ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
پیش از این در قهرمانان
. دوربین آماده اس برای هر چی
چکار داری می کنی ؟
. اوه ،خدایِ من
...وقتی که سرنوشت رو در آغوش می گیریم
. پتانسیلِ ما محدودیتی نداره
. تا اونجا که می دونی ،این اولین تلاشم بود
. آینده ،مملو از وعده هاست
. حالِ حاضر ،پُر از انتظاراته
...ولی وقتی که غریزه خودمون رو انکار می کنیم
...و علیه خودمون می جنگیم
آیا تویِ لیست هستی ؟
. تردید ،بوجود میاد
. مطمئناپدرم تویِ کارخانه کاغذ کار نمی کنه
. نمی دونم چکار می کنه
اون کجاست ،سایلار کجاست ؟
. نمی دونم در موردِ چی داری حرف میزنی
این مسیر به کجا ختم میشه ؟
...نمی دونم چطوری این کار رو کردی
...ولی قسم می خورم تا وقتی که
متوجه نشدم ،متوقف نشم ،می فهمی ؟
چه وقت ،این تغییرات پایان پیدا می کنه ؟
آیا این دگرگونی ،یک هدیه اس ؟
. فقط می خوام پسرم رو ببینم- یا یک دلیله ؟-
. تو هیچ چیزی درباره قدرت نمی دونی
...و برایِ کسانی که از اتفاقاتِ آینده می ترسن
. نمی تونم کنترلش کنم- . بذار کمکت کنم ،پیتر-
...مهمترین سئوال اینه که
آیا واقعاًمی تونیم به اون چیزی که هستید تغییر پیدا کنیم ؟
چکار داری می کنی ؟
...تو
. تو می تونی منو ببینی
...تو
. هیچکسی نمی تونه منو ببینه
. من نامرئی هستم
تو کی هستی ؟چطوری می تونی منو ببینی ؟
نمی دونم ،فقط کاری که تو انجام میدی رو . می تونم انجام بدم
جالبه. تو یکی از اونایی ؟
یکی از اونا ؟
منظورت اینه که باز هم افرادی مثلِ من رو می شناسی ؟
هی ،صبر کن. کجا داری میری ؟باید بهم . توضیح بدی
. ببین ،من تو رو دیدم. تو رو تویِ خوابم دیدم
تو کی هستی ؟- . من ؟من هیچکسی نیستم-
. من یه مَردِ نامرئی هستم. اسمم کلودرِینزه
. حالا از من دور شو. فراموش کن که هرگز منو دیدی
. آره ،ولی تو می دونی
چه اتفاقی برایِ من افتاده ؟
جریان چیه ؟
گوش کن. من تو رو پیدا کردم. می خوام . بهم کمک کنی
چرا باید این کار رو بکنم ؟
. چونکه همه ما در خطریم
. تمامِ شهر در خطره
. تویِ خوابم دیدم
. مردم می میرن. ما هم می میریم
. نمی دونم کی. ولی این اتفاق میفته
. پس بهتره شهر رو ترک کنی
کجا می خواهی بری ؟تو از دستِ من نمی تونی . پنهان بشی
. من یه مَردِ نامرئی هستم
می تونم یه گوشه ای برم و برایِ همیشه . ناپدید بشم
. آره ،ولی من می تونم تو رو ببینم. دنبالت میام
افرادی که زرنگتر از تو هستن ،این کار رو کردن . و تاوانش رو هم پرداختن
. از من فاصله بگیر
. و دنبالم نیا
. فیل قرمز با رگه هایِ آبی
اون رگه ها صاف هستن یا شطرنجی ؟
عزیزم ،من نمی تونم افکارت رو ببینم. فقط . می تونم اونا رو بشنوم
. یکی بهتر پیدا کردم
صبر کن. پرده هایِ کرکره ای در آپارتمانِ قدیمیِ ما ؟
چطوری این کار رو می کنی ؟
. مطمئن نیستم چه اتفاقی افتاده
. ضربانِ قلبش خیلی نامنظمه
بعد از این همه بلایی که سرش آوردیم ، . تعجبی هم نداره
. وضعیتش رو تثبیت کن
. یه کارِ دیگه میشه کرد
. به ما دستور دادن که زنده نگهش داریم . هر کاری که می تونی انجام بده
. تمامِ تلاشت رو بکن
. بارها و بارها
. وقتی اون بمیره ،کارِ من تموم میشه ،نه اون
روشن شد ؟
. من فقط دو دقیقه از ماشین فاصله گرفتم
. میشه48 دلار و50 سنت
برایِ یک روز پارکینگ ؟
هی ،تو ماشینت رو می خواهی یا نه ؟
. لعنتی
. تا شمشیر رو بدست نیارم ،هیچ قدرتی ندارم
. اون ،تمرکزِ قدرتِ کنزایی رو تویِ خودش داره
. برایِ من هم همین نقش رو داره
...ولی هیرو ،اگر هیچ قدرتی نداری
پس چطوری می تونیم اون شمشیر رو بدزدیم ؟
. یه راهی براش پیدا می کنم
. اون شمشیر ،سرنوشتِمنه
. یه سلاحِ سامورایی ،باید با افتخار استفاده بشه
. و با احترام
. این شمشیر ،خیلی درس برایِ آموختن داره
. شمشیرها برایِ کشتن به کار میرن
. به همین دلیل تیز هستن
شاید اون مردی که منفجر میشه رو باید با . شمشیر بکشم
آیا واقعاً سرنوشتم اینه که اون مَرد رو بکشم ؟
