Suits

Suits (슈ì¸)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Suits Episode 07
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
Rasselas @PersianDreamTeam

ടാഗുകൾ

TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-05-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 33
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دادستان

خب؟ مي خواين ادامه بدين؟

آقاي وکيل مي خواين ادامه بدين؟

آقاي وکيل؟

نه

حرفم تموم شد

آقاي وکيل حرفاي پاياني رو زدن

دادگاه همين جا تموم مي شه

برنده اين دادگاه، متهمه

ختم جلسه

گو يون وو

ازت توقع نداشتم

هم ساده اي

هم ضعيف

مشکلي برات پيش نمياد؟

نگران نباش

يه کاريش مي کنم

ممنون که اومدي

حرفشم نزن

راستي يون وو چرا اون جوري کردي؟

چه جوري؟- ... آخر کاري-

هيچي

از آدم خوبي مثل تو غير از اين بعيد بود

برگرد سر کارِت

ها؟ هوم

يه بار ديگه مهمونم کن

اون يه دادگاه صوري بود

ارزششو داره واسه يه دادگاه صوري

دل يکيو بشکني؟- نه-

تو به من و بقيه شرکا ثابت کردي

لياقت کافي واسه موندن توي

کانگ و هام رو نداري

از نظر شما و کانگ و هام

لياقت دقيقا چيه؟

... اين که اگه طرف قدرت داشته باشه... يعني

اگه سيبيلتونو چرب کنه

هر کي باشه و هر کاري کرده باشه

وکالتشو قبول کنين و

واسه هر پرونده يه ماسک جديد بزنين؟

اين جوري کنم مثل شما بهترين مي شم؟

من هيچ وقت نخواستم تو مثل من بشي

يعني اگه بخواي هم نمي توني

صحيح

ولي من

ترجيح مي دم وکيلي باشم که هواي بقيه رو داره

تا يه وکيل لايق بشم که واسه بُردن، بقيه رو قرباني مي کنه

درسته که من يه وکيل خيلي لايقم

ولي اين شعارِ گل درشتِ هواي بقيه رو داشتن

خيلي مسخره ست- چرا؟-

چون من يه کلاهبردار و يه وکيل قلابي ام؟

نه واقعي يا قلابي

هر لحظه که افسار خودتو بدي دست احساساتت

نمي توني هواي کسيو داشته باشي

اگه اعتماد به نفس نداري از همون اول شمشير نکش

ولي اگه شمشير کشيدي بايد باهاش حمله کني

از اين دو حالت خارج نيست

تو که هنوز نفهميدي

چه جوري تصميم درستو مي گيرن

هواي کيو مي خواي داشته باشي؟

خانوم کيم

... دليل

دليل داشت

متاسفم

يهو همه حواسم رفت به برنده شدن

تو رو نمي گم

خودمو مي گم

حالا که مسخره عالم و آدم شدم

نگرانم که فردا چه جوري ... باهام برخورد مي کنن

نمي دونم امشب چه جوري برم شامِ دورهميِ کاري

مي تونم برم؟ کار درستيه؟

ولي اگه نرم بقيه فکراي بد در موردم مي کنن

فکرم آشفته ست

با خودم مي گم من چمه؟

آقاي گو راست مي گفت که

قلبم پر از عصبانيته؟

آره راست مي گفت

من همچين آدمي ام

باز به خودم مي گم نه

اين طور نيست

تو بدجور

دلمو شيکوندي

دلمو شيکوندي

آقاي گو

نمي دونم چرا دست خودم نيست

واسه همين هميشه عصباني ام

تو دلمو شيکوندي

تقصير خودم بود

مي دونم که منظور بدي نداشتي

ولي اون يه راز بين من و تو بود

تو راز خرگوش منو

به دوستت گفتي؟

نه، يهو اتفاقي از دهنم پريد

اتفاقي؟

واقعا که نابغه اي

... خب

آره

نمي دونم چي شد که تبديل شدم به

نابغه اي که هنرش، شيکوندن دل توئه

اگه واقعا اتفاقي از دهنت پريده بود

