ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این قسمت به موضوعات حساس از جمله خودکشی و مضامین آن میپردازد
،بنا به صلاحدید خود نسبت به تماشای این برنامه تصمیم بگیرید
«ساعت شیطانی»
هیچ موردی توی سیستم شناسایی خودکار شماره پلاک پیدا نشد
اما دوربینهای کنترل ترافیک دوبار توی جادهی نیوپارک ثبتش کردن
10:38 به سمت غرب و خیابان اصلی میرفته
و 11:07 داشته از سمت مقابل برمیگشته
که با زمان انفجار فروشگاه اسباببازی فروشی مطابقت داره
منطقیه که از یه ماشین دزدی برای این کار استفاده کرده باشه
میدونیم کِی دزدیده شده؟ - نه -
مالک ماشین یکیه به اسم جک گراهام 22سالهست و وضع مالی خوبی داره
عصبانی شده و از روی یه دیوار پریده پایین
وقتی تحت عمل جراحی بوده یکی ماشینش رو دزدیده
توی بازه زمانی 8 روز گذشته
.محله رو خوب بگردید و بررسی کنید نمیتونه تصادفی باشه
،دزد رو که پیدا کنیم بمبگذارمون رو هم پیدا کردیم
به عنوان ماشین فرار، زیادی تو چشمه، نه؟
.خودت که مشخصات پروندهش رو خوندی بدون فکر و بیپروا عمل میکنه
.حس میکنه شکستناپذیره و میتونه هرکاری دلش خواست انجام بده
.جستجو برای الیاف به جایی نمیرسه همه چی خاکستر شده
.ولی یه ردپا پیدا کردیم سایز 45، ورزشی، با پنجهی پهن
!عالی شد. چقدر که جستجومون محدود شد
میتونیم اطلاعات بیشتری کسب کنیم
.سوبارو آبی، هودی زرد. خیلی تو چشمه ممکنه حافظه کسی رو تحریک کنه و بشناستش
یا یه فرد منزوی باشه که یه جای پرت زندگی میکنه و با کسی ارتباط نداره
ناشناخته و غیرقابل تشخیص
آره ولی ارزش امتحان کردن رو داره
آره. مرسی بوید
خداحافظ
بهنظرت چیزی پیدا میکنه؟
نه
نه تو این زندگی
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
گندش بزنن
کیر توش
لعنتی
کیر توش
چیزی نیست
داری کابوس میبینی
هردومون
...فقط
برو داخل
بیا بریم تو، باشه؟
آفرین. خدایا
بشین اینجا. تکون نخور
برات پتو میارم
اون... اون کیه؟
...اون
کیه؟
وهمه
یه پژواک
واقعا اونجا نیست
ما چی؟
...اینها
خاطراتم هستن
از جایی که بهشون تعلق داشتن برداشته شدن
و از نظم طبیعی خودشون خارج
...گاهی اوقات
که کنترلم رو از دست میدم
و آشوب در مقابلم مقاومت میکنه
در ظاهر ناپدید میشن
جعبه، خالی بهنظر میرسه
در صورتی که نیست
تو هم همینطور
اما همیشه جایی دفنش میکنم که هیچکس نتونه پیداش کنه
حکمه بیمهم رو داره
لنگرم
تو اون بیرون چی دفن کردی سیلویا؟
چی رو داشتی از زیر خاک بیرون میکشیدی؟
سلام
سلام مامان
هنوز خبری نیست
به زودی میاد
.مالکش تو بیمارستانه. جفت مچ پاهاش شکسته اما عارضه خاصی نداره
تو همون مسیره
خوبه
مامان؟
خوبی؟ چیزی گفتی؟
دیشب تو باغ پیداش کردم
داشت پرسه میزد
حوالی 3 و نیم نصفه شب
چی کار میکرد؟
زمین رو میکَند
سالها پیش یه چیزی اونجا دفن کرده
چی؟
یه خاطره
یه خاطرهی بهدردبخور
تو کیسهست
.لولهش رو با اره بریدم اینطوری راحتتر میشه پنهانش کرد
گفتی مشکلی برامون ایجاد نمیکنه
.نمیکنه خب. کافیه در رو قفل کنی و حواست باشه جایی نره
دست بردار گیدین
اگه قراره اینجا بمونه باید یه کاری برام بکنی
باشه
برای دستگیریم جایزه تعیین کردن
چهار روز برای پیدا کردن بمبگذار وقت داریم
اگه چهرهم رو جایی ببینن که نباید کارمون تمومه
و این یعنی تا مطمئن نشدیم نمیتونم از اینجا برم بیرون
میخوای من کارآگاهبازی دربیارم؟
.از همونجایی که رهاش کرده بودی ادامه بده دزد رو پیدا کن
به بمبگذار میرسی
لوسی؟
داری ازم درخواست میکنی که جاسوسی یه قاتل رو بکنم
...من
شاید فراتر از جاسوسی صرف باشه
باید از خودت محافظت کنی
