ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!یوهو! آره
رفقای همکار تا ابد
رفقای همکار تا ابد
سلــام، کی این دوناتها رو سفارش داده؟
هوم؟
سلام، عزیزم
ببین، تا دسته زیر خط فقریم
باید موقعیت شغلی کمپانی ترس رو قبول میکردی
مجبورم شدیم فروشگاه رو بفروشیم
الان توی این تخت خواب زندگی میکنیم
دار و ندارمون رو از دست دادیم
خدافظ، تایلر
مامان، بابا، مادربزرگ، صبرکنین
میتونستی یکی از خفنترین بشی یه اسطوره
هی، تایلر، بیا اینجا، میای؟
میخوام یه شغل بهت پیشنهاد کنم
هی، جانی، صبرکن
نمیتونی از کسی که هستی فرار کنی
پس بپذیرش
تنها خواستهم ترسوندن بود
بن؟
ببین، تایلر، الان دیگه بزرگ شدم
وقتشه مثل یه پسر بزرگ برم سرکار
جایی که صفحههای گستردهم از تو بامزهترن
هاهاها
!وای
چون یکی از درها کار نداده
نباید از رفتن توی بقیهشون دست بکشیم
نمیتونی از کسی که هستی فرار کنی
جانی، صبرکن
پس بپذیرش - ...خانوادهم نیاز به -
قول انگشت کوچیکه دادی
جانی
ببخشید، بچهجون، انتخابت رو کردی
نه، نه
جانی، جانی، صبرکن، نه
قول انگشت کوچیکه دادی
قول انگشت کوچیکه دادی - نه، نه، صبرکن -
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« هیولاها در محل کار »
دستکش شانسم کجاست؟
اول بستههای شکر، حالا این؟ کجاست؟
چیت؟ - دستکش شانسم -
مایک - برای بازی سافتبالمون مقابل کمپانی ترس -
که تازه الان درموردش بهم گفتی
هی، مراقب باش، مایک
دستکشهات خیلی برات شانس ندارن
اگه کارخانه هیولاها تاحالا کمپانی ترس رو نبرده
خب، این دفعه بهخاک میکشونیمشون
و جانی رو له میکنیم
از نظر روانی
مایک، داداش این یه رقابت دوستانهست
فقط برای بالا بردن حسن نیت
بین دو کمپانی
دوباره سنت برگزاری مسابقه سافتبال رو
از سر گرفتیم
حسن نیت دوستانه
خودم میدونم سالی، برای همین گفتم از نظر روانی لهش میکنیم
اوه... ببخشید
ول، عالی، ممنون که اومدی
...میخواستم
بابت صبح اون روز متأسفم
نباید توی اون شبیهساز خنده میرفتم
خودم میدونم - ول -
کاری که کردی فوقالعاده بودم
توی خونته
فرا تر از یه لطیفهگو بودی
باهاشون ارتباط واقعی پیدا کردی
آره، واقعا کاری بینظیر و تأثیرگذار بود، ول
خب نظرت چیه؟
دوستداری بهعنوان لطیفهگو برامون کار کنی؟
...خدای من، من نمیدونم چی بگم
تبریک میگم، ول
آره، برای تایلر یه دستیار خنده جدید پیدا میکنیم
و تغییری توی وظایف ایجاد میکنیم
تایلر، درسته
از نظرتون اشکال نداره
اگه قبل از قبول کردن این کار باهاش حرف بزنم؟
قول دادیم تا ابد رفقای همکار بمونیم
البته، ارتباط با همکار مولفه خیلی مهمیه
مثلا دوست نداری بدونی
همکارت ترتیب یه مسابقه سافتبال
با دشمن دیرینهت رو داده؟
دوستداری بدونی، درسته؟
خیلیخب، تایلر حتما خیلی برات خوشحال میشه
اوه، کاملا درسته
دیگه باید بریم به مسابقه برسیم
همونی که درموردش نمیدونستم
کاملا
خب، یه خبری برات دارم
...ببخشید، من دیشب درست نخوابیدم
عجیبترین خواب دنیا رو دیدم
قبلا بهطور محدود دستی توی تعبیر خواب داشتم
خب، توی یه اتاقی بودم
و یه سری در اونجا بود
در - ...و من دنبال -
یکی بودم
دنبال جانی افتاده بودی
من... چی؟ از کجا فهمیدی؟
گفتم تجربهی تعبیر دارم
اون خوابه بدجوری ذهنم رو درگیر کرده
خب، منطقیه چون حقوق بالایی رو بهت پیشنهاد کرده
که میتونه مشکل مالی خانوادهت رو حل کنه
