ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
باعث افتخارمونه که توی گروهمون باشی
موقتیه، تا وقتی که میلان دوباره بهم جنس برسونه
تو اسم گوست رو بهم بگو
تا من و تو دیگه لازم نباشه همدیگه رو تحمل کنیم
کاغذای انتقال روئیزه؟
نه، فیلیپه لوبوس
توماس، من بهزودی پر میکشم
اما قبلش باید در قفس رو باز کنی
- چیکار کردی؟ - جامایکاییها
- نــه - خودت که از پسش برنیومدی
واسه همین خودم اجیرشون کردم
- هدف کیه؟ - جیمز سنتپاتریک
جیمز برو بذارش به عهدهی ما
چی شده؟
کار هالی بود
لوبوس منو اجیر کرد که تو رو بکشم
میگفت که اگه نکشمت من و هالی رو میکشه
اما با اینحال بازم کاری نکردم
...باید لوبوس رو بکشیم با همدیگه
باهمدیگه
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
تا حالا نشده که یه مسیر رو مستقیم برم
همیشه زندگیم پر از پیچ و تاب بوده
پر از دستانداز و زمین خوردن
زنده موندم و یاد گرفتم
من از شهریم که پر از تاکسیهای زرد و آسمونخراشه
سخته که بخوای بی پول توی همچین جایی زندگی کنی
رفیق، من توی جهنم بزرگ شدم
یه خیابون بالاتر از بهشت
توی اون خیابونی که هر 15 دقیقه 7 گرم فروختم
کوکائین خالص، بپیچش و رفتنش رو نگاه کن
هرکاری بخوای، مواد یا دختر بفروش
برو بسکتبال بازی کن یا اسلحه دست بگیر
یاد بگیر بری دزدی یا رپ کنی
اصن کون لقش، تا اون موقع چندتا خط بزن
این راه پادشاهی منه، نیروی منه
من مثل 007ام و این تازه شروع منه
من یه دروغگوی تحت پوششم
زیر ملافهی تختم دراز میکشم
توی چشمای دختره نگاه میکنم
و بهش میگم عزیزم کارت حرف نداشت
الهام من تویی، انگیزهی من تویی
تویی که باعث میشی بدون درنگ جنس جابهجا کنم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
ترجمهای از مصـطـفــی .:: ElSHEN ::.
تامی، اینجا خوابیدی رفیق؟
من ردیفم
کلیدات رو بردار رفیق
یالا پسر، من هواتو دارم
کلیدات رو بیار
تامی، همین پایین که دستت بودن
میدونم که یه جایی گذاشتمشون
جیب شلوارت رو ببین
یالا، بیا تر و تمیزت کنیم
من قهوه آماده میکنم
کار زیاد داریم
یالا پسر
باید لوبوس رو با یه تانک زرهی منتقل کنیم
خیمنزها نشون دادن که از حمله کردن
به محدودهی آمریکا ترسی ندارن پس چرا حالا حمله نکنن؟
جری، خیمنز فکر میکنه که لوبوس مُرده
اصلا کسی خارج از این اتاق خبر نداره که زندس
یه انتقال پر سر و صدا فقط باعث جلب توجه میشه
خب پس چیکار کنیم؟
وارد جادههای اصلی نمیشیم
و تا جایی که میشه آروم و بی سر و صدا عمل میکنیم
ماشین غیرنظامیای هست که بتونیم استفاده کنیم؟
ماشین غیرنظامی؟
آره، سازمان زندانها
یه ماشین تحتپوشش داره که واسه انتقال زندانیها آماده شده
زندانی و افرادمون پشت ماشین سوار میشن
لوبوس بهصورت محرمانه از ساختمون خارج میشه
توی کل عملیات باید بهش ردیاب وصل بشه
که بدونیم کل مدت کجاست؟
آره، از توی همین دفتر میتونیم کنترلش کنیم
نظر تو چیه داناوان؟
اگه قراره بیسر و صدا باشه
من بهافرادی نیاز دارم که بدونم میشه بهشون اعتماد کرد
توهین نباشه
افسر ناکس، رفقات رو آماده کن
میخوام که تو رهبری گروه رو بعهده بگیری
اطاعت میشه قربان ترتیبش رو میدم
پس دیگه قطعی شد
اجازه بدید شروع کنیم
هماهنگیهای لازم رو با افراد آنگلین
توی سازمان زندانها و افبیآی کردم
همه از توی اتاق کنفرانس خودمون
