All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

All About Eve S01E20 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 20 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 89
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

همه چیز درباره ایو

چه فرقی می‌کنه اگه اون مجری نشی؟

این‌جوری نباش. بیا بریم یه هوایی بخوریم.

داری منو تهدید می‌کنی الان؟

اگه ازش می‌خواستم که با من فرار کنه و زندگی کنه...

حریف من نمیشی.

خانم سونگ؟

فکر می‌کنی من دلم می‌خواست پسرمو بدم به تو؟

من هیچ کاری نتونستم بکنم.

هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد، فقط می‌تونستم تماشات کنم.

قسمت ۲۰

آها. پس هیچ گزارش تصادفی نبود.

بله، فهمیدم. ممنون.

هیونگ‌چول

من احمق بودم که نفهمیدم.

یونگ‌می اومده بود دنبالم.

شاید می‌خواست من جلوشو بگیرم.

اما من فقط فرستادمش رفت.

اگه بلایی سرش بیاد...

من چی کار کنم؟

چیزی نیست.

بیا امیدوار باشیم.

هیچ اتفاقی نمی‌افته.

جستجوی افراد گمشده

گزارش جدیدی نبود؟

مطمئن نیستم. یه لحظه.

ایناهاش.

نتایج جستجو

ولی شبیه این نیست.

لطفاً به جستجو ادامه بدید.

باشه.

به کارگردان یون هیونگ‌چول

این واقعیه؟

همه اینا واقعیه؟

یونگ‌می همه این کارا رو کرده؟

گفت همه چیزو اعتراف کرده.

جو‌هی، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

یونگ‌می گفت تصادف ماشین تقصیر اون بوده.

می‌تونی ازش شکایت کنی.

چی کار می‌خوای بکنی؟

من چی کار می‌کردم؟

وو‌جین بخشید و فراموش کرد.

منم باید همین کارو بکنم.

چقدر باید براش سخت بوده باشه که همه اینا رو اعتراف کنه و بره؟

اشکالی نداره. من خوبم.

ممنون.

جسد یه دختر ۲۰ ساله تو رودخونه هان پیدا شد.

ساعت ۱:۳۰ صبح، دختر لب رودخونه پیدا شد.

یه آقای کیم پیداش کرده و به پلیس خبر داده.

تحقیقات پلیس نشون داد که این دانشجوی سال آخر مست بوده.

و بعد از اینکه ساعت ۱۰ شب از خونه رفته، زنگ نزده بوده.

خانواده‌اش گزارش مفقودی داده بودن.

بریم سراغ موضوع بعدی.

یونگ‌می

یونگ‌می، کجایی؟

این روزا هیچ گزارش تصادفی نبوده.

سون‌می

از این ماه، محدودیت مسافران چینی برداشته می‌شه.

کارش خوبه.

چه حسی داره که یه همکار کنارت بزنه؟

اگه یونگ‌می اینجا بود، بهتر عمل می‌کرد.

از وقتی یونگ‌می ناپدید شده، کارا برات سخت‌تر شده؟

اگه بگم احساس پوچی می‌کنم، تو می‌خندی، نه؟

پوچی؟

کار تو فقط همین معنی رو برات داره؟

پس حیف شد.

چون تو قراره به جای من خبرنگار اخبار لندن بشی.

چی؟

اگه به عنوان خبرنگار خوب کار کنی، حتی ممکنه بورس تحصیلی هم بگیری.

ولی تو خبر ساعت ۹ رو ول کردی که بری لندن.

آره.

باورم می‌کنی اگه بگم یه چیز مهم‌تر پیش اومده؟

اممم...

پس... با سون‌دال؟

جدی می‌گی؟

تبریک می‌گم! عالیه!

ممنون.

هیونگ‌چول، همه دارن ما رو می‌بینن.

روز طولانی‌ای بود.

با فکر گرفتن دستت دوام آوردم.

ما باید دیگه آگهی یونگ‌می رو منتشر نکنیم.

اگه پنهان شده، ما فقط داریم بهش می‌گیم که پنهان بمونه.

نگران نباش. چیزیش نمیشه.

آهان، راستی جو‌هی نمی‌ره لندن.

شنیدم.

ظاهراً سون‌دال گفته اگه الان این کارو نکنه، باهاش ازدواج نمی‌کنه.

اگه از شنیدن اون حرفا خوشحال بود...

شاید جو‌هی اونقدرام سخت نبود که آدم دوسش داشته باشه.

می‌دونی کی قراره به جاش خبرنگار لندن بشه؟

مطمئن نیستم، جو‌هی احتمالاً یکی رو انتخاب می‌کنه.

چرا؟

خب، حقیقتش اینه که...

اگه جای سون‌دال بودی، چی کار می‌کردی؟

اجازه می‌دادی جو‌هی بره؟

معلومه که می‌فرستادمش.