بايد تا ته مي جنگيدي

چرا وسط دعوا کنار کشيدي؟

نه

حتما به خاطر اينه که خيلي مهربوني

ولي دليلش هر چي که بود

ما دوتا

با احساساتمون گند زديم به دادگاه

نه

برنده اومده که جايزه شو بگيره

سه روز

يه هفته- سه روز-

پنج روز- يه روز-

يه روز؟

دلت قرص نيست؟

مي ترسي راضي نشه واست کار کنه؟

باشه سه روز... قبول

ولي دليلش هر چي که بود

من و تو با احساساتمون گند زديم به دادگاه

گو يون وو از امروز احساسات نداري

شعار عدالت خواهيتم بنداز دور

چرا اون خانومه بهتون نمي گه بيشتر پول بدين؟

من هيچ وقت نتونستم ازش تخفيف بگيرم

تعريفت از عدالت

تخفيف گرفتن از يه فروشنده خيابونيه؟

فکر نمي کنين يه کم زيادي احساساتي شدين؟

من امروز احساساتمو تو خونه گذاشتم و اومدم

فهميدم اگه دادگاه ديروز واقعي بود

هم دل موکل خودمو ميشکوندم

هم دل موکل طرف مقابلو

اگه واقعا فهميدي، به جاي حرف زدن

ثابت کن

مي دونستين خيلي کينه شتري اين؟

کينه شتري؟

من ممکنه يه روز سرِ انتخاب ويسکي وسواس به خرج بدم

... عطرش که مي خوره به دماغم

... مزه ش توي دهنم

... يا پايين رفتنش از گلوم

ولي يه خصلتي رو اصلا ندارم

نکنه کينه شتري بودنه؟

حق داري

نه ويسکي، نه دادگاه نبايد مزه تلخش تو دهن بمونه

آقاي اوه

يادش به خير کانگ سوک

باورم نمي شه اين جا ببينمت

منم همين طور مشتاق ديدار دادستان اوه

آها... شدين رئيس دادستاني منطقه؟

سلام کن

اوه بيونگ ووک رئيس دادستانيِ

منطقه مرکزي سئول

سلام، گو يون وو هستم

شاگرد دادستان چويي تويي؟

دادستان چويي؟

واست تعريف نکرده يه زماني دادستان بوده؟

عجب دادستاني بود

نمي ذاشت حتي يه وکيل از دادگاه برنده بيرون بره

... پس- هيچ وقت نذار پرونده بره دادگاه"-

"البته اگر مطمئن نيستي که مي بري

... حالا که بعد مدت ها همو ديديم بريم يه قهوه

نه نه

امشب چي کاره اي؟ قرار مداراتو کنسل کن

به خانوم کانگ بگو با من قرار داري

دو نفري شام بخوريم

باريکلا شاگرد خودم

زمان و مکانشو برات پيامک مي کنم

فعلا

چرا ناراحت شدين؟

انگار يه جورايي معذبين

معلومه

مي دوني بهترين نتيجه ي تو چه هزينه اي واسه من داشت؟

عمدي که نبوده؟

نمي دونستي، نه؟

معلومه که نمي دونستم

کي فکرشو مي کرد اون تو دادگاه صوري ببازه؟

نه، منظورم آقاي چه هست واقعا نمي دونستي

مي خواد منشي ش بشم؟

... خب، چيزه

نه، مشخصه که مي دونستي

آقاي چه به جز من

ديگه چي ازت خواسته؟

حالا مي گي چي کار کنيم؟

فقط سه روز پيشش بمون

پيشش بمونم؟

نه اون جوري

فقط بذار سه روز خوش بگذرونه

واه، برم پيشش که با من خوش بگذرونه؟

اين اگه فروختن من نيست پس چيه؟

حداقل شيم چونگ بابت فروشش يه پولي ... گرفت ولي من

تو بازيگري

فکر کن قراره فيلم بازي کني فقط واسه سه روز

خودم همه چيو برمي گردونم به حالت اول

بازي کنم؟

اگه اين طوره که پس چاره اي نيست

حالا اسم اين فيلم چيه؟

نمي دونم

کينگ کونگ؟

خودِ کينگ کونگه

پس منم

قهرمان بي نواي قصه م که تو مُشتشه

نکن، ديگه تکرار نشه اون حرکت مال منه

آره همين جوري باش

پس

More Farsi Persian subtitles for Suits

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left