ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
عزا واقعاً چیز مزخرفیه.
وقتی مثل من عزیزی رو از دست میدید...
که الگوی ادبی و استادم بِرد ریبری رو از دست دادم...
زمان ریتم کند و دردناکی به خودش میگیره.
و یک لحظه حس ابدیت بهت میده.
اما برای بقیهی دنیا زمان میگذره.
تو دیگه عضو تیم ویکسنها نیستی.
از نظر من و مادرت محیطش بیش از حد برات جنسیه.
دبیرستان خودش کلاً محیط شدیداً جنسیایه.
بهنظرتون اینطور نیست؟
از دید تو اینطوریه؟
یه مشت نوجَوون حشری که چندین ساعت پیش هم گیر افتادن و میلولن توی هم...
اونوقت از دید شما چطوریه؟
یک مؤسسهی آموزشی باید یه محیط امن رو برای دانشآموزهاش فراهم کنه
تا بتونن خودشون رو از نظر هوشی بدون خطرات فیزیکی و اخلاقی به چالش بکشن.
خب، پس انگار زیاد سر زنگ ورزش نبودید.
تو اینجایی بتی...
چون پشت پنجرهی اتاقت برای لذت پسر همسایهتون لخت شدی.
بعدش هم که وسط پخش زندهی تلویزیون...لباس زیرت رو نشون دادی.
خلاصه بخوام بگم...بهطرز ناسالمی شیفتهی تمایلات جنسی شدی.
وقتی اینطوری باشه کلمههایی مثل...
معتاد سکس، خودنما و غیرقابل کنترل از نظر جنسی، به ذهن میاد.
دقیقاً در مورد چی میخواید با من حرف بزنید دکتر وردرز؟
خب، طبق رفتار اخیرت بیشتر کنجکاوم.
اولین خاطرهی جنسیت چیه؟
فکر نمیکنم یادم باشه.
خب پس در این صورت...
بهنظرت هر چند وقت به سکس فکر میکنی؟
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: DigiMoviez@
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
بتی!
هر چند وقت به سکس فکر میکنی؟
همون میزان معمول.
یه عدد باید بگی بتی.
خب، طبق حرفهای دکتر کینگزلی
نوجَوونها هر ۷ ثانیه به سکس فکر میکنن.
اون آمار برای پسرهاست.
شاخصش برای دخترهای نوجَوون فرق داره.
خب پس بهنظرم من...همیشه به سکس فکر میکنم.
چی نوشتی؟
چیز مهمی نیست.
بهنظرت چرا همیشه به فکر سکسی؟
خب کنجکاوم بدونم...چه حسی داره.
فکر نکنم صبر کردن تا ازدواج برای یه سکس منطقی باشه.
خب پس سکس برای لذت چی؟
بتی، سکس برای آدمهای مزدوج هست تا بتونن تشکیل خونواده بدن.
خب پس اون مجلههای دخترونه که بابام توی کشوی جورابهاش قایم میکنه چی هستن؟
جـ...جانم؟
خب، یادمه پارسال داشتیم آماده میشدیم بریم کلیسا.
بابام گفت برم دکمههای سرآستینش رو بیارم
و وقتی توی کشوی جورابهاش داشتم میگشتم...
کلی مجلهی دخترونه پیدا کردم.
پدرت که نیومده جلسهی روانشناسی. تو اومدی.
خب شاید اون هم باید بیاد.
پدرت یه مرد بالغه.
من روانپزشک کودکم.
من بچه نیستم.
البته راستش فکر میکنم که...
بحثمون داره باعث میشه اوضاع رو شفافتر ببینم.
از چه نظر؟
خب، دارم متوجه میشم که...
فکر نکنم بخوام ازدواج کنم.
حداقل حالا حالاها نه. شاید هم هیچوقت.
میخوام توی دنیا تأثیرگذار باشم عوض اینکه...
یا کنار اینکه... فقط تشکیل خانواده بدم.
تق تق.
سلام عزیزم.
یهچیز باحال برات آوردم.
اینا برای چیه؟
توی مغازه بودم که دیدم این عکسها خیلی قشنگن.
گفتم حتماً باید یه چندتا برات بگیرم.
من که اصلاً هنوز با کسی توی رابطه نیستم، مامان.
اونش مهم نیست.
یه دختر میتونه راجعبه عروسیش خیالبافی کنه، نمیتونه؟
چرا الان داری اینا رو میگی؟
الیزابت...
چون میدونم که...
وقتی با لباس سفید توی محراب ببینمت...
شادترین روز زندگیم رو تجربه کردم.
«ریوردیل» «فصل: ۷ قسمت: ۹»
بلیت!
بلیت دو سانس یه سانس جیمز دین بابیلونیوم رو بگیرید.
قضیهی جیمز دین چیه؟
بهعنوان رئیس انجمن هواداریش من به همراه دینـیزنها
چند ماهی هست منتظریم فیلم «شرق بهشت» به شهرمون برسه.
خب پس شانس بهت رو کرده
چون یه نسخه از شرق بهشت رو توی سینما داریم.
و اونوقت چرا من باید برم بابیلونیوم
وقتی پردهی اورفیوم نزدیک گریندیل خیلی بزرگتره
و مناسب شأن و قامت جیمی دین عزیزم هم هست؟
این اورفیوم به تو و دینـیزنهات بلیت مفتی میده؟
به شرطی که بری از بابیلونیوم تعریف کنی.
میخوایم بهیاد جیمی یه جمعیت عظیم جمع کنیم.
