The Essex Serpent

The Essex Serpent

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Essex Serpent S01E02 Matters of the Heart 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Essex Serpent S01E02 Matters of the Heart 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Essex Serpent S01E02 1080p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E02 720p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E02 720p WEB x265-MiNX
The Essex Serpent S01E02 2160p WEB H265-GLHF
The Essex Serpent S01E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Essex Serpent S01E02 WEBRip x264-ION10
The Essex Serpent S01E02 Matters Of The Heart WEB-DL XviD-RMX
The Essex Serpent S01E02 WEB XviD-RMX
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
🔴 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚 | صـاحب 🔴

ടാഗുകൾ

web
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
webrip
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-05-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

چیزی نیست.‏ مایکل دیگه نمی‌تونه بهت آسیب بزنه.‏

‏« افعی اسکس »‏

بابت فقدان‌تون متأسفم.‏

‏- هرکاری داشتین به ما بگین.‏ ‏- ممنونم.‏

خیلی متأسفم.‏

خیلی متأسفم.‏

وقت خونه رفتنه؟‏

می‌ریم «آلدوینتر».‏ استلا گفت یه کلبۀ اجاره‌ای اونجا هست.‏

چی؟

کورا، دیدی که یه دختر توی دست‌های خواهرش غسل داده شد.‏

‏- چرا می‌خوای برگردی اونجا؟ ‏- باید بدونم اونجا چه‌خبره.‏

تو هم می‌خوای توی اسکس بمونی، مگه نه؟

نه، از هوای تازه متنفرم.‏

شاید توی کلبه بهمون خوش گذشت.‏

منم می‌رم خونه وسایلت رو میارم.‏

کتاب شرلوک هم می‌خرم برات.‏

کرایه قطار هم لازم دارم.‏

البته. اگر هم باز پول لازمت شد...‏

‏- خوشحال می‌شم که...‏ ‏- خودم از پس خودم برمیام.‏

برگرد به لندن.‏

ببخشید، لوک. نمی‌تونم.‏

الان شوکه‌ای.‏

وقتی برگردی لندن،‏ دوباره خودت می‌شی.‏

‏- الان خودمم.‏ ‏- نه، باور کن. من می‌دونم مشکلت چیه.‏

‏- مشکل؟ ‏- آره.‏

اضطراب زنانه. جبر ناخود آگاه برای بازگشت به صحنۀ آسیب.‏

‏- دارم به خودم کمک می‌کنم.‏ ‏- منظورت چیه؟

اینجوری می‌تونم با مردم حرف بزنم.‏ بهشون یه توضیح منطقی ارائه کنم.‏

می‌خوای نظریۀ پلسیوسورت رو بهشون بگی؟ الان؟

کورا، یه دختر جوون مرده.‏

‏- از نظر من...‏ ‏- چی؟ همۀ تفکراتم رو بذارم کنار؟

خودت همچین کاری نمی‌کنی.‏

‏- من یه دکتر قابل‌ام.‏ ‏- منم مریضت نیستم.‏

برام نامه می‌نویسی؟

معلومه می‌نویسم.‏

‏- بریم ایستگاه قطار.‏ ‏- بله، قربان.‏

کوچیکه.‏

از مسافرخونه بزرگ‌تره.‏ یه اتاق واسه خودت داری.‏

توی لندن هم اتاق داشتم.‏

چطوره؟

