ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
استان گوانگ دونگ، چين يکماه قبل
!پس بفرست
مقدار قله بيشينه مقدار لحظه اي يک جريان
اگر به هر دليلي مجبور شم ساک رو چک کنم
ميلواکي اونها گهگاه بازرسي کيف ها رو بصورت تصادفي امجام ميدن
و اينطوري ممکنه يکي اونور گيت داخل ساک رو ببينه
چکار ميکني؟
کوله پشتي داغونش پاره شده، دارم وسايل داخلش رو چک ميکنم
بيشتر از يه قلاده سگ دزديده
حداقل پنج تا از چيزايي که تو ليست اقلام دزديده شده هستن اينجاس
آکواريوم
کلارينت (ساز بادي)
نردبان متحرک و بقيه خرت و پرتا
فقط تونستيم به پنج تا از پرونده هاي جرائم برسيم
خوبه آره بد نيست
شهرفيلم تقديم ميکند بزرگترين آرشيو فيلم و سريال و مستند فروش جديدترين عناوين با بهترين کيفيت
بله؟ اوه
سلام، اه، بيدارت کردم؟
نه
اه، امم، چرا بيدار موندي؟
دارم يه قورباغه رو عمل ميکنم
آه،عجب، واقعا؟ آره
کجاشو؟ مچش
اونام مچ دارن؟ آره، يه جورايي
خب من...من نميدونستم تا الان بيدار موندي
ميدونم گفتي باهات تماس نگيرم
من فقط...ميخواستم يه پيغام بزارم
و بگم که حالم خوبه و اميدوارم شما دوتا هم خوب باشيد
من...من فکر نميکردم مشغول کار باشي
مشغول کار نيستم...معلومه که نيستم، خواب بودم
واقعا فکر کردي نصف شب يه قورباغه لعنتي رو جراحي ميکنم؟
ايستگاه پليس آره
کدوم؟
يه ايستگاه بيشتر نيست
و ساک اونجاست؟
بردنش اونجا؟
آره امروز صبح زود
با چيزاي ديگه، اين چيزاي ديگه
شما امروز براي مصاحبه اتون ميريد اونجا، همتون
ساک رو برگردون
اسم من روشه، روش نوشته جان ليکمن
رو چي؟
رو يکي از همون چيزا...
که به دسته ساک گره زدي
امروز اونجا منتظرمن، جان ليکمن
اونجا يه ساک هست که روش نوشته جان ليکمن
يه ساک ?? ميليون يورويي
چرا اسمتو روش نوشتي؟ خدايا، پسر
معلومه، خب گاهي مجبورم بين بد و بدتر يکي رو انتخاب کنم
اگر تو خطوط هوايي گم ميشد که بدتر بود
بعد همتون منو بخاطرش سرزنش ميکرديد
معلومه که سرزنشت ميکرديم
برش گردون
امروز که رفتي اونجا طوري رفتار کن
که انگار يه مهندس ساده تو يه شرکت صنعتي هستي
و بعد ساک رو گيربيار تا اين ماجرا تموم شه
ازم انتظار داري سعي کنم عادي به نظر بيام
در حاليکه ميخواي يه چيزي رو از اداره پليس بدزدم
کارمون هنوز شروع نشده جان
بايد ساک رو به ايران برسونيم، همين و بس
اين قسمت سختشه ما هنوز هيچ کاري نکرديم
بنابراين کيف رو بيار
و هيچ دردسري هم راه ننداز
چون تو ايران به اين پوشش (مهندس شرکت صنعتي) احتياج داري، متوجه اي
کيه؟
لزلي
اين يارو ديگه چي ميگه؟
برو اتاق بغلي پيش دنيس
کي؟ دوباره بگو
دوست لوله کشمه، اون در جريان کارمون هست
اوه باشه عاليه
اومدم مشکلمونو حل کنيم
باشه
ببين...
بريم سر اصل مطلب پسر
راستشو بخواي کم کم داشتم ازت متنفر ميشدم
و واقعيتش دل خوشي ازت نداشتم
شديدا ميخوام که اين اوضاع آشفته رو سروسامان بدم
پس بزار از همينجا شروع کنيم
منظورم اينه که، من حتي تورو نميشناسم، متوجه اي؟
واقعا دوست دارم بدونم تو کي هستي، ميفهمي؟
منظورم اينه که گاهي به نظرم دو شخصيتي مياي
يه وقت تو لوله کشي خوبي، يه وقت ديگه نه
گاهي تمام هوش و حواست به لوله کشيه گاهي برعکس دل به کار نميدي
و خدا ميدونه چه خبره
من فقط ميخوام بدونم که تو واقعا کي هستي؟
منظورم اينه که ميدونم جان ليکمن هستي، درسته؟
و ميدونم که تو جان ليکمن رو دوست داري
و من جان ليکمن رو دوست ندارم
بنابراين گپ بين اونچه تو درباره خودت ميدوني
و اونچه من درباره ات ميدونم رو
پرکن
اينجوري منم ميتونم دوست داشته باشم
چون اين رو در خودم ميبينم
چون من لزلي کلارت هستم و لزلي کلارت رو دوست دارم
و ميدونم که تو دوسش نداري
بنابراين من ميخوام اين گپ رو برات پر کنم
بفرما
من لزلي کلارت، کوچکترين فرزند از نه بچه خانواده ام هستم
پدرم کاپيتان کشتي يدک کش بود
مادرم با اينکه خانه دار بود اما زن بروزي بود
سرگرميش مطالعه معماري بود
من رو در سن ?? سالگي به پاريس فرانسه بردن
بنابراين ما تونستيم کليساي سکره کر (از مهمترين کليساهاي پاريس) رو ببينيم
علاقه ام به طراحي و مهندسي رو از مادرم دارم
خب، نوبت توست
من جان ليکمن هستم درسته
پدر منم
کاپيتان کشتي يدک کش بود
چرت نگو؟ نه
عجب تصادفي!
