Saw X

Saw X

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Saw X 2023 10bit 720p x265 BrRip 6CH PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master

ടാഗുകൾ

brrip
720p
720
x265
bdrip
bdr
x264
BDR
BluRay
1080
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-11-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 87
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » ‫.::@EmpireBestTV::.

‫این یکی طولانی بودش.

‫گمون نکنم بهم بگی وضعم چجوریاست، نه؟

‫متأسفانه، من فقط یه تکنسینم.

فردا ‫نتایج می‌رسه دست دکترتون.

‫- دوست دارید کمکتون کنم بلند بشید؟ ‫- خیلی ممنونم.

‫لطف می‌کنی.

‫« فیلم اَره » « دهمین سری از این مجموعه »

‫آره، درسته،

‫سرطان غم و درد و ترس رو

‫وارد زندگی روزمره‌م کرده.

‫خیله‌خب، کریس ‫امروزمون یه هدیه‌ست.

‫برای همین بهش میگن زمان حال. ‫ (پرزنت=هدیه)

‫کسِ دیگه‌ای مایله حرف بزنه؟

‫هنری کسلر هستم.

‫بفرمایید آقا.

‫مرحله چهار سرطان پانکراس دارم.

‫لاعلاجـه.

‫خب، این چیزیه که بهم گفتن ‫ولی...

‫تا لحظه آخر باهاش می‌جنگم.

‫چقدر وقت دارم؟

‫یک سال؟

‫در بهترین حالت، چند ماه.

‫فعلاً کار‌های ناتموم زیادی دارم.

‫توصیه من رو می‌خوای؟

‫خودتو بازنشسته کن .

‫می‌دونید، تو این مرحله،

‫همه همیشه دنبال ‫یه راه در رو هستند.

‫اما گاهی وقت‌ها کسایی که ‫سرنوشت‌شون رو قبول می‌کنند،

‫راحت‌تر از سر می‌گذروننش.

‫راحت‌تر می‌گذرونن؟ ‫چی رو؟

‫مُردن رو؟

‫پس توصیه شما به من ‫اینه که راحت‌تر بمیرم.

‫کمک! کمک! کمک! کمک! ‫تو رو خدا!

‫دوست دارم یه بازی‌ای باهات بکنم.

‫شاید این بازی باعث بشه ‫اون انگشت‌های ناپاکت درست بشه.

‫من، تو رو خوب تحت نظر داشتم و ‫از چیزی که دیدم اصلاً خوشم نیومد.

‫شغل تو به عنوان یه سرایدار ‫شغلِ شریفی هستش.

‫تو بیمارستان رو ضدعفونی و استریل می‌کنی...

‫به مریض‌ها کمک می‌کنی ‫تا دوباره بیمار نشن.

‫اما یه بیماری هم درون خودت وجود داره

‫ که باید از بین بره.

‫تو این توانایی رو داری که امروز

‫نه تنها روحت، بلکه ‫بیناییت رو هم نجات بدی.

‫تنها کاری که باید انجام بدی ‫اینه که...

‫شماره‌ها رو تا ‫موقعیت پنج بچرخونی،

‫اینجوری زنده می‌مونی و ‫می‌تونی با چشمت فردا رو هم ببینی.

‫شصت ثانیه فرصت داری.

‫کمکم کنید، تو رو خدا!

‫کمکم کنید! تو رو خدا، ‫لطفاً. کمک. کمک!

‫نمی‌تونم! نمی‌تونم! نمی‌تونم!

‫تو رو خدا، نه!

‫گور پدرت!

‫انتخاب خوبی بود.

‫بفرمایید آقا.

‫متشکرم.

«وصیت‌نامه جان کرمر»

‫میشه یه کلوچه بلوبری بهم بدید لطفاً؟

‫جون خوشمزه به نظر می‌رسن

‫ممنونم.

‫هنری!

‫تو یه گروه حمایت از بیمارای سرطانی بودیم.

‫جان کرمر.

‫تو رو یادم میاد.

‫هی، از دیدنت خوشحالم.

‫منم همین‌طور.

‫عالی به نظر می‌رسی.

