ആദ്യത്തെ 123 വരികൾ.
«توحش»
.دقیق اندازت نیست
بی سیم مال خودمو گرفتم؟
،از نظر فنی، مال کراس هیره .ولی گویا دیگه بهش نیازی نداره
.اکو، موقعیتت چیه؟ تمام
.اسباب بازی که نیست امگا
.دریافت شد
چرا داریم میریم سمت اورد منتل؟ .فکر کردم برنامه اینه که گم و گور بشیم
.نه وقتی که یه بانتی هانتر دنبال توعه .باید بفهمیم چرا
.یه خبرچین به نام سید اونجا میشناسم که ممکنه بتونه کمک کنه
و بهش اعتمادم داری؟
.خب جدای ها که داشتن
جدای هایی که همشون مردن؟
خب، کسی ایده بهتری داره؟
.حق با اونه
.حله. اسباب بازی نیست
قوانین یادته؟
،حواسم پرت نشه ،اطرافمو با چشم و گوشم بپام
.و به هیچکی جز دسته خودم اعتماد نکنم
و اگر توی دردسر افتادی؟ - .از بی سیم ـم استفاده کنم و موقعیتمو بفرستم -
.همینجاست
.چه جذاب
!جر زن نامرد! دیدمت
من؟ به کی میگی جر زن؟
سید کدوم ایناست؟
.نمیتونم بهتون بگم
.من فقط راجب سید شنیدم .هیچوقت از نزدیک ندیدمش
.این از اون اطلاعاتی بود که میشد زودتر بگی
ما دنبال سید ایم. میشناسیش؟
!میدونی چیکار کردی
سید، ها؟
!بازم با دستای کوفتیت ماشین رو شکستی
.نچ. آشنا نیست
اونا چی؟
.میزنم با دستای کوفتیم له ـت میکنم
منظورمو واضح نرسوندم؟ .اشتباه اومدین
.پس اگر نیومدین پول خرج کنین گم شین
.نقشه عالی ایه اکو
.مطمئنم اینجا مال سید عه
.جدای ها موقع جنگ اومدن اینجا
خب، شاید سید شنیده جدای ها چه بلایی .سرشون اومده و فلنگ رو برسته
یا شایدم به خاطر نقض قوانین .بهداشت دستگیر شده
چی میخوای کوچولو؟
.تو سید ای
.از دوستات که اونجان تیز تری
جدای ها خبرچین دیگه ای نداشتن؟
زیاد داشتن، ولی سید .تنها کسی بود که میدونستم چطور پیدا کنم
خب، یعنی این همه راهو الکی اومدیم؟
.سید رو یافتم
.با جدای ها نون م توی روغن بود
،برای دانسته هام ارزش قائل بودن
،ولی حالا که همشون مردن .کار و کاسبی منم کساد شده
.با تشکر از امپراطوری جدید
.شرایط تغییر کرده... برای همه مون
.نه راست میگی
.تا حالا هیچوقت کلون های فراری سراغم نیومده بودن
خب بله، ولی به خاطر تفاوت های .بنیادی ایدئولوژی ازشون جدا شدیم
.اوخی چه ناز، فکر میکنی واسم مهمه
.برین سر اصل مطلب و بگین چی میخواین
.نه تو رو خدا، خونه خودتونه
.با این زن توی پنتورا برخورد داشتیم
میدونی کیه؟
.نه، ولی وقتی یه بانتی هانتر ببینم میفهمم
میتونی بفهمی کی استخدامش کرده؟
.بستگی به این داره که شما بچه ها واسم چیکار کنین
معلول ذهنی تشریف دارین؟
.شما یه کار واسه من میکنین .منم اطلاعاتی که میخواین براتون گیر میارم
.روال کارای کارای غیرقانونی اینجوریه
کارای غیرقانونی؟
گیرایی ت ضعیف مگه نه؟
.تابلوعه که بچه هه مغز متفکر دسته تونه
چه جور کاری؟
.یه ماموریت نجات
پاداش پر و پیمونی روی .یه بچه به اسم موچی عه
منابعم میگن که برده دار های زایگرین گرفتنش
.که اون سمت سیاره قایم شدن
،بچه رو واسم بیارین .منم اطلاعاتی که میخواین براتون درمیارم
خب، مژدگونی ش مال کی میشه؟
.اوه نگاه کن حرف میزنه
.پاداش رو 70-30 به نفع من تقسیم میکنیم .هستی یا نیستی
یه بچه رو از چندتا زایگرین بگیریم؟
.چشم بسته هم از پسش برمیایم
.گویا ردیفه پس
.جزئیات سوژه داخل اونه
.گند نزنین
تو خوبی؟
.آره آره، چیزی نیست
،بر اساس اطلاعات سید
برده دار های زایگرین توی خرابه های .شهر قدیمی اورد منتل قایم شدن
برده دار چیه؟
.کسی که آدم ها رو در ازای پول خرید و فروش میکنه
آدم ها رو میشه فروخت؟
.انتخابی ندارن .زندانی هایی ان که باهاشون مثل کالا برخورد میشه
.این... به نظر درست نمیاد
.نیست
و ما هم قراره جلوی اتفاق افتادنش .برای اون بچه رو بگیریم
.به علاوه یه مقدار کافی پول وقتی که کار تموم شد
.آری، اونم هست
.نگران نباش موچی، نجاتت میدیم
.دید دارم
.من فقط یه بچه میبینم
.موچی بیچاره. به نظر خیلی ترسیده
.دوازده تا دشمن تشخیص میدم
.چندتا نقطه ورودی با استحکامات ضعیف
.یه قاپیدن ساده است، مثل اون بار توی کوات
.آب خوردنه
من که پایه ام. منتظر چی ایم پس؟
.تو برگرد به سفینه - ...ولی -
.این یه دستوره
.بله قربان
.اکو، تو از بالا حواست باشه
.رکر، شر نیروهای زایگرین ها رو کم کن .من و تک میریم سراغ بچه
.حل چشاته
.اکو، گزارش بده
.دوتا گشتی سوار اسپیدر
.اولین مقر نگهبانی دقیقا جلومونه
.صبر کنین. فکر کنم مهمون دارم
.خب، ترتیبشو بده، بی سر و صدا
!مراقب باش
.یه ماموریت این مدلی برنامه ریزی لازم داره
،به کارمندت اطمینان بده .بزودی دوباره به موچی میرسه
.حالا، حالا. نیازی به تهدید نیست
.من بهترین افرادمو رو این کار گذاشتم
No comments yet. Be the first to leave one.