Under Salt Marsh

Under Salt Marsh

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Under Salt Marsh S01E03 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Under Salt Marsh 2026 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 65
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

این برنامه حاوی الفاظ تندی است

صحنه‌هایی دارد که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحت‌کننده باشد و شامل موضوعات بزرگسالانه است

توی چشم‌های سفین رد سدیم هیدروکسید پیدا کردیم

احتمالاً قاتل لباس محافظ و دستکش پلاستیکی پوشیده بوده

قاتلِ من؟ شک نکن

جیمز با من حرف نمی‌زد. حتی اسمش رو هم نگفت

یکی از باتوم‌های شما رو توی صحنه جرم پیدا کردم

دیگه باید دست از این کارآگاه‌بازی‌ها برداری

به خاطر خودت می‌گم، باشه؟

باید روی هر دو تا پرونده تحقیق کنی، بال

می‌دونم چرا نمی‌خوای این دو تا پرونده به هم ربط داشته باشن

چون اون‌وقت معلوم می‌شه درباره خواهر جکی الیس اشتباه می‌کردی

می‌دونم وقتی بهش اتهام زدی، قضیه خیلی بیخ پیدا کرد

این همه ماجرا برای سفین و تصادفش

من رو یاد وقتی می‌ندازه که نسا غیبش زد

برای همین اون روز توی جنگل بودی؟ با سفین بودی؟

اون اونجا نبود. هیچ‌کس نبود

جنگلِ جنگل خالی بود

همه این پسرعموهای بوان دارن دروغ می‌گن، لعنت بهشون

هر چی که فکر می‌کردیم درباره لحظات آخر نسا می‌دونیم

خب، واقعیت ندارن، مگه نه؟

فکر کنم توی اون معدن قدیمی زباله دفن کردن

توی زمین بابام. بیا دیگه. سوار شو

اینجا می‌تونه صحنه جرم اصلی‌مون باشه

رئیس. اینجا رو چطوری پیدا کردی؟

با سازمان محیط‌زیست هماهنگ کن

ازشون خواستم زباله‌ها رو برای وجود سدیم هیدروکسید آزمایش کنن

می‌خوام وجب‌به‌وجب این محل دفن زباله رو بگردی

باید بفهمیم سفین راهش به اینجا رسیده بود یا نه

کث

خب، تو و خانواده‌ت تا الان همه کارها رو درست انجام دادین

به هشدار سیل گوش دادین

و دارین اینجا رو تخلیه می‌کنین

ببین، این شرایط می‌تونه خیلی ترسناک باشه

پس مهمه یه سری مهارت یاد بگیریم که کمک کنه همه‌مون آروم بمونیم

اول، یه نفس عمیق و آروم می‌کشیم

بعد موقع بازدم، تظاهر می‌کنیم داریم حباب درست می‌کنیم

روی بدن سفین یه تار مو پیدا کردیم، می‌خوایم ببینیم مال جیمزه یا نه

پس کارا قبول کرده که تو به عنوان معلم کنارمون باشی

فکر می‌کنه ممکنه کمک کنه، اما این بازجوییِ تو نیست، باشه؟

پس اگه به نظرت نیاز داشتم... بهم یه اشاره می‌کنی. حله

ممکنه دیگه فرصت زیادی با جیمز نداشته باشیم، واسه همین یه جورایی

دارم خودم رو به خطر می‌ندازم

رئیس خبر داره من اونجام؟

نه. بذار همین‌طوری بمونه، باشه؟

دهنت رو قشنگ باز کن. آفرین. یک و دو

آفرین، آروم

حالا گوش کن، خب، حالا که اینجاییم

می‌خواستیم بدونیم می‌تونیم، خب

اگه اشکالی نداره چندتا سوال ازت بپرسیم

یادت می‌آد پنجشنبه بعد از مدرسه، تو و سفین کجا بودین؟

