ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!ـ مامان !ـ مدی
!مدی
!بهش دست نزنید
فقط داریم دنبال برادرم میگردیم
مقاومت نکن، آلیشا
بس کن
میخوام با یکی حرف بزنم
لطفا بذارید با مسئول اینجا حرف بزنم
...صبر کن، چیکار
ـ اونو کجا میبریتش؟ ـ چیزی نیست
ـ تراویس ـ طوری نیست، مدی
کجا میبریتش؟ !تراویس
!ـ تراویس ـ پیدات میکنم، مدی
فقط یه گلوله، مرد یه گلوله
برو به جهنم، ویلی
زمان مرگ... 16:15 دقیقه
16:15
قد 187 سانتیمتر
ـ 190 ـ تکون بخور
نه !نه
وای خدا جون
همه چی درست میشه
:ترجمه و تنظیم marYam
مادر و خواهرت اینجان
بردنشون یه جای دیگه
کریس چی؟
اونا این بلا رو سرش آوردن؟
تو مرز
غافلگیرمون کردن
کسی رو تو مرز ندیدی؟
فقط مُردهها
،اینجا رو دیدم خیال کردم اردوگاه پناهندگان ـه
تو که نمیدونستی ما هم نمیدونستیم
منم فکر کردم ماشین گشتی برای ارتش باشه تا وقتی رسیدن سروقتمون
دنبال من میگشتی؟
مجبور بودم
تو رو میرسونم دست مادرت
و همهمون رو از اینجا میبرم بیرون
همهمون رو
ـ چیزی پیدا نکردی؟ ـ نه
سقف چی؟
ـ جایی هست؟ ـ هیچی نیست
نباید میاومدیم اینجا
ـ مجبور بودیم ـ نه، نباید میاومدیم دنبال نیک
دنبالش بگردیم
همیشه گندش به خودمون بر میگرده
سلام شرمند معطل شدید
من "تروی" هستم
لطفا، خواهش میکنم بشینید، خانم
چای؟
...قهوه دم نکشیده بود پس
راستی با افردام حرف زدم
و نباید اینقدر با خشونت باهاتون رفتار میشد
ـ خب پس چرا اینجاییم؟ ـ خب، از مرز اومدید
مرز خطرناک ـه
میدونید، اونا دنبال سوخت ما هستن و بهمون حمله کردن
خب، ما که بهتون حمله نکردیم، تروی
،خب، با اینحال باید طبق روال کاری پیش بریم خانم
ـ فقط پروتکل امنیتی ـه ـ تروایس کجاست؟
اونا جدا بررسی کردیم
منظورت چیه؟
باید بدونم از کجا اومدید
و با کی اومدید
،و اگه نفرات دیگهای هستن که بهتون ملحق بشن
باید بدونم کی هستن و چند نفرن و از کدوم سمت میان
تنها اومدیم
فقط داشتیم دنبال پسرم نیک میگشتیم
به کمکتون نیاز داریم
باشه
و شما از مکزیکو اومدید سمت شمال
چرا مکزیکو؟
یکی از دوستامون یه خونه اونجا داشت
تراویس
...نه، اون
...اون
من و تروایس با همیم
سرد میشهها
ـ چی؟ ـ چای
مامانم فقط داغ داغ سر میکشید
شرمنده اینجا هیچ آمریکایی دیگهای نیست
جز افرادم
پس بذار بریم
...پسرم، اون
یه جایی اون بیرون ـه
تنها
،مطمئنم اگه تو ناکجاآباد گم شده بودی
مادرت واسه پیدا کردنت دست به هر کاری میزد
مادرم فوت کرده، خانم
متاسفم
و منم زیاد گم و گور نمیشم
خب، وقتی روال کاری رو طی کردید چه اتفاقی واسه ما میافته؟
اوه، خب
آخه نمیخوام شما خانما رو بفرستم بیرون
،اما وقتی ترتیب همه چی داده شد
بهتون آذوقه میدیم و میتونید برید
حله؟
حله
خیله خب، اینجا چی داریم؟
هی، رئیس
ساعت 16:15 دقیقه تموم کرد
این کله پوک دو تا تیر حرومش کرد
خب پی و چربی زیاد داره، مرد
چطور از فاصله نزدیک به طرف شلیک میکنی
و دو تا گلوله هدر میدی تا خلاصش کنی؟
طرف خیلی هیکل گُندهس گرفتم
باشه
