Most Dangerous Game - Second Season

Most Dangerous Game - Second Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Most Dangerous Game S02E11 1080p WEB H264-GGEZ
കമന്ററി എഴുതിയത് MgarMsiri_9194
‫ترجمه و زیرنویس: محـمد گـرمـسیـری

ടാഗുകൾ

web
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-03-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 65
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 68 വരികൾ.

‫شکارچی‌ها چقدر بهش نزدیک شدن؟

‫به 180 متریش نتونستن بیشتر نزدیک بشن.

‫خودشون هم نمی‌دونستن. ‫تو مونتاک هوا کاملا تاریکه.

‫شهرهای ساحلی کوچیک، ‫به زحمت چراغی پیدا میشه.

‫سر هر ساعت، محلش برملا میشه،

‫و هر ساعت شکارچی‌‌ها ‫ تو تاریکی دور خودشون می‌گردن.

‫فراری، چند ساعت گذشته رو ‫ اطراف کمپ هیرو تو جنگل قایم شده.

‫کمپ هیرو؟ چی هست؟

‫یه پایگاه از رده خارج شده‌ی ارتش‌ـه.

‫ولی الان شروع به حرکت کرد!

‫فراری داره میره سمت اقیانوس.

‫آره، حالا که کمتر از ‫ یه ساعت از بازی مونده،

‫احتمالا حس می‌کنه تا آفتاب...

‫جنگل رو روشن نکرده، باید حرکت کنه.

‫رسیدیم، قربان.

‫خودم در رو باز می‌کنم، ممنون.

‫باید بگم این شکار خیلی آسون نبود،

‫ولی ما موفق شدیم، مگه نه؟

‫بله، قربان.

‫حالا می‌تونم وقتی خانم رئیس...

‫می‌فهمه نگرانی‎هاش ‫همه‌ش الکی بوده، قیافه‌ش رو ببینم.

‫شاید دفعه‌ی بعد، اینقدر ‫مو رو از ماست نکشه بیرون.

‫آره، باید برم. من رو در جریان بذار.

‫سلام، کورین.

‫سلام، آقای سلارز.

‫یه شکار موفق دیگه داره به اتمام میرسه.

‫راستی، کار شما و تیمتون عالی بود.

‫دارین میرین دیدن خانم رئیس؟

‫آره. تا حالا موقع اتمام شکار پیششون نبودم،

‫واسه همین گفتم خوبه که ‫ این قضیه رو با هم تجریه کنیم.

‫تو دفترش نیست، تو اتاق جلسه‌ست.

‫آهای؟ بله، با توئم.

‫بیا اینجا.

‫تنها اون بیرون چیکار می‌کنی؟

‫اومدم پیاده‌روی.

‫یه بطری آب میدی؟

‫آره، حتما.

‫بیا نزدیکتر. به زحمت ‫ می‌بینمت، خوشگل پسر.

‫خیلی بدی.

‫آره، تنها هم هستم.

‫چت شده؟

‫بعد از مشروب، رفتم موج‌سواری.

اندازه یه موج خوردم.

‫تا خرخره چای سردهای لانگ آیلند خوردی؟

‫یه همچین چیزی.

‫ما هم تمام شب ‫ مشغول بودیم، پس می‌فهمم.

‫این همسایه‌ی جدیدم...

‫عجب. لینی.

‫لینی.

‫چند ساعته جشن گرفتیم، دختر.

‫این لینی‌‌ـه. من دینام.

‫لینی بهتر از من تحمل مشروب خوردن داره.

‫همه بهتر از تو تحمل مشروب خوردن دارن.

‫همونجا وایسا.

‫میرم واسه صورتت، پماد و چسب زخم بیارم.

‫باشه؟ الان برمی‌گردم.

‫چرا اینقدر غریبی می‌کنی؟

‫دوست نداری بیای بالا ‫ و به جشن ملحق بشی؟

‫راحتم. ممنون.

‫پس می‌خوای بطری آبم رو برداری و فرار کنی؟

‫شب خوش.

‫هی، کجا میری؟

‫بی‌خیال، گازت نمی‌گیرم.

‫مامان، بابا...

‫بیست و هشت دقیقه دیگه.

‫بیست و هشت دقیقه دیگه مواظبم باشین.

‫تا طلوع خورشید.

‫خواهش می‌کنم.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left