Mare of Easttown

Mare of Easttown

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mare of Easttown S01E07 Sacrament 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Mare of Easttown S01E07 Sacrament 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Mare of Easttown S01E07 WEB H264-GGWP
Mare of Easttown S01E07 WEB x264-PHOENiX
Mare of Easttown S01E07 WEBRip x264-ION10
Mare of Easttown S01E07 XviD-AFG
Mare of Easttown S01E07 WEBRip XviD-RMX
Mare of Easttown S01E07 WEB x265-MiNX
Mare of Easttown S01E07 Sacrament 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Mare of Easttown S01E07 Sacrament 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali99
🟦 Cardinal پایان فصل ©️ علی اکبر دوست دار و آرین ⣿ FilmoGen.Org 🟦

ടാഗുകൾ

XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-05-31
ഡൗൺലോഡുകൾ: 68
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫بیلی دیر اومد خونه، ‫ساعت ۳ یا ۴ صبح بود

‫سر تا پاش خونی بود

‫« آنچه در میر از ایست‌تاون گذشت… »

‫جان باز داره با ساندرا می‌خوابه؟

‫- آره ‫- وای، لوری، متأسفم

‫- آماده‌ام اعتراف کنم ‫- مطمئنی؟

‫تو دفترچه‌های خاطرات اِرین رو دزدیدی؟

‫به‌نظرم وکیل می‌خوام

‫بیا بریم کلبۀ بابا

‫برای آخرین بار دوباره میریم ماهیگیری

‫همه چی حاضره؟

‫چرا دفترچه‌های خاطرات اِرین رو سوزوندید؟

‫چی توشون بود که می‌خواستید پنهانش کنید؟

‫با میر تماس بگیر

‫« میر از ایست‌تاون »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:

‫خبری نشد؟

‫هنوزم زنگ نمی‌خوره

‫بی‌سیمش هم نمی‌گیره

‫با کلانتری محل اونجا تماس بگیر؛ ‫و در جریانشون بذار؛

‫و بهشون بگو چند تا ماشین پلیس بفرستن

‫- و کلبه رو بررسی کنن ‫- اطاعت

‫این عکس رو از کجا پیدا کردی؟

‫توی یکی از دفترچه‌های خاطرات اِرین

‫دیلان هنچی می‌دونه که ‫جان راس پدر واقعی دی‌جیه؟

‫نه. نذاشتم عکسه رو ببینه

‫هیچ‌وقت دلیل سوزوندن ‫دفترچه‌های خاطرات اِرین رو بهم نگفتی

‫فکر من بود

‫فکر می‌کردم اگه پلیس پیداشون کنه، ‫شاید یه چیزی توشون نوشته شده باشه

‫مثلاً چی؟

‫مثلاً اون

‫مثلاً نوشته باشه که پدر واقعی دی‌جی کیه

‫دیلان می‌خواست دی‌جی پیش ‫مامان و باباش بمونه

‫بهمون گفت اگر دی‌جی رو ازشون بگیرن، قلبشون می‌شکنه

‫این دلیل دیلان بود

‫دلیل خودت چی بود؟

‫فکر می‌کردم که اگر ‫اِرین هم بود، همینو می‌خواست

‫فقط می‌خواستم به دوستم احترام بذارم

‫پس برای همین می‌خواستی ‫منو بیاری اینجا، آره؟

‫تا شاید شبیه خودکُشی به‌نظر بیاد

‫فقط اینجوری می‌تونم مطمئن بشم

‫صحیح. صحیح

‫پس منو میندازی تو رودخونه ‫و میری پِیِ زندگیت

‫بزن، جان. بزن اینجا، خب؟

‫بزن اینجا تا شکی باقی نمونه

‫همه فکر می‌کنن ‫من اِرین رو کُشتم،

‫کسی دلش برای یه فلک‌زده ‫مثل من تنگ نمیشه

‫- بزن، جان! ‫- خواهشاً ساکت باش، بیلی. فقط…

‫- متأسفم ‫- تأسف برای چی؟

‫در حقم لطف می‌کنی، جان

‫بزن، جان

‫همونطور که گفتی، تو خونواده داری ‫و من بی‌کس‌وکارم

‫ماشه رو بکِش دیگه

‫خودمم همینو می‌خوام

‫ماشه رو بکِش. ‫ماشه رو بکِش، جان!

