ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
گرندل
پاپپي
يههههه !!! يهههههه 4.5
اودين اوديروس و لوکي از خدايان اسکانديناوي هستند
آههههه اووي
اهههههيوي
ييئو
يههههيووووويواا
اجازه بدين بزرگ ترين شاخ دنيا بياد !! هيچ کس نمي تونه مقابل دانمارکي بياسته
همه ما بايد حواسمون به خودمون باشه
هرتهگر پادشاه دوست داشتني دانمارکي است
براساس چشم اديرس خون تو خوش شانسي مي آره همه اينجا رو ترک کنند
! اهههههههههههه
! بلهههههههههههههههههههه
! اهههههه ! بلههههههه
ممکنه همه ي اونايي که رد شدن چنين قلب خوشحالي رو پيدا کنند
! ياي
! الاف
! الاف ! پال
کجا بودي , وقتي همه اين اتفاقا افتاد ؟
خواب بودم
من کمي آبجو خوردم
... لعنتي چطور جرات کرده
روز بخير
روز بخير
من خيلي دوست دارم اونو بشناسم,محلش کجاست ؟
ماهي ساحلي
به احتمال زياد من تنها کسي ام که اسمش همينه
من کجا ماهي گرفتم
من بئوولف هستم
بئوولف ؟
بله بئوولف ؟ خه ؟ غدا مارماهي ؟
تو تا حالا اون يکي ديگه رو نداشتي ؟
به نام برکاااا ! اههههه
ما خارج از شکار مار ماهي هستيم ... چند روز قبل
موقع طوفان قايق ما غرق شد
پس اين چيزيه که ازش باقي مونده ؟
بله
تا به حال به درياي آزاد رفتي ؟
من با اين قايق اونجا رو ترک کردم
آهه. من به اين فکر مي کنم که تو بتوني منو ببري اونجا
من زندگي زيادي اون تو نمي بينم تو اين کارو زياد انجام دادي ؟
همين طوره
خوبه پس تو هيچي نداري اگر طعمش مثل تو باشه
بخور , خودت باش
بنابراين قهرمان شدن چطوريه ؟
حتما همراه داشتن تبر و شمشير است و اينکه
جنون جنگ و خون ريزي داشته باشين , هه
در حقيقت من ديوانه نشدم
بنابراين , اههه ههههههه يک قهرمان آههه , يک قهرمان براي شام
خودتو گه نکن ههه ، ههههه ، هههه
من فعلا تو منطقه ي تو هستم
من ماهي گيرم همه ي اين روز ها براي اون اومدن
باد خوبي مي وزيد
بدون طوفان بود که از رفتن به خانه ي او سخت تر بود
در گيتلند هيچ عشق قوي براي بئوولف برگذار نشد
اما داستان اومدن به خونه رو شنيده بود
دوستان غربي اون در غرب مشغول خواب يا کشتار بودن.
... مرگ بر دانمارکي ها
بئوولف بزرگ به تنهايي بهترين بوده خلق و خوي بي باکي داشته
براي مردان اما حالا نصف اونم نيست
يا بيشتر بهترين شمشير زنان به نوسان افتادن
اسمشو بم بگو
برکا د لود
هههههههه
حق با دريا است
هيچ پسري با گرفتن شمشير از دست نرفته
شمشير بالا آوردن ؟
اون نمي تونسته بالا بکشه بادبان خودش رو
رييس
هههه
... و آبجو
سپر خود رو براي به لرزش افتادن جهان استفاده مي کرد
نه فقز کافيه رو سر ترول گه بريزي
بئوولف
خوبه مثل ما که چنين کاري رو سال هاي پيش انجام دايدم و اين سعادت ترسناک براي من اس
چيزي که 2 هزار ميگيره مسلح بودن چيز کم ارزشي نيست
اما من والا ها رو خواهم ديد يا يک چيزي رو در قط
بله ، بله ، بله
نتيجش اينکه دانمارکي ها کاري رو انجام ندن فقط با شمشير مي شه صحبتي رو پيش برد
اييي . آاي
بزرگ ما به عنوان پادشاهمونه يکي از دوستانم نزديک به من است
هيچ خونريزي براي پادشاهي بهتر از هروتگر نيست و من خوشحال و
... دوستدار وي خواهم مرد
ولي ما الان هم خوشحال هستيم
پس بيوولف به سمت دانمارکي ها خواهد رفت تمام شمايي که با وي خواهيد رفت ، سبب افتخار ما هستيد
! بلهههههه
و اگرتوانستيد همسري براي هونسيو پيدا کنيد که اين گوسفند به اندازه کافي تنها بوده است
!!!!!! ديييييو
! ديو زشت
!! هيولا
!!!! غول
! ديييو
! همون طور که جرئت ميکني با من دربيفت يا در جهنم ملاقات خواهيم کرد. اي خزنده پشمالو