اشکالی نداره، تو دردسر نیفتادی

خب، شما دوتا ساعت ۳:۳۰ از اینجا رفتین

و ساعت ۵ رسیدی خونه

پس چیزی که نمی‌دونیم اینه که توی اون فاصله چه اتفاقی افتاد

و می‌خواستیم ببینیم می‌تونی یه سری جزئیات بهمون بگی یا نه

نظرت چیه؟ هوم؟

جیمز؟

حرف زدن درباره‌ش خیلی دردناکه، مگه نه؟

اما ممکنه کمک‌مون کنه بفهمیم چه اتفاقی براش افتاده

چرا به کارآگاه بال نمی‌گی

یه چیزی که اون درباره سفین نمی‌دونه؟

هر چیزی. یه چیز خنده‌دار؟

سفین کابوس می‌دید و می‌خواست یه کاری کنه تموم شن

تو بهش گفتی چطوری از شرشون خلاص شه

آره، سعی کردم. اون خواب‌ها رو می‌دید

و من بهش گفتم

که اگه با هر چیزی که ازش می‌ترسی روبرو بشی

شاید اون خواب‌ها هم تموم بشن

از چی می‌ترسید؟

خوک سیاه. هان؟

فکر نمی‌کردم واقعی باشه اما اون فکر می‌کرد هست

صبر کن، تو و سفین... سعی کردین پیداش کنین یا یه همچین چیزی؟

من نرفتم. فقط سفین رفت

کجا... کجا رفت؟ این خوک سیاه کجا بود؟

جیمز، باید بهمون بگی کجا رفت. یالا

جیمز؟ می‌خوام برم

این خوک کجا بود جیمز؟ بسه دیگه جکی

کارا، خواهش می‌کنم، مهمه. بذار بهمون بگه

یادت می‌آد، توی ساحل وقتی بهم گفتی که بعضی وقتا

تو و سفین بعد از مدرسه می‌رفتین توی مزرعه بازی می‌کردین

اونجا رفته بود؟ که خوک رو پیدا کنه؟

رفت به مزرعه سالومون؟

پسر خوب

خب، این خوک سیاهی که می‌گفت چیه؟

یه افسانه قدیمی هالووینه

الان که هالووین نیست

شب‌ها می‌آد بیرون، شکار می‌کنه و آخرین بچه‌ای که باقی مونده رو می‌گیره

واسه این قصه‌پریون‌ها یکم بزرگ نشدن؟

به هر حال، ببین حداقل الان یه آدرس داریم

توی معدن چیزی پیدا کردن؟ مثلاً چکمه‌هاش رو؟

چکمه‌های سفین. نه؟ نه

ببین، خب... خانواده سفین. اونا دوست ندارن ازشون بازجویی بشه

پس با احتیاط رفتار کن

همین‌طور وقتی داری با پسرعموها حرف می‌زنی

آره. خوبه. ممنون

هی جیم. خوبی. نه، نخورش، ازش استفاده نکن

دستور دادن آب رو بجوشونین

قضیه این آب چیه؟

می‌گن یه اقدام احتیاطیه

تا وقتی که برای آلودگی آزمایشش کنن

پایین توی مزرعه یه محل دفن زباله پیدا شده

توی مزرعه محل دفن زباله نیست. حداقل ما خبر نداریم؟

ظاهراً توی اون معدن قدیمیه است

زنگ می‌زنم به بابام

افسرها؟

ند بوان؟

برین. این نده

می‌خواستیم اگه بشه چند کلمه حرف بزنیم، اگه مشکلی نیست

پدرت هم این اطرافاست؟

هست. چرا؟ درباره سفینه؟

اینا چه ربطی به سفین داره؟

هر دوتاتون پنجشنبه داشتین کار می‌کردین، درسته؟

توی مزرعه، درسته؟ آره

آره؟

باید با هر کسی که اون روز اینجا بوده حرف بزنیم

اینجا هیچ مجرمی پیدا نمی‌کنین

مجرم، آقای بوان؟

بله، هر کسی که مسئول ریختن گندوکثافت‌هاش توی زمین منه

خب نه، ما فقط اومدیم درباره

درباره سفین چی؟

خب، آقای بوان ما دلایلی داریم که باور کنیم

که پنجشنبه بعد از مدرسه

سفین اومده بوده مزرعه که سر بزنه

آه خب، اطلاعات غلط بهتون دادن

چون اون که نیومد به پدربزرگش سلام کنه، مگه نه؟

