ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
من موکلينم رو مجبور ميکنم تا ساکت باشن
اون نمي خواد حرف بزنه
اشکالي نداره من خودم به کلمات اعتقاد ندارم
از لحاظ آماري بايد بگم که يه انسان معمولي در يک مکالمه 10 دقيقه اي سه بار دروغ ميگه
و بايد تاکيد کنم که اين فقط واسه آدمهاي عاديه
ما تا حالا آدمهايي رو که ميخوان يه بمب آتش زا تو کليساي سياه پوست ها منفجر کنن مطالعه نکرديم
ممکنه باعث نتايج متفاوتي بشه
و وقتش رو نداريم که بذاريم اين دانشمند با اون يارو صحبت کنه
ما 4 ساعت به خاطر اون از دست داديم و چيزي هم گيرمون نيامده
مي دونه که تو مي خواي تلفات زيادي به وجود بياري FBI الان
همين الان اي تي اف داره وجب به وجب دو تا کليساي بزرگ سياهپوست ها رو در ايالت ميگرده اي تي اف:واحد خنثي سازي بمب
اف بي آي اشتباه متوجه شده
خب يه خبر مهيج واست دارم
هيچ کدوم از اين دو تا کليسا نيست
شايد تو يه کليساي کوچک تر انتخاب کردي
يکي از کليساهاي حومه متعلق به سياه پوستها تو نميدوني در مورد چي داري صحبت مي کني
جواب نده
نظرت چيه که اي تي اف از ساوث بريج شروع کنه
نه من فقط داشتم شوخي ميکردم از اون يکي رد ميشيم
مي خوايم رو لورتون تمرکز کنيم
احساس خوبي در موردش بهت دست داد؟
خودشه لورتون دنبال يه کليسا تو لورتون بگردين
اون اتهام هيچ اساسي نداره
منظورت چيه؟ همين الان بهم گفت
اي تي اف يه ساعت بعدش يه بمب لوله اي داخل زيرزمين يه کليسا در لورتون پيدا کرد
دوستاي من تو دي او دي مي گن که اين يارو کاملا تعطيله
شنيدم که حدود سه سال با يه قبيله بدوي تو يه جنگل آفريقايي زندگي کرده تا ابروهاشون رو مطالعه کنه
به اين عکس العمل در قبال حرفام دقت کنيد
همين الان اي تي اف داره وجب به وجب دو تا کليساي بزرگ سياهپوست ها رو در ايالت مي گرده
الان اون چيزي که ديديد يه بروز مختصري شادي در صورتش بود
که اون نهايت سعي خودش ميکرد که مخفي نگهش داره
که کمتر از يک پنجم ثانيه طول کشيد
که ما بهش بروزکم احساسات ميگيم
حالا به دهنش نگاه کنيد
متهم به صورت مخفي در مورد مکاني که ما مي گشتيم خوشحال بود
که به من فهموند ما مکان رو اشتباه گرفتيم
حالا من درباره نقشه جديدمنون بهش ميگم و
تو نمي دوني داري در مورد چي صحبت ميکني
بال انداختن يه طرفه کلاسيک شونه
ترجمه اش اين ميشه من مطلقا هيچ اعتقادي به اون چيزي که الان گفتم ندارم
بدن در تناقض با کلماته دروغ ميگه آره ؟
وقتي شما به مظنون اتهامي وارد ميکنين و اون غافلگير به نظر مياد
آيا راهي هست که بشه گفت اين واقعيه يا فقط اون داره سعي ميکنه که بيگناه به نظر بياد؟
الان اين يه غافلگيري واقعي بود
کمتر از يه ثانيه طول کشيد تا تو صورت تون خودشو نشون بده
اما اگر مظنون شما بعد از يک ثانيه غافلگيريشو نشون داد داره فيلم بازي ميکنه دروغ ميگه