‫متشکرم. حس توپی هم دارم.

‫ اگه اشتباه می‌کنم، بگو، ولی تو...

‫آه، آره. مرحله چهار سرطان پانکراس داشتم.

‫اما الان، بعد از گذشت چهار ماه

‫تو بهبودی کاملم.

‫چطور؟

‫داستانش طولانیه.

‫دوست دارم بشنومش.

‫وقت داری برام تعریفش کنی؟

‫حتماً،‌ چرا که نه.

‫خب، آم،

‫من در مورد یه دکتر متخصص ‫مقاله‌ای خوندم،

‫ یکی به اسم دکتر فین پیدرسون.

‫اون یه نوع درمان خاصی رو ابداع کرده.

‫و یه مخلوط دارویی پیشگامانه

‫همراه با جراحی هستش.

این زخم یادگارِ جنگِ من با بیماریم‌ـه

‫می‌دونم بد به نظر میاد

‫ولی ارزشش رو داشت.

‫آره.

‫- تو این کشور هم در دسترسه؟ ‫- نه.

‫نه، نه. این درمان تو ‫ایالات در دسترس نیستش

‫داروشون توسط سازمان غذا و دارو ‫تایید نشده.

‫راستش، مورد تایید هیچ‌کس نیستش.

‫من.. اون‌ها رو.. زمان درمانم

‫تو نروژ ندیدمشون.

‫ولی...

‫این لینکِ سایتشون...

‫هنوزم کار می‌کنه.

‫هی، جان.

‫موفق باشی، مرد. باشه؟

‫من... برات دعا می‌کنم.

‫متشکرم.

‫مراقب خودت باش.

‫دکتر، رویه درمانتون دقیقاً چیه؟

‫خب، در شرایط درست و ‫با محرک‌های عمومی مناسب،

‫ژن‌ها رو میشه مثل کلید چراغ ‫روشن و خاموش کرد.

‫و شما با اینکار سلول‌های سرطانی ‫رو هدف قرار میدید؟

‫دقیقاً.

‫کاری که موفق شدیم انجام بدیم اینه که تونستیم ‫یه مخلوط دارویی جدید و پیشرفته ابداع کنیم

‫همراه با جراحی،

‫تا به سلول‌های پزشکی یاد بدیم ‫که چطور روشن و خاموش بشند.

‫چه جالب.

‫هوم.

‫پدر من، دکتر فین پیدرسون، ‫بخاطر دولت‌های فاسد و

‫ارتباط آن‌ها با شرکت‌های بزرگ دارویی ‫مجبور به اختفاء شده.

‫می‌پرسید چرا؟

‫چون که پدرم در آستانه ‫شفای ده‌ها نوع بیماری بودش،

‫یعنی دیگه نیازی به مصرف ‫مادام العمر دارو نداشتید.

‫می‌تونید تصور کنید این چه معنایی میده؟

‫خب، شرکت‌های بزرگ دارویی ‫مطمئناً تصورش کردن.

‫و من اینجا هستم تا بهتون بگم ‫که این وضعیت غیرقابل قبوله.

‫پس در حالی که پدرم روی ‫بهبود بیشتر فرمول‌هاش کار می‌کنه،

‫من روش درمانی اون رو به ‫منظور انجام آزمایش‌های بیشتر

‫بدست می‌گیرم،

‫تا جون انسان‌های بیشتری رو نجات بدم.

.پیام از طرف جان کرمر

هنری کسلر شما رو بهم معرفی کرده .و برام خیلی جالب بودید

‫پیام با موفقیت ارسال شد.

‫شما؟

‫سیسیلیا پیدرسون هستم.

‫شما جان کرمر هستین؟

‫بله خودمم.

‫خوبه.

‫ما ایمیلی حاوی سوابق پزشکی شما رو ‫دریافت کردیم، آقای کرمر.

‫ممنون که با ما ارتباط گرفتید.

‫من در حال بررسی نامزدهای ‫بالقوه برای برنامه درمانیمون هستم.

‫برای همین الان بهتون زنگ زدم که بگم

‫حدود سه ماه دیگه قراره دوباره ‫جای خالی تو برنامه‌مون داشته باشیم.

