Shingeki no Kyojin: The Final Season Part 2 (Attack on Titan The Final Season Part 2)

Shingeki no Kyojin: The Final Season Part 2 (Attack on Titan The Final Season Part 2)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Shingeki No kyojin S4 P2 E06 480P
Shingeki No kyojin S4 P2 E06 720P
Shingeki No Kyojin S04 Part02 EP06
Shingeki No kyojin S4 P2 E06 1080P TVRIP
Shingeki no Kyojin The Final Season S04E22 WEBRip 720p x264
Shingeki no Kyojin The Final Season S04E22 WEBRip 1080p x264
Shingeki no Kyojin: The Final Season Part 2 - 05 (81)
Shingeki no Kyojin (The Final Season Part 2) - 81 (Eps 06)
Shingeki No Kyojin (The Final Season Part 2) - 81 (NHK-G 1280x720 10bit x264 AAC) [snowfag]
Shingeki no Kyojin The Final Season Part 2 - 06 [1080p] [Anime Time] [HEVC 10bit x265][AAC]
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
█⫸ عـرفـان مـرادی | DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-02-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 55
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 150 വരികൾ.

‫الان صدای ارن رو شنیدم!

‫اسم من ارن یگره

‫دارم از قدرت غول بنیانگذار استفاده می‌کنم ‫که به تمام افراد یمیر دستور بدم

‫من دیوارهای جزیره بهشت رو نابود کردم

‫و تمام غول‌های درون اون دیوار آزاد شدن

‫هدف من اینه که ‫از مردم جزیره بهشت محافظت کنم،

‫جایی که توش زاده و بزرگ شدم

‫هرچند دنیا...

‫آرزوی نابودی مردم جزیره بهشت رو داره

‫دنیا دوست داره ‫هم مردم این جزیره...

‫و هم تمام نیروهای یمیر از بین برن

‫من جلوی این اتفاق رو میگیرم

‫غول‌های درون دیوار...

‫به سرتاسر دنیا میرن

‫و تا وقتی که مردم جزیره بهشت باشن...

‫به کُشتن آدما ادامه میدن

‫زیرنویس از: عــرفان مــرادی ‫sub_hub@

‫چه اتفاقی افتاد؟ ‫اون محل عجیب کجا بود؟

‫حالتون خوبه، آقای لئون‌هارت؟

‫تو هم... شنیدی؟

‫اون غول‌ها دارن از اون جزیره میان ‫که ما رو بکشن...

‫فالکو!

‫فالکو!

‫کجایی؟

‫کجا رفتی؟

‫وقتی آدم واسه اولین غول میشه...

‫روی حافظه‌اش تأثیر میذاره ‫و نمی‌تونه درجا حرکت کنه

‫حتماً اونا بُردنش

‫کی؟ ‫چرا؟

‫احتمالاً جین و کانی بُردنش

‫امکان نداره یه آدم حیاتی ‫مثل فالکو رو جا بذارن

‫اجازه نمیدن یکی از ‫نُه غول رها بمونه...

‫راینر!

‫جایی‌ت صدمه دیده؟

‫آره...

‫بدنه زرهی‌م از بین رفته

‫و یه تیکه دیوار مستقیم بهم برخورد کرد

‫نتونستم جلوی ارن رو بگیرم

‫ارن... دنیا رو نابود می‌کنه

‫یه هواپیما هست ‫که می‌خواد آدما رو ببره سمت جنوب

‫پیک یا سرباز‌های مارلیانی رو پیدا کن ‫و باهاشون برو اونجا

‫باید بهشون بگی

‫به مارلی‌ها بگو...

‫نه، به کل دنیا بگو...

‫این چه فایده‌ای داره؟

‫کجا باید فرار کنیم؟

‫پدرم، مادرم...

‫حتی خاله کارینا، ‫همه قراره بمیرن، مگه نه؟

‫آره

‫ما باید ارن رو بُکشیم ‫و جلوشو بگیریم!

‫این کار غیرممکنه

‫غول بنیانگذار می‌تونه غول‌های دیگه ‫و تمام افراد یمیر رو...

‫کنترول کنه

‫دیگه هیچکس نمی‌تونه جلوشو بگیره...

‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم فراره

‫راینر

‫من تسلیم نمیشم

‫منتظرم بمون، فالکو

‫تموم شد

‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اون قصد داشته باشه ‫آدمای بیرون از دیوارها رو سلاخی کنه

‫اما اگه اونا از بین برن ‫دیگه نفرتی هم وجود نخواهد داشت

‫تمام دشمنانی که ما رو ‫تهدید به مرگ می‌کردن از بین میرن

‫چیزی به جز صحرا ‫و سرزمین‌های خالی نمی‌مونه

‫چیزی که مردم اون‌طرف اقیانوس ‫ازش می‌ترسیدن، داره اتفاق میوفته

‫چون اونا ما رو شیطان فرض می‌کردن ‫و می‌خواستن ما رو بکشن

‫پس...

‫پس این بلا رو ‫خودشون سر خودشون آوردن

‫کاری از دست ما بر نمیاد

‫درست نمیگم؟

‫ولی...

‫این...

‫این دیگه زیاده‌رویه

‫این نسل کُشیه

‫پس...

‫می‌خوای جلوشو بگیری؟

‫می‌خوای جلوی ارن رو بگیری؟

‫ارن نقشه زیک ‫برای اخنه کردن رو قبول نکرد

‫حتی ایده قربانی کردن هیستوریا

‫واسه حفظ قدرت غول بنیانگذار رو هم قبول نکرد

‫این یعنی...

‫ارن...

‫داره آدمای اون طرف دیوار رو ‫برای محافظت از ما میکشه

‫کسایی که از این نسل کشی سود میبرن...

‫ما هستیم

‫شماها واسه من خیلی مهمین

‫مهمتر از بقیه آدما

‫این چیه؟

‫غول‌ها دارن با سرباز‌های ما میجنگن

‫به همین زودی تمام سربازهای ماریان رو خوردن؟

‫امکان نداره

‫اگه قدرت غول بنیانگذار ‫تحت کنترول ارن باشه،

‫باید بتونه تمام غول‌ها رو کنترول کنه!

‫ولی دارن هم‌رزم‌های ما رو میخورن!

‫باید بهشون کمک کنیم!

‫صبرکن، جین!

‫می‌خوای با این پسر چیکار کنی؟

‫احتمالاً قدرت غول آرواره به این رسیده

‫نمی‌تونیم رهاش کنیم

‫یا حداقل می‌تونم ‫اونو واسه یه نفر نگه داریم...

‫که با خوردن خونش ‫قدرت غول آرواره رو بدست بیاره

‫مثل فرمانده پیکسیز...

‫نه

‫مادر من

‫اونو به خورد مادرم ‫تو دهکده راگاکو میدیم

‫باشه؟

‫کانی، جین

‫طبق حرفای زیک، ‫این پسر می‌تونه رئیس دسته جنگجویان بشه

‫و راینر و افراد گروه جنگجویان ‫اونو خیلی دوست دارن

‫اگه آدمی که ‫اینقدر به راینر نزدیک هست رو بکشیم...

‫ممکنه یه درگیری تاره بین ما، ‫راینر و غول حمل بار به وجود بیاره

‫اگه کار مارلیان‌ها تموم باشه...

‫دلیلی نداره ‫دشمنی ما، راینر و گروهش ادامه داشته باشه

‫پس...

‫داری میگی مادر من مهم نیست؟

‫من اینو نگـ...

‫هیچ می‌دونی چه حسی داره ‫وقتی مدام به دهکده‌م برمیگردم...

‫و مادرم رو اون شکلی می‌بینم؟

‫تو الان زنده‌ای ‫چون فقط برتولت رو خوردی، درسته؟

‫الان می‌خوای جلوی منو بگیری ‫که مادرم رو زنده نکنم؟

‫کانی!

‫هی!

‫کانی!

‫وایسین!

‫شرایط بده!

‫باید اول کار این غول‌ها رو تموم کنیم!

‫دیگه دیواری واسه این سرزمین باقی نمونده!

‫این خیلی بده. ‫اونا این قلعه رو هم نابود می‌کنن!

‫اونا سرباز‌های بیرون رو خوردن؟

‫یلینا، برگرد!

‫اونا غول‌های هستن که زیک ساخته بود

‫هان؟

‫چرا...

‫چرا زیک نمی‌تونه ‫اونا رو کنترول کنه؟

‫اونا اینجان!

‫دیگه تمومه...

‫فرار کنین! ‫برین توی یه کوچه‌ی باریک!

‫کایا! ‫جلوتو نگاه کن!

‫- کایا! ‫- نه، آقا بلوس!ی

‫چرا...

‫دوباره...

‫منو نجات بده...

‫ساشا...

‫کایا!

‫کایا! ‫پاشو!

‫ساشا...؟

‫شنیدم با گروه جنگجویان فرار کردی

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫اونا فالکو رو گرفتن ‫و من اومدم نجاتش بدم

‫منظورت بنه؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left