ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
:کاری از پریسا و آریا
- "نوشته "ورود ممنوع - بیخیال بابا
!چه استخر برکهمانند باحالی
."من از اینچیز سر درنمیارم، "برندی
واقعاً ماهیها میتونن پدیکور کنن؟ .آخه اونا که دست ندارن
.دست لازم ندارن
،ماهیها پوست مُرده رو میخورن .عین یه مرد چاق که بهش بگی تا میتونی بخور
.این یکی از اون سنتهای ژاپنیـه .یهبار توی یه مجله دربارهش خوندم
اگه درد داشته باشه چی؟
بهجهنم، اگه درد نداشته باشه که .نمیشه اسمشو گذاشت عمل زیبایی
بیخیال. دخترای نیویورک واسه .اینکار یهعالمه پول میدن
،ولی من و تو .قراره مجانی اینکارو بکنیم، بیا
.یکم از این بزن .اینو از جعبهابزار "بیلی رِی" کش رفتم
.ماهیها عاشق اینچیزان
،از حالا تا چند دقیقهی دیگه
،این پاهای پیر و داغون .قراره عین پاهای بچه نرم بشن
یهجورایی قلقلک میاد، مگهنه؟
.واسه من که دردناکه
یکی از این ماهیها کُلِ پای منو کرده . توی دهنش
.آروم باش، فیلم بازی نکن
.دارم جدی میگم، "برندی"، واقعاً درد داره
این چیزیه که اینهمه واسش تلاش کردم .تا توی شب دخترونهمون انجام بدیم
...دفعهی بعد، فقط میشینیم توی خونه
!برش دار! برش دار
ببینین، من نمیدونم توی دفتر ثبت شما چی نوشته، فهمیدین؟
،ولی اون بسته اصلاً نرسیده اینجا .به خونهام تحویل داده نشده
. نه، من نمیخوام شکایت کنم
.من فقط خاکستر داداشم رو میخوام
مشکلی واسه جسد "جرد" بوجود اومده؟
،آره، گم شدن. ببین
تو این اطراف یه جعبه، تقریباً به این اندازه ندیدی؟
نمیشه که من متوجه یه جعبه .خاکستر سوزونده شده نشم
.نگران نباش، بوت. رهگیریش میکنیم
،وقتی "جرد" زنده بود، نتونستم بهش کمک کنم
.حالا هم حتی نمیتونم خاکسترشو پیدا کنم
مامانی، بابایی، حالا میتونم "هنک" رو بیدار کنم؟
کریستین، دربارهی بیدار کردن بچهای که خوابه چی گفتیم؟
ولی اون دوست داره که من برم .توی تختش و واسش قصه بخونم
اوه، باشه، ببین چی میگم
، وقتی چیزی که دنبالشم رو اینجا پیدا کنم
خودم میام و واستون یه کتاب میخونم، باشه؟
داری دنبال چی میگردی، بابایی؟
- اوه، بابایی داره دنبال عمو "جرد" میگرده - نه، نه
.ولی بابایی گفته بود که عمو "جرد" توی بهشته
،نه، آه، عمو "جرد" سوزونده شده بود .بابایی هم داره دنبال خاکسترش میگرده
شوخیت گرفته، میخوای همچین چیزی رو به بچه توضیح بدی؟
مگه مجبوری؟
مرگ چیزی نیست که بشه .ازش دوری کرد، بوت
،از لحاظ علم انسانشناسی
،در فرهنگای که مردمش بیشتر پذیرای مرگ باشن .اضطراب کمتری هم گریبانگیرشون میشه
یه جسد توی یه مزرعهی پرورشماهی .توی ویرجینای غربی پیدا شده
.دارن میارنش به جفرسونیان
.ببین، خیلیخب، ببین چی میگم
- برو لباس بپوش، شیطون -ولی قصه خوندن واسه "هنک" چی میشه؟
بهت میگم، امشب واسهتون میخونم، باشه؟
امروز اولین روزیـه که .مامانی و بابایی برمیگردن سر کار
بدو، بدو، بدو، لباست رو بپوش، باشه؟
!هی، سلام، خوش برگشتی
.سلام، "جیمز" از دیدنت خوشحالم، رفیق
. خب، ببین. من با غواصها حرف زدم
.اونا رفته بودن توی اون استخر ماهیها .هیچ نشونهای از سلاح یا هویت نیست
.وایسا! لازم نیست سریع بری سر موضوع قتل .من میدونم که این مدت چیا کشیدی
داری از چی حرف میزنی؟
!بودن در اینجا عالیه. ما برگشتیم .من برگشتم سر کار
.گوشکن، بوت، قبل از اینکه بری داخل...خیلیخب
.وای. عجب
چه بلایی سر اینجا اومده؟
- یادت میاد که گفتی میخوای بازنشست بشی؟ - ...آره، فقط