انتخاب کن ای غریبهی ماجراجو
زنگ را بزن و با خطر مواجه شو
یا بگذار از کنجکاوی به حال جنون بیفتی
که اگر این کار را میکردی چه میشد؟
خیلیخب. دیگه باید برم شام بپزم
فقط دو صفحه دیگه
یکی. ولی نوبت توئه که بخونی
این چیه؟
مردیث برام طرح زده
گفت اشکالی نداره چون پاک میشه
تو هم میتونی یکی بکشی
بهم یاد داد
حالا باید منتظر بمونیم
چقدر؟
سی ثانیه
همهش همینقدر؟
چند تا از اینها بهت داده؟
هفت تا. که هر وقت پاک شد دوباره بزنم
خوشحالی
بهخاطر اینه که مردیث دوست دخترته؟
دوست دخترم نیست - نه، میدونم -
اون... دوستته
شاید مثلا بهترین دوستت، نه؟
تو بهترین دوستمی
عجیب اما واقعی
پدیدههای غیر قابل توضیح
حوادث ماوراء الطبیعی
داستانهایی واقعی که هیچگاه تیتر اخبار نشدند
چون برای عموم بسیار آزاردهنده بودند
امشب برای حل معماهای لاینحل با ما همراه شوید
این دیگه چیه؟ - نگاه کن حالا -
سعی کن با ذهن باز نگاهش کنی
تناسخ
قرنهاست که این سوال ذهن بشر رو به خودش مشغول کرده، آیا زندگی پس از مرگی وجود دارد؟
شاید علم بتونه پاسخ این سوال ما رو بده
یا دین، شاید هم باید در خانهای
در خیابانی آرام در شهر بازاری هکریج به دنبال جواب بگردیم
اولین وایزمن زندگی خودش رو به عنوان یک نوزاد شاد شروع کرد
کودکی باهوش و کنجکاو
اما چیزی از زبون بازکردنش نمیگذشت
که والدینش متوجه شدن مشکلی وجود داره
اولین درباره چیزهایی که به یاد میآورد صحبت میکرد
اتفاقاتی که هنوز رخ نداده بودن
.پیش خودمون گفتیم، چیزی نیست بچهها این طورین دیگه. خیالاتشه
چی میکشی اولین؟
این دیگه چیه؟ - مرگ -
سه سالش که بود ازمون پرسید میتونه با خونهی صورتی بازی کنه یا نه؟
ازش پرسیدیم کدوم خونهی صورت رو میگی؟ همچین چیزی اینجا نداریم
چند وقت بعد، همسایهمون داشت خونهتکونی میکرد
و یه خونهی عروسکی صورتی رنگ براش آورد
.گل از گلش شکفت و گفت ایناهاش همون خونهـهست
این اتفاق دوسال بعدش رخ داد
و ما به یه شهر جدید نقل مکان کرده بودیم
اولین از همان دوران بچگی صحبت از رفتن میکرد
میگفت الان جایی نیست که باید باشه
و قرار بوده 5اُم سپتامبر 1977 همهشون طی یه سانحه رانندگی کشته شن
این همون روزیه که شپرد تو فیلمها ذکر کرده بود
دقیقا همون روزه
این رو از کجا آوردی؟
من... داشتم تو گوگل میگشتم و سعی میکردم
یه ارتباطی بین این اسم و بازگشت، تناسخ یا حلقههای زمانی پیدا کنم
شاید بتونیم خانوادهش رو پیدا کنیم
و به جواب یه سری از سوالاتمون برسیم
تنها چیزی که میخوام بدونم اینه که
لوسی چیمبرز اون اسم رو از کجا میدونست؟
شاید اون هم همین مسیر تحقیقاتی تو رو پیش گرفته
ببین، میدونم میخوای بهش اعتماد کنی
میخوام. ولی دلیل نمیشه داشته باشم
خب پس بیارش برای بازجویی
تا وقتی مدرک مستدل نداشته باشیم نمیشه - ....اما -
اگه الان متهمش کنم، میره تو لاک دفاعی
بهتره فعلا دوستانه باهاش برخورد کنیم
تا چه حد دوستانه؟
.متاسفم راوی، ولی این کار خطرناکه لوسی از متهمین پروندهست
نه. مظنونه
صحیح
پس برای همین یه سره ور دلشی؟
صرفا چون بهش مظنونیم؟
اگه کسی بفهمه چی؟
فقط در صورتی میفهمن که تو بهشون بگی
درضمن خطرناک هم نیست
محکم نزدیک پهلوت نگهش دار
نمیخوای که مچت آسیب ببینه
بده
وقتی خشابش پر باشه به اشارهای شلیک میکنه
پس سمت چیزی که نمیخوای بکشیش نشونهش نرو
نمیخوام هیچکس بمیره
.روال کار اینطوری نیست یا اون میمیره، یا قربانیهاش
.دوباره امتحان کن بچسبونش به پهلوت
حاملهم
مطمئنی؟
خیلی بعیده
با این حال بچه به دل میکشم
No comments yet. Be the first to leave one.