‫- خفه شو، بیلی! ‫- بزن، جان!

‫- شلیک کن! ‫- دهن کیریت رو ببند!

‫- کیرم توش! ‫- ماشه رو بکِش، جان، خب؟

‫یا پیغمبر

‫بزن، جان

‫فقط… بزن. ماشۀ کیرمَصب رو بکِش، جان

‫جان!

‫تفنگ رو بذار زمین! ‫تفنگ کوفتی رو بذار زمین!

‫تفنگ کیری رو بذار زمین!

‫نـه!

‫جان!

‫جان!

‫من نکُشتمش، میر

‫بزن منو بکُش، میر

‫میر، تو رو خدا. ‫خواهشاً منو خلاص کن

‫میر، خواهش می‌کنم

‫خواهشاً بزن منو راحت کن

‫میر، تو رو خدا منو بکُش

‫- میشه بعداً سشوار بگیری؟ ‫- نه

‫همین حالاشم بدجور می‌خاره ‫و بو گند میده

‫جِس رایلی چند ساعت پیش اومد کلانتری

‫اینو تو یکی از

‫دفترچه‌های خاطرات اِرین پیدا کرده

‫می‌خواسته برادرش قتل اِرین رو گردن بگیره

‫حالت خوبه؟

‫نه چندان

‫ولی دووم میاری

‫خوبه

‫از کجا شروع کنم؟

‫رابطۀ جنسیت با

‫اِرین مک‌منامین از کِی شروع شد؟

‫یه شب دیروقت توی تجدید دیدار خانوادگی ‫کنار دریاچۀ هارمونی بودیم

‫بیلی کل عصر…

‫یه‌سره مشروب می‌خورد

‫یه خرده دعوایی شده بود

‫رفتم ببینم در چه حاله

‫توی کلبه پیشِ کِنی و اِرین بود

‫کنی و بیلی هم از حال رفته بودن

‫اِرین نشسته بود رو ایوون جلوی خونه

‫بعدش سَرِ صحبت بین‌مون باز شد

‫گفت خوابش نمی‌بره،

‫و قرار شد بریم قدم بزنیم

‫کُلِّ شبو گرم صحبت شدیم

‫بعدش هم…

‫همو بوس کردیم

‫مراوده‌هامون از اونجا شروع شد

‫منظورت سکسه؟

‫فقط سکس نبود، خب؟

‫آره، سکس هم داشتیم

‫ولی…

‫اون موقع جفتمون ‫شرایط سختی رو می‌گذروندیم

‫یعنی… اون… یه سری مشکلات تو خونه داشت،

‫و میونۀ من و لور هم تعریفی نداشت

‫اعتمادی که بین ما دو نفر بود رو… ‫به هیچ احدی نداشتیم

‫یعنی، ما این ارتباط رو داشتیم

‫اِرین حامله شد و…

‫منم ازش خواستم بچه‌شو سقط کنه

‫زیر بار نمی‌رفت

‫مشخصاً، حقیقت ماجرا جالب نبود

‫اون موقع با دیلان هنچی رابطه داشت،

‫و ما هم…

‫…گذاشتیم دیلان فرض کنه ‫که بابای دی‌جیه

‫بهمون بگو شب ۱۰اُم ژانویه چی شد

‫من توی کلبۀ فارست بودم. ‫جشن نامزدی فرانک بود

‫اِرین چند بار بهم زنگ زد

‫یه لحظه، اصلاً…

‫شمارۀ تو اصلاً توی… سوابق مکالمات اِرین نبود

‫نه. ما تلفن‌های پیش‌پرداخت‌شده ‫گرفته بودیم تا بتونیم…

بدون اینکه لوری بو ببره ‫با هم حرف بزنیم

‫می‌دونست که نباید ‫با خط اصلیم تماس بگیره،

‫ولی اون شب، گرفت. ‫ناراحت بود

‫گفت که اگه نرم ببینمش ‫همه چیزو میذاره کَفِ دست لوری

‫برای همین از مهمونی رفتم؛ با ماشین ‫خودمو رسوندم پارک برندی‌واین

‫اِرین هم اونجا بود. ‫عصبانی بود

‫می‌خواست پولِ عمل گوش دی‌‌جی رو بدم

‫سعی کردم… با منطق باهاش صحبت کنم

