ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خواهرت چند وقته باهات زندگی میکنه؟
ببخشید اگه بیادب بنظر رسید
بنظر نشئه بود
میدونی، اولش عصبیای و بعدش قبول میکنی
پس تو فقط اهمیتدهندهای - اون خواهرمه
و تو این شرایط کمکش میکنم
یکم بده بهم
!ماشینو روشن کن !ماشینو روشن کن
!بریم !بریم بریم بریم
چیز متفاوتی در مورد جولیا و بز متوجه شدی؟
- مثل چی؟ - نزدیکتر بنظر میان
!اندرو، متاسفم
!نه !اندرو، وایسا
!وایسا
اون کیه؟
!پلیسه !پلیسه
بهش زنگ بزن
بهش بگو میخوای ببینیش
کی کترین بلن رو کشت؟
تو؟
میخوای منو بکشی اندرو؟ بزن بکش
فقط یبار میتونن به بادت بدن
اون خواهرته
نه اسمورف نیست
تو این خونه، ما همه خانوادهایم - پس من میرم
میدونی که برای یتیم خونه خیلی بزرگ شدی، درسته؟
اون خبر داره
از چی خبر داره؟
من کث رو کشتم
بخاطر اسمورف اینکارو کردم
Contact: @rz_asubs
مترجم rz_a
هی ممنون اومدی
لاشی بازی؟
نه
اون خوبه؟
اره یکم بهش شیرخشک دادم
سلام
سلام عشق من
بریم
پوپ بیدار شده؟
نه. به کریگ زنگ زدم چیزی دستمو نگرفت
خیلی خب، خب، بهتره بریم باهاش حرف بزنیم
میخوای بیدارش کنی؟
ما باید بدونیم چخبره مرد
همین الانش ممکنه پلیس تو راه اینجا باشه
اره خیلی خب. باشه
تلفن و کیف پولش اینجان
رفتنشو دیدی؟ - نه
!پوپ
شاید رفته پارک اسکیت؟ من تا اونجا میرم
کریگ رو پیدا کن
ممنون که اومدی کارآگاه
من لازم دارم که منو در تماس با همکارت قرار بدی، پتریک
پیغام گذاشتم - همکار سابق
رفت دنور تا به نوههاش نزدیکتر باشه
در مورد کترین بلن حرف زده بود؟
اره، خیلی زیاد
از چیزی که شنیدم بنظر تو هم میزنی
قاتلش هنوز ول میچرخه
قاتل اون مُرده
بز بلکول نبود
پوپ کودی بود
ازت میخوام برش داری و بیاریش پاسگاه
یه تفنگ دستی ثبت نشده تو ماشینش داره
که استفاده کرد تا کترین بلن رو بکشه؟
نه، میخوام حبسش کنم تا بتونم باهاش حرف بزنم
من یه چیز واقعی لازم دارم
بدون حیله و طعمه
پنکیک؟
هی
بلاکباستر "هالوینها" رو دوباره آورده
امروز میتونیم ماراتن فیلم بذاریم
بیرون روز خیلی قشنگیه
دلت نمیخواد همهی روز بشینی جلوی تلوزیون
اوه
خوش اومدی عزیزم
شب خوبی داشتی؟
راستش، لازم دارم امروز حواست به پسرها باشه
چرا؟
بز و من چندتا کار داریم
اونها خودشون از پس خودشون برمیان
اندرو
میتونم بگیرمش عزیزم ممنون
متاسفم
هی
تو کجایی؟
چخبره؟
سیندی اوردوز کرد
من بیمارستانم
یچیزی بهش تزریق کردن
اما نزدیک بود
مسیح
کف دستشویی پیداش کردم
فکر کردم مُرده
...میتونی میتونی بیای بیمارستان؟
...ام
اه، الان نمیتونم
...جی
لازمت دارم
اره، متاسفم
الان وقت خوبی نیست پنی
اره. اهوم