آره
منظورم اينه که ميبيني؟ يه وجه مشترک داريم
مادرت چطور؟ اون چيکار ميکرد؟
مادرم هم ...
کاپيتان کشتي يدک کش بود
عجب
آه، خواهر و برادرات؟
تک فرزندم
اوه،خب. خوبه خوبه
خب همونطور که گفتم ما نه تا بچه ايم
بنابراين تک فرزندي به نظرم امتياز بزرگيه
روبراهي مرد؟
نميخوام درباره اش حرف بزنم
باشه مرد؟
باشه حتما
منظورم اينه که تو اتاق مني و من حتي تورو نميشناسم
خب به محض اينکه بتونم ميرم، همينکه اين يارو با اسم دخترونه...
و بخاطر پسر تو
من تبخال زدم، البته اينطور فکر ميکنم
خب...
متوجه اي؟
ممکنه همين الان بري؟
ميخوام به همسرم زنگ بزنم و جريان رو بگم
ميخوام تمام اتفاقاتي که افتاده رو بهش بگم
هرچيزي که اتفاق افتاده
لعنتي
بزار يه چيزي ازت بپرسم جان
دوست داري صبحانه بخوري؟
تو اتاق من، نظرت چيه؟ درباره الکترس ساکسوني حرف بزنيم؟
صبحانه وعده ايه که...
خب، يه وعده خوشبينانه اس جان
يه روز جديد پيش روته
بريم صبحانه بخوريم
باحاله
همينطوره جان
هي ممکنه ديوونگي باشه اما ميتونيم يه صبحونه خيلي مفصل بزنيم
مافين، نون صبحانه و خيلي چيزاي ديگه
خوبه؟
خيلي خوبه لزلي
خب بزار ببينم،ما تا چند ساعت ديگه
بايد مصاحبه داشته باشيم
منظورم همون مصاحبه پليسه
چيزي درباره اش ميدوني؟
نه
خب بيا قبلش يه صبحونه بزنيم
ده دقيقه ديگه ببينمت؟ ده دقيقه ديگه
جان ممکنه بياي اينجا لطفا؟
اين يارو ميخواد همه چيزو به همسرش بگه
داره تلفنشو ميگيره
لعنتي
من يه نعوظ داشتم
نه بخاطر اين که با يه فاحشه تو اتاق بودم
فکر کنم بيشتر بخاطر هيجاني بود که از کمک به تو براي جمع آوري اطلاعات داشتم
و سرنخ هايي که مدام به يک مورد ديگه ميرسيد و...
من حتي نتونستم اطلاعاتي درباره مکان دختره و پاسپورت
برات جمع کنم
فقط تبخال زدم
تلفنو قطع کن دنيس
اسمش همينه؟ بله
بله تلفن رو قطع کن دنيس
بايد بهش (همسرش) بگم
ميتوني به همسرت بگي با يه فاحشه خوابيدي
من مشکلي با اين ندارم، خودت ميدوني
اما نميتوني درباره اين موقعيتي که توش
هستي باهاش حرف بزني
اصلا چرا پاشو کشيدي وسط؟
شاشش رو لازم داشتم بايد بهش بگم مرد
نميفهمي؟ بايد همه چيز رو بهش بگم
اگر بدونه که تو جريان...
مربوط به اسرائيل يا همچين چيزي شرکت داشتم ممکنه منو ببخشه
دنيس تلفنو بده من نه، لعنت بهت مرد
ميتوني...ضربه اي چيزي به پاش بزني؟
قبلا اين کارو کردم. فقط باعث دردسر شده
دنيس...
ميخواي يه هوايي عوض کنيم؟
نه ميخوام به آدري زنگ بزنم
بايد يه هوايي عوض کنيم دنيس
نه ميخوام به آدري زنگ بزنم
تنها کاري که ممکنه بخوام همين الان بجاش انجام بدم...
ورزشه
دنيس
آروم باش
تخم مرغ عسلي، تارت (پر شده با تخم مرغ، پنير، شير يا خامه)
ماهي دودي سرد ماهي دودي داغ
مخلوط غلات ارگانيک، زردآلوي تازه، ماست يوناني
بله. يک وعده کامل و مفصل، بزاريد مافين هم اضافه کنم
همينطور نان صبحانه (مثل تست و ...) و چيزاي ديگه
مافين، نان صبحانه وچيزاي ديگه؟
درسته، يک وعده خيلي مفصل
No comments yet. Be the first to leave one.