ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
من برای منابع انسانی کار میکنم که بعضیها بهش م.الف میگن
یه پوستر توی دفترم دارم که روش نوشته
آروم باش و به مکان امنت برو
خب، من وقتی یکم استرس یا دلشوره میگیرم
چشمهام رو میبندم و محلهی دنجی رو تصور میکنم
که توش کارن همسر معرکهام و دو تا پسرمون پاتریک و مایکی هستن
چون اونجا جاییه که میدونم همه چی همیشه روبراهه
مهم نیست چی پیش بیاد
خداحافظ، مایکی. خداحافظ پاتریک
خداحافظ، بچهها
وقتی به اردوگاه رسیدین بهمون پیامک بفرستین
باشه، خیلی خب
،و اگه کنه بهتون چسبید بندازینش توی کیسهی پلاستیکی
و زمان و تاریخ چسبیدنش رو بنویسین تا ببرم آزمایشگاه
جورابهاتون رو عوض کنین، باشه بچهها؟ عوضشون کنین - خیلی خب -
دوستتون داریم. دلمون براتون تنگ میشه - دوستتون داریم -
!دوستتون داریم - خوش بگذرونین -
!قوی باشین
قوی باشین
راننده اتوبوس به نظرت مست نبود، عزیزم؟
چون وقتی دهنش رو بو کردم عجیب و غریب نگاهم کرد
فکر کنم ترسوندیش
نگاه کن، مگ اونجاست
سلام، مگ
!فروختمش
چه سریع - مرسی -
خریدارهای دست به نقد
خریدارهای دست به نقد؟ چه باکلاس
آره. بهترین قسمتش هم اینه که حتی خونه رو ندیدن
فقط عکسهاش رو روی اینترنت دیدن
حتی از نزدیک ندیدمشون
خیلی باحاله - کی یه خونه رو بدون دیدن میخره؟ -
همین رو بگو. شاید آدم معروفیه
.بیخیال، جف آدمهای معروف اینجا خونه نمیخرن
امیدوارم تو کار مواد درست کردن اینا نباشن
بالاخره اومدش
ببخشید
کجا بودی؟
اداره پست خیلی شلوغ بود
معمولاً همینطوره
سلام - سلام -
به خاطر اومدن همسایههای جدید هیجانزدهاین، نه؟
راستی کارن، کارتت رو توی راهروشون گذاشتم
تا اگه طراح دکور خواستن خبرت کنن - ممنون -
خب، به جف در مورد
ایدهی جدیدم راجعبه دستشویی مهمونها گفتی؟
نه
طراحی هنری
محلهی بروکلین رو در نظر بگیر، خب؟
آجرها دیده میشن ...و لولهکشیها بیرون دیوارن و
یه دستشویی ایستاده
!دستشویی ایستاده
اون واسه منه. مگی میخواد بازم ایستاده کارم رو بکنم
خب، فکر کنم بهتر باشه کارم رو در مورد دستشویی ایستاده شروع کنم
آره ولی نه
من که میدونم شما قراره چی رو شروع کنین
خونه خالیه
بچهها رفتن
!میرین تو کار همدیگه
بیخیال
ماهعسل رو شروع میکنین - خیلی خب، صحنه رو مثبت 18 نکنین دیگه -
ما دیگه میریم بخش پایین رو آگهی بچسبونیم
میریم رو خیابون سنگفرش قدم بزنیم - آره -
جف، باید پوزیشن کفتاری رو هم امتحان کنی - امتحانش میکنین. هیس -
اون موقعها من این صدا رو درمیارم
فکر کنم مگ داروهاش رو اشتباهی خورده، عزیزم
اونوقت بهونهی دن چیه پس؟
بعضی از حرفهایی که میزدن دیوونگی بود
حال به هم زن بود - آره -
شایدم هم حق با اونا بود. نمیدونم
تنها تو خونهایم
برای اولین بار بعد از مدتها
آره، میتونیم هر کاری بخوایم بکنیم
سریال "همسر خوب" رو ضبط کردم
عالیه. ذرت بوداده درست میکنم
!بیا عقب
خودشه - چقدر دیگه جا هست؟ -
کم مونده
سلام، برنی
همسایههای جدید واسه اسبابکشی خیلی عجله داشتن، مگه نه؟
آره
اونو تمیزش میکنی دیگه، برنو؟
همیشه تمیزش میکنم
خیلی خب، روز خوبی داشته باشی
یالا، بچهها. بیاین بریم
یالا، بچهها. بریم. زود باشین
سلام، جک. صبح بخیر
.نذار کسی تو هواپیما بهت سلام کنه بقیه برداشت بدی میکنن
به هر حال صبح بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر، جف - سلام، دایان -
جف، صبح بخیر
کامیونهای وسایل رو دیدی؟
مگه میشه نبینم
!وای خدا - خب -
خبری از همسایههای جدید نشده؟ - نه -
هیچی؟ - هیچی -
حتماً زیاد اهل معاشرت نیستن
حداقل تابستون زیادم کسلکننده نیست
جشن همسایهها رو داریم که خیلی منتظرشیم
آره، همینطوره - و شغلمون رو داریم -