الان من به طور دقيق دارم بهش ميگم که هدف تو لورتونه
و دوباره نگاش کنيد
تحقير پنهان
يه نکته شخصي شما اگه اين بروز کم احساسات رو در صورت همسرتون مي بينيد
ازدواجتون فاتحه اش خوندست به من اعتماد کنيد
بله؟
آيا اين بروز کم احساسات بسته به شخص تغيير مي کنه ؟
بذاريد اين مورد رو بذاريم کتار
و بريم سراغ کاتو کلين از پرونده اوجي پرونده اوجي:از پرونده هاي جنايي مشهور در آمريکا
آقاي کايلين شما براي بازي در فيلم جديدتون پول زيادي گرفتين مگه نه ؟
ام آره
تحقير تحقير تحقير بزرگ
خخالت خجالت و خجالت
تحقير اين بيان احساسات جهانيه
احساسات به هم شبيه ان چه شما يه زن خونه دار باشيد چه يه بمب گذار انتحاري
حقيقت در صورت ما نوشته شده ترجمه حميد از بهشهر
همون مردي که دنبالش مي گشتم امروز روزشه بگو
تو روانشناسي من يه اثبات کننده بزرگ نيستم
من دارم بهت ميگم که ما نميتونيم يه روز ديگه هم صبر کنيم تا يه نفر رو استخدام کنيم
من يه نفر پيدا کردم اينه من
از کلمات خودت استفاده کردم
چرا ما نياز داريم که يکي رو استخدام کنيم ؟
ما يه درخواست جديد امروز صبح از دي.ي.اي و امنيت ملي دريافت کرديم
يه نفر از دفتر نخست وزيري در ازبکستان زنگ زد
از ما خواستن که با پليس ارشدشون يه صحبتي بکنيم
بهشون بگو وقتي يه قانون درست و حسابي پيدا کردن تماس بگيرن
اين يکي واقعيه اين جواب آناليز آزمايشهاي چشمک زدنه
تو الا ن آمدي لاکر ؟
آره من ديشب با هم اتاقيم يه مشروب خورديم
و تو تختم دمه صبحي دراز کشيده بودم و فکر مي کردم که نانسي گريس چقدر خوشتيپه
و داشتم همش با خودم ور ميرفتم که ببينم بيام يا نه
چون به نظر مياد اينجا کسي نيست که در اين مورد خيال پردازي کنه
هيچ عذري قابل قبول نيست
من سراغ زنهاي متاهل نميرم
کال کال
دکتر لايتمن من شهردار و روي خط دو برات دارم
باشه
آقاي شهردار
متوجه ام البته
هر وقتي
چيه ؟
يه مورد خاص درباره يه معلم دبيرستان در نورث وست که به قتل رسيده
اون از ما مي خواد که همين حالا موضوع رو يگيري کنيم تا...اون چيه ؟
دسر شکلاتي
کي ساعت 10 صبح دسر مي خوره ؟
آدمايي که از دسر خوششون مياد
شهردار از شما و دکتر فارستر بابت اينکه خودتون رو سريع رسونديد تشکر ميکنه
اين پرونده آتيش زيره خاکستره
ما يه مظنون نوجون از يه خانواده مذهبي از فرقه شاهدان يهوه داريم شاهدان يهوه:يکي از فرقه هاي مسيحيت
بايد حواسمون رو در اين مورد جمع کنيم
سه روز پيش. جيمز کول يه دانش آموز شانزده ساله از دبيرستان جکسون
معلمش. سوزان مک کارتي رو به قتل رسوند
بعد از اينکه آقاي کول وارد خونه خانم مک کارتي شده. اون به ميز شيشه اي داخل اتاق کوبيده
بعد هنگام فرار از خونه توسط دو تا از گشتي هاي پليس دستگير شده
از اون موقع در زندان نگهداري ميشه
خب پس شهردار دقيقا در مورد قتل مک کارتي ميخواد چي دستگيرش بشه ؟
