ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!هنوز حرفامون تموم نشده
... آنچه در "دروغگويان زيباي کوچک" گذشت
.به هول دادن ادامه بده
.بهت که گفتم غرق ميشه
شما در حال حاضر با "ازرا فيتز" رابطه داريد؟
.نه، ندارم
احتمالش هست که اين قضيه به يکي کله گندهتر از مونا ربط داشته باشه
.شايد اون واسه يه نفر ديگه کار ميکنه - چرا اين موضوع رو بهم نگفتي؟ -
.چون ميخواستم ازت محافظت کنم
شما از اقوام درجه اوّلش هستيد؟
.نه
.پس بايد بيرون منتظر باشيد
اون عوضيا بالاخره چيزي که .لايقش هستن سرشون مياد
تو گذاشتي باورم شه که مُردي؟
.تا بتونم ازت محافظت کنم
از اوّلش هم قرار نبود اين رابطه سرانجام خوشي داشته باشه
.ازرا، خدانگهدار
اون دختراي عوضي قراره ساعت 9 تويِ .کلبه باشن
شير فهم شدي؟
.اصلاً حاليتون نيست اينجا اوضاع از چه قراره
آلي؟
کَس ديگه اي هم اون رو ديد؟
کي رو ميگي؟
.آليسون
... اين يه نفر ماشين رو از درياچه
.کِشيده بيرون
!از سَرِ راهم برو کنار
.بايد اين رو از اينجا ببريم
.حالا همتون به من تعلق داريد
... بوس "از طرف اي"
... چه
مونا کجاست؟
،اينا همش زير سر مونا بوده واسمون پاپوش درست کرده بود
خيلي خب، بياين بريم بياين از اينجا بزنيم به چاک
بجُنبيد
! هانا! هانا! بيا بريم
خدايا، مونا، چه غلطي داري ميکني؟
مامانت رو نجات ميدم
بچهها
يه نفر داره مياد
هي، اونا دارن ميان سمتِ ما
!عجله کنيد
!مونا مونا، دارن ميان، زود باش
هانا، بايد از اينجا بزنيم به چاک جدي ميگم، زود باش
!زود باش
مونا، عجله کن بايد بريم
!مونا
!بجُنب
.حلّه
!زود باشيد
،يه گزارش در موردِ کلبه هست ولي چيزي راجع به ماشينِ ويلدن نگفتن
خب، لابد قضيه آتشسوزي مهمتر از يه خوکِ مُردهست
آريا، الآن ديگه ميتوني بيخيالِ زُل زدن به بيرون بشي
پليسا واسه دستگيريمون نميان
الآن مثلاً به خاطر حرفِ تو من بايد احساس کنم
همه چي در امن و امانه؟ اونم بعد از
بلاهايي که تو سرمون آوردي؟ - به نظرت اگه يه نفر ما رو ديده بود -
ما الآن اينجا بوديم؟
ميخواي بدوني من چي فکر ميکنم؟ فکر ميکنم تو خيلي شانس آوردي
که نزديم دهنت رو سرويس کنيم
اميلي، شک ندارم که تواناييش رو داري
تو واقعاً ضعيفترين فردِ اين گروه بودي
،امّا ببين من چي ازت ساختمت بايد ازم ممنون هم باشي
خيلي خب، بسه ديگه
!اميلي
ميدوني هممون ميخوايم که نوبتي حالت رو بگيريم
امّا اينکار رو نميکنيم
مونا، تو از بازي کردن خوشت مياد، مگه نه؟
،خب، پس بيا يه بازي بکنيم ما ازت سؤال ميپرسيم تو جواب ميدي
چطوري ماشين رو از درياچه کشيدي بيرون؟
.کارِ من نبوده
من ماشين رو گذاشتم تو پارکينگِ خونهيِ ،"هانا"
و اين آخرين بار بود که ماشينَ رو ديدم
شانا" قبل از اينکه به رزوود بياد" جنا رو ميشناخت
گمون کنم عاشقِ "جنا" ـه
هر دوشون از مليسا ميترسن
وقتي "سيسي" به "ردلي" اومد من خيال ميکردم اون آلي ـه
يادم نمياد راجع به چيا حرف زديم
اين قضيه مالِ قبل اينکه داروهام رو عوض کنن
لوکاس، اميلي رو ماساژ داد
ميگفت تو عصبي بودي
از توبي وقتي توي کارِ نجاري بود استفاده کردم
اين من نبودم که ايان رو از برج ناقوس هُل داد پايين
کاش ميدونستم کارِ کي بوده
!مونا رفته
يادم نمياد خوابم برده باشه
چيز خورمون کرده؟
ماشاالله بار اوّلش هم که نيست
بچهها، هنوز چيپ اطلاعاتش دستشه
اميلي، ماشينت رو قرض گرفتم
درسته، من کليداي خودمو دارم
کجا رفته بودي؟
قهوه فروشي ديگه، خنگول
ديگه کجا رفتي؟
امريکانو
کاپاچينو با شير سويا
قهوه بزرگ، با سه قاشق شکر
اينم يه لاته وانيل رژيمي واسه تو
درست خريدم؟
،مونا، چيپ رو بده به من همين حالا هم بده
تازه صبحونه هم خريدم
کيک بزرگ - من حال و حوصله -
.اين بازيها رو ندارم
هانا، کاش ميتونستم چيپ رو بهت بدم
ولي نميتونم - چرا اونوقت؟
هم من و هم شماها بايد بفهميم دختر کت قرمز پوش کيه
