ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
وقتی که با استرن همکاسه بشی غیرممکنه که بتونی خودتو جدا کنی
اما اگه من و تو زور خودمون رو بزنیم میتونیم بزنیمش زمین
مدلین و استرن دارن جدا میشن
فکر کردی واسه چی اینقدر از کشور میزنه بیرون؟ داراییهاش رو مخفی میکنه
فقط میخوام که بدونی من پشت تو و بچهها هستم
این جلسه واسه این برگزار شده که بهتون بگم تاریخ تحویل جلو افتاده، پس باید عجله کنید
تامی بهتون میگه که کِی جنس رو تحویل بگیرید بریم پول در بیاریم
تامی و گوست جلسه داشتن تو دعوت نبودی
یهچیزی برات آوردم مال ننهبزرگمه
اگه ثابت نکنم که جیمز همون گوسته
تامی توی دردسر میفته
فردا شب همینجا میبینمت
پول، هویت جدید و بلیط قطار
فدرال منو واسه بازجویی دستگیر کرد
با تحویل دادن گوست، میتونم خودمون رو نجات بدم
!همون یهذره عقلی هم که داشتی رو از دست دادی؟ !هالـــــــی
آنجلا به دستگیری تامی نزدیک شده
دوستت داره، بنابراین هوات رو داره
اینقدر میکنیش تا من بگم بسه
Translated by .: ElSHEN :.
خب، هنوزم میکنیش؟
اگه میخوای ذهنش رو کنترل کنی
باید بدنش رو کنترل کنی
اگه خوب بهش برسی
شاید بشه کاری کرد که زندون نیفتیم
اصلا چی دارم میگم
معلومه که خوب بهش میرسی
اینکه هیچوقت واست مشکلی نبوده
مرسی
آنجلا با هالی حرف زده
اون زنیکه چی بهش گفته؟
نمیدونم، اما سردر میارم
باید سردر بیاری
تاشا، میتونستم بیام خونه واسه حرف زدن
نه، نمیتونستی بیای
با هالی حرف میزنی؟
نیازی نیست اون رفته
باید ببینم که به تامی چیزی گفته یا نه
حالا که هالی دیگه نیست تامی غیرقابل پیشبینیه
لوبوس تا یکی دوروز دیگه واسه تحویل میاد ...استرن هم که رو سرم خراب شده
گفتم که گوشت رو خوب بذارن سرخ بشه
انگار اصلا کسی گوش نمیده
ببین، قضیهی لوبوس رو درک میکنم
اما بعد از اینکه بهش پول دادیم
هنوزم بزرگترین مشکلمون سرِ جاشه...آنجلا
و باید اینقدری خوشحال نگهش داری که دستگیرت نکنه
آنجلا پیچیدهتر از این حرفاست تاشا
سکس خوب هم باعث نمیشه که عقلش از کار بیفته
پس باید یهقدم ازش جلوتر باشی
همونجوری که از من جلوتر بودی
!خفهخون بگیـــر
هالی هستم پیام بذارید
لعنتی
خیلیخب
کیرتوش
گوست
چهخبرا پسر؟
چهخبرا رفیق؟
میخواستم بزنم بیرون
- دیدن کی؟ - دری
آهان
حالت خوبه؟ انگار شب سختی داشتی
چی؟
هالی کجاست؟
ما...ما دعوامون شد
برمیگرده که، نه؟
آخه کدوم دختریه که بتونه دوریه !تامی رو تحمل کنه، هان؟
میدونم که برمیگرده
وقتی که برگشت، کاری میکنم که واسه موندن التماس کنه
- آفرین پسر - آره
اما جدی، حالت خوبه؟
بهتره که یکم بخوابی پسر
خواب کجا بوده
شارژ شارژم
- باشه - جدی میگم
...اما جدی، باید باید برم بیرون
دیدن دری
...بهش بگم که
برنامه جلو افتاده
میخوای من بهش بگم؟
لوبوس با یهخروار مکافات دیگه قراره رو سرمون خراب بشن
باید تمرکز داشته باشی
- ممنون - نوکرم
!یکم اینجارو تمیز کن
گمشو
:به خولیو بیا توی مکان دیدنم رفقاتم بیار
توماس پاتریک ایگان
دفعهی اولیه که اسمش رو میشنوم
خانوم ولدز، ایندفعه دیگه از اون مظنونهای همیشگیمون نیست
عالیجناب، سازمان معتقده که
اقرارنامه قبل از اثبات جرائمشون
برای دستگیری آقای ایگان کفایت میکنه
میشه از شاهدم مامور ویژه گرگوری ناکس
بازجویی کنم؟
محقق اصلی توی گروه تحقیقات درمورد فیلیپه لوبوس
بفرمایید سر تا پا گوشم
افسر ناکس، توماس ایگان کیه
و چه رابطهای با فرد
مورد تحقیق داره؟
فکر میکنیم که توماس پاتریک ایگان
توزیعکنندهی لوبوس توی نیویورکه
که با اسم گوست شناخته میشه
هدفمون اینه که ایگان رو دستگیر کنیم
