ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تـقـديـم بـه .شـمـايـي کـه درحـال ديـدن ايـن فـيـلم هـسـتـيـن
« اولين سايت پيشبينيِ ورزشي با آپشنهاي بينظير » ::. BPersia.Win | بيپرشيا .::
illusion مـترجم: اميرعلي
تـمـام چـيـزهـاي زيـبـا خـيـلـي دورنـد
.نميتونم واقعيت رو بهت بگم
.نميتونم بهت دروغ بگم
،فقط ميتونم خاطرات رو همونطور که بودن
.به ياد بيارم
شهرها براي لرنرت پر سر و صدا
،و شلوغ بودن
و او ميخواست زندگياي ساده .در صحرا داشته باشد
.ولي صحرا ميتونه جاي سختي باشه
.پس من رو ساخت تا زندگيش آسونتر بشه
با هم به همهجا قدم ميزديم
.و من ازش مراقبت ميکردم
.ولي شن به بدنم آسيب زد
،اول، زانوي راستم قفل کرد
.و بعد مفصل رانم
،ديگه نميتونستم قدم بزنم
.و بنابراين بدنم تجزيه شد
وقتي لرنرت نتونست ،باطريهاي بيشتري پيداکنه
.کورتکس اصليم خاموش شد
،ولي قبل از اينکه برقم تموم بشه
.لرنرت قول داد درستم ميکنه
.اين موضوع براي 982 روز پيش بود
يادته چقدر عاشق سفر بودي؟
.من يادمه
.رفتن به شهر رو يادمه
...يه برنامهي سفر چاپ ميکردي و
.کل روز رو صرف قدم زدن ميکرديم
...فقط
.به چيزها نگاه ميکرديم
گوش کن، واقعاً نميدونم
.چقدر بيشتر طول ميکشه تا تعميرت کنم
...کاش ميتونستم بهت بگم، ولي
.واقعاً نميدونم
...و
نميخوام دروغ بگم ...يا تظاهر کنم، پس
،فقط اين رو بدون که .دارم روش کار ميکنم
،دارم تمام کارهايي که بلدم رو انجام ميدم ...پس
ديگه چيکار ميتونم انجام بدم؟
.کاش ميتونستي چيزي بگي
.ميدونم گفتنش منصفانه نيست
.متأسفم
.دارم روش کار ميکنم
.دارم روش کار ميکنم
.شرمنده
.متأسفم، سوزان
.هي! هي
.بنوش
.زودباش، ديگه .زودباش
# دنيايي از مردم هست که دلت براشون تنگ بشه #
# دنيايي از مردم هست که دلت براشون تنگ بشه #
# دنيايي از مردم هست که دلت براشون تنگ بشه #
# دنيايي از مردم هست #
.صبح بخير
گرسنهاي؟
.ببين
.اين ريشهي کرنيپتوسه
.چيز خوبيه .کلي پروتئين داره، خوردنش سالمه
.اين ريشهي داکتيله
.چيز بديه .ديشب اين رو خورده بودي
.شانس آوردي پيدات کردم
دفعهي بعد، دنبال حلقهي سبز
.پايين ساقه بگرد
.سبز يعني خوبه
،داريم از وعدهي بعديت حرف ميزنيم
.چيزي مهمتر از اون نيست
،اگه به جزئيات توجه نکني
.زنده نميموني
خب اسمي داري؟
.باشه
.اسم من لرنرتـه
.اينم سوزان
اسم تو چيه؟
جريان سر چيه؟
.گفتم که، اين سوزانه
حالا ميخواي اسمت رو بهم بگي؟
يا ميخواي تظاهر کني همديگه رو نديديم؟
.همديگه رو نديديم
انسانهايي که توي شهرها زندگي ميکنن
.دوستدارن توي شهرها بمونن
تصور ميکنن زندگي کردن .توي شنها چطوريه
.و از چيزهايي که در فراتر وجود داره افسانههايي ميسازن
ولي افسانهها فقط افسانه هستن
چون در افقي دور .باقي ميمونن
.ميتونه يه بازو بشه
"در جستجوي کليد، اثري از لرنرت استدمن"
.تاد تنها زندگي ميکرد
.تنها ميخورد، ميخوابيد، مينوشيد
.تمام ساموراييها اينطوري زندگي ميکردن
.ولي تاد مثل هر سامورايياي نبود
!کمک
کسي اونجاست؟
.از طرف شاه پيامي دارم
