All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

All About Eve S01E03 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 91
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

قسمت ۳

سون-می

خاله!

پرواز چطور بود؟

خیلی طولانی بود.

حتماً گرسنه ای. عجله کنیم.

سلام.

باید اینجا رو امضا کنید.

چی؟

اوم... باید اینجا رو امضا کنید و امضای آقای بیکر رو هم لازم داریم.

دفترشون طبقه اول کالج کینگز (King's College) هست.

کالج کینگز... من تازه از اونجا اومدم.

من... من تازه از همونجا اومدم.

اون دختره گفت همینا کافیه.

چی؟ انگلیسی حرف بزن.

اگه می تونستم انگلیسی حرف بزنم، می زدم.

چرا تنها اومدم؟

چی؟

آره. می‌خوام به تابلو نگاه کنم.

و چند سالته، شان پال؟

۲۰ سالمه.

ممنونم.

و سون-می.

اهل کجایی؟

اهل کره.

چند سالته؟

۲۰ سالمه.

واسه چی اومدی انگلستان؟

اومدم انگلیسی بخونم.

یه دقیقه صبر کنید.

ببخشید.

وو-جین، بیا یه قهوه بخوریم. باشه.

کتاباتو اینجا گذاشتم. عالیه.

هل نده! هل نده!

هی، شماها چیکار می‌کنید؟

روی تخت غریبه چیکار می‌کنید؟

گوش کنید رفقا.

تو کارگاهتون موندن یه چیز بود.

ولی اینجا پسرا اجازه ندارن. فهمیدین؟

فهمیدین؟

خب حالا بریم غذا بخوریم!

زیاد بخورید.

امروز خیلی زحمت کشیدید.

بخورید! آره، شماها بیشتر بخورید.

بیاین بخورید.

از اتاقت خوشت میاد؟

البته. این اولین باریه که تو ۲۰ سال اتاقمو دارم.

خیلی از آقای جین (Jin) ممنونم.

سخت درس بخون و آدم بزرگی شو.

همین و بس.

وقتی گفتی "آدم بزرگ"، از خنده خفه شدم.

تو فسقلی.

اینجوری دور هم جمع شدن... ما مثل یه خانواده‌ایم.

یه خانواده؟

ما از چهار خانواده جداگونه‌ایم.

از نظر آدمایی که نمی‌دونن، شبیه یه خانواده‌ایم.

مامان، بابا، برادر و خواهر.

این آن جون-مو (Ahn Jun-mo) هست.

هی، سو-هوی (So-hui).

سو-هوی، امروز سومه.

ببخشید ببخشید، داشتم وسایل جابجا می‌کردم یادم رفت.

نه، نگران نباش. پرواز می‌کنم میام پیشت. باشه.

هی، باید برم.

کی بود؟

امروز تولد سو-هوی هست.

منو می‌کشه.

متاسفم، من باید زودتر برم.

چیه؟ بیشتر بخور.

اوه نه، سیر شدم.

دفعه بعد اگه واسه اسباب‌کشی کمک خواستی، فقط بهم زنگ بزن.

امروز کارتون عالی بود. ممنون.

دفعه بعد ما رو ببر یه رستوران سوشی.

مراقب خودت باش.

فنجونت خالیه. یه لیوان دیگه می‌خوای؟

واقعا؟ باید این کارو بکنم؟

زنا نباید مشروب بریزن.

اینجوری خجالت‌زده‌اش نکن.

اینجوری برداشت نکن.

فقط دارم بهت یاد می‌دم.

مامان.

چی؟ می‌خوای برای تو هم بریزم؟

تو هم مراقب باش.

از دست هر دختری مشروب نگیر.

وقتی رفتیم خونه، عکس استیکری بندازیم.

خیالم راحته که سالمی. ممکن بود جدی آسیب ببینی.

بله. متاسفم.

نگرانت کردم، نه؟

اینقدر غرق فکر چی بودی؟

جدی آسیب ندیدم.

و ماشین شما هم خوب به نظر میرسه. پس الان همه چی خوبه، درسته؟

گفتن فردا باید برگردی.

نوبت گرفتی، درسته؟

بله، همینجاست.

اسم اون دکتر، دکتر جنینگز (Jennings) هست.

یادت میاد؟

سرم آسیب ندید.

با دیدن لبخندت یه کم آروم شدم.

دفعه بعد، وقتی از خیابون رد می‌شی انقدر غرق فکر نباش.

واقعا حواست پرت بود.

باشه. حواسمو جمع می‌کنم.

لطفاً کتاب‌ها و کیفم رو بدید.