اون می‌خواد درس بخونه، پس براش خوب می‌شد.

آها.

رسیدیم.

دلم نمی‌خواد بذارم بری.

بریم خونه‌ات.

چی؟

می‌خواستم یه بار پیاده تا خونه برسونمت وقتی ماشین نداشتی

نمیشه

ولی گفتی تنها بودی

ولی خسته نیستی؟

بریم

ما دنبال گوینده MBS، هو یانگ-می می‌گردیم.

آقا، ببخشید.

لطفاً ما رو به همون جایی برگردونید که سوار شدیم.

چی؟

آها، باشه.

چون قراره تو به جای من خبرنگار اخبار لندن بشی.

اگه خوب عمل کنی بهت بورس تحصیلی میدن.

یانگ-می، اگه تو بودی...

حتی پشت سرتو نگاه نمی‌کردی، مگه نه؟

الو؟ یون هیونگ-چول هستم.

بله، بابا.

البته، باید تو مراسم عروسی جو-هی شرکت کنم.

بله.

منم دلم براش تنگ شده.

بعد از اینکه به پدر جین سون-می ادای احترام کنم...

میارمش خونه.

بله.

میتونم این حلقه رو ببینم؟

درباره کار خبرنگاری تصمیم گرفتی؟

هنوز نه.

هنوز به هیونگ-چول نگفتم.

بذار ببینم.

اگه هیونگ-چولی باشه که من می‌شناسم، اون عاشقش میشه.

یعنی نمیخوای بری؟

آماده‌سازی‌های عروسیت خوب پیش میره؟

دارن کلافه‌ام می‌کنن.

چرا اینقدر پیچیدن؟

ازدواج کردن سخته.

می‌خوای ازدواج کنی؟

با من ازدواج کن.

خیلی خوشگلی.

لباس عالی انتخاب کردی. واقعاً خوشگلی.

واقعاً؟ خوبه؟

وای. چطور میتونی اینقدر خوشگل باشی؟... این که واقعیه، مگه نه؟

دارم می‌لرزم.

خیلی خوب شدی.

خیلی وقته ندیدمت.

ممنونم.

سون-دال تبریک میگم. ممنون.

خوب شدی. ممنونم.

داری چیکار می‌کنی؟

چی؟ دیگه چی؟

دارم غصه می‌خورم چون اون زودتر داره ازدواج می‌کنه.

سون-دال، تو همیشه یه قدم از من عقب بودی.

بس کن.

مردم میگن ما همین الان هم خیلی چیزا داریم.

جین-سو نفر بعدی برای ازدواجه.

جین-سو، بس کن! وایسا. یالا.

باید وقتی جوونی عکس بگیری.

یه لحظه وایسا. ژست بگیر.

زود باش چشماتو نشونم بده.

حالتتو درست کن. ژست بگیر. باشه.

خیلی خشکی! نه. اینطوری نه.

چشماتو خوب باز کن. جذابشون کن.

طوری باز کن که سفیدی چشمات دیده بشه. اینقدر خشک نباش.

باشه. حالا مثل اسفنج... چشماتو خوب باز کن!

باشه، خوشم اومد. که سفیدی چشمات دیده بشه.

باشه، خوبه. همینه.

جین-سو!! چو-جه! چو-جه!

مامان!

خوبی؟!

این عالیه!

هیچوقت نمیدونستم این مدل چهره‌ها رو داری.

فکر می‌کنی خنده‌داره؟ خیلی درد می‌کنه!

وقتی عصبانی میشی بامزه‌ای.

آخ، ببخشید!

هی، جین-سو!

به همه میگم که به جای ضبط کردن داشتی لاس می‌زدی.

پشت‌بوم. پشت‌بوم!

پشت‌بوم، فهمیدم.

وای خدایا.

به نظر میاد چوی جین-سو ماه آینده قراره ازدواج کنه.

فقط بیخیال شو.

وایسا!

لی کیونگ-هویی

من؟

می‌خوای عاشق من بشی؟

معلومه که همین الانش شدی.

طوری رفتار می‌کنی که انگار عاشق نشدی، ولی در واقع شدی.

می‌خوای عاشق بشی؟

بریم.

تبریک میگم.

لازم نیست بری.

برو کنار. نباید عروس رو قبل از عروسی ببینی.

نمیتونم بشناسمت.

خیلی خوشگل‌تر شدی تا وقتی برای اولین بار اخبار ساعت ۹ رو اجرا کردی.

ولی متاسفم.

چون نمیتونی پرحرفی کنی،

مثل همیشه، سرِ عروسی یه کم ناراحت میشی.

استرس داری، نه؟

ولی به بدیِ اولین روزی که اخبار رو اجرا کردم نیست.

این دیگه جو-هیه. بیا این کارو خوب انجام بدیم.

ما تیم عالی‌ای بودیم.

پس ما این مراسم رو خوب پیش می‌بریم.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left