‫آقای کرمر؟

‫عه... بله، پشت خطم.

‫شما سه ماه فرصت ندارید، مگه نه؟

‫خیله‌خب، گوش کنید...

‫من در حال ‫حاضر تو مکزیک کار می‌کنم.

‫کارکردن تو اسلو دیگه برامون سخت شده بودش.

‫اما ما اینجا تیمی از متخصصان رو داریم

‫که به روش درمانی پیدرسون باور دارند.

‫و من گروهی از بیمارهای واجد شرایط رو

‫برای شروع درمانشون ‫از هفته دیگه، دور هم جمع می‌کنم.

‫به نظرم اگر که خودتونم علاقه‌مند باشید ‫

‫می‌تونم یکی دیگه رو هم به لیست اضافه کنم.

‫بله، علاقه‌مندم.

‫هنری کسلر...

‫شما رو بهم معرفی کردش.

‫هنری، حالش خوبه پس. ‫خیلی خوشحال شدم.

‫می‌خوام بدونم اگه امکانش هست...

‫ یکم بیشتر راجع به روند درمان بهم توضیح بدید؟

‫البته.

‫این یه درمان دو جانبه‌ست که ‫از مخلوط ساکسیوفنول پدرم توش استفاده میشه.

‫و در مورد شما همراه با جراحی جمجمه ‫برای پاکسازی تومورتون ترکیب میشه.

‫هر وقت که هر دوی اینا رو با هم ترکیب کردیم، ‫نتایج خیره کننده‌ای بدست آوردیم.

‫بیش از 90٪ درصد موفقیت داشتیم.

‫می‌دونم که سفر طولانی‌ای هستش،

‫آقای کرمر. ‫به خصوص برای کسی با شرایط شما.

‫اما می‌خوام بدونید که ما ‫یه محل بسیار زیبا

‫برای کلینیک‌مون در خارج از ‫مکزیکو سیتی پیدا کردیم.

‫تو یه منطقه‌ای ‫خارج از حومه شهره،

‫حوالی یه روستا که می‌تونید هم امنیت و ‫هم حریم خصوصی لازم رو داشته باشید.

‫همچنین، قراره که یه راننده مورد اعتماد ‫شما رو به مجموعمون بیاره.

‫چه تاریخی مد نظرتونه؟

‫پنجم ماه. این جمعه نه جمعه بعدی.

‫گمونم بتونم اون موقع اونجا باشم.

‫- جی کرمر هستی، درسته؟ ‫- بله.

‫من دیگو هستم، به مکزیک خوش اومدی

‫بدینش من، تشریف بیارین، لطفاً.

‫بفرما.

‫اونو نگاه کن.

‫کلیسای جامع متروپولیتن هستش.

‫اونی هم که اونجاست به یادمان انقلاب‌ـه.

‫اونم فرشته استقلال هستش.

‫خوب نگاهش کنید. ‫خوشگل نیستش؟

‫هی، جی.

‫دوست من، اون هم، ‫مجسمه باستانی تلالوک آزتک‌هاست.

‫اونجا کشیش‌ها

‫قلب مردم رو بیرون می‌کشیدند

‫و از پله‌ها می‌نداختنشون پایین.

‫هر روز یه توریستی ازم می‌خواد ‫که بیارمش اینجا.

‫خیلی عجیبه.

‫هی، جی.

‫حالت خوبه؟

‫بیا بیرون!

‫اسمت چیه؟

‫جان کرمر.

‫یه بار دیگه دروغ بگی ‫یه خشاب تیر خالی می‌کنم تو مغزت.

‫دروغ نمیگم. ‫اسم من جان کرمر هستش.

‫نگران نباش کرمر. ‫چیزیت نمیشه.

‫تو در امانی. با من بیا. ‫بیا، بیا.

‫اینجاست. خوش اومدی. ‫مراقب سرت باش.

‫اتاقت اینجائه.

‫اینجاست. بیا.

‫همین‌جاست. موفق باشی.

‫بله؟

‫من جان کرمر هستم.

More Farsi Persian subtitles for Saw X

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left