. هیرو صبر کن- چی شده ؟-
...اون مردی که کنارِ ماشینِ ما ایستاده
. خیلی دوستانه به نظر نمیاد
. اون یه اسلحه داره
. یه کاری بکن
. من هیچ قدرتی ندارم
. کمک ،یه مَرد داره ما رو تعقیب می کنه
دکتر سورِش ؟
آیا منو به یاد دارید ؟
. نِیتِن پیترِلی
. وقتی تویِ ماشینم بودم ،فریاد میزدی
. آره ،ما تویِ شرایطِ بدی همدیگر رو دیدیم
. می دونم که مثلِ دیوانه ها ظاهر شدم
ممکنه بیام داخل ؟
. دنبالِ برادرم می گردم ،دکتر
. پس هر دومون تویِ یه شرایط هستید
ببخشید ؟
. دو روزه که براش پیام گذاشتم
. پس فکر کنم لزومی نداشت به اینجا بیام
باید پیداش کنم. آخرین خبری که ازش دارم ، . اینه که تویِ تگزاس بود
. به ندرت خونه میومد
. زندگیِ عادی نداشت و حالا هم دوباره گم شده
...می ترسم از اینکه یه جورایی
. صدمه دیده باشه
...دکتر ،امیدوارم یه جورایی بتونی توضیح بدی
چه اتفاقی داره براش میفته ؟
. پدرم قبل از مرگش ،یه لیستی رو تیه کرد
...حدودِ36 نفر که علائم ژنتیکی خاصی دارن
. رو کشف کرد
...علائم ژنتیکی که طبقِ تئوریهاش
. به اونا قدرتِ خاصی میده
و برادرم یکی از اوناست ؟
. شما هم شاملش هستید
. نیومدم اینجا تا در موردِ خودم حرف بزنم
. خوبه
علائم دی. اِن. اِی پیتر ،نشون میده که . می تونه مخلوط بشه
. مثلِ رنگهایِ یک موزائیک
می تونه از خصوصیاتِ توانائیهایِ اطرافیانش . تقلید کنه
مثلِ آفتاب پرست ؟
. مثلِ اسفنج
. به همین دلیل روش مطالعه کردم
...آیا شرایطی که داره ،می تونه برایِ خودش
یا اطرافیانش خطرناک باشه ؟
...اگر توانائیهایِ زیادی رو جذب کنه
...یا با یه قدرتِ غیرِ پایدار تماس حاصل کنه
. باید بگم بله
می تونی درستش کنی ؟
یه جورایی ژنتیکیش رو تغییر بدی ؟
...از لحاظِ تئوری ،ممکنه
. عاملِ بازدارنده ای وجود داشته باشه
. ولی وقتی اونو پیدا کنیم ،بهتر متوجه میشم
ما ؟
...دکتر ،تنها چیزی که برادرم نیاز نداره اینه که
. یه نفر خیالبافیهاش رو تشدید کنه
. به هر حال ممنونم
. آقایِ پیترِلی
...از بینِ تمامِ آدمهایِ این لیست
. برادرِ شما از همه مهمتره
...اگر پیداش کنم و روش مطالعه کنم
. خیلی بیشتر می تونم کمکش کنم
. می تونم به همه شما کمک کنم
. حالا چند لحظه صبر کن تا کُتم رو بردارم و باهات بیام
. بهت گفتم که دنبالم نیا
. به کمک نیاز دارم
تو اینجا زندگی می کنی ؟
تو مثلِ اینکه دیر می گیری ،درسته ؟
. من از مالکِ این ساختمان نگهداری می کردم
. اسمش چارلز دووکس بود
. تا حالا اسمش رو نشنیدم
فکر نمی کنی عجیب باشه ؟
. من اینجا کار می کردم
تویِ همین محلی که تو زندگی می کنی و . پرنده هات رو نگه میداری
. من هیچ چیزی نگه نمی دارم
. من اونا رو روزی یکبار آزاد می کنم و برمی گردن
. مثلِ اینکه به من علاقه مند هستن
. باید یاد بگیرم که چطوری کنترلش کنم
. مثلِ خودت
. در موردِ چی حرف میزنی ؟اون غیرِ قابلِ کنترله
. باید یه راهی داشته باشه
. اگر کنترلش نکنم ،نیویورک منفجر میشه
. می فهمی ؟من منفجر میشم
یه مردی که منفجر میشه ،اینا رو از کجا می دونی ؟
. از تویِ خوابم
. از این محل
. تو رو به یه دلیل پیدا کردم
فکر کنم تو کسی هستی که می تونی . بهم یاد بدی چطوری متوقفش کنم
. همچین چیزی وجود نداره
نه آموزشی هست و نه کلاسِ خصوصی . برایِ آدمهایِ استثنایی
کاری که من می تونم انجام بدم رو تو نمی تونی . یاد بگیری
. صبح از خواب بلند شدم و بلد بودم
اگر این قدرت رو داشته باشی ،پس راهِ . استفاده ازش رو هم بلدی
. متاسفم ،رفیق ،کاری نمی تونم بکنم
. دارم سعی می کنم نمیرم
. تو می تونی یه کاری بکنی
. می تونم همین الان بکشمت
. می تونم مشکلِ منفجر شدنت رو حل کنم
. شاید به همین دلیل خوابم رو دیدی
. اینقدر مزاحمِ من نشو
. دیگه نمی تونی منو اینجا پیدا کنی
من دقیقاباید اینجا چکار کنم ؟
. هر کاری که پدرم نمی خواد ما بفهمیم
. تو گفتی که خیلی به کامپیوتر واردی
No comments yet. Be the first to leave one.