ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این برنامه شامل صحنههایی است که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد و همچنین دارای الفاظ رکیک است
من رسماً با تمدید سه سالهی فعالیت واحد «نایت اول» موافقت میکنم
اسمش «جاکو براور» است. از کجا میشناسیش؟
از یک زندگیِ قبلی
محموله تا سه روز دیگر به بندر «کارتاخنا» میرسد
رئیس، خودش را شاگردِ واقعیِ «ریچارد روپر» میداند
او «تدی دوس سانتوس» است
تنها چیزی که دارم، اطلاعاتی دربارهی شرکت بازرگانی «بارکرو» است
و بنیاد خیریهشان
مدرکِ روئی که جلب توجه کند وجود ندارد
حیفه همچین صورتِ قشنگی آسیب ببینه
فکر میکنی حالش خوبه؟ نگرانشم
«رکس» به قتل رسید
و «ریور هاوس» هم در این کار دست دارد
یک شرکت وارداتی در «کارتاخنا»
دارد ابزارآلات صنعتیِ بریتانیایی برای خطوط لولهی نفت میخرد
یه جای کار شروع کرد به لنگ زدن
موضوع را با رکس در میان گذاشتم. این مَرده چی؟
نه. به تیم بگو داریم میریم اسپانیا
ما فقط تماشاچی هستیم، نه بازیگرِ اصلی. یادت هست؟
طبق خواسته، لیستِ محموله با مهر دولتی
ولید
سلام، الکس گودوین هستم
لطفاً پیغام بگذارید
«نایت اولز» یک واحدِ نظارتی است
وظیفهتان دیدن، شنیدن و گزارش دادنه
حق ندارید دنبال کسی راه بیفتید و شکارش کنید
الکس گودوین رئیسم بود
او دستور داد «میشل هبر» را تا اسپانیا تعقیب کنیم
فکر میکردیم اختیارِ این کار را دارد
خب، هیچ اختیاری نداشت
حرفی زد که چرا با پاسپورت جعلی دنبال یک قاچاقچی اسلحه راه افتاده؟
نه
فقط چیزهایی را به ما میگفت که لازم بود بدانیم
همین؟
تو گوسفندی؟
میدانی، بیملاحظگیِ الکس گودوین نهتنها به قیمتِ جان خودش تمام شد
بلکه باعثِ مرگ تعدادی از بهترین نیروهایمان هم شد
بدینوسیله، انحلال واحد «نایت اولز» را اعلام میکنم
و در مورد شما، خانم «پرایس-جونز»، بهتر است مدتی مرخصی بگیرید
و اگر کسی بیرون از این اتاق سوالی پرسید
واحدِ شما هرگز در اسپانیا نبوده است
روشنه؟
بله
خوبه. میتونی بری
ممنون
سالی
مشکلی نیست، جاناتان
تنها هستیم
بیشترِ آخرِ هفتهها برای ماهیگیری میآیم اینجا
یه جور پناهگاهه برای اینکه ذهنم باز بشه
سالی کجاست؟
حدود یک مایل با اینجا فاصله دارد
منتظر است تا به او ملحق شویم
چرا جاناتان صدایم زدی؟
چون اسمِ خودت است
جاناتان پاین
مردی که «ریچارد روپر» را زمین زد
شش سال پیش، وقتی رکس برای ساختنِ هویت جدیدِ تو از من کمک خواست
با خوشحالی قبول کردم
خیلی وقت است که از دور تو را تحسین میکنم
بیا چای بنوشیم
باید حرف بزنیم
«مایرا کاوندیش» باور دارد که تو در انفجارِ آن اتاقِ هتل کشته شدی
من از نفوذم استفاده کردم تا مطمئن شوم در گزارش ذکر شود
دو جسد در آن اتاق پیدا شده است
در حالی که در واقعیت، فقط یک جسد بود
سالی دربارهی «آلستیس» به من گفته
کارتاخنا
تدی دوس سانتوس
بذار کمکت کنم، جاناتان
هر نقشهای که داری، تنهایی نمیتونی از پسش بربیای
اینها را در آرشیوِ روپر پیدا کردم
این یکی از طرفِ تدی دوس سانتوس است
آیا ریچارد روپر در دههی ۹۰ به کلمبیا
اسلحه قاچاق میکرد؟
هیچوقت ثابت نشد. اما؟
تقریباً قطعیه. خب
پس فکر میکنم تدی دارد همان مدلِ تجاریِ او را ادامه میدهد
و فکر میکنم سرویس اطلاعاتیِ بریتانیای هم به او کمک میکند
الان نمیتونی از پوششِ سرویس استفاده کنی
خیلی خطرناکه
همانطور که رکس فهمید، مایرا در جاهای زیادی آدم دارد
از «رکسانا بولانوس» چه خبر؟
ردی ازش نیست
شاید او را هم کشته باشند، ولی نمیتوانیم مطمئن باشیم
هی
ولید نباید آنجا میبود. میدانم
او بچه داشت، و یک زنِ بینهایت زیبا
میدانم