از نظرتون ارزش خوندن داره؟

البته.‏

اینو گوش کنین.‏

‏«هرآنچه منسجم، معدوم.‏ هرآنچه مقدس، کفرآمیز.‏»‏

شکسپیر؟

کارل مارکس.‏

گمونم کتاب «مانیفست حزب کمونیست» باشه.‏

چی شد که انقدر...‏

رادیکال (افراطی) شدین؟

من توی «بتنال گرین» به‌دنیا اومدم.‏

آدم وقتی تمام چیزهای اطرافش شکسته باشه،‏ می‌ره دنبال تفکرات جدید.‏

چی شده که کورا توی خونه با یه سوسیالیسم متعصب کنار اومده؟

من و اون خیلی هم متفاوت نیستیم.‏

توی خونۀ اشرافی‌ش.‏

اون از شوهرش بهش رسید.‏

‏- همراه جواهراتش؟ ‏- هیچ‌کدوم رو نگه نداشت.‏

پس باهاش صمیمی هستی؟

بله، می‌شه اینطور گفت.‏

‏- به تو اعتماد می‌کنه؟ ‏- بعضاً.‏

درمورد مسائل قلبی؟

خب، منظورم اینه که...‏

‏- به‌نظرت...‏ ‏- به‌نظرت مدت زیادی توی اسکس بمونه؟

نمی‌دونم.‏

کورا از اینجا به بعد هرکاری بخواد می‌کنه.‏

‏- واقعاً؟ ‏- درست مثل خود شما، البته، دکتر گرت.‏

اوه. کجا پیداش کردی؟

همین بیرون. می‌شه پیشم بمونه؟

فقط تا وقتی بفهمیم واسه کیه.‏

دیگه بیرون چی دیدی؟

یه عالمه آدم که سیاه پوشیده بودن.‏

‏- هنری.‏ ‏- شنیدی چی می‌گن؟

نه.‏

گریسی به‌خاطر گناهانش کشته شد.‏

نه، هنری، نه.‏

نه، اون غرق شد. خب؟

همش حادثه بود. یه حادثۀ متأثرکننده.‏

الان دیگه خدا مراقبشه.‏

ما هم باید مراقب نائومی باشیم.‏

چه کاری از من برمیاد؟

برات آهنگ بخونم؟

‏- بذار برات آهنگ بخونم.‏ ‏- باشه.‏

عذر می‌خوام.‏

خانم سیبورن.‏

‏- کورا.‏ ‏- فقط برای ادای احترام اومدم.‏

عذر می‌خوام اگه بقیه رو ناراحت کردم.‏

امـم...‏

من و استلا، فکر نمی‌کردیم برگردی.‏

خب، گفتم شاید بتونم کمک کنم.‏ رفتار درست از خودم نشون بدم.‏

‏- چطور؟ ‏- براشون اتفاق رو توضیح بدم.‏

نه، واسه اون افعی اومدی.‏

بهتره برم.‏ فرنکی داره وسایل رو می‌چینه.‏

من همراهی‌تون می‌کنم.‏

واسه دردسر درست کردن نیومدم، ویل.‏

ولی می‌خوای این اطراف سرک بکشی، از مردم سؤال بپرسی.‏

بدم نمیاد.‏

مردم ترسیدن،‏ باید محتاط باشی.‏

بله، البته.‏

ولی استلا خیلی دلش می‌خواد تو رو ببینه.‏

وقتی مستقر شدی یه سر بهمون می‌زنی؟

بله، خوشحال می‌شم.‏

امیدوارم با اومدن من مخالفت نکنی.‏

خب، برای درک واقعیت اومدی،‏ می‌خوای حقیقت رو پیدا کنی.‏

من مخالفت نمی‌کنم.‏

خدمتکارتون بیدار می‌مونه تا حواسش به شما باشه؟

من خودم خدمتکارم.‏

‏- البته. منو ببخشین.‏ ‏- شوخی کردم، اسپنسر.‏

مورین، چی شده؟

توی زرادخانه انفجار شده.‏

گمونم یکی از مصدوم‌ها دچار پارگی برون شامه شده.‏

‏- جوونه؟ ‏- بله. خیلی هم قوی.‏

زودباش.‏

دوباره شروع شد.‏

ممکنه یه لطفی به من بکنین؟

حالش خوب می‌شه، دکتر.‏ می‌بینین، اصلاً خون‌ریزی نداره.‏

گمون می‌کنم کنار قلب برادرتون پاره شده باشه.‏

داره خون‌ریزی می‌کنه...‏