هاتچينسون و ايستين از معاونين دادستاني
بچه در صحنه جنايت بوده. اون انگيزه لازم رو داشته.توانايي اين کارو داشته و در مقابل بازداشت مقاومت کرده
و در تست دروغ سنجي رد شده اون يکي رو به قتل رسونده
خب پس جمعمون جمعه بعضيا ميخوان حقيقت رو کشف کنن
بعضيا ميخوان حق با اونا باشه. و ما اين وسط قراره نقش شاسکول ها رو داشته باشيم
دفتر دادستاني مي ميخواد که سعي کنه کول رو بزرگسال فرض کنه
اما اگر قراره که شهردار از فرستادن يه بچه شانزده ساله به زندان واسه بقيه عمرش حمايت کنه
اون ميخواد مطمئن بشه که ما با يه قتل عمد و از روي خونسردي طرفيم
اون از شما ميخواد که يه بررسي بي طرفانه دقيق داشته اشيد
ما عکسهاي صحنه جنايت و گزارش کالبد شکافي رو لازم داريم
من فکر ميکردم که فقط با نگاه کردن به بهشون بفهمي که دارن دروغ ميگن
سوال وقتي که چرا يه نفر داره دروغ ميگه اصلا ساده نيست
ببين من همه چيز رو به پليس گفتم باشه ؟
به ما بگو چرا فکر مي کني اينجايي جيمز ؟
من داشتم مي دويدم و پليس فکر کرد که من دارم از چيزي فرار ميکنم
اونا هم منو دستگير کردن
من شنيدم که واسه تيم دوي مدرسه انتخاب شدي
من انتخاب نشدم
اونا اصلا مسابقه انتخابي ندارن
امسال بهترين مسابقه ات چي بود ؟
نمي دونم ام. شايد بهترينش هفته پيش در مقابل مدرسه جفرسون بود چرا ؟
من خودم دو با مانع کار ميکنم .110متر
ودر حين مسابقات چهار گانه چطوري هستي ؟
خوبه .فکر کنم
و در مورد دويدنت تو شبي که دستگير شدي ؟
خوب بودم
معلمت خانوم مک کارتي تو خونه مرده پيدا شد
قبلا خونه اش رفته بودي ؟
نه من هيچوقت خونه اش تا الان نرفتم
خانوم مک کارتي فکر مي کرد که تو يه سال ديگه بايد درسش رو دوباره بگيري
چون احساس ميکرد که با همکلاسيات يه سري مشکلات داري
چرا؟ من نميخواستم دوباره درس بگيرم
وقتي فهميدي کهمرده چه احساسي داشتي ؟
براي آمرزش روحش دعا کردم
من قصد خدا رو نميتونم بدونم ولي من نکشتمش
دوي با مانع ؟
تو مگه نمي توني دو با مانع شرکت کني ؟ خواهش مي کنم
خب حالا تو متوجه نيتش شدي ؟
وقتي از جميز در مورد بهترين مسابقش سوال کردم تماش چشميش قطع کرد تا يادش بياد و صادقانه جواب بده
و وقتي در مورد فرارش در شب جنايت پرسيدم هرگز تماس چشميش و قطع نکرد
اون حافظه اش رو باز خواني نکرد. دروغ گفت
ولي من فکر ميکردم که اکثر مردم از تماس چشمي وقت دروغ گفتن پرهيز مي کنن
نه . اون يه باور سنتيه
و حتي اکثرا وقت دروغ گفتن تماس چشمي بيشتري برقرار ميکنن
اونا نياز دارن که نگاه کنن تا متوجه بشن که آيا دروغ هاشون رو باور کردي يا نه
اناليز محتوا پاين فرضيه رو مطرح ميکنه که جيمز قبلا خونه مک کارتي بوده
سوال. آيا تا حالا خونه اش رفتي ؟
جواب نه من هيچوقت خونه اش نرفتم
چنين تاکيد زيادي در کلام نشانگر بارز دروغگوييه
