ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.صبح بخیر، همخونه
.صبح بخیر، همخونه
.میخوام بعداً برم بازار بازم سیب میخوای؟
.نه، اما بازم دستمال توالت لازم داریم
.مشکلی نیست
اجازه هست؟
.مشکلی نیست
،بدون پرز با دولایه
.غیرمعطر، سایز خیلیبزرگ، خیلی نرم
.دولایه، مشکلی نیست
باید دستمال توالترو
.درست سرجاش بذاری
،دستمال رو بهجلو قرار میگیره
.نه که از زیر رو بهدیوار آویزون شه
شرمنده، یادم شده بود .اینجوری دوست داریش
.من اینجوری دوستش ندارم
.درستش اینجوریه
.اِماِن
.موردی نیست
.باید بجنبم
خانم کوهل؟
.سلام، دکتر ملندز هستم
.ببخشید، باید هرجا که میتونم تمرین کنم
.منهم هرجا که بتونم تمرین میکنم
.شنیدیم بهانگشتت آسیب زدی
میتونیم یهنگاه بندازیم؟
،یهچند روز پیش یهمانیکور افتضاح داشتم
.حالا ناخونم چندشآور بهنظر میاد
پارونیشیا...آبسهی ایجاد شده دراثر
.عفونتِ معمول باکتریائی
،چرکرو خالی و پانسمانش میکنیم .و میفرستیمت خونه
طی 72 ساعت، درد و ورم ،خیلی بهتر میشه
.و دوباره میتونی ویولون بزنی
.جلوجلو عذرخواهی کن
.من که کار اشتباهی نکردم - خب؟ -
نمیخوای که دائم خدا رئیس
آیندهی بخش جراحی .بهت بیاعتنائی کنه
.لیم هم ممکنه رئیس شه .آندروز هنوز تصمیم نگرفته
.هی، براون، پارک .دست بجنبونین
.یهدقیقه دیگه اورژانس میرسه
.پارک، مطمئن شو تخت سه آمادهست
.خانم 13 ساله
.خوندماغش هی بدتر میشه
.تزریق وریدی مستقیم توی راه .فشار خون 86 روی 51
!بند نمیاد !نمیتونم بندش بیارم
رسیدم خونه، و داشت با .اورژانس تماس میگرفت
اولین خون دماغت نیست، هوم، بابا؟
خب، این چیزها معمولاً ،خودشون بند میان
اما رایلی ادعا میکنه بیشتر .از یهساعتِ که اینجوری بوده
!ادعا نیست، واقعیته
میخوام فوراً ببرینش زیردستگاه
.و محلول 4% فنیلاِفرین بزنین
باید محل خونریزی .رو بسوزونیم
.اولین خوندماغ منهم نیست
این آخر هفته توی ،دیویس اجراء دارم
.بهخاطر همین مانیکور کردم
رزین مالیدن، موم زدن... سروکله .زدن با اینجور چیزها سخته
ویلون میزنی؟
.از تار و این چیزا سردرمیارم
وقتیکه دبیرستان بودم تفننی .با تیر و کمون تیراندازی میکردم
.وقتیکه پنج سالم بود شروع کردم
عادت داشتم موقع انجام تکالیفِ مدرسهام، شام خوردن، بیرون
.بُردن آشغالها، ترانههام رو زمزمه کنم
.منم میخواستم بلیطچی قطار بشم
.هنوزم وقت هستا
.بیحس شده
نباید توی انگشتش هیچ .دردی داشته باشه
.انگشتم نیست
.یکم بالاترشه، جای بند انگشتم
.تب نداره
بدن درد نداری؟
.آه، یکم
کُله روز ویلون زدن گردن .و شونههام رو نابود کرده
.احتمالاً تاندونیت یا درد خفیف آرتروزه
یا ممکنه بیماری گوشتخوار باشه
و ممکنه مجبور شیم .انگشتترو قطع کنیم
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
،یهمحل خونریزی
لبهی خلفی شبکهی .عروقی کسلباخ
تو زنگ زدی اورژانس؟
.اون زنگ زد
حالت چطوره، عزیزم؟
.محشر
.خون دماغه دیگه. حواسم هست
.بچهی منهم هست، بروس
.عمراً بفهمین که طلاق گرفتن
خب، چرا والدین رایلیرو نبرم
...سالن انتظار تا بتونیم
.درموردِ من صحبت کنیم
.خداحافظ
.باید بدونیم
شاون، باید چیرو قطعی بدونیم؟
باید یهبرش عمیقتر .ایجاد کنیم و نمونه بگیریم
.انگشتها هزاران پایانهی عصبی دارن
بریدن حتی کوچیکترین قسمتِ انگشتِ جاز
ممکنه باعثِ آسیبِ دائمی شه .و حرفهی کاریشرو خاتمه بده
اما اگه بیماری گوشتخوار باشه
.و کاری نکنیم، ممکنه بمیره
اینهم باعث خاتمهی .حرفهی کاریش میشه
.درسته
.اما اعداد، شاون، دادهها
عملاً احتمالش نیست که .بیماری گوشتخوار باشه