از داخل. خیلی هم شدید.‏

باید فوراً جراحی بشه.‏

روی قلبش؟ مشکلی پیش نمیاد؟

می‌خوام باهاتون صادق باشم.‏ دفعه قبل مریض زیر دستم فوت کرد.‏

ولی توی پزشکی هرچیزی یه بار اولی داره...‏

و برادرتون اگه جراحی نشه تا صبح بیشتر زنده نمی‌مونه.‏

تنها راه همینه.‏

ماسک رو آماده کن.‏

بهتره بیرون منتظر باشین.‏ دوستم کنارتون می‌مونه.‏

لطفاً، تمام تلاش‌تون رو بکنین.‏

بریم.‏

زیباست.‏

کسی رو نداری که بهش خبر بدم؟ خانواده؟

من و نِو یک‌ساله از هند مهاجرت کردیم.‏

اینجا هیچ آشنایی نداریم.‏

چی شد به لندن اومدی؟

با یه خانوادۀ بریتانیایی اومدیم.‏

من دایه‌شون بودم و نِو هم معلم‌شون.‏

ولی وقتی اومدیم اینجا نظرشون عوض شد.‏

ما رو ول کردن.‏

متأسفم.‏

قیچی.‏

گیره.‏

آماده‌ای؟

سوزن.‏

گاز.‏

قیچی.‏

زخم بسته شد. فعلاً.‏ بیا سینه‌ش رو ببندیم.‏

باید صبر کنیم تا به‌هوش بیاد.‏

حتماً زخم دوباره باز شده.‏

بهش زمان بده.‏

داره به‌هوش میاد.‏

لوک.‏

لوک.‏

خیلی خوب پیش رفت.‏ همه‌چی مرتبه، آروم باش.‏

سلام، نِو.‏

کنار سینت پاول بودم...‏

به این فکر می‌کردم،‏ گنبد چه‌جوری سرپا وایستاده.‏

لطفاً منو ببخشین،‏ باید برم دنبال آقای گرت.‏

لوک؟

لوک.‏

چی‌کار می‌کنی؟

گفتم ممکنه... نمی‌دونستم.‏

یه ثانیه هم بهت شک نکردم.‏

سلام.‏

بیا داخل.‏

اینو براتون آوردم.‏

ممنون.‏

ببخشید اگه دیروز مزاحم‌تون شدم.‏ خواستم بهتون تسلیت بگم.‏

همین اطراف یه کلبه گرفتم،‏ کمکی بود در خدمت هستم.‏

بابت فقدان‌تون متأسفم.‏

شوهر خودم تازگی فوت کرد، ولی...‏

از دست‌دادن دخترتون...‏

حق با شماست. عادی نیست.‏

‏- به‌نظرتون واقعاً موجودی این اطراف هست؟ ‏- به‌نظرم بهتره بری.‏

اون مرغی که پسرتون پیدا کرده...‏ واسه کراکنل پیره.‏

پشت مرداب.‏

ممنون.‏

‏- ظهر بخیر، خانم سیبورن.‏ ‏- سلام.‏

‏- چرا می‌رین پیش کراکنل؟ ‏- مرغش رو آوردیم.‏

مراقب باشین.‏

منظورتون چیه؟

اون کلیسا نمی‌ره.‏

ما هم کلیسا نمی‌ریم.‏

سلام.‏

آقای کراکنل؟

سلام.‏

تازه‌واردهای عشق افعی.‏

اونم که مرغ منه.‏

ببخشید. امیدوارم فکر نکنین دزدیده شده.‏

یه جونور دزدیده؟

معتقدین یه موجودی این اطراف هست؟

واسه من دیگه معتقد بودن یا نبودن معنی نداره.‏‏

‏- بذارش توی قفس.‏ ‏- یعنی مدرک دارین؟

منظورم اینه،‏ کسی که به خدا اعتقاد نداره...‏

به شیطان هم نمی‌تونه اعتقاد داشته باشه.‏

پس چه بلایی سر گریسی بکنس اومد؟

هرسال یه نفر توی مرداب می‌میره.‏

با جریان آب کشیده می‌شه.‏

تا به حال اینجا یه چیز غیرعادی ندیدین؟ مثلاً یه موجود دریایی؟

نه هنوز. مارماهی، فوک.‏

ولی هیولا نه.‏

ببخشید، آقای کراکنل.‏

اسم اینا چیه؟

More Farsi Persian subtitles for The Essex Serpent

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left