ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
" آکادمي پليسِ 2 " " اولين ماموريت "
شهر ؛ جايِ خطرناکيه . فارغ التحصيلان آکادمي پليسِ 1984 . . . مردان و زنان مصممي هستن که
. براي انجام اولين ماموريتشون مصمم هستن . . حالا ؛ آيا شهر هم ؛ براي ورودشون آماده اس ؟
. شب بخير
. سلام . سلام
. سلام - . سلام -
. سلام . سلام - . سلام -
. سلام - .. سلام -
. سلام . سلام
! رَد کن بياد بينم
همه اش 8 دلار ؟ - . خب ؛ کار و کاسبي کساده ديگه -
يا يه شغل جديد واسه خودت دست و پا ميکني ! يا گورِتو از اين محله گم ميکني
. بيا - ! هي ؛ بگيرش . . خوک -
! دستاتو بکِش بينم
حالا بگيد ببينم ؛ اصلا قراره هيچ جوابي از شمادوتا بگيرم ؟
. . خب . . قربان - . خب -
. عرضِ تبريک دارم ؛ کاپيتان - حالا ديگه چي شده رئيس ؟ -
. ديگه رسمي شد
حالا ديگه اينجا ؛ . بدترين حوزه ي پليس ؛ درتمام اين شهره
يه نگاهي به اين ميندازي ؟ . سي و شش درصد افزايش آمار سرقت
. سرقت مسلحانه ؛ تا 20 درصد افزايش
. چهل و چهاردرصد افزايش خرابکاري
قربان ؛ فکر کنم اگه دوباره يه نگاهي بندازين . سرقت تا 48 درصد افزايش پيدا کرده
. بفرما شنيدي ؟
تو کي هستي ؟ - . . ماوسر " قربان ؛ املاش ميشه "
. " خفه شو و بتمرگ سرجات " ماوسر . .
. نگفت که بيوگرافيتو براش تعريف کني - . آخرشم " اِ " و " ر " داره قربان . . -
ببين " هرست " ؛ آخه ديگه چه انتظاري داري ؟
بودجه امو که قطع کردي ؛ نيروهامو هم که کاهش دادي ؛ . من دست و بالم بسته اس و کار بيشتري ازم برنمياد
. آخه يه نگاهي به اطرافت بنداز ! اينا پيرن . خسته ان
. ديگه تحمل روبرو شدن با اين مجرم ها رو ندارن
. شايد به يه کاپيتان " لاساردِ " جديد احتياج داشته باشن
. شهردار دنبال نتيجه اس شهردارو که يادت مياد ؟
. اون خانم ؛ ميخواد يه کاري دراين رابطه انجام بشه حالا تو چه برنامه اي براي مبارزه با جرايم داري ؟
پاتو از کار و اداره ي من بکِش بيرون ؛ . . برو به دفتر شهردار
! و پاتو بکن همونجايي که معمولا ميکني . .
دقيقا 30 روز وقت داري که درصد جرايمو . پايين بياري والا بايد از اينجا بري
ميفهمي چي ميگم ؟ ! سي روز . . نه بيشتر
. لااقل 12 نفر نيروي جديد ميخوام
. ميتوني 6 تا داشته باشي - ! خب ؛ ممنون -
. بهتره شروع کني
. ببخشيد . . کاپيتان
. آکادمي پليس رو برام بگيريد . ميخوام با برادرم صحبت کنم
. قربان . . رئيس
قربان . . اگه بيش از حد درشتي کردم . . ميخوام بابتش ازتون عذرخواهي کنم
همينطور درباره ي اشاره ي کاپيتان " لاسارد " ؛ . . که گفت شما بايد بريد و فضولي
رئيس ؛ من يه چندتايي ايده درباره ي اينکه . چطوري درصد جرايمو پايين بياريم دارم
. " حتما همينطوره " ماوسر - . . البته نقشه هاي طويل المدتي هستن . . قربان -
که بايد پله به پله انجام بگيرن ؛ . . . درواقع با صف آرايي درست نيروها
ببينيد قربان ؛ فقط اونچه الان مورد سئوال قرار گرفته . رهبري اين تشکيلاتِ پليسه
. لاسارد " سي روز مهلت داره "
. اگه گندبزنه . . اين شغل مالِ توئه
