درد میکنه هی "داینو بایت"
پدرم چه غلطی اینجا میکنه ؟
گفتی میخوای باهاش آشتی کنی
منظورم بعد از مرگش بود
برنامه ریزی کرده بودم رو قبرش بایستم
و فریاد بزنم ، بخشیدمت
خُب ، شاید خیلی زود این شانسو به دست بیاری
اون مدام گیج میشه و زل میزنه به یه جایی
این حقه ی قدیمی اونه
در موقع نخواد در مورد چیزی صحبت کنه
اینکارو میکنه حرومزاده ی پیر
ببین ، من میدونم دوسش نداری
ولی حداقل میتونی سعی کنی باهاش خوب رفتار کنی
باشه
باهاش خوب رفتار میکنم
آرزو میکردم مرده باشی مادر جنده
گفتی قراره باهاش خوب رفتار کنی
دروغ گفتم تا بتونم بهش بگم مادر جنده
- پدر - باشه
نوه ی تو میخواد ما باهمدیگه صلح کنیم
پس ، آیا معذرت خواهی میکنی که بدترین پدر
در تاریخ جهان بودی ؟ حتی بدتر از اون پدر هایی که
بچه هاشونو تو زیرزمین زنجیر میکردن
- معذرت خواهی نمیکنم - تقصیر اونه ، من تلاش کردم
- فکر نمیکنم واقعا اینکارو کرده باشی - جِیک ، تو متوجه نیستی
اون یه آشغال بدون قلب ـه
No comments yet. Be the first to leave one.