ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مـــترجم : محیا Mahya14
ببخشید طول کشید
گفتی شکر یا خامه میخوری؟
آره
لعنتی. فراموششون کردم
میرم میارمشون. شرمنده - لازم نیست این کارو بکنی -
نه بابا مشکلی نیست
لباس ها خوبن؟
شرمنده، فقط همینا توی دست و بالمون بود
لباسای خودت هم اگه خونی باشن مجبوریم برشون داریم
درک میکنی دیگه
این کارا چقدر دیگه طول میکشه؟
فقط باید چندتا چیزو بررسی کنیم
و من میخوام دوباره اظهاریهی اولیهت رو نگاه کنم
بازم ازت ممنونم که داوطلبانه این کارو میکنی
باید برگردم پیش بچه هام
حال بچه هات خوبه، همین الان ازشون خبر گرفتم
اونا با خاله جانتشونن
میدونی که میتونی هر وقت بخوای، اینجا رو ترک کنی
اینو بهت گفتم، درسته؟ اینو میدونی
بله - ...فقط اینکه -
راستشو بخوای، رفتنت خیلی وجه خوبی نداره
من میخوام مطمئن بشم که وقتی ...از اینجا میری بیرون
...هر وقت که بری بیرون
بدون اینکه بوی مظنون بودن روت مونده باشه اینجا رو ترک میکنی
درک میکنی دیگه
بله
جوری که نشه ازت ایراد گرفت
هردومون همینو میخوایم، درسته؟
البته
فقط باید یه چندباری ماجرا رو بررسی کنیم
مخصوصا، دوست دارم درمورد حرفی که توی خونه زدی صحبت کنیم
اون حرفا چی؟
یه چیزایی به افسرها گفته بودی
کل شب بیدار بودم احتمالا حرفای احمقانهای زدم
.البته، من درک میکنم هممون درک میکنیم
من بازداشت نیستم؟
اوه نه. بازداشت نیستی
...افراد من
...الان توی خونهان
...و افراد من دارن با اونا حرف میزنن
اسمشون چیه؟ همون زوج خوش برخورد؟
فکر کنم خانواده دادلی؟
...و همسرت الان پیش پزشک قانونیه و
اوضاع داغونه
باید باهات صادق باشم هیو، اوضاع داغونه
واقعا داغون
...بچههات نصفه شب از تخت خواب بیرون کشیده شدن
و البته که ما داریم باهاشون حرف میزنیم
تو میدونی چقدر داغونه، نه؟
درمورد اون جسد دیگه حرف نزدیم - اون ربطی به ما نداشت -
البته که نداشت، ولی میتونی همینجا مساله رو درست کنی
تو دوست داری اوضاع رو درست کنی
توی درست کردن وسایل استادی
همش همینو درموردت میشنوم این درسته؟
دیگه خیلی مطمئن نیستم
اگه بری یا وکیل بگیری، یه دفعه دیگه نمیتونیم قضیه رو درست کنیم
...این وضع داغون شروع میکنه به پخش شدن
تا وقتی که از هردوی ما بزرگتر بشه
پس تو میمونی
و با هم حرف میزنیم
باشه؟
درمورد خونه حرف بزن درمورد اولیویا حرف بزن
درمورد اتفاقی که دیشب افتاد حرف بزن
خوبه
منم سریع میرم و برات خامه و شکر میارم
لازمش ندارم
میتونیم الان حرف بزنیم و قال قضیه رو بکنیم - سرجات منتظر بمون -
مشکلی نیست
مشکلی نیست
چرا؟ ایرادش چیه؟
خب میدونی، این کرایهایه
گزینههای زیادی برای انتخاب نداشتم
آره
این یکی چطوره؟
آره
این یکی
هوم؟
...آره؟ خیلی خب
آره
آره، خوبه
حق با توئه
این یکی بهتره
هوم؟
من اینو دو روز پیش سفارش دادم. گل شیپوری
،بهم قول گل شیپوری دادین پس برام گل شیپوری میارین
تو واقعا بابابزرگ مایی؟
درسته
چطوریه که هیچوقت ندیدیمت؟
سفارش اونا برام مهم نیست، دارم درمورد سفارش خودم حرف میزنم
...ببینین، شما
...شما به قدر کافی با من کار کردین که - راستش من چند وقت پیش جیدن رو دیدم -
یادم نمیاد همو دیده باشیم
خب تو، خیلی کوچولو بودی
چطوریه که من هیچوقت ندیدمت؟ - ریچل؟ گوش نمیدی چی میگم -
...این
کجا بودی؟ صبحانه رو از دست دادی
کوین توی راهه عیبی نداره، چهار دسته گل میبریم
بهتره وقتی هواپیماش میشینه چهاردسته گل ...شیپوری براش آماده باشه