باشه. حتما
هرچی. باید برم
خدا لعنتش کنه
کریگ؟
کریگ؟
پوپ
اینجا چیکار میکنی؟
اینجا جاییه که کشتمش
خیلی خب اه، بیا
باید از اینجا برم
...خیلی خب، فقط
یه ثانیه وقت بده، باشه؟
منظورم اوشنسایده
نمیتونم مدام اینکارو کنم
چیکار؟
نیک دو روز پیش دزدیده شد و من چیکار میکنم؟
دو روزه همش نشئه میکنم
رن، ما جفتمون کردیم
و نیک خوبه نیستی رفیق؟
بهتر بود وقتی بدنیا اومد کارمو ول میکردم، همونطور که گفتی
متاسفم
کارتو ول کن و مشکلی نخواهیم داشت
اما این چه ربطی به رفتن از اوشنساید داره؟
نمیتونم اینکارو تو اوشنساید کنم
خیلی راحت میشه کشیده شد بهش
خالهام تو سن انتونیو هستش
همونی که تو تگزاسه؟
بچگیهام تابستون میرفتم اونجا، یادته؟
...تنها جایی بود که حس کردم انگار زندگی
عادیه
رن، تو نیک رو نمیبری تگزاس
باهامون بیا
تو میخوای باهامون باشی، درسته؟ با من؟
ببین رن، اینجا خونهی ماست، درسته؟
از پسش برمیایم و این رو هم پشت سر میذاریم
هی - هی
چخبر؟
میخوای دراز بکشی؟
خیلی خب؟
کجا بود؟
خونهی کریگ
گفت اینجا اتفاق افتاده
کترین؟
تو تخت بز
مسیح
باشه، خب، پس یه وکیل لازم داره
نه، باید از کشور خارجش کنیم
...باید ببریمش مکزیک. سوار هواپیما - نه نه
برای اون خیلی دیره مرد
هنوز به هیچی متهم نشده
اره، اما اگه فرار کنه
میریزن سرمون دنبالش میگردن مرد
ببین، فکر نکنم این پلیس هیچ گهی علیهش داشته باشه،درسته؟
اگه داشت، تا الانم دستگیرش کرده بود
بهم اعتماد کن
بیا یه وکیل بگیریم
من با پوپ حرف میزنم
باشه، تو ماشین با چند جا تماس میگیرم
تلاش میکنم یه وکیل جنایی خوب پیدا کنم
هو هو هو کجا داری میری؟
من، اه، باید برم به یچیزی برسم
الان؟
اره، به یه دوستی کمک کنم خیلی طول نمیکشه
فقط... فقط باهاش حرف بزن، باشه؟
ببین از این پلیس دیگه چیا میتونی ازش بیرون بکشی
اون بهت گوش میده مرد اون... بهت اعتماد داره
به من گوش نمیده
نمیتونی تا ابد منو نادیده بگیری
اندرو بیخیال - نمیخوام درموردش حرف بزنم
...میخواستیم بهت بگیم - کِی؟
میگفتیم قسم میخورم
اون برادرمونه
اون برادرمون نیست
...فقط
درست نیست
چندشه
پس، از بز هم عصبیای، یا فقط من؟
باشه
زود اومدی
پس میخواستی بذاری همینطوری زنگ بخوره؟
این کار تو نیست؟
سلام، با... آره
- اره باشه - وایسا
برادرته
آره؟
فقط بگو بهش زنگ میزنم
میگه بهت زنگ میزنه... اره
باشه
میگه لشتو الان جمع کن بیا خونه
یچیزی درمورد پوپ
سلام
اینجایی
نمیتونم زیاد بمونم
...اما، ام حالش چطوره؟
با شوک تونستن نفسشو برگردونن
مامان من چندباری ضربانش قطع شده
ییار بیشتر از دو دقیقه
No comments yet. Be the first to leave one.