ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سو می
سو می
سو می
سو می
وو سو ری
پس اسمت وو سو ری بود
تو زنده بودی
تو زنده بودی
...آجوشی، چرا- ممنون که زنده موندی-
ممنون
آجوشی، چی شده؟
ممنون
وقتی کارت تموم شد بیا بیرون
بیرون منتظرتم
:ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:.
اون مرد جوونی که اینجا وایساده بود ندیدی؟
نه. چرا می پرسی؟
کجا رفت؟
رنگش حسابی پریده بود نزدیک بود غش کنه
موندم حالش خوبه یا نه
!افتخار ته سان) (!یوچان از باشگاه قایقرانی
!برنده مسابقات انفرادی) (!تبریک میگیم
نمیشه که هر موقع دلت می خواد بنرها رو عوض کنی
همون چیزی که قبلا اونجا رو بود رو آویزون کن
قربان. این لی ری آنی که اینجا نوشته منم
من هر ماه اول میشم، دیگه این کارا معنی نداره
فقط همین یه بار آویزونش می کنم !ببخشید
!هی! دانش آموز شماره یک ملی
شما خواهر زاده دوست پسرشین، نه؟
دارم درمورد آقای گونگ وو جین صحبت می کنم
مطمئنم اشتباه کرده
حتما اشتباه کرده
باز کجا میری؟- فکر کنم حالم بهتر شده-
ممنون بابت همه کارایی که انجام دادین
کجا میری؟
من خوبم. واقعا خوبم
هی، یو چان
بهتر از این نمیشم
واقعا، دیگه درد نمیاد
نباید تکون بخوری- خواهش می کنم-
دوباره داره اینکارو تکرار می کنه- باید نگهش داریم-
بریم
کمکم کنین- هی-
همینطور بمون- هی
همینطوری الکی که نمیگم
واقعا حالم خوبه. جدی میگم،باشه؟
این که دو روزه خوب نمیشه
این عکسشه
معمولا دو روزه خوب نمیشه
چی؟
خوب شده، نه؟
صبر کنم ببینم...چطوری اینقدر زود خوب شدی؟
!تاکسی
!یو چان- !هی-
مثل حیوون می مونه چرا اینقدر تند میدوه؟
هی، سوپ جلبکی که این بیمارستان میده خیلی خوبه
یه کاسه بگیریم؟
هی، اینکه تابلوئه. چرا به خودت زحمت پرسیدن میدی؟
بریم- باشه-
تابلوئه" یعنی چی؟"- بی خیال-
بله، منم
پس همچین اتفاقی افتاده
حتی به خاطر آزمایشاش غذا هم نخورده
احتمالا به خاطر دوستش شوکه شده
باید حسابی خسته باشه
لطفا خوب مراقبش باشین
بله- ...و-
اگه وقت دارین، میشه بعدا همدیگرو ببینیم؟
...من یکی رو دارم که
به خاطر زنده موندنم گریه می کنه و ازم تشکر می کنه
یه جورایی برای دوستم متاسفم
چون هر دومون تو یه تصادف بودیم، ولی فقط من زنده موندم
حتما خسته ای
بریم تو
دکتر کیم باهام تماس گرفت و گفت چه اتفاقی افتاده
حتما خیلی شوکه شدی
،وقتی ناراحت و افسرده ای
باید مراقب خودت باشی
یه مقدار از پوره ای که برات درست کردم بخور
...متاسفم، ولی
می خوام دراز بکشم
اول میرم یه ذره بخوابم
باشه
برو تو اتاق من و یه ذره بخواب
آقای گونگ، شما هم خیلی خوب به نظر نمی رسین
چون برای یه مدت طولانی رانندگی کردم
برو تو
یه حوله مرطوب برات میارم
تو هم باید بری تو اتاقت و یه ذره استراحت کنی
باشه. تو هم برو
آجوشی
چرا وقتی حرف میزنی بهم نگاه نمی کنی؟
فقط یه ذره خسته ام
یه ذره استراحت کن
به خاطر منه
الان پیاده نشو ، ایستگاه بعد پیاده شو
...اگه به خاطر اون تصادف نبود
الان مجبور نبود اینطوری زندگی کنه
من 13 سال بیهوش رو تخت بیمارستان افتاده بودم