ولی، خب قبلا پیشنهاد جانی رو رد کردی
...پس - دقیقا، قبلا جواب رد دادم، همینطور بهت قول دادم -
تا ابد رفقای همکار باقی میمونیم
قول انگشت کوچیکه دادیم
دقیقا قول انگشت کوچیکه دادیم - قول انگشت کوچیکه دادیم -
آره، دقیقا - دقیقا -
کاملا درسته، دقیقا همینطوره
خیلیخب، گوش کنین کمپانی ترس رو نابود میکنیم
اشکشون رو در میاریم و مجبورشون میکنیم اشک خودشون
و بچههاشون رو بخورن
" چرا بابا؟ چرا دارن اشکم رو میخورن؟ "
" تو رو خدا بابایی "
این اولین باره که از اتوبوس پیاده میشم
تا سافتبال بازی کنم
چه موفقیت بزرگی
...و فریتز اولین بردت هم میشه
مایک، یهخورده آروم بگیر
هان؟
کمپانی ترس هنوز نرسیده
مشخصا این بزدلها اینقدر ترسیدن که جرأت رویارویی باهامون رو ندارن
هی، چه روز معرکهای واسه سافتبال بازی کردنه
سالی، واسه این بازی آمادهای؟
سلام، وازوسکی خل و چل
سلام علیکم
نگاشون کن عین لاشیها دست تکون میدن
دوستانه
هی، جانی از دیدنت خوشحالم چه روز خوبی
آره، رفیق
چوب میخوایم، رئیس
...خب
باید تیم رو گرم کنم مسابقه خوبی داشته باشی
آره، امیدوارم امروز موفق باشی، وازوسکی
روز بینظیریه
روز بینظیریه برای اینکه ببازی و اشکت دربیاد
"و من بگم "اوممم
"عاشقم اشکهای خوشمزه جانیم"
عاشق جوش و خروشتم، مایک
هیچوقت عوض نشو
گوش کن، شاید کمپانی ترس در مجموع ۳۹-۰ از کارخانه هیولاها جلو باشه
ولی این دفعه من مربیم
«کل کتابِ مربی «کریپی
و عضو تالار مشاهیر لیزاردو سبیل کلفت رو خوندم
چه جالب
خب، مربی ماهم این کتاب رو خونده
در حقیقت خودش نوشتهتش
آره، جانی بره توی بیس اول
و ما توی بیس دوم توپ میزنیم، آره
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
لیزاردو سبیل کلفت، لیزاردوی بزرگ
چه سبیل با شکوهی
شبی که سهتا حمله قلبی داشتی اونجا بودم
و با اینحال رفتی برای ضربه چهارم و پنجم و یه هومران
میشه این رو امضا کنی؟
سلام، توپزن کوچولو، بفرما
توی مدرسه بمون و به حرف مامان و بابات گوش بده
باشه، بای بای
ناموسا؟
دیگه تا آخر عمرم صورتم رو نمیشورم
وازوسکی
عالی شد
کاغذهات کو؟
کاغذ و تکلیفی دیگه قرار نیست بهت بدم، راز
برگه چینش بازیکنات
ممنون، کمرون
و یادت باشه، هیچکس نباید
این دفعه بیس دوم رو بخوره
خیلیخب ماشالا تیم
آره ماشالا به کمپانی ترس
آره توی خونشون حموم کنین
عاشق حمومم
هی، جانی کجاست؟
فقط میخواستم حالش رو بپرسم
...آره، ندیدمش، خب گوش کن
تایلر تو شورتاستاپ وایمیستی
توی دبیرستان بازی کردی
بازیت خوبه، نه؟
مدتی میشه بازی نکردم ولی بازیم بدی نیست
تازه، چوپ اطمینانم رو آوردم
دکتر تریسا خوشچرخ
دکتر چیه؟
دکتر هومران
[ وقتی ضربه بتر به حدی خوب است که از منطقه قانونی زمین خارج میشود و بازیکنان حریف دیگر قادر به گرفتن توپ نیستند، هوم ران شکل گرفته که مهمترین اقدام هجومی در بیسبال به شمار میرود ]
پس بازیت خیلی خوبه و ناامیدم نمیکنی
ول، بازیت خوبه؟
نوچ
توی توی اوتفیلد وایمیستی
!بازی رو شروع کنید
پرتاب کننده کاری کن سهتاش رو نتونه بزنه - ماشالا، جوی -
کاتر، تنها چیزی که میتونی با قدرت ردش کنی میانسالیه
حداقل وقتی عطسه میکنم نمیشاشم
احترام
فاتحهت خوندهست
یالا، رفیق چوب و بچرخون و نزنش
توپ
!عالی
خیلیخب، ماشالا کمپانی ترس
No comments yet. Be the first to leave one.