ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کی اونجاست؟
کی اونجاست؟
آهان، اومدی دنبال طلاهای من، آره؟
بیا جلو و تاوانش رو بده!
نه!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«داستانهای ترسناک آمریکایی»
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
بیا. از این طرف
- سلام خانم میهان. - عه، سلام کالین
- حالتون چطوره؟ - خوبم. خوبم
- هی، مگه... - اوه
میخواستم بگم برای اینا به مجوز نیاز داری
- روز خوبی داشته باشی. بریم. - هی، بچسبی به مدرسه ها
دنیل!
- سلام مارتین. - سلام کالین
- توی کیف چی داری؟ - سیفور
همه پولها رو بده، وگرنه اینجا رو منفجر میکنم
برو عقب. هیلی توی گاوصندوقه
ممنون مارتین
کالین! اه، کالین!
اگه حتی بوی این چیز رو حس کنم، بالا میارم
تو که عاشق سوپ چیپی بودی
خب، یکی اینجا دوستش نداره
- باشه. - اوم. میتونی
کلوچه رو بهم بدی ولی
خب،
امروز مصاحبهای داری؟
- آره، یه جورایی. - یه جورایی؟
نکنه یه کار مربوط به ایستی بویزه؟
اینجوری نگو. اونا دوستای منن
نمیخوام درگیر یه نقشه
با گروه پسرای دبیرستانیت بشی
کارهای جوشکاری قانونی واقعی اون بیرون هست
آره، که به زور یه دستمزد حداقلی میدن
ببین،
من الان تو موقعیتی نیستم که کاری رو رد کنم
میدونی، این میتونه یه پول خوب باشه
میتونه بره تو صندوق. یه شروع تازه، دور از همه این چرت و پرتا
ما تو همین محیط بزرگ شدیم. آدمای خوبی هم شدیم
آره، ولی ما شانس آوردیم
همه اینقدر خوش شانس نبودن
باز شروع نکن
چیزی به اسم شهر نفرین شده وجود نداره
باشه، ولی یه دلیلی داره که مردم میگن گالیون اسپرینگز نفرین شدهست
ما لایق بهترینا هستیم
اون لایق بهترینه
کالین، به چیزایی که داری نگاه کن
اون
من
باشه، شاید الان پول زیادی نداشته باشیم،
ولی تو گواهینامهت رو گرفتی
به شیوه درستش،
و من واقعاً به خاطرش بهت افتخار میکنم
نمیخوام با لیام کار کنی. لطفاً
تو از اون و دار و دستهش بهتری
اون فقط میخواد یه آبجو بهم بده، باشه؟
مجبور نیستم بگم «آره»
نمیتونی شخصیت اخلاقی یه مرد رو
فقط به خاطر اینکه برای زنده موندن هر کاری میکنه، قضاوت کنی
برای محافظت از خودیهاش
آمین داداش، حق گقتی
من هنوزم فکر میکنم ایده بدیه
دِک!
ببین، واقعیت اینه که ما اینجا شانس برابر نداریم
یعنی، کل اهل این شهرستان لعنتی یا بیکارن،
یا معتاد به قرصن،
یا، کیرتوش، الانم مردم دارن ناپدید میشن
یعنی، به نظر من انگار یه چیزی داره...
از این شهر تغذیه میکنه
یه چیزی داره از ما تغذیه میکنه، آره
قرنهاست داره این شهر رو میخوره،
انگار که یه لاشهست
تا وقتی که چیزی جز استخون باقی نمونه
لپرکانها (در افسانههای ایرلندی جنهای کوچکی هستن که گنج مخفی میکنن)
- باز این چرت و پرتا. - اوه، نه
اینا فقط شخصیتهای کارتونی کوچولو
که رو جعبههای غلات میرقصن، نیستن
نه نه. اونا واقعیان
موجودات باستانیان
خونآشامان
خیلیها این رو نمیدونن
قبلاً فقط تو ایرلند زندگی میکردن
بعد قحطی اومد
همه یهو پاشدن اومدن آمریکا،
پس اونا هم دنبال غذاشون اومدن
و از اون موقع تا حالا همینجا بودن
اوه، داستان خوبی بود رفیق
آره، ما همه این داستان قدیمی رو شنیدیم
همون داستانهای قدیمی لپرکانها
این چرت و پرتای مهد کودکیه
ولی، اوم...
من یه داستان واقعاً ترسناک بهت میگم
این رفیقم کالینه
هشت هزار دلار خرج گواهینامه جوشکاری کرد
چون پالایشگاه بهش قول یه کار خیلی خوب داد،
مزایای ثابت، یعنی همه چی تکمیل
و چقدر برای وسایلت خرج کردی؟
همه اون تجهیزات درجه یک؟
پنج و نیم هزار تا
و چند وقت تو اون پالایشگاه کار کردی
قبل از اینکه تعطیل بشه؟
90 روز
90... روز
یعنی...
