Riverdale

Riverdale

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 7

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Riverdale US S07E09 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E09 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E09 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E09 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E09 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-05-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 38
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫عزا واقعاً چیز مزخرفیه.

‫وقتی مثل من عزیزی رو از دست می‌دید...

‫که الگوی ادبی و استادم ‫بِرد ری‌بری رو از دست دادم...

‫زمان ریتم کند و دردناکی به خودش می‌گیره.

‫و یک لحظه ‫حس ابدیت بهت میده.

‫اما برای بقیه‌ی دنیا ‫زمان می‌گذره.

‫تو دیگه عضو تیم ویکسن‌ها نیستی.

‫از نظر من و مادرت ‫محیطش بیش از حد برات جنسیه.

‫دبیرستان خودش کلاً محیط شدیداً جنسی‌ایه.

‫به‌نظرتون اینطور نیست؟

‫از دید تو اینطوریه؟

‫یه مشت نوجَوون حشری که چندین ساعت ‫پیش هم گیر افتادن و می‌لولن توی هم...

‫اونوقت از دید شما چطوریه؟

‫یک مؤسسه‌ی آموزشی باید یه محیط ‫امن رو برای دانش‌آموزهاش فراهم کنه

‫تا بتونن خودشون رو از نظر هوشی بدون ‫خطرات فیزیکی و اخلاقی به چالش بکشن.

‫خب، پس انگار زیاد سر زنگ ورزش نبودید.

‫تو اینجایی بتی...

‫چون پشت پنجره‌ی اتاقت ‫برای لذت پسر همسایه‌تون لخت شدی.

‫بعدش هم که وسط پخش زنده‌ی ‫تلویزیون...لباس زیرت رو نشون دادی.

‫خلاصه بخوام بگم...به‌طرز ناسالمی ‫شیفته‌ی تمایلات جنسی شدی.

‫وقتی اینطوری باشه ‫کلمه‌هایی مثل...

‫معتاد سکس، خودنما و غیرقابل ‫کنترل از نظر جنسی، به ذهن میاد.

‫دقیقاً در مورد چی می‌خواید با ‫من حرف بزنید دکتر وردرز؟

‫خب، طبق رفتار اخیرت ‫بیشتر کنجکاوم.

‫اولین خاطره‌ی جنسی‌‍ت چیه؟

‫فکر نمی‌کنم یادم باشه.

‫خب پس در این صورت...

‫به‌نظرت هر چند وقت ‫به سکس فکر می‌کنی؟

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫بتی!

‫هر چند وقت ‫به سکس فکر می‌کنی؟

‫همون میزان معمول.

‫یه عدد باید بگی بتی.

‫خب، طبق حرف‌های دکتر کینگزلی

‫نوجَوون‌ها هر ۷ ثانیه به سکس فکر می‌کنن.

‫اون آمار برای پسرهاست.

‫شاخصش برای دخترهای نوجَوون فرق داره.

‫خب پس به‌نظرم من...همیشه به سکس فکر می‌کنم.

‫چی نوشتی؟

‫چیز مهمی نیست.

‫به‌نظرت چرا همیشه به فکر سکسی؟

‫خب کنجکاوم بدونم...چه حسی داره.

‫فکر نکنم صبر کردن تا ازدواج برای یه سکس ‫منطقی باشه.

‫خب پس سکس برای لذت چی؟

‫بتی، سکس برای آدم‌های مزدوج هست ‫تا بتونن تشکیل خونواده بدن.

‫خب پس اون مجله‌های دخترونه که بابام توی ‫کشوی جوراب‌هاش قایم می‌کنه چی هستن؟

‫جـ...جانم؟

‫خب، یادمه پارسال داشتیم ‫آماده می‌شدیم بریم کلیسا.

‫بابام گفت برم دکمه‌های سرآستینش رو بیارم

‫و وقتی توی کشوی جوراب‌هاش داشتم می‌گشتم...

‫کلی مجله‌ی دخترونه پیدا کردم.

‫پدرت که نیومده جلسه‌ی روانشناسی. ‫تو اومدی.

‫خب شاید اون هم باید بیاد.

‫پدرت یه مرد بالغه.

‫من روانپزشک کودکم.

‫من بچه نیستم.

‫البته راستش فکر می‌کنم که...

‫بحثمون داره باعث میشه ‫اوضاع رو شفاف‌تر ببینم.

‫از چه نظر؟

‫خب، دارم متوجه میشم که...

‫فکر نکنم بخوام ازدواج کنم.

