ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خبری از ناشرت شنیدی؟
آه، میخوای امشب اینجا بخوابی یا بری خونه خودت؟
ناشرت. سوالم رو نشنیده نگیر
هوم. خب، گمونم حتی اسمم یادشون نباشه
خدایی؟
هوم
ولی فراموش کردن تو غیرممکنه
آره
نه!
دیر میکنی ها
- بعداً میبینمت - آره
میبینمت
باشه، خداحافظ
تفتوش
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
« مترجمان: علی مستر و حسین » ::. Ali_Master & HosseinTL.::
- سرودهای کریسمس رو بذار - شرمنده
هو، هو. هو!
- میشه اینو کادو پیچ کنی، لطفاً؟ - بله، بله. البته
آخ!
موفق باشی
از این بابت متاسفم
اهالی چاپخونهها خیلی آدمای رو مخیان
تا روز جهانی کتاب، 23 آوریل، آماده میشه
روز معرفی کتاب و امضا نویسنده هم خواهیم داشت
باید تو اکانتهای مجازیت تبلیغش کنیم
هوم خب، شایدم بهتره نکنیم
کتابها رو از قبل برای چندتا منتقد مهم فرستادیم
و بازخوردها عالی بودن
شبیه یه آهویی شدی که نور ماشین اُفتاده روش
ببخشید یه کم مضطربم
میتونه کمکت کنه یه کم آروم بشی، آه...
تا بخش دوم کتابت رو هم بنویسی
بخش دوم؟
خب، انتشارات قراره برای جشن سال نو یه مهمونی راه بندازه
ویراستارها، مدیرها، نویسندهها، همه میان
هوم. اهوم
اگه خواستی اونم بیار
شخصیتهای رمانهامونم دعوت هستن
- خودشه، نه؟ - نه بابا، نیستش
آه... شرمنده، تو میتونی... میتونی هر کی رو که میخوای بیاری
ولی اگه خدای یونانی بودش که چه بهتر
و نوشتن بخش دوم رو هم در نظر بگیر
این خیلی عالیه، لولو، اینو ببین
واو. تو عکس خیلی خوشگلی اُفتادی
یه عکس حرفهایـه مثل یکی از اون ویآیپیهاست، نه؟
از این یکی استفاده کن
- اون یکی خیلی سنگینه! - علتش همینه
منم همیشه دلم براش تنگه
داره با لبخند اینجا رو نگاه میکنه
- بیاید به سلامتی بریم - آره
به سلامتی بهترین ایجنت و پنجره
- به سلامتی - بهترین ایجنت
پرتاب عالی بودش
میخوای امتیازهای منو بدزدی؟
نوبت منه
بذار حدس بزنم
گمونم دارم برنده میشم
تو رو دک کرده و هنوزم چشمت دنبالشه
اشتب میکنی
آره. یکی دیگه بده بیاد
همهمون یه اکس فراموش نشدنی داریم
نذار بره رو مخت
بازم اشتب میکنی
اون دوست دخترمه
رابطه جالبی دارید
از قرار معلوم
[از سوی پنجرهام... همه چیز با یک خداحافظی شروع شد]
آخ!
- حالت خوبه؟ - آره
برای تعطیلات برگشتی؟
آره
اگه اینطور نبود، آپولو میکشتتم، پس...
دلش برات تنگ شده
آرتمیس هم گمونم دلش تنگ شده
منم دلم براشون تنگ شده
و همینطور واسه خورشید
- دلم برای خورشید هم تنگ شده - بیرون سرده
هیچ نمیدونی زمستونهای واقعی چجوریاست
راکل، آم...
بابت همه چیز متاسفم
واقعاً میگم
خب، از تعطیلاتت لذت ببر
آره، خب تو هم
هو هو هو! کریسمس مبارک! کریسمس همگی مبارک!
- بدو، بدو، بدو! - چه خوشگل!
هو، هو، هو، هو، هو، هو، هو!
بدو بدو بدو، بدو، بدو، بدو، بدو!
هی، مواظب باش
واو. چقدر چیزمیز هست اینجا. هوم
عه، این گلها رو ببین
- هوم؟ - خوشگلن...
گمونم شبیه همون گلهاییـه که اون پشت دیدم
تو هم اسطوخودوس دوست داری، نه؟
کدوم؟
عه، اون هم
هوم
- به نظرت مامانت خوشش میاد؟ - آره، باحاله
خیلهخب، عالیه اینم میخریمش. یه لحظه
ببخشید؟ ببخشید؟ سلام. عه، میشه اونو برامون بپیچی؟
- خونه چطور؟ - آره، آره، حتماً. یالا
- نه - یالا دیگه
- راکل، دیدمت. بیخیال - گرگوری، من...
یالا. بیا دیگه
هی! آرس!
باید بریم یه سلامم کنیم. بیا
سلام!