. کاملا متوجهم قربان
ماوسر " ؛ تو خايه مال ترين آدمي هستي " . که درتمام عُمرم ديدم
. خيلي سپاسگزارم قربان . تمام تلاشمو ميکنم
. بايد براي ناهار بيرون رفته باشه . آکادمي پليس
الو . . لطفا وصل کنيد که . با " اريک لاسارد " صحبت کنم
. فرمانده " اريک لاسارد " ؛ صحبت ميکنه
. اريک " . . " پيت " هستم " - پيت " ؟ " -
. برادرت - ! " پيت " -
. چقدر چقدر از اين که زنگ زدي خوشحالم حال و احوال داداشِ گُلم چطوره ؟
. " خوبِ خوبم " اريک . راستشو بخواي ؛ خيلي هم خوب نيستم
اوه . . مگه چي شده ؟
. اريک " ؛ اينجا يه مشکلي دارم "
. آره خب ؛ همگي مشکلاتِ کوچولويِ خاصِ خودمونو داريم
. درسته . . اما اين مشکل خطرناک و جديه
. اميدوارم واسه دختر مردم دردسر درست نکرده باشي
نه ؛ منتها بايد يه چندتايي مردِ سالم و سرحال . پيدا کنم
خب ؛ فکر کنم يه جاهايي باشه که بتوني . . براي پيدا کردن مردهاي جوون سر بزني
. مثلا يه بارهاي مشروب فروشي خاصي هستن و غيره - اريک " ؛ داري درباره ي چي حرف ميزني ؟ " -
ببينم ؛ " مارگارت " دراين باره ميدونه ؟
اريک " ؛ من اينجا به دردِسر افتادم ؛ " . و به چندتايي نيروي تازه نفس احتياج دارم
. اوه . .خب . . اين که کاري نداره
ما اينجا در آکادمي ؛ تعدادي . فارغ التحصيلِ بسيار بسيار جوان داريم
. يالا . . زودباشين . دوبرابر بياين
. برو . . تکون بخور . . ادامه بده
! يالا . . تکون بخور . راه بيفتين . . راه بيفين . . راه بيفتين
حالا ؛ " برايان " ؛ . امروز ميخوام مستقيم سر کلاست بري
واسه چي بايد اينکارو بکنم ؟ - . بخاطر اينکه من ميگم -
. آخيش . . چه مهم - . مودب باش . . آقا کوچولو -
. مجبور نيستم . . کله مرغي - . ديگه کارت تمومه . . به دردسر افتادي -
. اوووه . . خيلي ترسيدم
کمکي از دستم برمياد خانم ؟ - . بله جناب سروان -
. پسرم " برايان " ؛ هميشه مدرسه اش ديرميشه ميشه باهاش صحبت کنيد ؟
شايد بتونين يکم بترسونينش ؟ - . يقينا . . بانو -
. " سلام " برايان
. ساعت تقريبا 8 صبحه . وقتشه که بري تو صف مدرسه قرار بگيري
. هروقت که احساس کردم آماده ام ؛ ميرم
. همين الان آماده اي . . آقا کوچولو
! حالا . . تکون بخور ! تکون بخور ! تکون بخور
. متشکرم جناب سروان - . خواهش ميکنم ؛ بانو -
. همچينا هم ازتلويزيون بهتر نيست - . من که نميدونم چي بگم -
. آخه من هرگز تلويزيون تماشا نميکنم
. شخصا ؛ حتي تلويزيون هم تو خونه ام ندارم
گرسنه اي " دايان "؟
بخاطر خدا " مايکل " ؛ . فقط برسونم خونه
. " هي " تيم - ماهوني " چه خبرا ؟ " -
چطور مطوري ؟ - ! خوبم -
. گوش کن " تيم " ؛ يه مشکلي دارم - چيه مشکلت ؟ -
. يه مرتيکه اي اومده داره ساحلمو بهم ميريزه - ! نــه -
حالا کي بود اين مرتيکه ؟ - ! تو -
. گوش کن " تيم " ؛ يه لطفي بهم بکن - ! هرچي تو بگي -
. از اين ساحل برو بيرون - ! کورخوندي -
. بس کن ديگه " تيم " ؛ پسر خوبي باش - ! محاله ! بزنين به چاک بچه ها -
! به اميد ديدار . . چاقالو
. هرگز با يه چاقالو درنيفت
