ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جیویک سندز! جیویک سندز!
جیویک سندز! جیویک سندز!
جیویک سندز! جیویک سندز!
جیویک سندز! جیویک سندز!
جیویک سندز!
30روز قبل
سلام سلام
پاپ؟
بله؟
چرا زانوی غم بغل کردی؟
یعنی چی؟
چی؟
چرا زانوی غم بغل کردی؟
از کی تا حالا انگلیسی شدی؟
25ساله که اینجایی
معنی زانوی غم بغل کردن چیه؟
چرا اینقدر ناراحتی؟
یه کاری دارم
امسال یه کارایی دارم
خب که چی؟
مربوط به برادرت میشه
به کمکت احتیاج دارم کیمان
پیشنهاد یه معامله خوب برات دارم
به نظر خوب میاد
امسال کیمان
لوکزامبورگ
ممنون برای نوشیدنی رفیق
شرمنده، الان داغونم
حالم خوش نیست مرد
جدی؟
داغونم
برادرم رفیق
بهم ریخته بود
از یه چیزایی آشفته بود
اومدم اینجا تا بهش کمک کنم
اما حالا اون رفته
گمشده
همه چیز بهم ریخته
تو برادر
یا خواهری، چیزی داری؟
یه برادر دارم
دهنت سرویسه
آره درسته همینطوره
رنگ آبی
خیلی تو طبیعت نیست
بلوبری، شاید
پرنده آبی
اما واقعا چیزی بیشتر از این نیست
میدونی، اقیانوس واقعا آبی نیست
آسمونم همینطور، منم نیستم
هیچوقت نبودم
تا الان
احساس خیلی عجیبی دارم
بزار چندتاشو تو راه برگشتم به هتل بزنم به دیوار
بهتری؟
هی مرد
همین که میدونم حواست هست...
اینقدری حواست هست که وایستی و یه نوشیدنی با من بزنی
خودش کلیه
ردیف باش
نمیتونم
منم نمیتونم
چطور همچین حرفی میزنی؟
با اطمینان
من نمیتونم با اطمینان دربارش حرف بزنم
باید کارشو تموم کنی
چی بود؟
به من بگو
یه ساک بود...
بزرگترين آرشيو فيلم و سريال و مستند فروش جديدترين عناوين با بهترين کيفيت روي هارد
لوکزامبورگ پایتخت
پولشویی دنیاست
ما امکان دادوستد میان کشورهایی که
در جای دیگه مجوز معامله با همدیگه رو ندارن
فراهم میکنیم
از هر نه تاجر در لوکزامبورگ یکیشون
با یک اسم جعلی فعالیت میکنه
در میان هر نه چمدانی که در فرودگاه در رفت و آمد هستند یکیش حاوی پول نقده
یک مهمان در کینگ جرالد آدرس
قربانی قتل رو
در عصر روز قتل روی این کاغذ نوشت
روی کارت زمان بندی تحویل ساک ها
اونهم در جایی که اون کارگر مورد تهدید و حمله قرار گرفت
مشخصه که یه آدم پولدار
یکی که در کینگ جرالد با اتاقهای گرون اقامت داشته
تو چمدون های خصوصی
در فرودگاه شهر لوکزامبورگ دست برده
برادر قربانی قتل ما تو قسمت تحویل چمدان ها کار میکنه
من فکر میکنم
ادگار باروس یه پول کلانی تو بخش چک
چمدان مسافرا گیر آورده
این مسافر با یه اسم فرضی پرواز میکنه
اونروز عصر اون شخص رو تو
خیابان ۷۷ چمپلین آپارتمان باروس گیر آورده و بخاطر چمدون تا حدی درگیر شدن
که منجر به قتل یکیشون شده
من با هرکدوم از مهمونای
کینگ جرالد در عصر اونروز مصاحبه کردم جز یکنفر:
جان لیکمن
اون به سرعت جلسه برنامه ریزی شده مصاحبه مارو ترک کرد
جای تقریبی اون در زمان قتل نامشخصه
همکارش گفته که اون یک قرار ملاقات ضروری رو از دست داده
چون خط هوایی چمدونشو گم کرده
جان لیکمن در مرکز
یک حلقه غیرمعمولی از خشونت
در یک شب سخت در لوکزامبورگ قرار داره
به علاوه، جان لیکمن همون زمانی که
