ആദ്യത്തെ 191 വരികൾ.
نمیتونی هم لندمن باشی هم رئیس
چرا نه؟ مثلاً باید الان فورتورث باشی
یکیش همین. خب، پس کی میخواد
کارهایی که من اینجا میکنم رو انجام بده؟
ببخشید. یادم نمیاد
آخرین باری که دیدم مردم همینطوری
خوشحال باشن، کِی بود
اگه قراره این کار رو بکنیم، پس بیا انجامش بدیم
با تمام وجود. من همخونه نمیخوام
میخوای ازدواج کنیم؟
اوه، یا خدا
اون نوشیدنی چی شد؟ لطفاً
سلام. صبح بخیر
خوشحال میشیم با هم شریک بشیم
ما شریک نمیخوایم
رئیسِت این رو نمیگه
اون همه چیز رو بهم گفت
من همون راه حلِ لعنتیام
پس همینجا منتظر میمونم
تو جلوی چشم من یه نفر رو کُشتی
میدانم پولت از کجا میاد و نمیتونم بذارم
ریالی ازش به ما نزدیک بشه
تو نمیدونی پول اون از کجا میاد
اوه، میدونم. فکر میکنی میدونی، ولی نه
نه تو میدونی نه من. من قصد ندارم
شرکتی که شوهرم راه انداخت رو از دست بدم
اونم فقط هشت هفته بعد از اینکه تحویلش گرفتم
وکلای ما رو بفرست با وکلای اون جلسه بذارن و قرارداد رو رسمی کنن
خب، باز اون موقع از سال رسید
نمایشگاه بینالمللی نفت حوضه پرمین اومده به شهر
این واسه حوضه چه معنیای داره؟
ترافیک
اوه، قراره حسابی ترافیک بشه
آره، دیگه باید بیخیالِ
رزرو میز واسه شام بشی
بهتره این هفته رو، اوم، تو خونه غذا بخوری
خب، هفته خوبیه واسه رقاصهای کلاب
هی، نباید این رو بگی
رقاص اگزوتیک
خیلی اگزوتیک. اینطوری شنیدم
آه. آره، منم فقط شایعات رو شنیدم
همهشون حقیقت دارن
اینم یه آهنگ جدید از "ترنپایک تروبادورز"
لطفاً، محض رضای خدا اون دهنت رو ببند
و آهنگ رو پخش کن
میدونم، ازشون خوشت میاد
دیگه حرف نزن
این آشغال آخرش تو رو میکشه، خودت که میدونی
آره، خب در ازای اون همه لذتی که بهم داده
معامله منصفانهایه
زود بیدار شدی
مثل همیشه بیدار شدم
خب، وقتی بازنشسته شدم هدفم اینه که دیگه هیچوقت
یه طلوع لعنتیِ دیگه رو هم نبینم
پس چرا امروز داری میبینیش؟
باید رانندگی کنم تا فورتورث
میخوای همسفرت بشم؟
بابا، من سه ساعت تمام پشتِ سر هم دارم تلفنی حرف میزنم
و گندکاریها رو جمع و جور میکنم
بعدش جلسه دارم و بعدش هم سه ساعت
همون بساط رو تو راه برگشت دارم
لام تا کام حرف نمیزنم
دنبال همسفر نیستم
نباید آشغال بریزی
خب، استخرِ لعنتیِ خودمه
اگه استخرِ کسِ دیگهای بود، میشد آشغال ریختن
باشه، پس نباید انقدر شلخته و کثیف باشی
قیافهت هم طوری نیست که
بخوای به کسی نصیحت کنی
لعنت بهش
اگه میخوای با من بیای، دمِ در منتظرم
باشه
بهتره آماده شی
همین الانشم آمادهم
صبح بخیر عزیزم
صبح بخیر گلم
عزیزم؟ اهوم
میشه لطفاً تمام لباسات رو بپوشی
قبل از اینکه بیای طبقه پایین؟
اوه، دیدن هیکل من اذیتت میکنه؟
نه، اصلاً و ابداً اذیتم نمیکنه. من
ولی اینجا بقیه هم هستن، لعنتی
تو رو اذیت میکنه، توماس؟
همم؟
من رو که اذیت نمیکنه. اصلاً
صبح بخیر همگی
هی، دیل. سلام
این تیپِ من تو رو اذیت میکنه؟
اوم، حس میکنم این یه سوالِ انحرافیه
صبح بخیر. من میخوام
قهوهم رو تو راه بخورم. سلام
سلام بابا. اوم، میدونی چیه؟ من تسلیمم
هر دوتون رو دوست دارم و هیچ کاریش هم نمیتونم بکنم
رسماً تسلیم شدم
نمیدونم
واسه شام خونهای؟