وگرنه میتونین فکر دوباره کارکردن با مارو از سرتون بیرون کنین
جیدن، الی، برین لباس بپوشین
...هنوز غذام تموم - لباس بپوشین -
میشه لطفا با هم صحبت کنیم؟ - اورت مارو پیچوند -
نصف گلهای مارو داد به یکی دیگه باید بری چهار دسته گل بگیری
باشه یه دقیقه دیگه میرم، ولی میشه لطفا...؟
همین الانش هم راه افتادی
باید دوش بگیرم و لباسامو عوض کنم ...با خودم هیچکدوم از
باشه
...من
من امروز شوهرتو توی هتل دیدم
داشت صبحانهی مجانی برمیداشت
میدونم از دستش ناراحتی چون ...پول استیو رو گرفت
...ولی اون فقط داشت از تو محافظت میکرد و از کارتون
مراسم ساعت 10 شروع میشه. الان هشت و نیمه
هنوز مراسم رو شروع نکردیم
اگه میخوای برای کسی سخنرانی کنی، برای تئو سخنرانی کن
موندم این ویژگیش به کی رفته
منم به خلوتِ خودم نیاز داشتم، ولی نه مثل شرل
...از وقتی سه سالش بود، شرلی نیاز داشت به
خلوتِ شرلی
باهاش صبور باش
مخصوصا امروز
فقط باهاش صبور باش
عجب وضعی
اوه عجب وضعی
هیچوقت ندیده بودم طوفان انقدر خرابکاری کنه
واقعا با شماها کاری نداشت؟
فقط یه ذره بارون اومد
خونهی شما چقدر، ده دقیقه تا اینجا پیاده روی داره؟
یکم بیشتر
حتی کل ملک رو نگرفته بوده
... شاید یکی از اون میکرو
سلام رفیق
شاید یکی از اون میکروطوفانهاست
تاحالا اسمشونو شنیدی؟
یه جریان هوای نزولیه، مثل گردباده ولی کاملا توی یه محل متمرکز میشه
شاید عرضش کلا 3 کیلومتر بشه
یکی از خطرناک ترین طوفان ها ولی فقط به یه منطقهی خیلی کوچیک برخورد میکنه
بابا؟ - فکر کنم باید همین باشه -
منظورم اینه که به نظر میاد فقط به همین خونه زده
بابا؟
دیوار نرم به نظر میاد
چی؟
می بینی؟
لعنتی
روش علامت بزن
محاله که همهی اینا نتیجهی یه طوفان باشه
نه، محاله
به احتمال زیاد لوله ترکیده
نباید اینطور باشه. واقعا نباید اینطور باشه
...منظورم اینه که، ما حواسمون به همهی
اگه هم از لوله باشه، عیبی نداره
میتونم درستش کنم
این بوی چیه؟
بوی دیوارهای مخروبه
کپک
هردوش یکیه
امکان نداره
طوفان همین دیشب بود امکان نداره تا این پایین هم گرفته باشه
امکان نداره این پایین هم اینطوری باشه
لطفا این پایین هم نگرفته باش
معنیش چیه؟
یعنی از سه طبقه بالاتر، آب جاری شده اینجا
این واقعا بده
...مادر جن
جادر منده
شوخیت گرفته بابا؟
آره
نه نه نه نه نه نه
استیوی، چرا نمیری طبقه بالا؟
میخوام کمک کنم
این کپک سیاهه، اینجا نفس کشیدن خطرناکه
پس الان راه بیفت
صداشو میشنوی؟
شاید موش باشن
ممکنه همون اتفاقی باشه که برای لولهها افتاده
وقتی موش ها خیلی تشنه بشن، تقریبا هرچیزی رو میجون
این میتونه نابودمون کنه
میتونه
سلام
...یکم زود رسیدم برای
خودت میدونی
...و شرلی نمیخواد کسی هنوز بیاد توی خونه
پس فکر کردم یه سلامی بکنم
آره شرط میبندم شرل الان اعصاب درست حسابی نداره
میتونم بیام تو؟
اون زمانی که لوک اینجا زندگی میکرد رو یادمه
واقعا امیدوار بودم که اون قضیه نتیجه بده
...فکر میکردم اگه کسی بتونه، میدونی
...فقط
لوک رو توی مسیر درست نگه داره، اون خواهرته
ولی الان خیلی بهتر به نظر میرسه
آره؟ اینطور نیست؟
فکر کنم آره
...از اون طرف، خودت - خیلی ممنون بابا -
...نه فقط اینکه ظاهرت یکم
...یکم
من فقط... میدونی، من صبحهای زیادی ...از خواب بیدار شدم
...و خودم هم همین قیافه رو داشتم، من فقط
من دیشب گند زدم بابا
No comments yet. Be the first to leave one.