به خاک مقدس قبر جیمز دین قسم
کل انجمن هواداریش، ویکسنها و بولداگها رو میارم.
عالیه.
اما بولداگها رو بیخیال.
خودم دعوتشون میکنم.
آماده شید پسرها چون آخر هفته بابیلونیوم حسابی غلغلهست.
از الان میتونم حدس بزنم.
خب چرا داریم بلیت مجانی میدیم؟
بذار یه رازی رو راجعبه تجارت سینما بهت بگم، کوینجان.
ما بیشتر سودمون از فروش پاپکورن و نوشابهست.
و قضیهی دعوت بولداگها چی بود؟
اونا قهرمانهای تیم شهرن. معلومه که باید بیان.
همهشون یا یه عضو بهخصوصشون؟
اینجا رو باشید بچهها.
خانم تینسلتونی اینجا چیکار میکنن؟
درستش تینسلتاونـه. (لقب هالیوود)
بهعنوان طرفدار تیم بولداگها خواستم شخصاً بلیت مجانی
دو سانس جیمز دین توی بابیلونیوم رو بهتون پیشنهاد بدم.
بلیتها توی کمدهاتون هستن.
و تو چی، رجینالد؟
کنار خودم صندلی برات نگه دارم؟
قطعاً امیدوارم میدونی جیمی دین توی دبیرستان چیکار میکرده.
چیکار میکرده؟
ستارهی بسکتبال بوده رجی.
عین خودت.
«شورش بیدلیل ۱۹۵۵» «شرق بهشت ۱۹۵۵»
خدمت شما.
میشه ۲۵ سنت.
باشه.
یا...میتونی بعد از فیلم یه میلکشیک مهمونم کنی.
ولکن نیستی، نه؟
تو هم شلکن نیستی.
خیلیخب، باشه. بریم.
بیا.
- بعد از فیلم بیام همینجا؟ - آره.
برو داخل اگه میخوای فیلم از دستت نره.
ورانیکا؟
کوین. بگو کی امشب بعد از فیلم قراره با رجی منتل بره سر قرار؟
خوش به حالت اما برای کِلی توی اتاق آپارات یه مشکلی پیش اومده.
نمیدونم چی شده اما نسخهای که از استودیو گرفتیم...
نمیتونیم پخشش کنیم.
چی؟! چرا؟
بیش از حد استفاده شده.
چندتا حلقهی فیلم عین این هستن؟
داستان همینه، همهشون.
کل بلیتها هم فروش رفته.
به بابیلونیوم خوش اومدید.
خیلی خوشحالیم که امشب میزبان شما هستیم.
پس انقدر مغزمون رو نخورید و فیلم کوفتی رو پخش کنید!
آره!
به علت یه مشکل فنی پیشبینی نشده
متأسفانه باید بهتون اطلاع بدم که امشب نمیتونیم دو سانس جیمز دین رو پخش کنیم.
میدونستم!
هرچند...
هرچند، داریم روی مشکل کار میکنیم
و دو سانس رو به یه زمان دیگه موکول...
خیلی ممنون واقعاً
اما ما بهعنوان اعضای مفتخر انجمن هواداری جیمز دین ریوردیل
میخوایم پولمون رو پس بدید...فوراً.
پس بدید! پس بدید!
پس بدیم؟
شما که اصلاً بلیت مجانی داشتید، تو هم همینطور شرل.
درسته، اما کلی پول بابت پاپکورن و نوشابه دادیم
تا وسط فیلم بخوریم، که البته دیگه خبری ازش نیست.
خیلی خوشحال میشم که به تک تک شما عزیزان
یه کوپن برای انتخاب خوراکی...
کوپنهای مسخرهتون مال خودتون.
پولمون رو پس بدید!
- آره! - دزدی که شاخ و دم نداره!
انگار جیمی دین یهبار دیگه مُرده!
باشه، باشه، خیلیخب.
آروم باشید، آروم.
میتونید رسیدتون رو دم بوفه تحویل بدید تا کامل پولتون رو پس بگیرید.
باشه، تو راست میگی!
هوی!
رجی...
واقعاً معذرت میخوام.
با اینکه خیلی دوست دارم یه میلکشیک شریکی بخوریم...
الان کلی کار داری.
درسته.
بابیلونیوم رسماً به یه نخ وصله.
آره، خودم فهمیدم.
خوشحال میشم قرار رو بذاریم برای یهوقت دیگه.
عه؟ باشه.
هر وقت آزاد بودی پس بهم بگو.
خیلیخب.
توی عمرم همچین چیزی نشنیدم آقای راث.
آخه استودیویی به زبانزدی شما اینطوری نسخههای غیرقابل پخش
اون هم برای فیلمی به مهمی «شرق بهشت» میفرسته؟
والا من هم اندازهی شما در تعجبم خانم لاج.
در هر صورت، واقعاً بابت این اتفاق عذرخواهی میکنم.
عذرخواهیتون قبول
اما من یه نسخهی تازه و سالم از «شرق بهشت» میخوام.
خب من هم مثل شما بیننده برای فیلم از ریوردیل میخوام.
باور کنید راست میگم. چون واقعاً فیلم قشنگیه
اما متأسفانه دیگه نسخهای نمونده.
شما برای من حلقهی خراب فرستادی. این کجاش تقصیر منه؟
خانم لاج!
ورانیکا. میتونیم ورانیکا صدات کنم؟
تو صاحب سینمایی.
همیشه مشکل از سمت شماست.
اگه انقدر کمتجربه نبودی میفهمیدی.
کمتجربه؟!
بذار خیالت رو راحت...
شرمنده اما باید قطع کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.