،اون ميخواست هممون رو بُکشه ،پس چه خوشتون بياد چه نياد
تو اين قضيه همه با هم تويِ يه تيم هستيم
خيلي خب، ثابت کن
آره، هر آتويي که ازمون داري رو بهمون بده
زود باش
انگليسي بنال
ما رو به مخفيگاهش ميبره
اين همه شلوغ کاري واسه يه ماشين گِلي و يه خوک مُرده؟
اينکه "ويلدن" ـه
يه رازي دارم ، ميتوني پيش خودت نگهش داري؟
قسم بخور که اين راز رو به کسي نميگي
بهتره بذاريش تو جيبت
و اين يکي رو با خودت به گور ببري
،اگه رازم رو بهت بگم کاملا مطمئنم
که به کسي نميگيش
چون دو نفر راحت ميتونن با هم يه راز رو نگه دارند
وقتي يکيشون مُرده باشه
«ســـعــــيـده» & «حــــســـيـــن» با افتخار تقديم ميکنند
:کاري مشترک از دو تيم 9movie , Farsisubtitle
«قسمت اوّل از فصل چهارم»
واي خداي من
"حالا همهتون به من تعلق داريد"
فهميدم معنيِ اون پيغام چيه
اِي" ميتونه يه کاري کنه تا قتلِ ويلدون رو بندازه گردن ما
:آهنگِ در حال پخش Kill of the Night by Gin Wigmore
اگه کت قرمزِ همون "اي" ـه پس چرا جونمون رو نجات داد؟
نجاتمون داد تا واسمون پاپوش درست کنه و قتل ويلدن رو بندازه گردنِ ما
درسته، گربه هم قبل اينکه موش رو بخوره
ساعتها بازيش ميده
،به محض اينکه سوژهش بميره عشق و حالش تموم ميشه
پس ما هم مثه موشهايِ "آلي" هستيم؟
ما عروسک و بازيچه دستش هستيم
بچهها، اين آليسون نيست که داره بازيمون ميده، فهميديد؟
!اون مُرده
،تو توي قطارِ هالوين بودي شبيه کيلب لباس پوشيده بودي
گمون کنم نزديک بود واسه اوّلين بار همو ببوسيم
تازه ميخواستي واسه هميشه از شرِّ من خلاص بشي
،اون کارِ من نبود ميتونم بهتون ثابت کنم
وقتي من اين فيلم رو گرفتم، تو توي جعبه بودي
اين دو تا تو رو توي جعبه گذاشتن
!همچين اتفاقي نميفته
اينکه "ويلدن" ـه
گوش کن ببين چي ميگم
ويلدن ملکه قلبها بود؟
،دست از سرش بردار نقشه عوض شده
گرت ميخواد همه چي رو بهشون بگه
اونا دو نفر ان؟
نبايد اجازه بديم همچين اتفاقي بيفته
اون يکي کيه ديگه؟
خواهر جنابعالي
واقعاً کارت درسته ها، درست قبل اينکه بتوني ثابت کني فيلم قطع شد
وايسا، "مونا"، چه خبر شده؟
!يه نفر داره همه اطلاعاتم رو پاک ميکنه
!مونا، خاموشش کن
منم دارم همين کار رو ميکنم
آليسون؟ تندتر
،هر جا که هستي بيا بيرون، بيا بيرون
آريا، اين نامردي ـه اين ايده اميلي بود
!تندتر، تندتر
سلام
سلام
اون عروسکها رو از کجا گير آوردين؟
.يکي بهمون کادو داده اسمِ عروسکِ من "آريا" ـه
،بقيه هم هانا و اسپنسر اميلي و مونا هستن
کي اونا رو بهتون داده؟
.دوستِ شماها، آليسون دُرست بعد اينکه تو اومدي اينجا زندگي کني
اون اومد باهامون بازي کنه
درسته، هر چي که تو بخواي
خيلي خب، الآن ميام اونجا
امشب ميبينمت
کيلب بود؟ برگشته؟
نه، مونا بود
دقيقاً چي کارت داشت؟
ميخواد تا موقعي که کامل از شرِّ کاروانش خلاص ميشيم جابهجاش کنه
منم قراره با ماشين برسونمش اونجا
داشتم راجع به ديشب فکر ميکردم، مونا قبل اينکه دست به ماشينِ ويلدن بزنه
دستکش دست کرد
در حاليکه اثر انگشت ما دور تا دورِ ماشين ـه
اون مثه "هانيبال لکتر" آب زيرکاهه يکي از معروفترين قاتلهاي سريالي
خيلي وقته توي اين کارِ
از کجا معلوم الآن هم مشغولِ نقشه کشيدن نباشه؟
اميلي حق با توئه، امّا من ،از مامانم ياد گرفتم که
دوستام رو نزديک به خودم نگه دارم و دشمنام رو نزديک تر
پس ميخواي بشي رفيق جون جونيِ جديدِ مونا؟
اگه اينطوري چيپ رو بهم پس بده، آره
سلام، گمون ميکردم سرکاري
دست و دل هيچکس به کار نميره
همه فکر و ذکرمون پيشِ ويلدون طفلک بود
پليسا فهميدن کي ويلدن رو کُشته؟
نه، امّا يه چند تا شاهد هست
...مطمئن نيستم اونا چي ديدن، امّا
هانا حالت خوبه؟ شرمنده مجبور شدم صبح زود برم سرکار
اصلاً فرصت نکرديم با هم حرف بزنيم
اون واسه کيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.