،وقتی تو تخت بودم، همه مهارتام رو از دست دادم
و وقتی بیدار شدم دیدم که سی سالمه
اگه همینطور به ویولن زدن ادامه میداد، زندگی کاملا متفاوتی داشت
...واقعا گفتن اینکه نمی تونه کاری برای زمان
از دست رفته ش بکنه قلبمو به درد میاره
به خاطر منه
اون 13 سال رو تخت بوده
بعیده بتونه خیلی خوب ویولن بزنه
تا وقتی بتونم ویولن بزنم برام مهم نیست
...برای من، همچین فرصتی
خیلی باارزشه
به خاطر منه
...دلم می خواد زمان
رو برگردونم عقب
...برای من خیلی سخت و عجیبه
که تو این سن و سال باشم
،درسته، من یه آدم بالغم
ولی حس می کنم من تنها کسی ام که هنوز یه آدم بالغ نشدم
...من
اینو ازش گرفتم
...من همه چی رو
نابود کردم
به خاطر منه
همه اینا به خاطر منه
به خاطر منه
همه اینا به خاطر منه
به خاطر منه
چان
گچ پات چی شد؟
دیگه حالم خوب شده
پس وسیله هات کجان و چطوری مرخص شدی؟
بعدا به این چیزا رسیدگی می کنم
آقای گونگ و آجوما کجان؟
،سو ری همین الان خوابش برد
و آقای گونگ هم تو اتاقشه
...اگه اینطوری بری
ممکنه بیفتی، هر چند تو یه ورزشکار واقعی هستی
آقای گونگ، تو بیمارستان یه چیز خنده داری شنیدم
چی؟ کجا رفته؟
چرا تو اتاقش نیست؟
چی؟ اینجا بودی؟
...چیکار
چیه؟
چی شده؟
چی شده؟
چه شده؟ بهم بگو
چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟
دارم از نگرانی دیوونه میشم
دیگه حالم خوبه
راستی، تو اینجا چیکار کنی؟ پات چطوره؟
الان حالم خوبه. پس بی خیال من شو
بگو ببینم چه خبره؟
چان- بله. چیه؟-
،من واقعا متاسفم
ولی میشه یه ذره استراحت کنم؟ یه ذره خسته ام
...ولی- خواهش می کنم-
سو ری. باید بلند شی
و یه چیزی بخوری
خیلی وقته که به خاطر آزمایشات چیزی نخوردی
...من
خیلی خوابم میاد
فقط می خوام بخوابم
هی، جنیفر
اتفاقی برای دایی ام افتاده؟
...از دکتر شنیدم که
با هم رفتن دیدن دوست سو ری
دوست آجوما؟
...همون دوستش که اون روز باهاش تو تصادف بوده
حالش خوبه؟
حتما شوک بزرگی براش بوده. کل روز رو خوابیده
من به زودی میرم بیمارستان و همه چیز رو بررسی می کنم
...من کیفم رو- من برات میارم-
باید یکی رو هم اونجا ملاقات کنم
اوه، باشه. ممنون
، اگه این اتفاق برای دوست آجوما افتاده
چرا آقای گونگ اینقدر افسرده شده؟
چرا رفته بود تو انباری؟
جایزه بزرگ، گونگ وو جین، 47مین) (رقابت های بین المللی هنر
اینا همه چیزایین که قبل رفتن به آلمان ازشون استفاده می کرد
چرا یهو داشت به این خرت و پرتای قدیمی نگاه می کرد؟
...نکنه دوباره
آقای گونگ. میشه بیام تو؟
آقای گونگ
دایی. دایی؟
چیه؟ من اینجام
چی شد؟ ها؟
...وقتی اون موقع دیدم داری تو انباری گریه می کنی
یاد اون روز افتادم
...وقتی برای اولین بار بعد اینکه تصمیم گرفتی با ما بیای آلمان
اومدی اینجا
دایی
دایی، دیگه ما قراره با هم زندگی کنیم؟
کلی ذوق اینو داشتم که قراره با هم زندگی کنیم
دایی
،تو همیشه می خندیدی، ولی اون روز
گریه کردی
چرا گریه می کنی؟
کسی غذاهات رو ازت گرفته؟
...چیزای خیلی زیادی از
شش سالگیم یادم نمیاد
دایی
No comments yet. Be the first to leave one.