.من اينجام
چطوري به اينجا آمادهاي، بچه؟
شاه من رو با سريعترين قايقش فرستاده
...از درياچهي
.کريستال بزرگ
.از درياچهي کريستال بزرگ
چه حسي داري؟
.مثل احمقها
.يکي مديونت بودم
.ممنون
.کتابت رو پيداکردم
چي؟
.در جستجوي کليد
.اون شخصيه
...متأسفم، فقط - تا کجا پيش رفتي؟ -
.سامورايي تازه خونهاش رو ترک کرده
.هنوز شروع هم نکردي پس
.رولا - هوم؟ -
.اسمم
.رولا
...من ميرم .ريشهي کرنيپتوس بيشتري بيارم
سبز يعني خوبه، درسته؟
.آره
.باشه
.بايد هميشه مراقب باشي
.ميدوني، هرگز از خوردن اينها خسته نميشم
.هوم
،فقط بايد مقاومتها رو بردارم
.تا برق به کورتکس اصليش برسه
.کريستال نزديک است .کريستال نزديک است
.کريستال نزديک است - درياچهي کريستال نزديک است؟ -
.کريستال نزديک است .کريستال نزديک است
...کريستال
تو کي هستي؟ لرنرت کجاست؟
.سوزان؟ اينجام
.دلم برات تنگ شده بود، لرن
.منم همينطور، سوز
دختره کيه؟
...هيچکس، فقط .پيداش کردم. ديروز
.خوبه
سرت چيشده؟
.يه تصادفي داشتم
.بذار يه نگاهي بهش بندازم
.خوبم - .گفتم، بذار يه نگاهي بهش بندازم -
.چيزيت نميشه
در چه حالي؟
.درحال مسافرت بودم .دنبال قطعات ميگشتم، ميدوني
.خوبه، لرنرت
،متأسفم ،نميخوام مزاحم بشم
ولي سوزان داشت يه چيزي دربارهي نزديک بودن کريستال ميگفت؟
فقط برام سؤاله منظورش .درياچهي کريستال بود يا نه
.خاموش شد
.باطريش تموم شد
اين چيه؟
.قوطي روغن
و اين؟
.مودم
اغلب باطري پيدا ميکني؟
.گاه به گاه
.دربارهي درياچهي کريستال ميدونم
.لازم نيست مخفيش کني
منظورت چيه؟
.ميتوني باهام حرف بزني، من يه معتقدم
معتقد؟ - .بله -
.دربارهاش نوشتي
،نگران نباش، به کسي نميگم، يعني
ميخوام به کي بگم؟
.واسه همين به اينجا اومدم
.تنها
چون اگه مردم ميدونستن ،يه درياچهي بزرگ هست
،خشکش ميکردن
.و مثل تمام چيزهاي ديگه نابود ميشد
داري ميگي اينجا يه درياچه هست؟
.بله، درسته، درياچهي کريستال
.اصلاً منطقي نيست
.رولا، من مدت زيادي اين بيرون بودم
.و هرگز ردي از هيچ درياچهاي پيدا نکردم
.بيخيال - .نه، جدي ميگم -
.واقعاً اون رو براي کتابم از خودم در آوردم
.چيزي راجع به درياچه نميدونم
،خب، باورت بشه يا نه .يه درياچه اون بيرون هست
،و اگه بخوام راستش رو بهت بگم
.فکرکنم ميدوني
.وگرنه، الان اين بيرون نميبودي
.اومدم تا سوزان رو تعمير کنم
.ميتونستي تو يکي از شهرها انجامش بدي
.خيلي گرونه .و از شهرها خوشم نمياد
...خب لرنرت، سوزان
...من اومدم تا
.يه درياچه رو پيدا کنم
.يه درياچهي بزرگ از آب تازهي باشکوه و معجزهآسا
و به نظر تو خيلي چيزها راجع به ...صحرا ميدوني، پس
،صرفنظر از موقعيتت در اين قضيه
.ميخوام بهم ملحق بشي
،و ببين
.يعني، تو هيچ دليلي براي کمک به من نداري
چرا بخواي اهميت بدي؟
من فقط يه دخترم که نميتونه ريشهي
کرنيپتوس رو از داول .تشخيص بده
.داکتيل
چي؟ - .ريشهي داکتيل -
.داکتيل
.باشه، رولا
.بايد بدوني من سريع راه ميرم .و شبها راه نميرم
.شب بخير
No comments yet. Be the first to leave one.