‫حداقل حالا حالاها نه. ‫شاید هم هیچوقت.

‫می‌خوام توی دنیا تأثیرگذار باشم ‫عوض اینکه...

‫یا کنار اینکه... ‫فقط تشکیل خانواده بدم.

‫تق تق.

‫سلام عزیزم.

‫یه‌چیز باحال برات آوردم.

‫اینا برای چیه؟

‫توی مغازه بودم ‫که دیدم این عکس‌ها خیلی قشنگن.

‫گفتم حتماً باید یه چندتا برات بگیرم.

‫من که اصلاً هنوز با کسی ‫توی رابطه نیستم، مامان.

‫اونش مهم نیست.

‫یه دختر می‌تونه راجع‌به ‫عروسیش خیال‌بافی کنه، نمی‌تونه؟

‫چرا الان داری اینا رو میگی؟

‫الیزابت...

‫چون می‌دونم که...

‫وقتی با لباس سفید ‫توی محراب ببینمت...

‫شادترین روز زندگیم رو تجربه کردم.

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۹»

‫بلیت!

‫بلیت دو سانس یه سانس جیمز دین ‫بابیلونیوم رو بگیرید.

‫قضیه‌ی جیمز دین چیه؟

‫به‌عنوان رئیس انجمن هواداریش ‫من به همراه دین‌ـیزن‌ها

‫چند ماهی هست منتظریم فیلم «شرق بهشت» ‫به شهرمون برسه.

‫خب پس شانس بهت رو کرده

‫چون یه نسخه از شرق بهشت رو توی سینما داریم.

‫و اونوقت چرا من باید برم بابیلونیوم

‫وقتی پرده‌ی اورفیوم ‫نزدیک گریندیل خیلی بزرگ‌تره

‫و مناسب شأن و قامت جیمی دین عزیزم هم هست؟

‫این اورفیوم ‫به تو و دین‌ـیزن‌هات بلیت مفتی میده؟

‫به شرطی که بری از بابیلونیوم تعریف کنی.

‫می‌خوایم به‌یاد جیمی ‫یه جمعیت عظیم جمع کنیم.

‫به خاک مقدس قبر جیمز دین قسم

‫کل انجمن هواداریش، ‫ویکسن‌ها و بولداگ‌ها رو میارم.

‫عالیه.

‫اما بولداگ‌ها رو بیخیال.

‫خودم دعوتشون می‌کنم.

‫آماده شید پسرها ‫چون آخر هفته بابیلونیوم حسابی غلغله‌ست.

‫از الان می‌تونم حدس بزنم.

‫خب چرا داریم بلیت مجانی می‌دیم؟

‫بذار یه رازی رو راجع‌به ‫تجارت سینما بهت بگم، کوین‌جان.

‫ما بیشتر سودمون از ‫فروش پاپکورن و نوشابه‌ست.

‫و قضیه‌ی دعوت بولداگ‌ها چی بود؟

‫اونا قهرمان‌های تیم شهرن. ‫معلومه که باید بیان.

‫همه‌شون یا یه عضو به‌خصوصشون؟

‫اینجا رو باشید بچه‌ها.

‫خانم تینسل‌تونی اینجا چیکار می‌کنن؟

‫درستش تینسل‌تاون‌ـه. ‫(لقب هالیوود)

‫به‌عنوان طرفدار تیم بولداگ‌ها ‫خواستم شخصاً بلیت مجانی

‫دو سانس جیمز دین توی ‫بابیلونیوم رو بهتون پیشنهاد بدم.

‫بلیت‌ها توی کمدهاتون هستن.

‫و تو چی، رجینالد؟

‫کنار خودم صندلی برات نگه دارم؟

‫قطعاً امیدوارم می‌دونی جیمی دین ‫توی دبیرستان چیکار می‌کرده.

‫چیکار می‌کرده؟

‫ستاره‌ی بسکتبال بوده رجی.

‫عین خودت.

‫«شورش بی‌دلیل ۱۹۵۵» ‫«شرق بهشت ۱۹۵۵»

‫خدمت شما.

‫میشه ۲۵ سنت.

‫باشه.

‫یا...می‌تونی بعد از فیلم ‫یه میلک‌شیک مهمونم کنی.

‫ول‌کن نیستی، نه؟

‫تو هم شل‌کن نیستی.

‫خیلی‌خب، باشه. ‫بریم.

‫بیا.

‫- بعد از فیلم بیام همین‌جا؟ ‫- آره.