! خزنده
اهههههم
!!! ااااهههههههه
صدمه ديدي ؟
اين مبارزه نخواهد کرد من شاهد خواهم بود
پس بلند شو و سوار شو
اينجا زمين بازي نيست
اه . تو در جايي که دل روده ي شاه ريخته شده
اشتباه ميکني
تمام اين درد مرا به مرگ سوق ميدهد
و به سالن پذيرايي خداوندگار اودين
نميدانم
اين بينش يک مرد است که ميخواهد به جشن
يا به سمت کرم ها برود ؟
تو مانند يک ديوانه حرف ميزني
! نه فقط مانند يک پادشاه دانمارکي
يا بلند شو يا همين جا تو را دفن ميکنيم
اين خواسته ي توست ؟
با پادشاهيت در معرض چشم ها
کسي که زنش ميخواد براي من باشد ؟
يک شمشير تا تو را چندقسمت کند ! ذره به ذره
! يک شمشير براق
به من گفته شده که تو پادشاه دانمارکي
کوناگت خوبي تو را ميخواهد
اي سلت ، تو از خانه دوري
و من هم با شمشير مسيح امنيت دارم پدر برندان
مسيح . اسمش به گوشم خورده است تو تا به حال در درگيري با ديو ها خوش شانس بوده اي ؟
من فکر ميکنم آنها هيچ وقت از راه ها عبور نميکنند
ولي اگر ميخواهي تعظيم کني قبل از مسيح
بايد برکت و قدرت او را حس کني
خدايان من از من نميخواهند که تعظيم کنند
و نبايد هم جرئت کنند اگر از تو حمايت نکنند
! ترسيدن از دلقک خدايان افتخار است من آمده ام تا اين شيطان را نابود کنم
با همين تکه چوب ؟
! با آتشي از بهشت
خب ، اگر تقلا ميکني بهتر است نگاهي به اين بيندازي
مرا تنها بذار روي ظرف غذايي براي ديو
من را ترک کنيد و اگر سنگ خداي جنگ را نديدم
! خدا را خواهم ديد
آهههههه
سلما ، آيا من بايد از شوهرم بترسم ؟
هيچ کار بهتري نداري ؟
اين کارها را با من نکن من چيز زيادي نميخواهم
کسي جرئت نميکند که نام تو را آلوده کند
وقتي تو و يارانت با من هستيد
هروتگر با خوشحالي ميميرد
اين يک بالابر است
سلما من جايي تو دهکده براي تو پيدا ميکنم
ما تخت هاي کنار هم را انتخاب ميکنيم
! افراد
همونجا بايستيد
هر طور شما بخواهيد
اينجا دانمارک است ؟
بله و شما دانمارکي نيستيد
پس براي دوش گرفتن آماده اي ! که به تو نشان دهد چه کسي هستي
دو ضربه از اين و 50 نفر روي ساحل خواهند بود
! قبل از بازدم
شايد هم پنجاه پرنده
اين حرف توست ؟
من بيوولف هستم
بيو ولف از سوئد ؟
اه ، اينجاسا
ما به عنوان دوستان هروتگر اينجاييم
خب . خوش آمديد
چيزهايي را که نياز داريد بياوريد
ما مراقب کشتي هاي شما خواهيم بود
به دانمارک خوش امديد
! آنها درخشندگي گاو هارا دارند
او کيست ؟
سلما . يک جادوگر
براي خوشحالي ما او را از کشتي دورنگه داريد
شادي همه چيز نيست
او مرگ مردم را ميبيند
اين سالن مشروب خوري است
اگر ميخواهيد با ارواح نوشيدني بخوريد
! بيوولف
اوه . بيوولف کوچولوي من کسي به من چيزي نميگويد
فکر ميکردم کوچک تر باشي
وقتي رفتم هشت ساله بودم
آه . تو بزرگ شدي
ببخشيد . ما نميخواستيم تو را بيدار کنيم
مرا بيدار کنيد
من يک پادشاه غمگين نيمه مست هستم در وسط روز
چي رو ميخواهيد بيدار کنيد ؟
خدا رو شکر که تو را ميبينم
ههههااااهههههه
هاااا
آبجو ميخواي ؟
- اممممم . بله - يههههه
اگه دنبال همسر ميگشتي
اين اتاق بهترين مکان است
پنجره هاي
... زيادي
و هم چنين خيلي دور هستن
هووه هوه
... شا
همراه پادشاهم به شما خوش آمد ميگوييم
ما هرگز اين هديه را فراموش نميکنيم
هااااااههه
از امشب به بعد براي ريختن خون اين ديو
جشن ميگيريم
! آره
صبح طلسم تو از سايه هم کم ارزش تر خواهد بود
آرررررره
شايد نه کم ارزش تر
بلکه من سر تورا که با شمشيرم قطع کرده ام در دست خواهم داشت
No comments yet. Be the first to leave one.