همیشه شغلمون رو داریم
راستی، طبقهی بالا چه خبره؟
بیخیال، جف
میدونی که نمیتونم در مورد کارهای طبقهی بالا حرف بزنم
.آره، میدونم اشکالی نداره
...هی، راستی
،هنوز کلاس اسکایدایوینگ میرم اگه خواستی بیا
مهمون من
.این هفته به خاطر بچهها سرم شلوغه ولی شاید اومدم
بهم پیامک بده یا من بهت میدم
.بعداً میتونیم حرف بزنیم روز خوبی داشته باشی
خیلی خب - سلام، شیلا. صبح بخیر -
صبح بخیر، لوئیز
صبح بخیر، شارون
.سلام، جف دکتر فیشر زنگ زده بود
جداً؟ چی گفت؟
گفت لطفاً به جف بگو
دیگه در مورد اسکایدایوینگ بهم پیامک نده
.شوخی میکنه. خیلی آدم شوخیه سلام، داگ
سلام، سانجی
.سلام، جف میتونم از کامپیوترت استفاده کنم؟
باید قرصهای ضدافسردگیم رو دوباره سفارش بدم
حتماً. کامپیوتر من و تو نداریم
کجایی؟ اون کیه؟
این جف هستش
جف اجازه میده از کامپیوترش استفاده کنم چون طبقه بالا به خاطر دلایل امنیتی نمیذارن از اینترنت استفاده کنیم
پس چرا جف اینترنت داره؟
چون جف کارهای غیر مهم انجام میده
بخش منابع انسانیه
قراره توبیخ بشیم؟ چون من دیشب بهش ایمیل دادم
.و معذرتخواهی کردم ...اونم گفت اشکالی نداره و
مشکلمون رو فراموش کردیم
همه چی مرتبه
اگه چند تا تمرین انجام ندیم اونوقت یعنی کارم رو درست انجام ندادم
خب، یه توپ رفع اضطراب بردارین
خدایی؟
خب، مارگارت قراره بهمون نشون بده
که اعتماد یعنی چی
هی سانجی
بله؟
بهت گفتم چند شب پیش تو رستوران هندی غذا خوردم؟
آره، مجبور شدم زنگ بزنم و توی منطقه سرخپوستها جا رزرو کنم
ینگ، به اورن بگو باعث میشه چه حسی بهت دست بده
.شاید بهتر باشه توبیخمون کنی اونطوری راحتتره
یه بار یه هندی رو میشناختم که زیاد چای میخورد و تو چادر سرخپوستیش مرد
شوخی خوبی بود
خب، مارگارت. برو جلو
وای
آره، حس میکنم حسودی میکنی
هر بار که بحث اختلال جاذبهای رو پیش میکشم
حس میکنم که خیلی ناراحت میشی
این چیز بدیه؟ به نظر بد میاد؟ چی هست حالا؟
اختلال جاذبهای؟ این شوخیای بیش نیست
ضمناً، کار من چی؟
...من فقط یه بار به بحث سرعت برداری
اشاره کردم
فقط یه بار
اونوقت تو خواستی منو بفرستی تو تیم دمیر
...تو قرار بود محاسبات رو انجام بدی
همهاش به خاطر اینه که با شرادا سکس کردم
چیکار کردی؟ با شرادا گانجالی سکس کردی؟
!میکشمت
اورن، اینطوری نمیشه مشکلات کاری رو حل کرد
!شارون، به حراست زنگ بزن
!سلام، جف
!کارن - سلام، عزیزم -
سلام، عزیز دلم
هنوز داری جاسوسی همسایهها رو میکنی؟
سلام علیکم
سلام
شما باید جف باشی
من تیم هستم. اینم همسرم ناتالیـه
!ما جونزها هستیم از آشناییت خوشوقتم، جف
.از آشناییتون خوشوقتم در مورد جاسوسی شوخی کردم
شوخی بود. من هیچوقت جاسوسی کسی رو نمیکنم
ما خیلی از شوخی کردن خوشمون میاد
...شوخی کردن
...ناتالی داشت بهم میگفت
که یه مشاور رسانههای اجتماعیه. درسته؟
بله. ضمناً دارم یه وبلاگ آشپزی مینویسم
عاشق وبلاگها هستم
بله و با یه خیریه برای یتیمهای سریلانکایی کار میکنم
اینا بزرگترین علایق من هستن
ناتالی قلب بزرگی داره
مرسی، عزیزم
...بـــله
کارن، چرا در مورد اون چیز بهشون نمیگی - چی؟ -
.کارن هم علایق زیادی داره چرا در مورد دستشویی ایستاده براشون نمیگی؟
!چی؟ نه، عزیزم
نه، خواهش میکنم. به نظر جالب میاد - چیز خاصی نیست -
.متوجه شدم یکم لهجه دارین مال شهر پیتزبورگ هستین؟
اون اهل یونانه - وای خدا -
نه، ولی زیاد جابجا شدیم
حالا وقتشه که تو جایی که دوست داریم ساکن بشیم، درسته؟
باورتون نمیشه چقدر هیجانزدهایم
که به محلهی "میپل سرکل" اومدیم
خیابون خیلی زیباییه
واقعاً همینطوره
ممنون - ما هم دوستش داریم -
No comments yet. Be the first to leave one.