واقعا باعث افتخاره که مقدمِ شما آقايان محترم . و شما بانويِ گراميو به حوزه ي 16اُم گرامي بدارم
برادرم بهم گفته که شما جزو بهترين نيروهاي . تازه ي فارغ التحصيل شده از آکادمي هستيد
حوزه ي 16 ؛ به چيزي که روزگاري بهترين . محله ي شهر بود ؛ خدمت ميکنه و ازش محافظت ميکنه
شوربختانه ؛ يک باند فاسد و خرابکار . . وارد عمل شده
و دارن سعي ميکنن که کنترل خيابونها رو . . . به دستِ خودشون بگيرن
ما نميدونيم که اونا کين ؛ . يا از کجا به اينجا اومدن
. اما اينو ميدونيم که يه مشت آشغال و تفاله ان
. و کارمون اينه که پيدا و دستگيرشون کنيم
شما همگي با آخرين تکنيک هاي نيروهاي . پليس شهري آموزش ديديد
هيچ کدوم از شما هست که توانايي هاي منحصربفرد و خاصي داشته باشه که من بايد درموردش بدونم ؟
من بتازگي يادگرفتم که به وسيله ي چاقوي استيک خوري . عمليات احياي تنفس به وسيله ي قطع ناي رو انجام بدم قربان
پس اين موش هاي آکادمي قراره که بخشو نجات بدن ؛ درسته ؟
هي ؛ شخصا ؛ ستوان ؛ . اميدوارم کله پا بشن
. اين کارم ميشه جور کرد . . ميدوني - منظورتون چيه ؟ -
اگه اونا شکست بخورن ؛ کارِ " لاسارد " تمومه ؛ . و اين باعث ميشه که من ؛ کاپيتان بشم
اونوقت ؛ اگه من کاپيتان بشم ؛ . يه فرمانده ي ارشد مراقبِ جديد لازم دارم
پس ؟
. پس ؛ کاري ميکنيم که مطمئن بشيم شکست ميخورن - کيا ؟ -
. افرادِ جديد - آخه واسه چي ؟ -
بخاطر اينکه اگه شکست بخورن ؛ " لاسارد " ميره . پِي کارش و من ؛ جاشو تو اين بخش ميگيرم
و اونوقته که يه آدم جديد براي . پُستِ فرمانده ي مراقبتي لازم دارم
. و خودت ميدوني که چه کسيو انتخاب ميکنم
کيو ؟ - . خودت ديگه . . کله کيري . . خودتو ميگم -
. اوه . . فکر خوبيه
مثل اينکه هوش و حواست اينجا نيست درسته ؟ - ! اوه . . من کارت بازي نميکنم -
ميخواد اينجا بهترين واحد خنثي سازي . و جلوگيري از جرايم اين شهر باشه
. ميخوام همگي با افتخار و سرهاي بالا گرفته راه بريم
. . بيشتر از هرچيزي
. . ميخوام اين اداره . .
. . يه خانواده ي بزرگ باشه . .
. . با چندتا برادر و يه خواهر کوچولو . .
! و يه مادرِ گنده و قلچماق . . .
! بيدار شو . من فرمانده ي مراقبِتون هستم
وقتي گند بزنين ؛ . . و حتما هم تو ماموريت هاتون گند خواهيد زد
. من کسي هستم که حاضر ميشه و گزارش تنظيم ميکنه
اگه سه تا گزارش بد ازتون بگيرم ؛ . اونوقته که ديگه معلقيد
اسمت چيه ؟ - . هوکس " قربان " -
. دوباره بگو - . " هوکس " -
هوکس " ؛ خب ؛ افسر " هوکس " ؛ " ميشه تفنگِ رولورِ خدمتِتونو ببينم ؟
. اون اسلحه رو به طرف من نشونه نگير
. هيچ گلوله اي تو اسلحه ات نيست - . خب ميترسيدم يه دفعه اي دَر بره -
! اوه ؛ پناه برخدا ! ممکنه دَر بره ." اين شد يه گزارش بد ؛ براي " هوکس
. اسمت تو گزارش بد اومد . ديديت چطوري کار ميکنه ؟ خيلي ساده اس
اين گروه پليس ؛ روزي هر روز . ساعت 10 شروع به گشت زدن ميکنه
. دقيقا راس ساعت 10 صبح
. . از اونجايي که شما دختر و پسرا تازه کارين
. . به يه افسر کارآزموده واگذار ميشيد . .