هان؟ هر وقت می‌آد اینجا اول به من سلام می‌کنه

پس اینجا نبوده

خب، در هر صورت ما فقط می‌خوایم با همه حرف بزنیم

از جمله خودتون که اون روز توی مزرعه کار می‌کردین

اصلاً می‌دونی این خانواده داره چه روزای سختی رو می‌گذرونه؟

می‌دونی؟

ما فقط می‌خوایم همه چی عادی بشه. باشه؟

و ما فقط می‌خوایم صحنه جرم رو پیدا کنیم

خب اینجا پیداش نمی‌کنین، مگه نه؟

فرقی نمی‌کنه چند تا از شما عوضی‌ها توی زمین من وول بخورین

گوش کن، الان به من گوش کن، گوش کن

اگه همکاری نکنی

اون‌وقت روش‌های خیلی غیردوستانه‌تری برای پیش بردن این قضیه داریم

باشه، باشه پس بهم دستبند بزن، هان؟

بیا دیگه

بابا. هان؟

بابا! هان؟

بابا. ای مردتیکه

می‌خوام بدونم تک‌تک‌شون اون روز چیکار می‌کردن

دستکش‌ها رو دیدی؟ دستکش‌های محافظ ضخیم

درست مثل گزارش آسیب‌شناسی. آره

آهای

این، خب

این مسخره‌بازیِ زباله‌ها چقدر طول می‌کشه؟

خب، می‌ذارم سازمان محیط‌زیست در این مورد برات توضیح بده

چرا؟ نگرانی نکنه مخلِ کسب‌وکارت بشه؟

اوضاع مالی مزرعه این روزها یکم خرابه؟

اوضاع مالی خوبه، ممنون

پس توی هیچ کار... غیرقانونی‌ای دست نداری، نه؟

سفین می‌تونست بیاد و بره و ما اصلاً نفهمیم

اینجا جای بزرگیه

یه نفر هست که هنوز باهاش حرف نزدیم، آگوست آنتونوف. کارگر مزرعه‌تون

امروز سر کار نیست

جای دیگه‌ای هست که ممکنه باشه؟

نمی‌دونم. میخانه؟

باشه. ممنون

من همین‌جا می‌مونم و پرس‌وجو می‌کنم، رئیس

باشه

الو؟ سلام کاریس

سلام

سلام

داری یکم به خودت از حل کردن معماها استراحت می‌دی، جناب کارآگاه؟

تو آگوست آنتونوفی؟ آره؟

آره؟ می‌خواستم اگه بشه چند کلمه خصوصی با هم حرف بزنیم

اگه اشکالی نداره؟

نه؟

باشه، همین‌جا حرف می‌زنیم، مشکلی نیست

خب، تا جایی که می‌دونم توی مزرعه سالومون کار می‌کردی

چهار سال گذشته اونجا استخدام بودی. درسته؟

نه... ببخشید، انگلیسی بلد نیستم

انگلیسی بلد نیستی؟ باشه

توی مدتی که اونجا کار می‌کردی، هیچ‌وقت به

سفین هیل برخورد کردی؟

هوم؟ هیچ‌وقت اونجا توی معدن دیدیش؟

انگلیسی بلد نیستم

فکر کنم خیلی خوب می‌فهمی چی می‌گم، بیا اینجا

حالا به من گوش کن

می‌تونم اوضاع رو برات خیلی سخت کنم

جدی می‌گم

اومدم که به همه درباره آشغال‌ها اطمینان بدم

توی اون معدن قدیمی

داریم هر کاری از دستمون برمی‌آد می‌کنیم تا، خب، اونجا رو پاکسازی کنیم

اگه توی آب باشن چی؟ اون آشغال‌های شما؟

اونا آشغال‌های ما نیستن

ما هیچ نقشی نداشتیم، حتی نمی‌دونستیم اونجا هستن

غریبه‌ها میان اینجا

و دماغ‌شون رو توی کارهای ما فرو می‌کنن

و دردسر درست می‌کنن

بیا بریم

ببخشید

کارآگاه دنگ

ویکتور آنتونوف

خب، اون مردی که توی اون کاروان زندگی می‌کنه

آگوست آنتونوف، باهات نسبتی داره؟

Under Salt Marsh subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Under Salt Marsh

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left