انتقال رو نظارت میکنن
از یه طرفی باورم نمیشه
کار گروهمون به پایان رسیده
لوبوس رو میفرستیم به واشنگتن
و دیگه همهچی تموم میشه، درسته؟
همهچی تموم میشه
هوگو چندنفری رو داره که باید یه سرشون بزنم
اما نمیدونم که چند نفرن
نمیشه به چشم یه رابط بهش نگاه کرد
پس تو طبق نقشه برو سراغ افراد هوگو
من واسشون کمین میکنم بعدم فرار رو دست میگیریم
لوبوس هم نمیفهمه که از کجا خورده
آره اما، یه روز کامل رو گم و گور باشیم
کیت که اگه بهاندازهی کافی کوکائین دستش بیاد واسم دروغ میگه
تو میخوای چه بهونهای بیاری؟
شنیدم که حالا دیگه پیش آنجلا زندگی میکنی
کارن، میتونم از کارن استفاده کنم
درکنار دوستدخترت یه !دوستدختر دیگه هم آوردی؟
نه تامی، کارن یه سرمایهگذاره
یه ملک توی هادسون داره
اگه شب رو اونجا بمونم میتونم به آنجلا بگم که
سفر کاری بودم
عالیه
هیچی اینکه توی روزی که رفتی مسافرت
لوبوس فرار کنه !اصلا مشکوک نیست
تامی داری گوش میکنی؟
آنجلا باور میکنه
زیادی از خودت مطمئنی
اومدم
چهخبرا تاشا؟ ردیفی؟
چهخبرا؟ حرف ندارم
هالی کدوم گوریه؟
کل صبح رو داشتم واسش پیام میدادم
...یعنی
سلام تی
فکر میکردم که با هم قهر کردید
با هم کنار اومدیم
اوهوم
یه شبه
آره
چهخبر شده؟
موضوع اینه که باید یه کار بزرگ انجام بدیم تی
هی هی هی تامی لازم نیست که اونو هم وارد کنیم
فکر بهتری داری؟
بهش نیاز داریم گوست
واسه چی بهم نیاز داری؟
سلام دین
تریق چطوره؟
حالش خوبه
سهنفر جلوی تو کشته شدند
هیچیش رو ندید
از کاری که کردی خیلی ممنونم
جدی میگم اما بهت دستور داده بودم
که دنبالم نیای
خب یه حسی بهم میگفت که بیام نتیجهی خوبی هم داشت
تو و پسرت هم بهخاطر همون زندهاید
یهبار دیگه هم میگم که خیلی ممنونم
کسی که میخواسته تو رو بکشه بهخاطر اینکه
یهبار جلوش رو گرفتیم بیخیال نمیشه
خودت میدونی که کار کی بود
و میدونی که چرا میخواد تو رو بکشه
اگه یهبار دیگه این اتفاق بیفته چارهی دیگهای ندارم
باید به پلیس خبر بدم
دیگه اتفاق نمیافته
پس برنامت اینه که تنهایی باهاشون مبارزه کنی؟
گوش کن دین
برنامهی من اینه که برنامم رو به تو نگم
دیگه دنبالم نیا، واضحه؟
قربان، شرمنده که مزاحم میشم
کارن باسیت اومدن دیدنتون
اشکالی نداره کارمون تموم شده بود
سلام جیمز
سلام کارن
ممنون که اومدی
باعث افتخاره درمورد چی میخواستی حرف بزنی؟
فقط میخواستم ازت بپرسم که
میشه جلسهی ویژهی فردامون رو
توی اودتِ هادسون تشکیل بدیم
باشه
گفتم شاید بشه یه شب رو بمونم
و با تواناییهای باسیت از داخل آشنا بشم، میدونی؟
با سیستم کاریت و اینکه چجوری کار میکنه ...آشنا بشم و
...نمیدونم تا ایدههای خودم رو هم کامل کنم
خیلی جدی گرفتی
مجبورم
من همیشه چشمم به آیندست
مگه تو نیست؟
گوشی بی گوشی اگه گوشی داشته باشیم بگاییم
میدونید که حتی اگه خاموش هم باشه قابل ردگیریه
باشه، واسه یهروز گوشیامون رو میپیچونیم
غافلگیر شدم که به مدت یک روز
!میتونی بیخیال کلوب بشی
تامی میشه قبل از اینکه دستت رو تیکهپاره کنی
از این استفاده کنی؟
میدونی چیه؟
چرا قبل از اینکه دستم رو تیکهپاره کنم از این استفاده نکنم؟
!خوب جواب میده
اووم
برو پی کارت
پس کیت قراره که بشه بهونهی تامی؟
چرا هالی نه؟
هالی زیاد فکر خوبی نیست تاش
No comments yet. Be the first to leave one.