. که گزارش کارهاتونو براي ما تنظيم کنه . .
. خيلي خب ؛ ماموريتها رو بخون
! " فکلر " - . بله ؛ قربان -
افسر " فکلر " ؛ آقاي محترمي که . سمتِ راستت نشسته ؛ افسر " دوليِ"ـه
. يه مرد خوب . قراره يه عالمه يادت بده
تاکلبري " ؟ " - ! بله . .قربان . . بله -
. " افسر " تاکلبري شما براي گشت با موتورسيکلت آموزش ديديد ؟
! بله . . قربان
. پس همين کارو هم ميکني . در پارک موتوري ؛ با افسر " کرکلند " آشنا شو
! سپاسگزارم ؛ قربان - . خب ؛ ديگه راه بيفتين . آره . . برو ؛ برو ؛ برو ؛ برو -
. " هايتاور " - ! اوهوي -
اوهوي ؟ - . اوهوي . . قربان -
. اوهوي قربان . .بايد يه لهجه ي جنوبي باشه . " بايد اينطوري بگي " بله ؛ قربان
. تو هم بايد تو خيابونا پياده گشت بزني . خيلي خب ؛ ديگه باهاتون کاري ندارم
. بابت صبري که پيشه کرديد سپاسگزارم - من چي ؟ به من ماشين نميديد ؟ -
پس من چي قربان " ؟ " به من ماشين نميديد " ؟ "
. نخير ؛ بهت ماشين نميديم . . تو يه ميز خوشگل گيرت مياد
با يه ميز کوچولوي خوشگل ؛ اونم تويِ . يه دفتر کوچولو ؛ براي صداي کوچولوت
. احمق - . اين شد دوتا گزارش بد -
. دور سينه 48
. دور کمر 44
. اندازه ي ارتفاع پا 39 - هي ؛ ميشه اون زرافه رو بهم بدي ؟ -
. نخير
. يه فکري دارم
چطوره اونو با يه شکلات اسنيکر عوض کني ؟ - . قبوله -
. ممنون
. بالاپوش . . 48
. بعدي
. لطفا کمربندِ مخصوص اسلحه اتونو دربياريد
. دور سينه 37
. دور کمر 32 . خيلي خب ؛ بچرخ
. خواهش ميکنم آروم باهام رفتار کن
. جونز " ؛ بنظرم تو يه عوضي تموم عياري "
. هيچ محلي به شماها نميذارم . نميخوام شروع کنم
فکر نميکني ؛ حرف نميزني ؛ نفس هم نميکِشي ؛ مگر اينکه من بهت گفته باشم . . فهميدي ؟
. بله قربان - . خيلي خب -
. فکر کنم خيلي خوب باهمديگه کنار بيايم
تو هم اون صدا رو شنيدي ؟ - . نخير قربان -
اي لعنت ! مثل اينکه يه تاير ماشينمون پنجره ؛ . برو بيرون تاير سمتِ خودتو يه نگاهي بنداز
. سمتِ من که سالمِه مالِ تو چي ؟
. سالمه ؛ قربان
. دوباره اون صدا داره مياد
افسر " يوجين تاکلبري " ؛ براي انجام وظيفه ! خودشو معرفي ميکنه ؛ آقا
. . افسر " کتلين کرکلند " ؛
و خيلي ازت متشکر ميشم که . . . آقا صدام نکني
. " خيلي خب ؛ بپر بالا " تاکلبري . بزن بريم
. اين محله اينقدرها هم بد نيست
No comments yet. Be the first to leave one.