.اینجا سالهای زیادی دفتر من بوده
بخش منابعانسانی گفته که .یهجای عالی واست پیدا میکنن
- ...میدونی، اگه مشکلی هست، میتونیم - نه، مشکلی نیست
شوخیت گرفته؟ من خوبم. مشکلی ندارم
.اصلا مشکلی ندارم
.شروع دوباره همیشه خوبه اینا رو ببین، هان؟
پیشرفت داشتی، مگهنه رفیق؟
آره، میدونی، حتی یه یخچال .کوچیک هم واسه خودم گرفتم
یه یخچال کوچیک گرفتی؟ .خیلیخب، بیا برگردیم سرکارمون
.درسته، باشه، شرمنده
،خب، داشتم فکر میکردم یه مزرعه پرورش ماهی .یهجای عالی واسه ول کردن یه جسده
بعلاوه، خیلیها نمیدونن که .ماهیهای قزلآلا کوشخوار هم هستن
اون مزرعه پرورشماهی توی ،یه جای دورافتاده است
،پس یعنی هرکسی که جسد رو اونجا ول کرده .قطعا با اون مکان آشنایی داشته
،من دفاتر ثبتشون رو چک میکنم .ببینم میتونم بفهمم کی اونجا رفتوآمد داشته یا نه
.آره، بایدم همینکارو بکنی
پس، دکتر برنان عین آب خوردن برگشت به جفرسونیان؟
آه، انجام یه معاینهی پزشکیقانونی ،هیچ شباهتی به آب خوردن نداره
.هرچند از انجام دادن هردوشون لذت میبرم
خب، افتخار میدین؟
.اوه، آره! لطفاً
.واقعاً دلم برای اینکار تنگ شده بود
.خیلیخب
- خیلیخب، بیارش پایین - خیلیخب
با بوت صحبت کردم. باتوجه به ،نشونههای کشیده شدن جسد روی زمین
بوت فکر میکنه که قربانی رو ول کردن .توی اون استخر، تا از شر جسدش خلاص شن
- بوت هم امروز برشگت سر ِکار؟ - آره
،مرگ برادرش خیلی تکاندهنده بود
ولی فعالیت روزانه میتونه در طی زمان .استرسـش رو از بین ببره
حالا که حرفش شد، ارسطو توی پیدا کردن شغل بهکجا رسید؟
.نمیدونم
.من و ارسطو بههم زدیم
.اوه، از شنیدنش متاسفم
امیدوارم برگشتن من به جفرسونیان .یکی از دلایلش نباشه
.برگشن شما، چیزیـه که جفرسونیان لازم داشت
،برآمدگی سطح بالای حدقهی چشم ،نشون میده که قربانی مذکر بوده
و میزان ساییدگی دندونهای فکپایینش .نشون میده که 40 و خوردهای سن داشته
.آسیب زیادی به فکپایین وارد شده .بهنظر میاد ماله قبل از مرگ باشه
شکستگیهای روی استخوان درشتنی .و نازکنی هم همینطورن
احتمالش هست که بوسیلهی یه سلاح ایجاد شده باشن؟
تا وقتی تکههای گمشدهی فکپایین رو .بازیابی نکنیم، نمیتونیم با قطعیت نظر بدیم
ماهیها بهطور گستردهای اندام .و گوشتهای قربانی رو خوردن
این بخاطر اینه که "آنکورینکس مایکیس" یا ،همون "قزلالای رنگینکمان" که میشناسیمش
.کاملاً گوشتخوار هستن
این گونه رو پروش دادن که .زود بخوره و زود هم رشد کنه
.برای پروش ماهی عالین
خب، پس اینجا چیکار میکنن؟
خب، درواقع این رفقای کوچولو، وقتی .قربانی توی استخر بوده ازش تغذیه کردن
دکتر هاجینز داری میگی تکههای گمشدهی فکپایین
توی شکم اون ماهیهاست؟
.نظریهی من اینه
و میخوام هرجوری که شده اون .تکههای گمشده رو بازیابی کنم
استخوانهـا
:کاری از پریسـا و آریا
فصل یازدهم، قسمت سوم اهداکننده در آب
یه چیز غیرطبیعی دربارهی این .درندگی ماهیها هست
همین که قزلآلا گوشت قربانی .رو خورده خودش غیرطبیعیـه
درسته، ولی ظاهراً ماهیها چندتا از .اندام داخلی قربانی رو بصورت کامل خوردن
درحالیکه خیلیاز .اندامها سالم موندن
.من اصلا تاحالا همچین چیزی ندیده بودم میتونی تشخیص بدی چه الگویی داشته؟
هنوز که نه، ولی من چندتا جای .بریدگی روی پوستش پیدا کردم
.یکی اینجاست. و یکی هم روی قسمت بالایی شکم
من هم چندتا خراش کوچیک روی استخوان کورتیکال .توی دندههای ده و یازده چپ پیدا کردم
