ആദ്യത്തെ 103 വരികൾ.
.یکیشو برامون باز کن
میدونستی تو تنها کسی هستی که از این چیزا خوشش میاد؟
.فقط همینا مونده
.خوک ها همه رفتن
.اینجا قبلا پر خوک بود
!آره ،هم خوک بود هم عن و گوهشون
. سگ ها ازشون مراقبت میکردن- !فکر کنم بتونم خوک بودن رو حتی تصور کنم-
. فکر نکنم تو هم بتونی تصور کنی- مشکل خوک بودن مگه چیه؟-
!احمقانس
احمقانه؟
، اینکه وقتی راه میری دماغت ! با سوراخ کـــونت تو یه راستا باشه
. پوزه - چی؟-
.خوک ها پوزه دارن نه دماغ
پس پوزه ات با سوراخ کــــونت !!!در یه راستا قرار میگیره
!دماغ یا پوزه !هرچی که هست
، تو هنوزم داری راجع به سوراخ !کون بقیه کاوش میکنی کل روز
این دیگه چه جامعه ایه؟
یه جامعه عادل؟
چی فکر میکنی؟
آره یا نه؟
.من میرم شما که قرار نیس دیر کنید؟
.حداکثر پنج دقیقه
!لعنت بهش
.دیوونگیه
!منظورم اینه،اون در هرصورت میمیره
.اون میمیره
.اینکار جونش رو نجات نمیده
مگه چقد دیگه دووم میاره؟ چند روز؟
، اگه چیزی که اون داخله میتونه ...این چند روز رو براش آسون تر میکنه
.برای من کافیه
.به خواهرم قول دادم کمکش کنم
.هممون قول دادیم
،در ضمن چیزای دیگه هم اونجا هست ...باطری
. همه چیز- .باشه ، باشه-
.سوییچ رو بزار تو ماشین بمونه- .خودم زودتر اینکارو کردم-
،اگه صدایی شنیدین ، پیگیرش نشین .باشه ؟ فقط به کارتون ادامه بدید
.پنج دقیقه- .نه بیشتر-
باشه؟
مطمئنی که اون چیزی که میخواییم اینجاست؟
.معلومه که مطمئن نیستم
.کیــــر توش
.لعنتی
.زودباش
!هیـــــــس
.گاییدمت
.برو.برو
!برو،بــــــــــرو
!تونی
!کلارک،بـــــــرو
.لعنت بهش
.بجنب
!بـــــجنب،آره
!نه
!اوه،لعنتی
!نه،خـــواهش میکنم
!!!خواهش میکنم،نه ....گاییـــــدمت،نه
!لطفا
!گاییدمت
!گاییدمت
!گاییدمت
!!!مادر جنـــــ*ـــــده
!گاییدمت
!گاییدمت
!گاییدمت
!گاییدمت ،لعـــــــنتی...
.اه
.خیلی خب
.لعنتی
.اوه
...خیلی خب
.اووووه
کسی هست؟
بیام داخل؟
.اگه صدامو میشنوین ، من "بلا" هستم
سلام؟
.اوه
!جواب بدین،جواب بدید لعنتیا
.لعنتی
سلام؟کی هستی؟
.صداتو نمیشنوم ،واضح نیست صدات
گوش کن ، اگه صدامو میشنوی .فقط سوت بزن ،چیزی نگو
.باشه ،باشه
.زیاد نمیتونم صحبت کنم
.یه سگ تو اسلحه خونه پیدا کردیم
،ما ندیده بودیمش .نمیدونیم چه مدت اونجا بوده
.تونی و کلارک رو کشت
!اونا مردن،من....واقعا شرمندم
میشه به علی هم بگی که متاسفم؟
اون گفت که ما حالمون خوب نبوده .و جر و بحث کردیم و راست هم میگه
.فقط میخواستیم کمکش کنیم
...نمیدونم
.یه چیزی که ممکنه کمکش کنه
.میدونم که درد داره
،فعلا از دست سگه فرار کردم .ولی حدس میزنم هنوز کار میکنه
،فک کنم میتونه سیگنال رو ردیابی کنه .پس الان دیگه مجبورم خاموش کنم
،بهم یه ردیاب شلیک کرد . ولی تونستم از بدنم درش بیارم
...باید یجایی پیدا کنم که امشب توش مخفی شم
.یکم دارو و این چیزا گیر بیارم
...اگه نتونستم برگردم پیشتون
پیامم رو به "گراهام" میرسونی؟
.فقط بگو که عاشقشم
میشه لطفا اینو بهش بگی؟
، الان هم باید دستگاهو خاموش کنم . سعی میکنم برگردم پیشتون
No comments yet. Be the first to leave one.