باشه تو به دفتر شهردار مي خواي بگي فتل عمدي بوده؟
اينطوري به نظر مياد
ولي وقتي در مورد مرگ معلمش ازش پرسيدم اون چيزي که ديدم اين بود
ابرو هاش غير مستقيم. غمگيني
چرا بايد غمگينيش رو براي مرگ معلمش مخفي کنه ؟
به نظر من مجرمه
ممکنه که نمي خواسته معلمش رو بکشه
ببخشيد ؟
ممکنه تصادفي بوده باشه باشه
من تو اين مسئله که دفتر شهردار اجازه صحبت کردن با بچه رو به شما داد دخالتي نکردم
اما الان شما فقط داريد حدس هاي احمقانه اي ميزنيد که هيچ سند محکمي براش نداريد
هيچ اتفاق تصادفي در کار نبوده
و به شخصه فکر ميکنم اون کاري که داريد مي کنيد جکه
اين کارها دلقک بازيه
اوه آره آره از اين کارا زياد ميکنم
مي دوني يه چند لحظه پيش لبخندت رو براي همکارت مي ديدم
چشات وقت بر اندار کردنش داشت برق مي زد بعدشم تو نگاه خيره ات رو قطع کردي
اون با بالا بردن برجستگي چونش عکس العمل نشو ن داد که شرم عميق درونيش رو نشون مي داد
کال ... ؟
من يه حدس احمقانه ديگه مي زنم: شما با هم قاطي شدين
اون نميخواد دوباره کاري کنه مي دوني به خاطر اين که تو زن داري
ولي تو خودت هيچ حرکتي در مورد زن فعليت نمي کني
اوه . نه نه . دستت از رو بينيت وردار
مردا يه بافت قابل بلند شده اونجا دارن
وقتي يه چيزي رو مخفي ميکنن شرو به خارش مي کنه
ترجمه حميد از بهشهر Hamid_op2000
من سه ساله اينجا مديرم
هيچ وقت با چنين موردي برخورد نکردم
که يه معلم رو از دست بديم و بعدش بفهميم ممکنه يه دانش آموز مسئول اين کار باشه
من متوجه شدم که جميز تازه تو اين مدرسه اومده بود
بله . والدينش تا پارسال ترجيح مي دادن که معلم سر خونه داشته باشه
چون اونا از فرقه شاهدان يهوه هستن
بصورت آکادميک مورد تعليم بوده ولي از لحاظ اجتماعي يه کم ضعيفه
ايا تا الان هيچ گونه احساساتس از خودش نسبت به خانوم مک کارتي بروز داده بود ؟
چندين بار پيش من فرستاده بودنش اما بطور خاصي در مورد معلمش چيزي به من نگفته بود
ولي در مورد پدر پسره بايد بگم که يکم نسبت به تعليمات خانم مک کارتي مشکل داشت
اون از اينکه مک کارتي دانش آموزهاشو به کتاب رنگ ارغواني ارجاع داده بود حسابي عصباني بود رنگ ارغواني:نام يک رمان آمريکايي
فکر ميکرئ که اون کتاب يه پورنوگرافيه
بسيار خب اونا حاضرن
اما مي تونم فقط بگم که . اه
هرچند ما براي از دست دادن اين همکارمون بسيار متاسفيم با اين وجود با هرکدوم از معلم ها که صحبت کردم بازم دلشون
راضي نيست که اين پسر بقيه عمرش رو تو زندون بگذرونه
قبل از اينکه بره بيرون حدود 5 دقيقه تو کلوب عکاسي بود
انگار تو عمرش اصلا حرف نزده
به نظرم عکسهاي محشري مي گرفت
من هيچ وقت نديدم که اون با کسي بچرخه يه جورايي زياده روي ميکرد
انگار بهت زل زده
يکم دري وري در مورد خانم مک کارتي مي گفت
جدا ؟ چي مي گفت ؟
No comments yet. Be the first to leave one.