می‌رسونمت. سوار شو.

نه، حالم خوبه.

تقصیر من نبود.

لازم نیست از دست من عصبانی باشی.

اگه از نظر قانونی نگاه کنیم...

من از دست تو عصبانی نیستم.

واقعاً خوبم، نگران نباش.

خداحافظ.

خوش‌شانس بودی که یه آدم خوب سر راهت قرار گرفت.

باید میاوردیش رستوران من.

اسمش چی بود؟

دانشجوی خارجی؟ اطلاعات تماس؟

نپرسیدم.

اگه عوارض بعدی داشته باشه چی؟

خوبم. هیچیم نیست.

که نمی‌دونی.

خاله، دیگه حرفشو نزنید.

خوبم. اگه بعداً چیزی شد، اون موقع بهش فکر می‌کنم.

تو سئول اتفاقی افتاد؟

مثل همیشه نیستی.

نه، از این خبرا نیست.

فقط استرس دارم که همین که رسیدم اینجا، یه همچین اتفاقی افتاد.

صبر کن، یه لحظه.

چند بار عکس می‌گیره؟

چهار بار؟ چهار بار؟

یک، دو، سه.

بیا اینجا. لطفاً بیا تو.

بیا اینور.

فقط یه بار.

خوبم.

نگران نباش. یکی دیگه.

این دفتر کار آن جون-مو و کیم وو-جین هست.

اگه خانم هستید، لطفاً پیام بگذارید.

اگه آقا هستید، قطع کنید.

وو-جین، من سان-می هستم.

کسی خونه نیست.

فردا همین موقع دوباره زنگ می‌زنم.

اگه اون موقع گوشی رو برداری عالی میشه.

من قطع می‌کنم.

پیام حذف شد.

همه چیز رو گرفتی؟ آره.

فکر نکنم چیزی رو جا انداخته باشم.

شما هیچ پیامی ندارید.

بیا تو اتاقم قهوه بخوریم.

باشه. یه تماس از دست دادم.

بیا بریم.

بریم قهوه بخوریم.

یه کم دیگه صبر کن.

اتاق خیلی شلوغه، نه؟

من دوستش دارم.

میرم دستشویی.

باشه.

الو؟

منم، سان-می.

اوه، سلام سان-می.

خوب رسیدی اونجا؟

کارا خوب پیش میره؟

سخته؟ چقدر بهت حسودیم میشه!

وو-جین؟

هی، اگه جای تو بودم، خودمو می‌کشتم از بس درس می‌خوندم.

چرا اینقدر نگران وو-جین هستی؟ یه کم عجیبه، به هر حال.

باشه. بهش میگم زنگ زدی.

آهان، ما یه نامه برات فرستادیم. حواست باشه.

باشه، فهمیدم.

خداحافظ.

کی زنگ زد؟

سان-می.

به هر دومون سلام رسوند.

حتماً خیلی دوستت داره.

اگه من لندن بودم، اصلاً به سئول فکر نمی‌کردم.

چرا باید به سئول فکر کنه؟

با این حال... چون تنها تو کشور غریبه‌ست، ممکنه یه کم احساس تنهایی کنه.

احتمالاً دوباره زنگ میزنه.

آره، حتماً.

چطوره؟

وای، واقعاً خوبه!

وقتی من انقدر جوون بودم...

من اینطوری نبودم.

تو چطوری هستی؟

من تلخ شدم.

وقتی جوون بودم، فکر می‌کردم دنیا باهام مهربونه.

فکر می‌کردم با پدر و مادرم زندگی می‌کنم و خوشبخت میشم.

تا اینکه با یکی مثل بابام آشنا شم و ازدواج کنم.

فکر نمی‌کردم اینطوری تنها بمونم.

به نظرم دنیا عادله.

اگه چیزی رو از دست بدی، چیزی هم به دست میاری.

از همون بچگی که از خانواده‌ت جدا شدی...

تو قوی هستی.

می‌دونی، اون شعار هست که میگه: "هرچی قوی‌تر، زیباتر".

اینقدر بدبین نباش.

به سان-می حسودیم میشه.

هرچی بیشتر سعی می‌کنم نباشم، بیشتر حسودیم میشه.

سان-می، سان-میه و تو، تویی.

چطور می‌تونی اینا رو قاطی کنی؟

درسته.

اما من همش با سان-می احساس رقابت می‌کنم.

حتی وقتی به آقای جین نگاه می‌کنم هم عصبانی میشم.

چه فرقی بین ما هست که اون یه پدر اینطوری نصیبش شده؟

اینقدر حسودیم میشه که...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left