ആദ്യത്തെ 191 വരികൾ.
"جان گارفیلد" ، "جرالدین فیتزجرالد"
"هیچکس تا ابد زندگی نمی کند"
"والتر بِرِنان"، "فِی امرسون" "جورج کُلوریس" ، "جورج توبیاس"
"فیلمنامه: "دبلیو آر بِرْنِت
"مدیر فیلمبرداری: "آرتور اِدِسون "تدوین: "رودی فِهر
"موسیقی متن: "آدولف دویچ
"کارگردان: "ژان نگیولسکو
این نمایی است که از پنجرۀ اتاقم در بیمارستان ارتش" واقع در "گاوِرنِرز آیلَند" می بینم"
سه ماه آزگارست که در اینجا بستری بوده ام و شهری را که در آن زاده و بزرگ شده ام، تماشا می کنم
همان احساسِ مردی را که ... منتظر معشوقه اش است
من در مورد "نیویورک" دارم
تاریخِ روزی که اجازۀ رفتن به من داده شد ... و برگه های ترخیص را تحویل گرفتم
به هیچکس غیر از وردستِ قدیمی ام اَل دویل" نگفته بودم"
او مرد حقه بازِ تنومند و خوش بینه ای بود که در تمام معاملاتی که جوش داده بودم، خودش را سهیم کرده بود
"سام علیک، "اَل
"سام علیک، "نیک از دیدنت واقعاً خوشحالم، رفیق
یه خرده عوض شدی و این قضیه فقط به یونیفرمی که پوشیدی ربط نداره
چطوری شدم؟ چاق تر، پیرتر؟- نمی دونم. هنوز نمی تونم دقیق بگم-
بگو ببینم، بد جور تیر خوردی؟
.درست وسط خال ... انگشتام خیلی خوب خم نمی شه
ولی کم کم درست میشه. به هر حال همین شد که با افتخار از خدمت مرخص شدم
زود باش، بیا از اینجا بزنیم بیرون
دارید ما رو ترک می کنید، گروهبان؟- درسته. دارم میرم-
موفق باشید- ممنونم، آشنایی با شما باعث افتخار بود-
به امید دیدار- موفق باشید-
در عجبم چطور آدمی بود؟
باهاش 14 ماه خدمت کردم و مثل این بشکن منو از سرش باز می کرد
شاید عجله داره که از اینجا بیرون بزنه- نه، موجود غریبی بود-
من هنوزم مثل اولین بار که دیدمش چیز زیادی راجع بهش نمی دونم
موفق باشی، گروهبان- ممنون-
کاش تو هم مثل اون شانس داشتی
می دونی، من مجبور شدم اسم واقعی ام رو بگم تا از نگهبانی رد بشم؟
و در حین اینکه با کشتی ... به "منهتن" برمی گشتیم
اَل" همۀ اخبارو بهم گفت که چطور اوضاع توی" برادوی" عوض شده از وقتی که من نبودم"
بهشون میگی بازنده ها؟
من توی عمرم این همه آدم دست و پا چلفتی با این همه پول بادآورده ندیده بودم
بچه ها دارن پول هایی به جیب میزنن که باورت نمیشه و سرش دردسر کمی هم پیش میاد
اون دختره، "تونی" چطوره؟
خوبه، خوبه "داری ازم می پرسی "تونی چطوره
این اواخر دیدیش؟
نه، اخیراً ندیدمش. الان داره کافه ای ... که پاتوق خلافکاراست رو می چرخونه. می دونی که
مثلاً سینۀ مرغ جنگلی سرو می کنه یه سفارش می گیره ده دلار کاسب میشه
با بودنش، حرف من اعتباری نداره- این خبر برام جالبه-
پس کسب و کار کافه باید پرسود باشه
فکر کنم اون چشمش دنبال پول و پَلۀ من هم باشه
پول و پَلۀ تو؟
آره. من قبل از اینکه به خدمت فراخونده بشم پنجاه هزارتایی داشتم
و اجازه دادم "تونی" برام نگهش داره
پسر، پس ما درگیر کلی پول هستیم، مگه نه؟
خب، الان یه کار و کاسبی دارم
اَل" گفت که وقتی من نبودم دختره به" آپارتمان من نقل مکان کرده
خب، چرا که نه؟
به هر جهت قرار بود به زودی ساکن اونجا بشه
"آقا و خانم "نیک بلِیک
پسر، عالی به نظر می رسه
تا به "برادوی" برسیم هوا داشت تاریک می شد
