ആദ്യത്തെ 93 വരികൾ.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
گم شدیم، مگه نه؟
گم شدیم؟ خیلی خب، جک میگیا
بذار ببینم، ما الان از کلیسای ویران رد شدیم
گودال خون هم اینجاست
از این طرف. بیا بریم
خیرهکنندهاس
قشنگتر از بروشورهاش هستش
!یالا. عجله کنین، بچهها کلی چیز واسه دیدن داریم
،اگه یه شهر پسا آخرالزمان دیده باشی
یعنی دیگه همه چی رو دیدی
.خوشگل شدی، دختر "بگو "ترابایت
.به پیش، تیم به پیش، تیم
هی بچهها، مسخرهبازی رو بذارین کنار و این رو نگاه کنین
!گوی سرگرمی را نظاره کنین
بهش میگن توپ
،میدونم اسمش توپه ولی میخوام حس و حال
داریم این چیزهای انسانی رو برای اولین بار" تجربه میکنیم" پیدا کنیم
انسانها با این چیزها چیکار میکردن؟
.وای پسر، بگو چیکارها نمیکردن بالا و پایینش میانداختن
همین؟ - آره. تقریبا همین بود -
اینا انسان بودن
بالا و پایین انداختن چیزها به بالا بردن دامنهی یادگیریشون کمک میکرد
نه، ولی بعضیوقتها توپ رو میگرفتن و با چوب بهش ضربه میزدن
چی؟ وقتی که توپها بدرفتاری میکردن؟
توپ بد. به کاری که کردی فکر کن
یالا، بگیر. امتحان کن
با این چیز چیکار باید بکنم؟
میدونی، بالا و پایین
امکان نداره
اینقدر بزدل و نقنقو نباش و بالا و پایین بندازش
لطفا - عجب، مادربوردت رو آروم کن -
خیلی خب - وای پسر، این خیلی هیجانانگیزه -
!معرکه بود واسه تو چطور بود؟ همه چی رو تعریف کن
هیجانش نزولی بود
آره، خب، واسه انسانها که خوشایند بود
نشون بده چی داری، پسر بزرگ
کاملا مطمئن نیستم، ولی تا جایی که میدونم اینا رو
به دهانهی معدهاشون فرو میکردن تا نیرو تولید بشه
چرا باید یه دهانهی کامل واسه این کار داشته باشن؟
کسی چه میدونه؟ اونا کلی دهانه داشتن
،بعضی چیزها داخل میرفتن بعضی چیزها خارج میشدن. دیوونهکننده بود
آخه من واسه تامین نیرو یه باتری همجوشی دارم
همهامون باتری همجوشی داریم، خنگول
.منظور منم همینه دیگه از این بیشتر چی لازم داری، درست نمیگم؟
خب، بذار ببینم درست فهمیدم
اینا رو وارد دهانهی معدهاشون فرو میکردن
و بعدش چی؟ یکی یه کمکی بهم بکنه
دهانههای معدهاشون دندانههای سختی داشتن
که اینا رو له و تبدیل به خمیر میکرد
و بعدش خمیر وارد یک ظرف پر از اسید میشد
.خب، البته این کاملا با عقل جور درمیاد
میتونستن همون اولش اینا رو بندازن داخل یه ظرف اسید
اونوقت دیگه نیازی به دندانهی سخت نداشتن دیگه
اینکه انتظار داری کسایی که داخل بدنشون ،یه ظرف اسید دارن منطقی باشن
یکم انتظار زیادیه - دیوونگیه. اصلا کی طراحیشون کرده؟ -
،معلوم نیست. کدهاشون رو چک کردیم امضای سازنده نداشتن
به این خاطره که یک ماهیت الهی اونا رو
از خاک درست کرده. اونم معلوم نیست چرا
.شوخی کردم از داخل یه سوپ خیلی گرم بیرون اومدن
شرمنده که منتظر موندی، پهلوون
هدف این چیز چیه؟
.ظاهرا، هدفی ندارن فقط همینطوری نگهشون میداشتن
خب، این حرفت دست کم گرفتن تاثیر این چیزهاست
اونا یه شبکهی کامل داشتن که فقط مختص پخش تصاویر
این چیزها بود
نگاه، داره یه کاری میکنه
داره میاد این طرف
فکر کرده چه غلطی داره میکنه؟
رفیق، چیکار کنم؟ - خب، آروم باش. حرکت ناگهانی نکن -
بیا فقط تا زمانی که تصمیم میگیره بلند شه منتظر بمونیم، باشه، رفیق؟
از پسش برمیایم - چقدر قراره طول بکشه؟ -
چند ساعت. شاید هم چند سال
من چند ساعت و شاید چند سال واسه این کار وقت ندارم
اگه سعی کنی انگشتهات رو روی بافتهای شاخیـش بکشی تا اذیتش کنی چی؟
شاید این باعث بشه حرکت کنه - چی؟ چرا؟ -
نمیدونم. ضرری که نداره - اصلا نمیدونی از چی حرف میزنی، مگه نه؟ -
نمیدونم. اولین باره که زندهی این چیزها رو میبینم
هی، امتحانش کن
خیلی خب، باشه
جواب میده؟
چیه؟
یه صدای با ریتم و عجیب داره ازش بیرون میاد؟
او-اوه - منظورتون از "او-اوه" چجیه؟ -
،نمیخوام وحشت کنی ولی فکر کنم فعالش کردی
منظورت چیه؟
همونطور که گفتم، من متخصص نیستم
،ولی اگه صداش متوقف بشه روت منفجر میشه
اینطور نیست. اینطوریه؟
تحقیقات سطحی تاریخی نشون میده که
انسانها یه بازی کارتی به اسم "گربههای منفجرشونده" داشتن
پس، آره، به نظر جور درمیاد
حالا دیگه قراره بمیری، چه بد - چی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.