همه اعضای
گروه متخصص همراهش به همسرانشون زنگ زدن
با زنی بنام آلیس تیلور تماس گرفته
اون زن با مردی ازدواج کرده
که به عنوان یک مشاور
برای دپارتمان امنیت
دولت ایالات متحده کار میکنه
من با احترام درخواست خودم برای مصاحبه با جان لیکمن رو در کشور
ایالات متحده در
تاریخ ۲۲ می، فردا در سال ۲۰۱۲ اعلام میکنم
این درخواست از سوی شهر لوکزامبورگ
از کشور لوکزامبورگ مطرح شده
دادگاه موافقت خودش با این بازجویی رو اعلام میکنه
کی میری؟ امشب
وقتی در میلواکی ام، تمام تلاشتون رو بکنید تا ارتباطی بین آلیس تیلور و جان لیکمن پیدا کنید
حتما
سلام
اون داره میاد. تایید شد
همین حالا احتمالا تو راهه
به نظرم فردا سر و کله اش پیدا میشه. همیشه سرکار میان سراغت
امن تره
کتابو پیدا کردم دینامیک ساختاری جریان
کجا؟
اون یارو با اسم دخترونه
اوه چرت میگی؟ نه. آره
برسونش به ادوارد، جان
میخوام از اونجا بیای بیرون میخوام از اونجا بکشمت بیرون
امروز. قبل از این که اون بیاد
خوبه
دارم یه مقدار اطلاعات جمع میکنم
امروز کارتو ردیف میکنم
باشه
اون خوبه
این هفته برای این که دخترشو تنها تو آپارتمانش گذاشته
دوبار بهش اخطار دادن
بچه اش یه چیزایی میبینه همسایه هام اذیتش میکنن
بنابراین...در مورد پروندت با عجله کارشو میکنه
فکر میکنم اون مادر بدی نباشه
فکر میکنم فقط پلیس خوبیه
علیه تو چی داره؟
نمیدونم
دخترش یه عکس از من کشیده
خیلی خوب کشیده
امروز از اونجا میارمت بیرون
اون که بیاد هیچ اثری از جان لیکمن نیست
باشه
نصف شب
هی شاید وقتشه که بیای خونه
باشه
با تشریفات اداری چه میکنی جان؟
هنوز هیچی
زمان داره میگذره
حتما همینطوره
جان؟ میخوام در جریان خواسته هام قرار بگیری
خب؟
جان درباره هم آغوشی و نوازش غیرسکسی یا شبیه اون چی میدونی؟
هیچی
خب این کاریه که میخوام انجام بدم
واقعا؟
آره. با تمام وجود
بسیار خوب، هرچه زودتر بهتر
میبینمت میبینمت
سلام جان.اوضاع احوال؟
عالی
راستی ممنون برای کشتن اون پرنده ها
قابلی نداشت
هی دارم اختیاراتم رو واگذار میکنم، خواستم مک میلان
بدونه که حقیقتا ورشکسته شدیم
و به همین خاطر تمام قدرت و اختیاراتمو به لزلی واگذار کردم
بسیار خوب
فردا خیلی خبراس
بعدش همگی باید سخت کار کنیم
تا اوضاع سر و سامان پیدا کنه و معامله دنون هم ردیف شه، خب؟
بعدش آینده خوبی در انتظارمونه, باید یه تکونی به خودمون بدیم
خوبه
آقا؟
بله؟
طبق خاطرات استیون شما موقع تصادف نزدیکش بودید
میتونید در یادآوری خاطرات آخرین لحظاتش کمک کنید؟
واقعیتش نه
به نظر میاد که نسبت به این مورد بی تفاوتید
منظورم نسبت به بهبود استیون هست
نیازی هست که اهمیت یادآوری
کامل خاطراتش
شامل تصادف رو بهتون خاطرنشان کنم؟
حال خوب اون نیازمند حضور و کمک کامل شماست
استیون مشکل داره، اون هرگز حس شوخ طبعیشو دوباره بدست نمیاره
اگر نتونه دوباره شوخ و شاد باشه
نمیتونه بخنده
و اینجوری هیچکس هم دوسش نخواهد داشت
این خیلی بده
درسته همینطوره
بنابراین درک کنید
حتما
No comments yet. Be the first to leave one.