حالا این منو حسابی میترسونه
چون پرندهها و خرگوشها همه دارن منقرض میشن
درسته؟ خب، امیدوارم زندگی خوبی داشته باشن،
چون حالا ماییم که داریم منقرض میشیم
یعنی، ما قراره...
ما باید هر کاری لازمه انجام بدیم تا زنده بمونیم
به همین سادگی
لپرکانها
گندش بزنن
خب، این ایدهت چیه؟
یعنی، فکر کردم این یه کار ایستی بویزه
دک اینجا چیکار میکنه؟
قصد توهین ندارم، رفیق
باور کنی یا نه، همین دکلن
دلیل اصلیه که ما امروز اینجا جمع شدیم
همه چی از چند هفته پیش شروع شد
همونطور که همه میدونیم، خواهر دک، استف، خیلی خوشگله
هی
اه. نه، نخیرم، نیستش
دک، خواهرت جذابه، قبول کن
و اگه غیر این فکر میکنی، شاید گی هستی یا یه چیزی
- باشه. باشه، مرد. - اشکالی نداره
گی بودن اشکالی نداره،
ولی اینکه مدام حرفم رو قطع کنی اشکال داره
باشه؟ به هر حال...
میشه ولش کنی، لطفاً؟
دکلن
میفهمی من چیکار میکنم؟
نظارت امنیتی از راه دور؟
جون آدما به معنای واقعی کلمه تو دستای منه
یکی باید اینو تمیز کنه، و اون من نیستم
بله، ژنرال. هرجور امر بفرمایین
برگردیم به کدهای هستهای
و اون موقع بود که دیدمش
این یارو
واقعاً داره... دوربینهای مداربسته رو چک میکنه
یعنی، همه کنترلها زیر انگشتاشه
اوه، این... این یارو
و نقشه تو ذهنم شکل گرفت،
کاملاً آماده
میخوای یه بانک رو بزنی؟
تو دیوونهای
یا داری شوخی میکنی
نه. تو دیوونهای. تو...
هیچ راهی تو صدهزار کهکشان
یا جهان وجود نداره که بتونی منو راضی کنی این کارو بکنم. عمراً
ولی بعد، من دو تا کلمه جادویی رو گفتم
حق با توئه. نمیدونم چی فکر میکردم
یعنی، تو یه گرگ تنهایی
من اینو میفهمم، رفیق، درست مثل هر کس دیگهای
یعنی، تو هیچوقت نمیخوای که...
رسماً عضوی از، اوم...
...ایستی بویز یا همچین چیزی باشی
تو...
واقعاً این کارو میکنی؟
اجازه میدی من یه ایستی بوی بشم؟
اونم عضویت پلاتینیوم، بیبی
صندلی ویژه، اولین نفری که سوار میشه،
قبل از معلولین، پیرزنها و...
حتی کهنه سربازها، هوم؟
و چرا به من نیاز دارید؟
خب، دوست من،
چون هدف
جاییه که تو
خیلی خوب میشناسیش
بانک گالیون
بانک گالیون؟
مثل، بانک گالیون هیلی؟
همون بانک محلی کوچیک که نامزدم توش کار میکنه؟
ممنون بابت آبجو، داداش. دک، امیدوارم یه لحظهای
تو زندان ایالتی باشه که بتونی واقعاً بشینی و لذتش رو ببری،
و یه احمق بدبخت نباشی که
واسه یه پودینگ داره کیر یه نژادپرست رو میخوره
- تو یه ایستی بوی هستی، مرد. - اوه، کالین، کالین
- بیخیال دیگه، مرد. - نه! من دارم سعی میکنم یه زندگی جدید شروع کنم
حتی نمیخواستم امروز بیام، ولی فکر کردم شاید،
فقط شاید شما یه چیز واقعی داشته باشید
یه بانک رو بزنیم؟
از اون یارو لپرکانه هم توهمیتری
و تو حتی نمیتونی پول دزدی رو خرج کنی
اون آشغال به صورت دیجیتالی ردیابی میشه
به همین خاطره که ما دنبال پول نیستیم
ما دنبال طلاییم
پول ممکنه فردا بیارزش بشه، ولی طلا همیشگیه
و گوش کن، من یه اطلاعات داخلی دارم
یه آشنا دارم که تو یه مغازه کوچیک
تو شهر کار میکنه، درسته؟ و اون گفت
که بانک گالیون، یه جورایی مثل...
مثل یه واسطه برای این سازمانیه
که طلا میخره و ذوب میکنه، باشه؟
و خب، مثلاً سمساریها، فروشگاههای عتیقه،
هر جا، هر چی که نمیتونن بفروشن رو فقط...
...میفرستن به بانک گالیون
و بعد، بانک یه محموله بزرگ
No comments yet. Be the first to leave one.