چطورید؟
سلام. واسه کریسمس اومدید خونه؟
الان فصلشه دیگه
آره، فصل آنفولانزا
- خانم خوش شانسِ - حالت چطوره؟
- خوبی تو؟ - خوبه، خوبه، خوبه
چطوری؟
هی
بابت یوشی خیلی متاسفم
چطوری؟
تصور میکردم اینجا مثل مناطق استوایی باشه در مقایسه با استکهلم
خوبه، راستش نه چندان
هیدالگوها دوست ندارند بخاریهاشون رو روشن کنن
- پس تو هم اونجا میمونی - آره! زیباست
- خونه خوشگلی دارن - برمیگردی اینجا؟
نه. اول ماه دیگه میریم
آره و دوم ماه هم کلید
آپارتمان جدیدمون رو تحویل بگیریم
- قراره قدم بعدی رو برداریم، نه - آره
واو
- یه سال نو و یه زندگی کاملاً جدید - آره. دقیقاً
خوب، بهتره دنبال وسایل دکوری بیشتری باشیم پس
آره
کلی آپشن پیش رومون هستش و باور کن دلت نمیخواد تو انتخابشون گند بزنی
- میفهمی که؟ - آره
عید مبارک!
- بعداً میبینمتون بچهها - خداحافظ!
- به امید دیدار - کریسمس مبارک!
یالا! گمونم الان اونجا یه دکه هات چاکلت فروشی دیدم
خب، باید اعتراف کرد، اونها یه زوج عالیاند، مگه نه؟
یهکم به... یهکم به راستت، آره
بذار روبانهاش خوب آویزون بشند
دقیقاً طرز کار این سنت رو بهم بگو
وقتی دو نفر زیر شاخهی دارواش باشند، باید هم دیگه رو ببوسند
داره از خودش در میاده. یه کلمه از حرفاش رو هم باور نکن
- قند؟ - عه
حقیقت داره، آرتمیس
ما هرگز تو این خونواده این رسم بوسیدن رو نداشتیم
نگاه کن
بفرما، عالیه
دیدی؟ من واسه بوسیدن دخترم نیازی به شاخهی دارواش ندارم
- تو واقعاً... - من چی؟
ما تو این خونواده اهل بوسیدن نیستیم
دنی، حدس بزن چیه! ما همین الان راکل و گرگوری رو دیدیم
آه! جدی؟
- دانیلا، تو توضیح بده - آه، چی رو؟
جریان این دارواش چیه؟
هر کسی که زیرش باید همدیگه رو ببوسن
واقعاً دارید از خودتون سنتای مضحکی واسه بوسیدن در میارید
- وای خدای من، بسه - اینطورم نیستش. نه، بیخیال
هیچکدومتون نمیتونید منو متقاعدم کنید. این مضحکه
- و البته غیربهداشتیـه - شروع کنیم؟
اگه من یه غریبه بودم چی؟
محاله مثل بابانوئل راه بیافتم و همه رو بوس و بغل کنم
اینش رو تو خونه مارتینز خواهیم دید
آه،من هنوز تاییدش نکردم
به برادرت بگو که چارهای نداره. باید بیادش اونجا
دلم برای پدر و مادرم، کلودیا و اونها میسوزه
نمیتونم تو شب کریسمس تنهاشون بذارم
نگران نکن خودتو. ما تقریباً هیچوقت جشنش نمیگیریم
خب این نظر توئه
همه چیز آمادهست!
- چه خوشگله - خیلی عالیه
تو یه هنرمندی
- هی، روبرتو! - سلام
سلام
- هوم - عه، ممنون
دخترت کجاست؟
راکل، میشه بیای به روبرتو سلام کنی؟
- هی، این طعمش شگفتانگیزه! - چی توشه؟ سیر؟
آره. خرد شدهش
اگه خواستی میتونی هر شب بیای واسه شام
- مامان، لطفاً - گفتم اگه بخواد
مجبور نیستی هر بار که میای آشپزی کنی
خب، خودمم خوشم میاد
تنهاش بذار. اگه میخواد که بهترین دوست پسر تاریخ باشه، بزار باشه
تو هم میتونی تلاشتو بکنی ها
شک دارم که بتونم همچین چیزی رو واسه شب کریسمس بپزم
نگران نباش. وانمود میکنم بهترین غذایی که تا به عمرم خوردم
- عالی به نظر میرسه، گرگوری - ممنون
شب کریسمس اینجا شام نمیخوری؟
بهت که گفتم خونوادهاش و من قراره شام بخوریم
مطمئنم که همچین چیزی نگفتی
بالاخره داری از دست مامانت خلاص میشی عزیزم، ازش لذت ببر
ولی اگه برنامهای نداری با ما بیا. قدمتم روی چشمه
No comments yet. Be the first to leave one.