In Vogue: The 90s

In Vogue: The 90s

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

In Vogue The 90S S01E06 480p WEB RMT
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-09-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 80
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫وقتی بچه بودم، توی ‫هرتفوردشایر زندگی می‌کردم،

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫که خارج از لندن بود

‫و من... عاشق برندها بودم

‫عاشق ایده‌ی لوکس بودن بودم

‫امروز، من و دیوید و بچه‌ها ‫اومدیم که به مامان و بابام سر بزنیم

‫و این اتاق قدیمی منه

‫خاطرات خوبیه

‫دوست مامانم خیلی از عطرهای ‫کوکو شنل استفاده می‌کرد

‫وقتی عطرهای کوکو شنلش ‫تموم میشد، اون‌ها رو به من می‌داد،

‫یعنی، شیشه‌ها رو خالی می‌کرد، ‫چیزی برام باقی نمی‌ذاشت،

‫ولی من اونا رو روی طاقچه پنجره‌ام می‌چیدم

‫چون عاشق ظاهرشون بودم

‫و یه بار یادمه که شیشه‌های خالی رو

‫توی یه کیف پلاستیکی گوچی، بهم داد

‫وای، خدای من، من هر ‫روز کتاب‌های مدرسه‌ام رو

‫توی اون کیف پلاستیکی گوچی ‫می‌بردم مدرسه تا وقتی که کفش پاره شد

‫ولی حس خاصی داشتم

‫احساس می‌کردم یه قسمتی ‫از اون برند لوکس رو دارم

‫منظورم فقط عطر نیستش،

‫بلکه لباس‌ها و کیف‌ها و کفش‌ها بودن

‫گوچی بودن و دانا کارن،

‫می‌دونی، کلوین کلاین، رالف لورن، اون‌ها برای من همه چیز بودن

‫و این قدرت برندها رو نشون میده

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫قراره با جنیفر لوپز مصاحبه کنیم؟

‫اون میشه یه فیلمبرداری بزرگ

‫گفته که می‌خواد انجام بده

‫- باید انجامش بدی، خیلی عالیه... ‫-منظورم اینه، نگاه کن

‫...با همه اون سوپرها

‫باید دوباره با تهیه‌کننده‌ها صحبت کنم

‫این روزها، من همیشه با ‫بریتیش وُگ میام نیویورک

‫و فیلمبرداری‌ها خیلی شیک ‫و با شکوه از آب در میان

‫باشه، می‌تونم از نائومی بپرسم،

‫- ولی نمی‌تونه تلفنش رو زمین نمی‌ذاره. ‫-از نائومی بپرس،

‫فقط یه پیام براش بفرست

‫ وقتی اوایل دهه ۹۰ از لندن به اینجا اومدم،

‫وای خدای من، انرژی همه جا مد و موسیقی بود

‫یه چیزی توی خیابون‌ها جریان ‫داشت که خیلی شگفت‌انگیز بود

‫یه دیگ جوشان واقعی بود

‫منظورم اینه که خیلی از طراحان از ‫چیزهایی که می‌دیدن الهام می‌گرفتن

‫اون دوره‌ای بود که باحال بودن

‫ ‫[مشاور جهانی خلاقیت و فرهنگ مجله وُگ ‫]

‫و... «واقعی» بودن ارزش داشت

‫یعنی، نیویورک خیلی با لندن فرق داشت

‫واقعاً متوجه می‌شدی که هر جا می‌رفتی

‫با این بیلبوردهای بزرگ که ‫همه جا بودن بمباران می‌شدی

‫یه جورایی داشتن یه رویا رو ‫می‌فروختن، رویای آمریکایی

‫و یادمه که فکر کردم، «وای خدای ‫من، یه روزی منم اینجا کار می‌کنم»

‫اون فکر رو خیلی واضح یادمه

‫وقتی اولین بار اوایل دهه ۹۰ به آمریکا اومدم

‫تا با آنا توی وُگ کار کنم...

‫میشه در مورد نوامبر صحبت ‫کنیم؟ برات... بی‌خیال

‫...اون موقع دیگه خیلی مشخص بود

‫که مد آمریکایی خیلی بیشتر تجاری شده بود

‫من هنوز هیچ‌کدوم از لباس‌ها رو ندیدم، ولی...