‫گفتم همینکه بتونم ‫پوله رو جور می‌کنم،

‫منتها… دیگه…

‫…به اینجاش رسیده بود. ‫گمونم دیگه بُریده بود

‫از تمام دروغ‌هام ذِلّه شده بود و…

‫اِرین یه تفنگ داشت؛ ‫و هِی تکونش می‌داد؛

‫و داد می‌زد که من ‫زندگیش رو تباه کردم

‫و می‌گفت که… همونجا به خودش شلیک می‌کنه

‫هیچ‌وقت اونطوری ندیده بودمش

‫مضطرب شدم که ‫نکنه خودشو بکُشه

‫پس… سعی کردم تفنگ رو ازش دور کنم، که…

‫تیرش شلیک شد و خورد به دستش

‫همه جا خونی شده بود؛

‫و اونم جیغ می‌زد

‫منم هول کردم

‫هول شدم و بهش شلیک کردم

‫به کجاش شلیک کردی؟

‫به صورتش

‫جسدش رو کشوندم تو جنگل

‫تمیزش کردم، و برگشتم کلبۀ فارست

‫چرا؟

‫باید فرانک و فی رو می‌بردم خونه…

‫تا یه عذر موجه داشته باشم

‫زنگ زدم بیلی

‫توی پارک منو دید

‫و جسد اِرین رو گذاشت پشت وانت

‫چرا این همه راه تا جنگل شارپ برش گردوندین؟

‫اِرین گفت که قبلش ‫با چند تا از بچه‌ها اونجا بوده

‫- گفتم شاید… ‫- می‌خواستی فکر کنیم کار یکی از اونها بوده

‫لوری می‌دونست؟

‫مجابش کردم که به‌خاطر من بهت دروغ بگه

‫که بهت بگه بیلی اِرین رو کُشته

‫جان راس دیشب اعتراف کرد که اِرین مک‌منامین رو کُشته

‫امروز صبح با دفتر دادستانی تماس گرفتم

‫و ازشون خواستم که تبرئه‌ت‌ کنن

‫تنها جرمت دروغ‌گفتن ‫راجع‌به دوچرخۀ اِرین بود

‫کاش جلوشو می‌گرفتم

‫وقتی اِرین از ماشینم پیاده شد…

‫باید دوباره سوارش می‌کردم و

‫و بهش می‌گفتم که… ‫به اون پارک نره

‫پس، امیدوارم توی منطقۀ بعدیت…

‫باهات بهتر از ما تا بکنن

‫من جایی ندارم که برم، کاراگاه

‫ایست‌تاون خونه‌مه

‫آره

‫یک مورد اتهام ‫از بخش ۲۵۰۱،

‫که بیان می‌کند ‫چنانچه شخصی عامدانه، آگاهانه،

‫بی‌محابانه یا غافلانه ‫باعث مرگ انسان دیگری شود،

‫مرتکب قتل شده است

‫خواهشمندست متهم قیام کند

‫دو دقیقه وقت دارید

‫ممنون که قبول کردی منو ببینی

‫می‌دونم حق ندارم اینو بخوام، ولی…

‫ازت می‌خوام که…

‫دی‌جی رو… به فرزندی قبول کنی…

‫بزرگش کنی، زندگی خوبی رو ‫براش فراهم کنی

‫من… راه دیگه‌ای ندارم

‫راه دیگه‌ای ندارم. ‫اون پـسـرمـه

‫اون پسر منه. میشه این کارو کنی؟

‫وقت رفتنه

‫- خواهش می‌کنم؟ ‫- بیا بریم

‫میر؟

‫راس امروز در رابطه با قتل اِرین مک‌منامین ‫به دادگاه احضار شد

‫ما اون شب پیشش بودیم

‫شب نامزدی فرانک

‫جانِ خودمونه

‫لعنتی، میر اومد. ‫نمی‌خوام اینو بشنوه

‫باید خاموشش کنم… وای، خدایا!

‫یا خدا

‫دیگه چِت شده؟

More Farsi Persian subtitles for Mare of Easttown

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left