... "از "دِ بَتِری" تا "میدان تایمز
هر چراغی که در شهر بود به نظر می رسید برای خوش آمد گفتن به من روشن میشه
... برای یه سرباز، هیچی
مثل برگشتن به خونه نمیشه
بعدشم اون شیادِ دو زاری، "چالکی رُز" رو به خاطر میاریش؟
قدیما، اون برای گرفتن پول منو تحت فشار میذاشت
حالا داره تو پول غلت میزنه یه انبار پر از بوربون تحت اختیارشه
داره مثل دورۀ منع خرید و فروش مشروبات الکلی میشه
پول های بادآورده زیادن. هر کی از راه میرسه پول پارو می کنه و دو دستی میریزتش دور
پس به نظر، شهر قدیمیمون تو این کارها زبردست شده
فکر کنم همینطوره بعد اون چیزهایی که دیده ای
... دارم سعی می کنم اینو بگم که
هر چه زودتر مهار کارو به دست بگیری زودتر هم پولدار میشیم
داشتم برنامه می چیدم که یه مدتی استراحت کنم
حتماً، چرا که نه؟ برای چند هفته "ما می تونیم بپریم و بریم به "ساراتوگا
یه فرصتی هم پیش میاد که چند تا از بچه ها رو ببینیم
بعد از سر کردن با سرباز آمریکایی های دهاتی می تونی یه نفس راحتی بکشی
توی واحد من، سربازا آدمای خیلی خوبی بودن
آدمای خیلی خوب؟
من فکر می کردم ارتش فقط اراذل و اوباش رو برمیداره
آدمای زرنگی مثل خودت کارها رو به روش خاصی پیش میبرن، نه؟
زنها بریز و بپاش نیستن؟
از نظر من مشکلی نداره
"بگو ببینم، اون ایدۀ "ساراتوگا ... خوبه. "مارک اسمیت" و
من گفتم می خوام استراحت کنم منظورم دو هفته نبود
زنها شورشو درآوردن، نه؟
همیشه چیز میز رو خودشون می مالن
من آدمایی رو اونور آب می شناسم که برای بو کردن یکی از اون شیشه ها ده چوق میدن
نمی دونستم که پیپ می کشی
من اینو هرگز ندیده بودم
شاید مالِ پسر عموی دختره ست؟
"عصر به خیر، آقای "بلیک
شلوغ ترین آخر هفته ایه که ما تا حالا داشتیم
یه سال دیگه هم همینقدر مشتری بیاد، می تونیم بازنشسته شیم
آره. و من آماده ام براش
هر شب آواز خوندن برای یه مشت مستِ پاتیلِ اهلِ "پارک اَوِنیو" داره حسابی حوصلمو سر میبره
بله، "آندری"؟- نیک بلیک" تازه اومده"-
نیک بلیک"؟"
باید اشتباهی شده باشه اون الان اونور آب توی ارتش مشغوله
میز شمارۀ نُه
"باشه "آندری
براش یه بُطر از بهترین شامپاین که داریم و چهار تا گیلاس ببر
بهتر نیست از اینجا بزنیم بیرون؟- منتظر میشیم و همین حالا ردیفش می کنیم-
تو اول برو. منم بهت ملحق میشم
"جای بدی برای یه زد و خورده، "نیک
به جمعیت نگاه کن- شاید هیچ زد و خوردی نشه-
اینا چیه؟
"خوش آمد گویی از طرف میزبان، آقای "بلیک
هی جونم، من تازه فهمیدم که تو اینجایی
"سلام "تونی
خب، بعد از این همه مدت که ندیدمت انتظار احوال پرسی گرمتری داشتم
خب، اینجا یه خرده شلوغه. بشین
"سلام "تونی- "سلام "اَل-
چرا چهار تا گیلاس رو میزه؟
اضافیه برای آقای "کینگ" هست یه لحظه بعد میاد اینجا
جک کینگ"؟ اون اینجا چکاره ست؟"
... "ببین "نیک"، آقای "کینگ- "سلام "بلیک-
چطوری، "اَل"؟ این چند ماه اخیر کجا بودی؟ خیلی این اطراف ندیدیمت
"خب، "بلیک
می خوریم به سلامتیت
خوشحالم که برگشتی- ممنون-
به آپارتمان رفتی، "نیک"؟
چرا باید برم وقتی می دونم تو رو اینجا پیدا می کنم؟ عجله داشتم ببینمت
خیلی خوشحالم