‫و به نظرم به خاطر همین موضوع بود

‫که مد آمریکایی به اندازه ‫مد اروپایی احترام نمی‌گرفت

‫ ‫

‫وظیفه آنا به عنوان سردبیر وُگ این ‫بود که مد آمریکا رو جذاب جلوه بده

‫می‌دونی، یادمه که مجله وُگ رو نگاه ‫می‌کردم و همه اون سرمقاله رو می‌دیدم

‫که آنا ترتیبشون رو داده بود

‫[حالا دیگر بیشتر ایده‌های مد ‫روز از نیویورک سرچشمه می‌گیرد]

‫خیلی‌ها نمی‌دونن که آنا نصفش آمریکاییه

‫اون واقعاً مد آمریکایی رو خوب می‌فهمید

‫می‌دونی، از همون اول پیغامی فرستاد که یعنی

‫«قراره یه چیز جدید ببینید،

‫یه چیزی که به دل همه می‌شینه

‫ ‫

‫و خودتون رو آماده کنید»

‫اون همه رو با هم متحد کرد

‫ ‫

‫[در ۲۰ صفحه‌ی بعدی ما قهرمانان ‫مد آمریکایی را معرفی خواهیم نمود]

‫اون زمان، طراحای آمریکایی داشتن می‌فهمیدن

‫که مد داره بیشتر مردمی و در دسترس‌تر میشه

‫نه فقط لباس‌های فوق‌العاده‌ای می‌ساختن،

‫بلکه همه‌شون نابغه بودن توی اینکه

‫ ‫

‫قدرت ارتباطات رو خوب می‌فهمیدن

‫و دنیا رو با کمپین‌های تبلیغاتی‌شون تسخیر کردن

‫ما تو صنعتی کار می‌کنیم که ‫نمایانگر تغییر، فرهنگ و خلاقیته

‫و از بین همه‌ی طراحایی که باهاشون تو وُگ کار می‌کنیم،

‫کلوین بیشتر از هر کسی اینو می‌فهمید

‫من گوی بلورن ندارم، می‌دونی، ‫یعنی... صرفاً حس ششم خوبی دارم

‫این یکی‌ها رو هم بیشتر دوست دارم

‫و سعی می‌کنم با اتفاقات روز در ارتباط بمونم

‫مد یعنی تغییر

‫ ‫

‫چیزی که هیجان‌انگیزه اینه که ما همیشه ‫در حال تغییر و انجام کارای جدید هستیم

‫اوایل دهه ۹۰، کلوین تقریباً داشت ورشکست می‌شد

‫یاسمین کجاست؟

‫ولی نه‌تنها دوباره سر پا ‫شد، بلکه حتی قوی‌تر برگشت،

‫و با یه برنامه اومد که برند سی‌کی رو

‫تبدیل کنه به یکی از بزرگ‌ترین ‫و شناخته‌شده‌ترین برندهای دنیا

‫کلوین کلاین نماینده مد ‫آمریکایی بود، بدون شک

‫اون یه سبک استثنایی ‫داشت... داره، هنوز هم داره

‫که مینیمال، شیک،

‫و همیشه یه جور جذابیت جنسی ‫زیرپوستی هم توی همه طراح‌هاش بود

‫اصلاً عجیب نیست که بهش میگن کلوین تمیز

‫هیچ حقه‌ای اینجا نیست، ‫کلوین کلاین همیشه ساده‌ست

‫مورمور شدم، مورمور شدم

‫من عاشق سفیدم

‫کلوین واقعاً یه ذهن خلاق و نابغه بود...

‫بی‌نظیرـه!

‫...اون آدم خفن‌ـه هر مهمونی‌ای بود...

‫اون مطلقاً در اوج مینیمالیسم دهه ۹۰ بود

‫ ‫

‫و همیشه یه قدم جلوتر از همه بود

‫اون از شورت مردونه یه ‫برند درست کرده بود، همین

‫می‌خوای بدونی چی بین ‫من و کلوین‌هام هست؟

‫هیچی

‫و حالا داشت دنبال یه چیز جدید می‌گشت

‫من داشتم به این نسل ‫بیست‌وچند ساله اکس فکر می‌کردم

‫این‌ها فقط آمریکایی ‫نیستند، همه جای دنیا هستند

‫یعنی، ایتالیایی‌اند، فرانسوی‌اند،

‫آلمانی‌اند، انگلیسی‌اند،

‫و همه جا هستن، حتی توی آسیا

‫ما کار زیادی برای انجام دادن داریم

‫کار کردن با کلوین برای من مثل بهشت بود

‫ ‫

‫کلوین کلاین مثل یه اسفنج ‫بود، همه چی رو جذب می‌کرد،

‫خیلی خوب در جریان اتفاقات روز و فرهنگ بود

‫و وقتی کلوین اومد پیشم و گفت: ‫«باید یه چیز جدید درست کنیم،»