من هیچکس را ندارم
فقط یک سگِ مبتلا به آرتروز
باید دربارهی گذشتهات به ما میگفتی
متاسفم، سالی
مایک چطوره؟
سرویس را ترک کرد. رفت سراغ کارهای مالی در مرکز شهر
میدانی، تو هم باید همین کار را بکنی
همین حالا هم تو را بیش از حد در خطر انداختهام
من جایی نمیروم
وگرنه، مرگِ آنها بیهوده بوده است
بیا
بسیار خب
کامیونها فردا میرسند تا بار را از بندر کارتاخنا ببرند
اما تو راهی برای متوقف کردنش خواسته بودی
او کیست؟
«آلخاندرو گوالتروس»، دادستانِ عمومی در مِدِیین
او قبلاً دو بار سعی کرده جلوی بارکرو را بگیرد، اما به جایی نرسیده است
ما با اسمِ رمزِ «مکس» به او اطلاعات رساندیم
او به خاطرِ ما محموله را توقیف کرده
و حسابهای بانکیِ بارکرو را مسدود کرده است
این یعنی تدی به جریانِ نقدینگی نیاز پیدا خواهد کرد
این راهِ ورودِ توست
از قلکِ روپر استفاده میکنیم
مناسب به نظر میرسند
با توجه به اینکه اصلاً خودت آن را دزدیده بودی
میلیون، آخرین باری که چک کردم ۳۰۰
بسیار خب
اما نمیتوانی الکس گودوین باشی
پس من کی هستم؟
متیو الیس
ساله ۴۳
متولدِ نورفولک، فرزندِ یک بانکدارِ درجهدو
و مادری الکلی که با نصفِ شهرِ «فیکنهام» رابطه داشته است
خوش به حالش
خوش به حالش؟ آره
این یکی را امتحان کن
تو مردِ بسیار ثروتمندی هستی که میلِ شدیدی به ریسک کردن دارد
کت و شلوار راه راه
آن را امتحان کن
این نیست. درسته
نه، این
ارزون به نظر میاد
نه... ضایعست. خیلی تابلویه
تو راهِ خودت را ساختهای، با تأسیس
و بعد از بین بردنِ شرکتهایی در اروپا و کشورهای خلیج
کفشها
با این کفشها جوراب نپوش
با این ستش کن
آره
در نهایت، در هنگکنگ ساکن شدی
و برای یک مؤسسهی سرمایهگذاریِ سوئیسی به نام «اشتایگر و پسران» کار کردی
این؟ بله
خودشه. همینه
بعد از یک رسوایی در بانکِ هنگکنگ، الان در مدیین هستی
تنها هستی، مشکوکی و پولِ زیادی برای خرج کردن داری
در هتل «گران ملیا» اقامت داری چون طبیعتاً
این تنها هتلی در کلمبیاست که حاضری در آن دیده شوی
طبعاً. طبیعتاً
متیو الیس
تو از روابط خانوادگی فرار کردهای
و از هرگونه مسئولیتی
و تسلیمِ رذائل اخلاقیات شدی
ممنون. حالا، «کاراسکال»، وکیلِ تدی، راهِ ورودِ توست
عاشقِ قمار است
آنها هر سهشنبه با هم ناهار میخورند
بعد از تمرینِ تنیساش در باشگاه
این شانسِ توست که مثل یک مار به باغشان نفوذ کنی
جاناتان، هرگونه خطر یا وضعیت قرمزی دیدی، بلافاصله از راههای فرار استفاده کن
برای کاری شبیه به این، معمولاً ماهها وقت میگذاشتم
آنجا میبینمت
با کلاهِ آفتابیام
صبح بخیر. صبح بخیر
احتمالاً همان مشکلی را دارید که من داشتم
مربی مجبور شد برود. ظاهراً مشکلات خانوادگی داشته
تازه به باشگاه آمدید؟
دو روز پیش با هواپیما رسیدم
متیو الیس، عضو باشگاهِ «سیموندز» در لندن
خوآن کاراسکال. سلام
میخواهی یک سِت بازی کنیم؟ بله
میخواهی شرطبندی کنیم که بازی ارزشش را داشته باشد؟ آره
چقدر؟
دلار؟ ۱۰۰۰
وقت تلف نمیکنی، نه؟
آس. سرویسِ خوبی بود
سی - هیچ
گِیم
یک - هیچ به نفع من
آفرین، مردِ انگلیسی
دو - هیچ. آفرین
اوه، بیخیال
بسیار خب. سه - هیچ به نفع من
اوت! سرویسِ من
۱
اوت! داخل
شوخیِ مسخرهای میکنی دیگه، نه؟
امروز روزِ شانست نیست
سرویسِ تو
لعنتی! این سِت مالِ منه
«فورهندِ» قویای داری
اما بیش از حد بهش تکیه میکنی
شبیه پدرم حرف میزنی
این هم پولت. بیخیالش شو
مثلِ قاپیدنِ شکلات از چنگِ یه بچه بود
هی، خوآن
بیانصاف نباش. هوم؟
بازی چطور بود؟ باختم
هوم
میدونی چی میگن؟ هوم؟
شکست آدم رو قویتر میکنه
امیدوارم همینطور باشه
No comments yet. Be the first to leave one.