و مجبورش کنیم که علیه لوبوس شهادت بده
مدارک قوی دال بر اینکه آقای ایگان
مسئول قتل یکی از
خبرچینهای ما به اسم نومار آرسیلو بودند موجوده
آقای آرسیلو از داخل سازمان ایگان برامون کار میکردند
معتقدیم که ایگان از اینکه آرسیلو برای ما
کار میکرده خبردار شده و اونو بهقتل رسونده
افسر ناکس، آرسیلو درحال مرگ چه حرفی زد؟
گفت که گوست کسی بود که اونو کشت
اگه برای دستگیری گوست حکم میخواید
من فورا امضا میکنم اما دقیقا چه مدرکی دارید که
نشون بده توماس پاتریک ایگان همون گوسته؟
ماشینش نزدیک صحنهی جرم؟
یه صدای ضبط شده؟
عکسی دارید که نشون بده
ایگان موقع رفتن به مخفیگاه روئیز
سوار اون ماشین بوده؟
خیر عالیجناب، اما وجود چنین اتفاقاتی
...موجب شده تا فکر کنیم بدون شک
توی صحنهی قتل
نومار آرسیلو، اثرانگشتی ازش موجود بود؟
- خون یا دیانای؟ - خیر
عالیجناب، توی این اقرارنامه بهاندازهای مدرک هست که
بتونیم حکم بازداشت دریافت کنیم
فقط یه حکم بازداشته نه محاکمه
من کاملا از مسئولیت دادگاه مطلعم، خانوم ولدز
سوال اینجاست که، شما چی؟
شاهدی دارید که
بتونه ثابت کنه ایگان، گوسته
یا اینکه اصلا گوست وجود داره؟
من ایگان رو تحتنظر میگیرم ببینم چی میشه پیدا کرد
بهعنوان شاهد هم تنها کسی که داریم
دوستدختر ایگان، هالی ویوره
متاسفانه وقتی که حکم بازداشت اوهایو لغو شد
دیگه اهرمی علیهش برامون نذاشت
خودت دیدیش گرگ میدونی که لب باز نمیکنه
اینو هم میدونم که هنوزم باهاش حرف میزنی
شنیدی که شپسی چی گفت
فقط هالی میتونه بهدادمون برسه
پیداش میکنم
خوبه منم مراقب ایگانم
چهمیدونم شاید دست از پا خطا کرد
هالی الیزابت ویور
25 ساله، رنگ چشم آبی
رنگ مو قهوهای
ممکنه که مسلح یا خطرناک باشه؟
- نه، مسلح نیست - خوبه
اگه هم دهنش محسوب نشه خطرناک نیست
میگم قبلا دنبال این دختره نگشته بودیم؟
گفته بودم که گوشیش رو ردیابی کنی
آره، توی یه سطلآشغال بود
اونوقت فکر میکنی که هنوز زندهس؟
اطلاعاتی بهم رسیده که میگه شهر رو ترک کرده
اگه که زنده باشه، پیداش میکنیم
بهمحض اینکه چیزی پیدا کردی بهم خبر بده
باشه
توی ماشین بمون شاون
بلاخره شد که رئیس رو ببینم
- تو رو مسئول کرده، آره؟ - آره
خوبه، اون پول رو هرچی زودتر نیاز دارم
- از پسش برمیای؟ - لعنتی
میخوای حسابی ورشکستهم کنی اما تو رئیسی دیگه
هر چی تو بگی
بریم قدم بزنیم کنان رو از کجا میشناسی؟
توی زندان باهاش آشنا شدم
اونجا ریشسفید بود میگیری چی میگم؟
از ما جوونا فاصله میگرفت
...اما وقتی که منو دوره کردند
اون کاکا سیا اومد کمکم
جونت رو نجات داد
گرچه میگفت که شماها با هم خیابونا رو میچرخونید
تو زیاد اینجا نموندی زدی بیرون
تو هم میخوای که از این محله بزنی بیرون؟
مگه همه همینو نمیخوان؟
کنان نمیخواد
بهش یهکار پیشنهاد دادم «!گفت «نه ممنون
صاف برگشت توی محله
میدونی، بعضی آدما
فقط چیزی رو که میبینن باور دارن
منم تو رو دارم میبینم
اما تو دیگه اهل این محله نیستی
راستش من یه دختر کوچیک دارم
خیلی دوست دارم وقتی که بزرگ میشه
این محله رو بهیاد نیاره
آرزوهای بلندی داری
بدون شک
سلام تاشا چهخبرا؟
- شاون، تنهایی؟ - فعلا آره، واسهچی؟
میخوام بدونم که اون زنیکه پاشو توی خونهی من گذاشته یا نه
آنجلا؟ نه من اونجا نیاوردمش
وایسا بینم پس توی ماشینم بوده؟
فکر کنم منظورت اینه که کنان نمیتونه بهم یاد بده، چجوری از شر این محله خلاص بشم
دارم میگم که اون بهت اعتماد داره بنابراین نزدیک نگهت میداره
هرچی توی کَلَش باشه رو بهش میگه
نــه
به من هیچی نمیگه
No comments yet. Be the first to leave one.