‫من خیلی هیجان‌زده شدم

‫طراح یه عطر جدید ساخته بود،

‫اینش خبر خاصی نیست؛ جزء اینکه ‫این عطر هم برای مردهاست هم زن‌ها

‫سی‌کی وان، اولین عطر یونیسکس (زنانه مردانه) بودش

‫این‌که بتونی یه عطر رو بین مرد ‫و زن تقسیم کنی خیلی خاص بود

‫و من فکر کردم این خیلی جالبه

‫اما یه عطر یونیسکس چطور باید بو بده؟

‫چه شکلی باید باشه؟

‫و چطوری باید براش تبلیغات کنیم؟

‫من داشتم با یه عکاس نابغه، ‫استیون مایزل، کار می‌کردم

‫و ایده این بود که بچه‌ها رو بیاریم جلوی دوربین

‫و از پلیکیدنشون فیلم بگیریم

‫توی کارش از همه‌چیز داشت: آدم‌های ‫سیاه‌پوست، همجنس‌گراها، حتی پیرترها

‫هرچی افراد عجیب‌غریب‌تر بودن، بهتر

‫کیت هم خیلی هیجان‌زده بود

‫ سی‌کی وان خیلی فان بود

‫همه‌جور آدمی سر صحنه بود

‫ ‫

‫و از همه سن‌ها و شخصیت‌های ‫مختلف جمع شده بودن

‫فکر می‌کنم کلوین می‌دونست ‫که نمیشه به همه دنیا

‫فقط با همون چهره‌های سفید همیشگی فروخت

‫می‌دونست که نیاز به یه زاویه جدید داره

‫اون فقط دنبال فرهنگ جوانی بود، هرچی که بود،

‫سیاه‌پوست، لاتین‌ها، همجنس‌گرا، نان باینری، ‫می‌خواست همه رو توی کمپینش نشون بده

‫مثلاً جنی شیمیزو هم بود، یه ‫مکانیک سابق و آشکارا همجنس‌گرا

‫ ‫

‫اون اولین کمپین بزرگ من بود

‫ااینجوری بود که مثلاً می‌گفتن: ‫«عالی به نظر میای، برو اون تو»

‫من عاشق جنی‌ام

‫خیلی باحال بود، هرچی ‫دلش می‌خواست می‌گفت،

‫هرچی دوست داشت می‌پوشید، خودش بود

‫و می‌تونست هر دختری رو ‫تور کنه، یعنی تو کل آژانس

‫واقعا دیوونه‌وار بود، بزار تا این حد بگم

‫قبل از اینکه مدل بشم، اصلاً ‫فکر نمی‌کردم بخوام مدل بشم

‫یا بشم، به‌خاطر همه‌چیزهایی که هستم

‫من جنی‌ام و می‌خوام نشون بدم چطور میشه یه تسمه شل ماشین رو درست کرد

‫ولی کلوین، هیچ‌وقت نمی‌خواست اینو از من بگیره

‫و می‌گفت: «می‌خوام استخدامت کنم به‌خاطر خودت

‫هر جور دلت می‌خواد راه برو، می‌دونیم موهات کوتاهه

‫این‌جوری می‌خوایم معرفیت کنیم»

‫حتی وقتی داشتیم ویدیوهای ‫سی‌کی وان رو فیلم می‌گرفتیم،

‫می‌گفت: «در مورد ماشین‌ها ‫حرف بزن، در مورد کامیون‌ها»

‫هیچ‌چیزی بدتر از این نیست ‫که کاری کسل‌کننده انجام بدی

‫که هیچ‌کس هم متوجه‌اش نشه

‫این یکی از اولین کمپین‌های ‫تبلیغاتی فراگیر در دنیا بود

‫واقعاً

‫مردونه‌اش، زنونه‌اش...

‫سی‌کی وان

‫عطر شیرین موفقیت بار ‫دیگه ازان کلوین کلاین شد

‫وقتی سی‌کی وان عرضه شد،

‫برای ما نسل ایکس‌ها، کاملاً مناسب زمان خودش بود

‫با حال بود، جوون بود، سکسی بود

‫چند صد نفر از طرفداران ‫توی صف ایستاده بودن

‫تا شانس ملاقات با طراح نیویورکی رو پیدا کنن

‫اون یه تاجر خوبه

‫می‌دونست که خیلی‌ها به ‫سمت سی‌کی وان جذب میشن،

‫و می‌دونست که درآمدش خوب خواهد بود

‫توی اولین سالش، ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشت

‫هر دقیقه ۲۰ شیشه فروش ‫می‌رفت... در سطح جهانی

‫یعنی، کی می‌تونه هر ‫دقیقه ۲۰تا شیشه بفروشه؟

‫اصلاً کسی تونسته؟

‫اون تبلیغات کلوین کلاین

‫کلاین رو یکی از پر بحث‌ترین طراحان جهان کرد

‫یک‌دفعه، استایل کلوین کلاین

‫همه‌جا فراگیر شدش

‫همه می‌خواستن بخشی از سی‌کی باشن

‫حتی توی فیلم‌هایی مثل «بی‌سرنخ»

‫وای خدایا، یادم میاد ‫«بی‌سرنخ» رو انگار دیروز دیدم،

‫ ‫

‫روش گیر سه‌پیچ داده بودم

‫منم همون لباس رو داشتم

‫فکر می‌کنم واقعاً روی یه نسل تأثیر گذاشت

‫اون زمان، خیلی از لباس‌های کلوین می‌پوشیدم،

‫توی نیویورک زندگی می‌کردم ‫و حسابی خوش می‌گذروندم

In Vogue: The 90s subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for In Vogue: The 90s

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left