ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آه، معجزهی کوچولو
تاب بخور
جایی که هیچ کوتاهیای توش نیست
بیا پایین
نمیدونم، ولی باور دارم
یه روز دیگه هم با هم خواهیم بود
واو! واو! اوه
آخ! داشتمت
و واسه همینم افتادیم؟
اوه، مثل این میمونه که بخوای پل بروکلین رو با یه دست نگه داری
منظورت که این نیست که من سنگینم؟
نه، زیادی خشکی
مثل یه تیرآهن توی شلوار یوگا. شل کن
بچهها، میخواید یه چیز دیگه رو امتحان کنید؟
آره. نمیدونم
بذارید روی هماهنگیتون کار کنیم
فیگور والس. یه نمایش ساده
آه، معجزهی کوچولو
تاب بخور
جایی که هیچ کوتاهیای توش نیست
بیا پایین
نمیدونم، ولی باور دارم... خوبه. از کنار هم بودن لذت ببرید
حسش کن
یه روز دیگه هم با هم خواهیم بود
بیا دیگه. چشمات به من باشه، بروکلین. بدو
شرمنده فردی. این یه تمرین خصوصیه
چی؟ فکر کردم ساعت هشت نوبت ماست
اوه، راست میگی. ببخشید. صبحِ شلوغپلوغی بود. امم، فقط چند دقیقه بهم وقت بده، الان
آخ
نباید موقع فیگور گرفتن تردید کنی. باید با من هماهنگ باشی
آره، میدونم. واسه همین بود که خوردم به اسکییتت؟
در هر صورت، وقت تمومه
بریدن. قبل اینکه بری، یه لحظه وقت داری؟
سلام
داشتم فقط، ام... با بریدن اسکییت بازی میکردم
ناراحت نشو
باید به خانوادهم کمک کنم
دیدی که با ماشینها و بعدش هم با الیس چه اتفاقی افتاد
پیست روسو به یه قهرمان نیاز داره
میفهمم
اون ورزشکار با استعدادیه
یه احمقِ از خود راضیه
ولی تو همین الانشم پارتنر داری
من همه چیز رو مدیون رایلیام
وقتی خانوادهت منو دک کردن، خانوادهی اون منو قبول کردن
خب، اینجوری نگو
اینجوری خیلی بد به نظر میاد. پس چطوری بگم؟
همین کارو کردی دیگه
میدونم
ولی میشه دوباره به اون دوران که همدیگه رو نادیده میگرفتیم برنگردیم؟
یا اینکه از هم عصبانی باشیم؟
تمرین دارم
کائنات داره یه هدیهی بزرگ بهمون میده
یه جای خالی توی لیست من، استعداد تو و آدریانا روسو
یه همافزایی جادویی که میتونه کل دنیا رو غافلگیر کنه
ببین، مدیر برنامههام برای دیدن پیستهای دیگه وقت گرفته
باشه؟ پس باید برم. نمیدونم چی بهت بگم
داری میری سراغ «ولتاژ»، مگه نه؟
میخوای با کی ملاقات کنی؟ مایا گارسیا؟ لیلا سینکوویچ؟ ماری ژوزه بوشار؟
یا همهی اینا؟
تو از من دعوت کردی بیام اسکییت بازی کنم. خب؟ منم اومدم
و متاسفم که نشد، پس
من فقط اینو میگم. تو به آدریانا نیاز داری
با کمال احترام
من گزینههای زیادی دارم
خودت الان اسمشون رو آوردی
تو یه اسکییتباز فوقالعادهای، ولی اعتبارت نیاز به بازسازی داره
خودت رو گول نزن که تصویر بدی که بیرون از پیست داری
روی امتیازاتت تاثیر نمیذاره
بددهنی با داورها. بیادبی با مطبوعات
یه دختر از خانوادهی روسو با خودش اعتبار میاره
آدریانا ممکنه از تمرین دور بوده باشه، ولی اون دخترِ
مشهورترین زوج پاتیناژ توی دنیاست
یه ذره از اون درخشش به دردت میخوره
یه قلعه میسازم
که هیچچیزی بهش نرسه
خب، سحرخیز باش تا کامروا باشی، ولی خبری از قهوه نیست
آره، یه گله ورزشکارِ گرسنه از اینجا رد شدن
و نیم ساعت پیش دخل همه چی رو آوردن
با بریدن چطور پیش رفت؟
اون، ام... به هم نمیخوردیم
ذخیرهی اضطراری
ورزشکارهای گرسنه هیچوقت لای سبزیجات رو نمیگردن
دقیقاً مثل همونی که مامان درست میکرد
اوه، اون دستگاه وافلساز رو به راه میکرد و همهچی رو از صفر خودش میساخت
حالا اگه فقط یادم بیاد اون شربتِ خوبه رو کجا قایم کردم
اوه، توی کابینت بغل پاستاهاست
توی بطری سس سویا. آه
آه، ای نابغه
میدونستم بریدن هیچوقت منو انتخاب نمیکنه. خیلی وقت بود که از اسکییت دور بودم
میتونی دوباره مهارتت رو به دست بیاری
من اصلاً وقتِ آزاد ندارم
پیست که همیشه سر جاشه
بیا، بگیر... اوه، داغه، داغه، داغه. آره
امم
ام، من دیگه باید برم. تاکسیم رسیده
کجا میری؟
الیس داره مرخص میشه
نمیخوای منم بیام؟
اوه، من به استعداد تو همینجا برای مراقبت از اوضاع نیاز دارم