خب، بستگی داره تمِ شام چی باشه
خب، از اونجایی که قبلاً غذای دریایی داشتیم
دارم به مکزیکی فکر میکنم
اوه. آره. خوش میگذره؟
اصلاً نمیتونم تصور کنم که
چقدر قراره توهینآمیز از آب دربیاد
به هیچ وجه توهینآمیز نیست، نیل
قراره خیلی شاد و سرگرمکننده باشه
اون عمداً این کار رو میکنه. خودت که میدونی، نه؟
متوجه الگوی کارش شدم
آره، میدونم. اگه یه حرف
قشنگ بزنی، با اسم واقعیت صدات میکنم
ولی اگه مثل یه "نیل" رفتار کنی، نیل صدات میکنم
بسیار خب، من رفتم
دوستتون دارم دخترا. دوستت دارم. قربونت عزیزم
چاکریم توماس
روز خوبی داشته باشی
چطوری رفیق؟ دیل. خوبم
دیل، از دیدنت خوشحالم. خوشبختم مرد
هی، با اینا آشنایی داری؟
لوله رو بار میزنه، آزادش میکنه و میندازش پایین
خب، قدیما بچهها زنجیر میانداختن
درسته؟ الان دیگه حتی قراره
بدون کار با زبونه کار کنن؟
دقیقاً. خدمه چهار نفره میشه یک نفر
آها. چیزِ خوبیه؟
هزینه خدمه ۷۵ درصد کم میشه. درسته
تعهدات بیمه چهار برابر کمتر میشه
و از همه مهمتر
ناوگان کامیونرانی و هزینههای اسکان رو هم کم میکنی
هر نوع... آره، گرفتم
گرفتم، گرفتم. ببین، بذار یه چیزی بهت بگم
اگه بخوای ببینی، یه مدلِ در حالِ کار بیرون داریم
اوه، من فقط دارم تماشا میکنم، رفیق
میتونم اون سس تند رو بردارم؟ آره، حتماً
عالیه. هی، مواظب باش خیلی تنده
مواظب باش، باشه؟ دمت گرم مرد. موفق باشی
هی، ارزشش رو داره یه نگاهی بهش بندازی. باشه
این موجِ آیندهست. مطمئنم همینطوره
ببین
این همه دم و دستگاه رو
خیلی خفنه پسر
هی، رئیس
رئیس، اونطرف خیابون هواپیما گذاشتن واسه فروش
چه جور هواپیمایی؟ از این بزرگا، از این جتا
چطوری اون جتا رو آوردن اونطرف خیابون؟
خب، لابد نصفِ شب همینجا فرود اومدن
حدس میزنم. نمیدونم
چی؟
محاله یه جت رو تو پارکینگ بشونن، بیآر
میدونی، بعضی وقتا فقط یه... یه آدمِ
گیج و منگی. میدونستی؟
من تو این شهر چیزای عجیبتری هم دیدم
باشه، شماها بگید چطوری آوردنشون اینجا
چون قطعاً با رانندگی نیومدن
هی. شما اینجا چی میفروشید؟
هیچی
اوه، یه چیزی داره فروخته میشه
کلاه میخواید؟ معلومه که آره
حتماً. ممنون
خواهشم میکنم. ممنون
میخوای با ماشین عکس بگیری؟
تو هم تو عکسی؟
اگه بخوای، آره هستم
دختر، تنها دلیلِ عکس گرفتن همینه
آبجوم رو نگه میداری؟ حتماً
بسیار خب، آمادهاید بچهها؟
بگید "احمق"
ممنون بچهها. بفرمایید
ممنون
تو چی؟
چرا؟ که زنم تو اینستاگرام پیداش کنه
با تو و... این بساطی که اینجا راه انداختی؟
اصلاً حرفش رو هم نزن خانم. ولی ممنون
خداحافظ. فعلاً
کینگ، فقط این دم و دستگاه رو نگاه کن پسر
قبلاً گفتی
خب، دارم دوباره میگم
این همه پول رو نگاه کن پسر
منظورم اینه که، اینا فقط چیزاییه که از بغلِ شرکتهای نفتی درمیارن
هی، رئیس
اون دیگه چه کوفتیه؟
اون آیندهست
بدونِ ما
اصلِ قضیه همینه
داره چهاردستوپا میره
داره سعی میکنه
آره، بفرما، راه افتاد
بعدش راه میافته و تو هم باید دنبالش بدوی
و مسابقه شروع میشه
کار چطوره؟
پر از سر و صدا
نوشیدنی میدم دستِ یه مشت آدم
که اصلاً نباید لب به نوشیدنی بزنن
با پول بیمه چیکار کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.