،به هر حال ...فکر میکردیم با این مرض چاقی
تبدیل شدنش چند ساعتی طول میکشه
زود باش، زود باش، زود باش
ـ تروی "ـ اوه، خودم میدونم، "بلیک
حواسم به چشماش هست
خوش اومدی سلام
آره، ایناهاش
،خیله خب تجدید حیات در ساعت 17:17 دقیقه
اینو بنویس
چقدر خرج رو دستم گذاشتی
باشه، بریم بلندش کنید
تو تروایس هستی
مکزیکی هستی؟
نه
ـ ایرانی؟ ـ نه
مائوری
جزایر پلینزی
پس روحیه جنگجوها رو داری
قبل از اینکه خطوط ارتباطی قطع بشه با خونهات تماس گرفتی؟
نه
چه حیف
نیوزلند یه جزیزه تنهاست
...فقط فکر کردم
شاید مردم شما از زیر این اتفاقات قسر در رفته باشن
شاید یه جور دیگه تبدیل میشن یا اصلا تبدیل نمیشن
میشد یه چیزی یاد گرفت
ـ هنوزم میشه ـ مامان و خواهرم کجان؟
ـ تحت بررسی ـ اذیتشون نکنی
هی، هی، هی، هی، خیالت راحت
من که وحشی نیستم
خوبه که میشنوم
این زن کمک پزشکی لازم داره
آره، حالا بهش میرسیم
نه، داره میمیره
همه اینجا میمیرن
مرگ تنها لطفیِ که میتونم
در حق مریضا و زخمیها بکنم
حالا میتونی بشینی
ما رو میکُشه
نه. نه
زیادی باهامون خوشرفتاری میکنه
ـ به نظرت این یعنی چی؟ ـ نمیدونم
نمیدونم ظاهراً از ما خوشش میاد
ما رو نیاورده اینجا چای به خوردمون بده و بعدش بذاره بریم
ـ خودم متقاعدش میکنم ـ و اگه جواب نده چی؟
بعدش دستش رو میشکنم
مجبورش میکنم مجبورش میکنم کار درست رو انجام بده
!ای حرومزاده
ـ مامان ـ باید یه چیزی اینجا باشه
مامان
قبل از اینکه بگیرنمون قایمش کردم
عزیزم
بهش فکر نکردم
فقط اونو کُشتم
جون تراویس رو نجات دادی
آره، به چه دلیلی؟
از اینجا میریم بیرون همهمون رو میبرم بیرون
چطوری؟
اگه پاش بیفته آدم میکشم
،و اگه اینطور بشه و وقتی زمانش برسه
خودم این کار رو میکنم
هی، زنات در خطرن، داداش
حداقل اینجا نیستن
،خب، اگه اینجا دارن کشت و کشتار میکنن فکر میکنی اون بیرون چیکار میکنن، هان؟
بد وضعیتیه، بهت قول میدم
من "استیون" هستم
داری توجهشون رو جلب میکنی، استیون
من میتونم از اینجا ببرمتون بیرون
فقط به یه آدم قوی نیاز دارم که هوامو داشته باشه
تو اولین کسی هستی که صحیح و سالم ولت کردن
ـ چطور؟ ـ نزدیک من بمون
...تو منو از این اتاق ببر بیرون
ـ منم همهمون رو از اردوگاه میبرم بیرون ـ بعدی
خیله خب، آرومتر
راه بیفت
نه. نه، خواهش میکنم !نه، نه
!نه، نه تو رو خدا، نه
!نه! نه
!نه! نه، نه، نه
!نه، نه !خواهش میکنم، نه
من خانواده دارم خواهش میکنم
خواهش میکنم، اونا هیچ وقت خبردار نمیشن
!از اینجا خبردار نمیشن
نمیتونن با من همچین کاری کنن، مرد
نمیذارم همچین کاری کنن
اینطوری نمیمیرم !نمیمیرم. عمرا
اینطوری نمیمیرم، نمیمیرم
اینطوری نمیمیرم
با این وضعی که داری چطور میخوای کمکمون کنی از اینجا بریم بیرون؟
چون اراده قوی واسه زنده موندن دارم
و از اون دختره زحمتم کمتره
اما اون واسمون مهمه
عضو خانوادهمونه، اما تو نیستی
از کجا میدونی چطور میشه از اینجا خلاص شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.