باید اون حقوقِ قلمبه رو حلال کنی. اوه، آره
نجومیه
میتونی تصور کنی که روی زمین کشیده بشی؟
اونجا سرد و گیج با لباس هالوین افتاده باشی؟
روم سرویس
اگه میدونستم اینم جزو گزینههاست، زودتر سفارش میدادم
ممنون
چطوری؟
من
خوبم
استخون بازوم از جا در رفته
آره، یه استخون واقعیه
نه، به نظرم اصلاً خندهدار نیست. لطفاً کاری نکن ازت بدم بیاد
نه. من این همه راه رو نیومدم اینجا که تو ازم متنفر بشی
اینم مدرکش
آره
از خانومِ توی فروشگاه پرسیدم بهترین راه برای گفتنِ
«امیدوارم زود خوب بشی» چیه
و همچنین «خداحافظ»
داری میری؟
فایده نداره. اسکییت بازی کردنِ من با خواهرت
در جریان بودی، نه؟
آره، تابلوئه. فقط، تعجب نکردم
ادی، اون
خب، اون
خب، تو سطح بالایی
فقط همینو میتونم بگم
میدونی، داشتم فکر میکردم... میدونی، حیف که تو رقصندهی روی یخ نیستی
الیسِ روسویِ لعنتی یخ رو با هیچکس شریک نمیشه
و منم رقص روی یخ انجام نمیدم. چطور جرات میکنی
خب، ام... اون شب خیلی بهم خوش گذشت
ام، فقط بدونِ... یه جوری بود
خداحافظی کردن
ام... آقای روسو
مایهی افتخاره قربان. ام
از وقتی که... میخواستم ببینمتون. بعداً میبینمت بریدن
من دیگه، ام... در هر صورت باید برم
انگار یکی حالش بهتره
موفق باشی
هِي، تو
هِي، نمیتونی بدون اینکه دربارهی اسکییت با بریدن الیوت بهم بگی، از اینجا رد بشی
خوشبوئه؟ به نظر میاد بوی خوبی بده
مثل تیشرتهای تمیز و درختهای کریسمس. اوه
ولی اون رفت
خیلی متاسفم. میدونی که خودش ضرر کرد
من خیلی خوششانسم که فردی رو دارم
آره. خوششانس
خب، توی سالن چیکار میکنی؟ اوه
کاتیا الان حدود نیم ساعته که توی دستشوییه
نوبتِ الیسه. در نزن
اون به مسواک و توالتِ من دسترسی داره. اصلاً خوب نیست
اون قراره یه کابوسِ تمامعیار باشه، نه؟
وقتی خواهرت اسکییت بازی نمیکنه، یه خلأ قدرت ایجاد میشه و همه اینو میدونن
این نوبتِ اسکییت تو نیست
پس الیس امروز بعدازظهر اسکییت بازی میکنه
واو، واو، واو، چه تکشاخِ جادوییای
و چرا با ویل؟ چون بابا باید مربی من باشه
اینجوریها هم نیست
و تو همینجوری نوبت دستشوییِ اون رو صاحب نمیشی، کاتیا
دوش آزاده، پیست آزاده، بابات هم آزاده
من بهترینم. همهچی برای من منطقیه
تو همینجوری زندگیِ الیس رو صاحب نمیشی. فقط شونهشه
میدونم که تو یه... رقصندهی روی یخی
ولی میفهمی که اسکییتبازهای تکنفره چیکار میکنن
مگه نه؟
بدونِ شونهت
نه میتونی دور بزنی، نه میتونی بچرخی
اون این فصل رو از دست داده
حداقل
در ضمن، جهت اطلاعت، جشن آتیشبازی امشب ساعت هفته
وای خدای من. امشب بود؟
فراموش که نکردی. البته که نه
اگه جشن آتیشبازی رو راه نندازیم، کل فصل بدشانسی میاریم
خوبه که کاتیا داره مسئولیتِ کارها رو به عهده میگیره
مدیریت
توی روندِ بهبودی، صبور باش و عجله نکن
«صبور باش و عجله نکن»؟
تو خانوادهی روسو رو نمیشناسی. من از زمانهای معمولِ بهبودی خبر دارم
هیچچیزِ این دختر معمولی نیست
جسم از ذهن فرمان میگیره
از پسش برمیایم
دختر من از پسِ هر چالشی که زندگی جلوی پاش بذاره برمیاد
این فقط یه مشکلِ کوچیکه
یه مشکلِ خیلی خیلی کوچیک
اوه، اوه، اوه، اوه
فقط طاقت بیار
من داشتم دنبالش میگشتم، آره
آره! مالِ منی
توی خوابگاه گرامافون داری؟ نه
فقط اون پوستر اختصاصی و کارتهای بازیِ توش رو میخوام
آه
«سان-هیونگ پارک» پسرِ رویاهای منه
یه روزی اون گروهِ «تودِی سون» رو رها میکنه و میاد مستقیم توی بغلِ من
و ما اولین تیمِ پسر و پسر میشیم که مسابقات جهانی رو میبریم
آره، من اسکییت بازی با کسی که بهش حس داری رو پیشنهاد نمیکنم
چون باعث میشه توی ساپورتت برآمدگیهای حواسپرتکن درست بشه؟
آره، اگه مثلاً ۱۲ سالت باشه
میدونی، جز اینکه تو و رایلی با هم خیلی حالبهمزن بانمکید
ما فقط دوستیم. کسی اینو به قیافهی رایلی هم گفته؟
به این میگن بیانِ هنری
No comments yet. Be the first to leave one.