،از اونطرف، اگه آزمایششرو انجام بدیم
.صد در صد بهش آسیب میزنیم
چیز دیگهای نیست؟
دستمال توالتترو به بالا آویزون میکنی یا پائین؟
.مهم نیست
،قبل از خوندماغها ،دل درد داشت
.بیخوابی، سخت نفس میکشید
هربار، تندی میبردیمش پزشک اطفال
،اما نتونستن چیزی پیدا کنن
.پس دیگه نبردیمش
فکر میکنین داره ادا درمیاره؟
یهروانپزشک گفت احتمال داره اینجوری از دستی
سعی داره خانوادهاش .رو برگردونه کنار هم
خب، طلاق واسهی یهفرد .بزرگسالم ساده نیست
چرا بچهها بتونن بهتر از این باهاش کنار بیان؟
،اون جدا شده
،نه فقط از ما .بلکه دوستهاش، مدرسه
.پنج سال شده
.باید تا الان بهحالت عادی برمیگشت
.انگار یکی حالش بهتره
،خوندماغ بند اومد
اما غشاء بینی .رایلی خیلی نازکه
باید واسهی خونریزیهای .بعدی گوش بهزنگ باشین
رایلی، اخیراً مواد مخدریرو از راهِ بینی استنشاق میکردی؟
.چی؟ نه بابا .همچین کاری نمیکنم
کُلی چیز میز هستش ،که مضر بهنظر نمیاد
...اما - .گفت نه -
فلوتیکازونم ضرر داره؟
.سرفه میکردم
.بینیم گرفته بود و گلوم میخارید
،دنبال نشونههای بیماریم توی اینترنت گشتم
چون باید چهکار دیگهای آخه میکردم؟
.رینتیت وازوموتور باهاش جور بود رینتیت وازوموتور: مجموعهای از علائم شامل] [.عطسه و آبریزش و گاهاً همراه با احتقان بینی
،پس رفتم داروخونه .و یکم فلوتیکازون گرفتم
استفادهی نادرست از اسپریهای ،استروئیدی میتونه مخاطِ بینیرو نازک کنه
.باعث خوندماغهای ناجور شه
،فلوتیکازون مصرف نکن .بعدش رو به راهی دیگه
.ممنون
.آه، میخوام امشب ببریش
مجبور شدم یهسرمایهگذاری .مهم رو لغو کنم تا بیام اینجا
شرمنده، قصد نداشتم از
.چیز مهمی بندازمت
.داری ناراحتش میکنی .میدونی بچهی مضطربیه
.من مضطرب نیستم، مریضم
میشه یهبارم که شده هوامرو داشته باشی؟
چی؟ - .تقصیر توئه -
.داره کاری میکنه علیههم شیم
مشکل چیه؟
.نفس کشیدنم، دردناک شده
.آروم باش، عزیزم
.فقط بس کنین، جفتتون
.رینتیت وازوموتور
واسهی یهکلاس هشتمی .تشخیص خیلی خاصیه
.یهدقیقهی دیگه بیحس میشی
.کلاس هفتم
.و اشتباه کردم
.مهم نیست
.میفهمم داری چی میکشی
.باهوش و محبوب بودی
.هیچچیز مشترکی نداریم
.من هیچوقت محبوب نبودم
.لباسهای دستِدوم از خیریه میپوشیدم
.هیچوقت پدرمرو نشناختم
.مادرم مریض بود .نمیتونستم بهش تکیه کنم
میدونی، بچهها توی این ...سن میتونن حسابی
.عوضی باشن
.احمق. آشغال
حاضر نیستم بدترین دشمنمرو .هم بفرستم دوران مدرسۀ راهنمائی
توی کارنامهی پارسالم ،کُلی نمرهی بد گرفتم
.هیچکار نمیتونستم بکنم
حالا همه یهجور باهام .رفتار میکنن انگار احمقم
.تحقیرکنندهست
چهطور باهاش کنار اومدی؟
.گفتم گندش بزنن
.همین الانشم فکر میکنن بَدم
،توی کلاس شلوغکاری میکنم ،از محوطهی مدرسه در میرم
.هرکار که دلم میکشه میکنم
.اما هنوز عصبانیای
نذاشتم گذشتهام چیزیکه ...هستمرو تعریف کنه
و گذشتهی تو هم نباید .معرف تو باشه
..تکرار پایه ازت یه
چی؟
مشکل چیه؟
.هیچی
.بهنظر نمیاد خونریزی فعالی باشه
.اما خون بالا آوردم .اون واقعی بود که
ممکنه فقط آسپیراسیون ...ترشحاتِ مخاطی باشه که آسپیراسیون: ورود هرنوع مایع و ترشحات] [.توسط دم ریوی به درون مجرای تنفسی
خونی که بالا آوردی از ،خوندماغ اول بوده
.و رفته پائین توی گلوت، توی ششهات
،اما قفسهی سینهام .واقعاً درد میکنه
هی، شاون. چه خبرا؟
یادت رفت قبل اینکه بری
.لیوان قهوهات رو بذاری توی ظرفشوئی
.شرمنده، عجله داشتم
و یادت باشه، بهش مایع ظرفشوئی بزنی
قبل از اینکه بذاریش .توی ماشین ظرفشوئی
No comments yet. Be the first to leave one.