Guns for San Sebastian

Guns for San Sebastian (La bataille de San Sebastian)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Guns For San Sebastian 1968 1080p BluRay x264 DTS
കമന്ററി എഴുതിയത് amir730
هماهنگ با نسخه تورنت و بلوری ترجمه و زیرنویس:امیر شاهرودی

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
1080
TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-08-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 51
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دويست سال پيش مکزيک زير سلطه ي اسپانيايي ها دست و پا مي زد،پادشاه اسپانيا در صدد بود...

که مذهب دلخواه خود را در اين سرزمين اشاعه دهد. و همه ي روستاها و قصبات اين سرزمين را که

از اقوام مختلف و گوناگون تشکيل شده بودند،به زير سلطه ي خود درآورد.با اين همه سرخپوستان که نسبت به...

دين جديد حساسيت داشتند،سرسختانه در مقابل او مقاومت مي کردند.

اين داستان،لئون آلاستراي است،کسي که با هردو طرف جنگيد هم با پادشاه اسپانيا و هم با سرخپوستان

فرار کن .

دستگيرش کنين

بايست

اين مرد در خانه خداست

اين لئون آلاستراي است

يه شورشي، يه دزد و يه قاتل

بهت دستور ميدم که اونو به ما تحويل بدي

فقط خدا اينجا دستور ميده

يالا، توقيفش کنيد

ولش کنين

خانه خدا براي همه مردان پناهگاه است

بنابراين ، ما اکنون به زبان لاتين صحبت مي کنيم

بسيار خوب. خوب.

برات يکي رو ميارم که حتي بهتر از تو حرف بزنه

اه، افتخار بزرگيه، عاليجناب

پدر ژوزف، تو مسيحي ترين کار رو کردي

در دادن پناهگاه به يه گناهکار

اين بنده گناهکار به فرمانده و در نتيجه به مقامات بالا توهين کرده

حتي عليه خود پادشاه

متشکرم عاليجناب

اما قانون،پناهندگي به ياغيان اگر چه قرن هاست اجرا شده

اما ديگه اون ارزش سابق رو نداره

سعي کن بفهمي پدر جوزف

ما نميتونيم مانع عدالت بشيم

ببين پدر، اين مرد يه شورشيه

و علاوه بر اون

از ارتش فرار کرده

بايد درخواست کنم که اونو به ما تحويل بدين

اما اين خدا بود که به او پناه داد، عاليجناب

چطور ميتونيم اونو تحويل بدم؟

پدر جوزف...

ما ميتونيم از روح اون مواظبت کنيم

اما بدنش، بذار کاپيتان ازش مراقبت کنه

البته اگر دولت

قوانين کليسا رو نفي مي کنه..

اگر پادشاه قدرتمندتر از خدا باشد...

هيچ کس چنين ادعايي نکرده.

کاپيتان "کاليجا"، تو بايد کمي صبور باشي

راهي پيدا خواهيم کرد تا ببينيم عدالت انجام مي شود

در ضمن کليسا رو محاصره کنين

يه بار ديگه، پدر جوزف

شما از نداهاي قلبت پيروي مي کني

که واقعا همه انسان ها رو دوست داره

کليسا خيلي بهت افتخار ميکنه . خيلي افتخار ميکنه .

...اما در شهر بزرگي مثل شهر ما

براي چنين روح مشتاقي چون شما،فرصت‌هاي کمي به وجود مياد..،

ما تصميم گرفتيم شما را به سن سباستين بفرستيم

اونجا رو ميشناسين؟

پدر ايگناسيو و فرانسيسکو مثل خودت مسئول اونجا هستن

مدت هاست که از او خبري نداريم

شعله ي پيامبري خود را براي آنها ببر

هرچي اراده ي خداوند باشه

دعاي ما بدرقه راه شماست

پدر جوزف، من قول فرماندار رو دارم

که لئون آلاستري محاکمه عادلانه اي خواهد داشت

قسم ميخورم

اگه شما ،مانع عدالت دولت نشيد

و من از عاليجناب تقاضا مي کنم تا در تصميم خودشون،تجديد نظر کنن..

در مورد فرستادن شما به سن سباستين

سعي ميکنم اونجا شايسته وظيفه ام باشم

خب، تاجر، اينجا چي داري؟

چيزي جز سفال نيست، به باکره قسم ميخورم.

خب، برو ه

اون يه کشيشه

بسيار خوب، پدر!

-داري ميري يه جايي؟ -سن سباستين

سن سباستين؟ هيچوقت اسمش رو نشنيدم

ببخشيد، پدر، نه اينکه بهت اعتماد نداريم،

اما اين دستوره

پدر ژوسف: مي توانيد به من بگوييد چه اتفاقي افتاده است، پسرم؟

مرد 1: ما به دنبال گروهي از شورشيان هستيم.

سه نفر از اونا قبلا ً دستگير يا کشته شده اند،

چهارمي به صومعه اي پناه برده

پدر ژوسف: اوه. حالا مي فهمم

به همين دليله کشيش ها مورد سوء ظن قرار گرفتن

مرد اول: بزار ببينم زير کرباس چي گذاشتين؟.