زخم چاقویی که توی قفسهسینه هست ممکنه به این .معنی باشه که قربانی بخاطر ضربه چاقو کُشته شده
درندگی ماهیها بهنظر توی محوطهی .نزدیک به زخم چاقو شدیدتره
احتمالش هست که خون ناشی از زخم، ماهیها .رو اول بهسمت اون محوطه جذب کرده
من از بریدگیها یه قالب میکروسیلی میگیرم که ببینم .میتونم سلاحی که باعثشون شده رو شناسایی کنم یا نه
.شاید احتیاج نباشه اینکارو بکنی
.نوک چاقوئه
.توی دندهی دهم قربانی گیر کرده
. آره، احتمالا حین چاقو زدن شکسته شده
آقای "بری"، لطفاً باقیموندهی چاقو رو دربیار
و بده به دکتر هاجینز .تا اون بتونه سلاح رو شناسایی کنه
چیزی از پایگاه افراد گمشده دستگیرت نشد؟
،تونستم محدودترش کنم
،ولی بدون تکههای گمشدهی فکپایین
.سخته که بشه یه مطابقت دقیق پیدا کرد
.خب، شاید این بتونه کمک کنه
این یه سبیلـه؟
یه قسمتی از سبیلـه. تقریباً تمام چیزیه .که از بافت صورت قربانی باقی مونده بود
خیلیخب، فکر کنم یهجایی یه .مطابقت واسهاون پیدا کردم
هاجینز و من میخواستیم بدونیم که دوست داری فردا شب برای شام بهمون ملحق بشی؟
،ممنون که دعوتم کردی .ولی من کار دارم
میدونم که بعد از بههمزدن .آخرهفتهها میتونه چقدر سخت باشه
- من واقعا مشکلی ندارم - باشه
. آه، بزار این عکس آپدیت شده رو یه سرچ بکنیم
!خدا به بنیانگذار سبیل چخماقی خیر بده
.فکر نمیکردم هیچوقت همچین حرفی بزنم
.خیلیخب، این "لوید نزبیت" هستش
ظاهراً گزارش گم شدنش توسط دستیارش داده شده
دستیار چی؟
.خیلیخب... انگار "نزبیت" یه مخترع بوده
. ظاهراً تنها اختراعیش که بیرون اومده، این بوده
."صندوق انعطافپذیر"
.خیلی قدیمی هم هست
صندوق انعطافپذیر رو بهتون معرفی میکنیم
.گمونم اون "نزبیت"ـه
یه صندوقپست که هیچوقت خراب نمیشه و همه رو مبهوت خودش کرده
میتونین بهش ضربه بزنین میتونین لهش کنین
....ولی هیچی - یعنی هیچی نمیتونه صندوق انعطافپذیر رو خراب کنه -
.اوه، پسر من قبلاً عاشق این تبلیغ بودم
.جای تعجب نداره
خب، پس اون صندوق انعطافپذیر آخرین کار "نزبیت" بوده؟
.انگار بدجوری شکست خورده
هی، تو باید اونو تحسین کنی که بیخیال رویاش نشد، باشه؟
.یعنی وقتی که با شکست روبرو شد
. اوه، نه، عزیزم دوباره شروع نکنیها
کم"، تو باید یه نگاه به این" ،عکسی که انجی گرفته بندازی
بهنظرت فوقالعاده نیست؟
.وای، شگفتانگیزه
.آره، تازه شروع کردم ولی واقعاً عاشق این کارم
که برای همینه که فعلاً نمیخوام با .منتشر کردن کارهام، جادو رو خراب کنم
.ولی عکسهات بینظیرن آنجی
...مرسی، ولی تو که یه منتقد هنری نیستی، پس
نه، ولی اگه کارت رو به ،یه عکاس حرفهای نشون بدم
شرط میبندم که اونم همین .چیزی که من گفتم رو میگه
.حق نداری اینکارو بکنی
اونا خاکستر "جرد" رو گُم کردن؟
.باید یه قانونی خلافش وجود داشه باشه .واست پیگیریش میکنم
- خودم ردیفش میکنم، آبری، ممنون - باشه، رئیس
.گفتم اگه دلت خواست .من واسه کمک اینجام
- لطف داری. این آشغالا رو ببین - میذونم، معرکه نیست؟
.منم یکی از اینا میخوام
. فکر میکردم خودت از این دستگاههای ورزشی داری
- فکر کنم این واسه جوجه گردان ـه - آخه چجوری با این جوجه بریون میکنن؟
.من که نمیفهمم آخه جوجه رو باید کجاش بزاری؟
تیم دیفلی"؟" FBI حالتون خوبه؟
،مامور ویژه آبری .ایشون هم همکارم هستن
.مامور ویژه، سیلی بوت
...تو رو خدا نگین که اومدنتون به اینجا یعنی "لوید
.متاسفانه همینطوره
.جسد "لوید نزبیت" اوایل امروز پیدا شده
No comments yet. Be the first to leave one.