خواستم بدونم قراره چطوری به عنوان شریک توی این کاسبی کار کنیم
به نظر اوضاع مساعده
منظورش چیه، "تونی"؟
خب، من سعی کردم یه دقیقه پیش همینو بهش بگم
نیک"، صاحب این محل آقای "کینگ" هست"
از اسم من فقط برای جلب مشتری استفاده می کنیم- یه دقیقه صبر کن ببینم-
وقتی "ال" در مورد این محل بهم گفت حس کردم که تو پول منو اینجا به کار گرفتی
نیک". نمی دونی چطوری راجع به این" ... موضوع بهت بگم، ولی
خب، من یه کار و کاسبی برای خودم سال پیش راه انداختم. با پول تو، متوجهی
ولی راه و چاه کارو بلد نبودم
قبل از اینکه به خودم بیام، ورشکست شده بودم
به همین راحتی؟
"خیلی بد شد، "بلیک
من باید اینجا بودم تا نصیحتش کنم
"نمی دونی چقدر متاسفم، "نیک
... من خواستم در موردش بهت نامه بدم، ولی
خب، تصور کردم که تو به حد کافی مشغله داری
نوبت اجرای شماست "خانم "بلکبِرن
"اوه، ممنونم، "باب
جایی نرید رفقا برمی گردم
خانم ها و آقایان خوانندۀ محبوب من و شما
"خانم "تونی بلکبرن
این "تونی" دختر محشریه
یه دلبر محشر
کینگ"، اینجا یه جورایی پر سر و صداست" بیا بریم به دفتر کارِت
برای چی؟
در مورد یه کار کوچیک می خوام باهات حرف بزنم
"همین جا منتظر بمون، "ال
سیگار؟- نه ممنون-
چرا پیپ نمی کشی؟
چی می خوای، "بلیک"؟- دو کلمه: پول من-
کدوم پول؟
"ببین، من همه چی رو در موردت می دونم، "کینگ
اگه یه بانوی ابله دور و برت بپلکه همیشه پشتوانۀ مالی گیرت میاد ... با این قضیه مشکلی ندارم
فقط تا وقتی که سرمایه، مال من نباشه
اینو با "تونی" طی کن
اونه که پولتو حروم کرده
نمی خوام باهات خشن رفتار کنم مگه اینکه مجبور شم
"خانم ها و آقایان، خانم "بلکبرن کمی بعد دوباره با ما خواهند بود
حالا بیایید برقصیم
می خوام "نیک" رو ببینم- یه دقیقه ای میاد بیرون-
"می خوام یه چیزی رو بهت بگم، "تونی
همۀ مدتی که توی ارتش بودم فکر و ذکرم غیر از تو چیز دیگه ای نبود
همۀ مدتی که توی اون کشتی ... بیمارستانی بودم
... فقط صورت تو جلوی چشم بود
که منتظر منی
نیک"، جون دلم"
و یه چیز دیگه
متوجهم که می خوای استراحت کنی. باشه
ولی مشکلت با "ساراتوگا" چیه؟ چرا "کالیفرنیا"؟
تا برسی اونجا فرسوده میشی
جای خیلی خوبیه همه چی رو می شوره می بَره
باهات کاملاً موافقم
.بعلاوه، یه رفیق قدیمی اونجا دارم که می خوام ببینمش پاپ گروبر". به یادش میاری؟"
منظورت اون پیره به فنا رفته ست؟ ... اون دغل کار
توی مرام من اون آدم خوبیه ورق هام جوره
و یه چیز دیگه
تو حقوق پایان خدمتت رو گرفتی
من هم یه خرده مایه تیله دارم
یه خرده اش رو خرج بلیط های قطار کردم
تو قصد نداری زیادی استراحت کنی ما باید یه حرکتی بزنیم
واسم مهم نیست که یارو رو داغون کردی ولی خب چه فایده ای داشت؟ منفعتی که نکردی
آقای "کینگ" سهم منو اِخ کرد
چطوری دلت می اومد به من نگی؟
اصلاً چرا به من اجازۀ نمیدی در جریان کارها باشم؟
این سرمایۀ اصلی به اضافۀ بهره شه
پسر
ورق ها رو بده حالا دیگه جدی بازی می کنیم
مطمئنی که ما هنوز توی ایالات متحده هستیم؟
فکر کنم اینجا "لوس آنجلس" باشه
اول توی "پلازا" توقف کن. بعدش بهت میگم از اونجا کجا بری
No comments yet. Be the first to leave one.