‫برو داخل اگه می‌خوای فیلم از دستت نره.

‫ورانیکا؟

‫کوین. بگو کی امشب بعد از فیلم ‫قراره با رجی منتل بره سر قرار؟

‫خوش به حالت اما برای کِلی توی ‫اتاق آپارات یه مشکلی پیش اومده.

‫نمی‌دونم چی شده اما ‫نسخه‌ای که از استودیو گرفتیم...

‫نمی‌تونیم پخشش کنیم.

‫چی؟! ‫چرا؟

‫بیش از حد استفاده شده.

‫چندتا حلقه‌ی فیلم عین این هستن؟

‫داستان همینه، همه‌شون.

‫کل بلیت‌ها هم فروش رفته.

‫به بابیلونیوم خوش اومدید.

‫خیلی خوشحالیم که امشب میزبان شما هستیم.

‫پس انقدر مغزمون رو نخورید ‫و فیلم کوفتی رو پخش کنید!

‫آره!

‫به علت یه مشکل فنی پیش‌بینی نشده

‫متأسفانه باید بهتون اطلاع بدم که امشب ‫نمی‌تونیم دو سانس جیمز دین رو پخش کنیم.

‫می‌دونستم!

‫هرچند...

‫هرچند، داریم روی مشکل کار می‌کنیم

‫و دو سانس رو به یه زمان دیگه موکول...

‫خیلی ممنون واقعاً

‫اما ما به‌عنوان اعضای مفتخر ‫انجمن هواداری جیمز دین ریوردیل

‫می‌خوایم پولمون رو پس بدید...فوراً.

‫پس بدید! ‫پس بدید!

‫پس بدیم؟

‫شما که اصلاً بلیت مجانی ‫داشتید، تو هم همینطور شرل.

‫درسته، اما کلی پول بابت ‫پاپکورن و نوشابه دادیم

‫تا وسط فیلم بخوریم، که ‫البته دیگه خبری ازش نیست.

‫خیلی خوشحال میشم که به تک تک شما عزیزان

‫یه کوپن برای انتخاب خوراکی...

‫کوپن‌های مسخره‌تون مال خودتون.

‫پولمون رو پس بدید!

‫- آره! ‫- دزدی که شاخ و دم نداره!

‫انگار جیمی دین ‫یه‌بار دیگه مُرده!

‫باشه، باشه، خیلی‌خب.

‫آروم باشید، آروم.

‫می‌تونید رسیدتون رو دم بوفه تحویل بدید ‫تا کامل پولتون رو پس بگیرید.

‫باشه، تو راست میگی!

‫هوی!

‫رجی...

‫واقعاً معذرت می‌خوام.

‫با اینکه خیلی دوست دارم یه ‫میلک‌شیک شریکی بخوریم...

‫الان کلی کار داری.

‫درسته.

‫بابیلونیوم رسماً به یه نخ وصله.

‫آره، خودم فهمیدم.

‫خوشحال میشم قرار رو ‫بذاریم برای یه‌وقت دیگه.

‫عه؟ ‫باشه.

‫هر وقت آزاد بودی پس بهم بگو.

‫خیلی‌خب.

‫توی عمرم همچین چیزی نشنیدم آقای راث.

‫آخه استودیویی به زبانزدی ‫شما اینطوری نسخه‌های غیرقابل پخش

‫اون هم برای فیلمی به ‫مهمی «شرق بهشت» می‌فرسته؟

‫والا من هم اندازه‌ی شما در تعجبم خانم لاج.

‫در هر صورت، واقعاً بابت ‫این اتفاق عذرخواهی می‌کنم.

‫عذرخواهی‌تون قبول

‫اما من یه نسخه‌ی تازه و سالم ‫از «شرق بهشت» می‌خوام.

‫خب من هم مثل شما بیننده برای ‫فیلم از ریوردیل می‌خوام.

‫باور کنید راست میگم. ‫چون واقعاً فیلم قشنگیه

‫اما متأسفانه دیگه نسخه‌ای نمونده.

‫شما برای من حلقه‌ی خراب فرستادی. ‫این کجاش تقصیر منه؟

‫خانم لاج!

‫ورانیکا. ‫می‌تونیم ورانیکا صدات کنم؟

‫تو صاحب سینمایی.

‫همیشه مشکل از سمت شماست.

‫اگه انقدر کم‌تجربه نبودی می‌فهمیدی.

‫کم‌تجربه؟!

‫بذار خیالت رو راحت...

‫شرمنده اما باید قطع کنم.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left