پدر جوزف: مقداري غذا براي مسير راهمون

و مقداري يونجه براي الاغم

مرد 1: اينا تنها چيزي است که شما در گاري خودتون دارين؟

پدر يوسف: بله. اينا تنها چيزيه که توي گاريم دارم

خب، پدر، برين و سفر خوبي داشته باش

ممنون، پسرم. و خدا مراقب تو باشه

پسرم، اين آخرين روستاست قبل از اينکه صحراي طولاني شروع بشه

خوشبختانه، من يه کشيش رو اينجا ميشناسم

که براي شب به من تخت ميده

خوبه

مطمئنم که اون هم بهت خوش آمد ميگه

نه، ممنون، من، آه، من تخت بهتري رو ميشناسم

خوب... فکر کنم اين جا راه ما از هم جدا ميشه، ها؟

اوه

خدا مراقب تو باشه، فرزندم

سپاسگزارم. ...

خداحافظ

آه

واقعاً ميخواي به اون مکان خدا زده بري؟

هيچ جايي خدا ناخوانده نيست

صبر کن تا سن سباستين را ببيني

هي، اونا تو رو به خاطر من به اونجا ميفرستن؟

ممکنه يه ارتباطي وجود داشته باشه

پس تو يه ديونه اي

شايد

اما بايد چه مي کردم؟

تو بايد منو به فرماندار تحويل مي دادي

خدا، جان تو را در دستان من قرار داد

و من از خواستش اطاعت کردم

پس خدا هم ديوونست

نه، خدا بايد يه کم خوبي توي تو ديده باشه

و خداوند بايد چشمان نافذي داشته باشه،که همه ي اين ها رو مي بينه

خب، بهش بگو که امشب چشماش رو ببنده

بيا، لئون، بيدار شو. بيدار شو

پاشو

ميذاري بخوابم؟

اوه

اوه، فقط يه دقيقه، "لئون". فقط يک دقيقه

گوش کن ، گوش کن

من به اندازه کافي زندگيم رو توي اين جاي مخوف هدر دادم

و فرماندار...

خب، من و اون...

حتي قبل از اينکه بيوه بشم .

خوب...

خبر خوب اينه که من ماه ديگه با فرماندار ازدواج ميکنم

اون يه ترفيع سريع بود

و البته فرماندار متقاعد خواهد شد

که بهت عفو بده

اين خوبه

… و اونجا هم يه موقعيت خوب براي تو. ام - - م؟

آهاي

تو، يه کشيش پير رو ديدي، اون...

-اون ديشب اينجا بوده -پدر جوزف؟

-آره، درسته -اون فقط پايين جاده ست

آه. اوه ، ممنون

کشيش! وايسا

لئون: صبر کنيد!

-خب، صبح بخير پسرم -گوش کن ...

گوش کن پيرمرد چه سورپرايز باشکوهي

اومدم بهت بگم، گوش کن، پيرمرد

بايد راهمو ادامه بدم، پسرم

من هنوز راه هاي طولاني اي براي رفتن دارم، ميدوني؟

به من گوش بده. به سن سباستين نرو

سرخپوستا تو رو تکه تکه ميکنن

اونا با سرت توپ بازي ميکنن

اين خداست ،که تصميم مي گيره. -ببين، پيرمرد ...

اون ارابه هيچوقت به اونجا نمي رسه

اون قاطر قراره بميره و تو هم ميميري

لاش خورها ها تو رو ميخورن

اگر به حرف من گوش ميدادي

ما الان توي اين جهنمي نبوديم

تو يک احمقي

بايد مي گذاشتم تنها بياي

بايد مي گذاشتم بميري

من اينجا چه غلطي ميکنم؟

پسرم،تو ناراحتي

شما يک مرد عذاب ديده هستيد

من گرممه ، تشنه ام و ديوونه ام که اينجا هستم .

-پسرم . -چي؟

بيا، اينو بذارسرت

اون ازت در برابر خورشيد محافظت ميکنه

ممنونم

و چه کسي مي دونه، شايد اين براي شما کمي ايمان به ارمغان بياورد

آهاي. اوه، اون شب کلي ايمان داشتم

هي، کشيش، ميخواي اعتراف منو بشنوي؟

نه متشکرم

يالا، باعث ميشه ده سال جوون تر باشي

-يا شايدم پيرتر ! - بله

چقدر ديگه در پيش داريم، پسرم؟

يک روز و نيم

ما هنوز راه طولاني اي داريم

فکر کردي ما رسيديم اونجا ؟

بهت هشدار دادم

ادامه بديم..

به محض اينکه نفسم جا بياد

يکم ميخواي؟

شراب؟

خوب که چي؟

شما که هر روز صبح تو کليسا ميخورين

ميخواي بگي جرمه؟

اون فرق داره

چرا؟

چون تو بهش ميگي خون مسيح؟

کشيش؟ نگاه کن

ممنونم خدايا

خب، کشيش؟

تو هنوز ميگي خدا اينجارو فراموش نکرده؟

داري چه غلطي ميکني؟

بندگان خدا هميشه به صداي ناقوس پاسخ مي دهند

به صداي زنگ

چه بندگاني؟

سنگ? مارمولک ها، تکان ميخورن؟

شايد يکي هنوز زنده باشه

خواهش ميکنم، ناقوس رو بزن

من خيلي ضعيفم

بيا، اينو نگه دار

اوه، احساس حماقت ميکنم

اوه، کافيه

هي، کشيش... نگاه کن

Guns for San Sebastian subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left