ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قراره بمیرید
نه، نه، نه
وایسا، وایسا، وایسا
همون آهنگه، همون آهنگه
آخی، عزیزم
تو یادته؟ - آره -
یالا، بخون ببینم
میشه بس کنید؟
میشه لااقل بزنی کنار من پیاده بشم؟
،میدونید چیه، مهم نیست از خودروی در حال حرکت
خودمو پرت میکنم بیرون، باشه؟
شاید مُردم و رفتم جهنم چون از این لحظه
که توش هستم خیلی بهتره
بیخیال - چطور دختر به این لوسی بزرگ کردیم؟ -
،نمیشه به موسیقی گِی عادی گوش کنید
مثل بریتنی یا مادونا یا حتی موسیقی متن فیلم؟
مراقب باش
پلیس شادی و خنده باز اومد
به خدا از هر دوتون متنفرم - نیستی -
.اسکارلت: نزدیکیم] [هنوز باورم نمیشه قراره اونجا زندگی کنیم
رسیدیم
هیچ جا خونهی آدم نمیشه
زود باش دیگه. بریم، پنج دقیقه
اون گوشی رو بذار کنار
چند سانته؟
شد 73 - دقیق 73؟ -
آره - باشه -
نظرت چیه، دخترم؟
خب، هنوز که هیچ روحی ندیدم
و نمیبینی، چون روح وجود نداره
هی، دیگه این حرف رو نزنی
چرا؟ - گند میزنه به کل استراتژی بازاریابیمون -
اصلاً پولی میمونه من برم دانشگاه بعد از اینکه شماها
همهشو خرج بازسازی اینجا کنید؟
میدونی هفتمین وسیلهی محبوب
شهربازی دیزلیلند چیه؟ - مینی ماوس -
آره، خندیدیم
نه
عمارت جنزده
و میدونستید سومین تعطیلات محبوب
در آمریکا چیه؟
هالویین. و در واقع کریسمس
،بعد از عید شکرگزاری دوّمیه چه باور کنی یا نکنی
ملت دوست دارن بترسن
روانپزشکها معتقدن این نوع ترس کنترلشده
که بواسطهی ترن هوایی
یا خونهی روحزده یا بانجی جامپینگ تجربه میکنیم
حکم واکسیناسیون رو داره
یه کوچولو ویروس اضطراب
در بهبود اضطراب کلی آدم موثره
عزیزم، این خونه شاید معروفترین
خونهی روحزده در کرانهی غربی باشه
قراره اقامت یکشبه در خانهی روحزده
ماهعسل و کشت و کشتار دورهمیهای شبانه برای مشتریا تدارک ببینیم
همه قلم چیزی
با سرو بهترین قهوه و شیرینی خونگی شهر
برای صبحانه
...اگه یه شب - وای خدای من -
خدایا - جان سالم به در ببری -
بس کن. بس کن
پس این مسئله براتون مهم نیست
که واقعاً اینجا آدما مردن؟
میدونید، تمام اعضای خانواده، نفرین؟
بیخیال، ارواح واقعیت ندارن و نفرین هم واقعی نیست
مردم بلاهای وحشتناکی سر همدیگه میارن
و واسه این کار به کمک ارواح خبیث نیاز ندارن
پدرت به این چیزا اعتقاد ندارم و منم همینطور
فقط به نظر میاد خانوادههای بد
،ساکن اینجا میشن همین
و ما از این فرصت استفاده میکنیم
و پول در میاریم
هی، اصلاً نظر تو رو نپرسیدیم
متاسفم
واقعاً میترسی اینجا زندگی کنی؟
نه، اصلاً
...فقط
خونهی قبلیمون رو دوست داشتم
ولی خوبه که مجبور نشدم مدرسهم رو عوض کنم
راستش، بیشتر از این میترسم که شماها
گند بزنید به این نقشه و بیخانمان بشیم
عزیزم، عاشق واقعبینیت هستم
،آره. اما این به واقعبینی ربطی نداره این رویامونه
خونه بازسازی میکنیم، رویاپردازیم - درسته -
،بهت قول میدم حتی اگه این جواب نداد
هرگز بیخانمان نمیشیم
و مخارج دانشگاهت پرداخت میشه، باشه؟ - هرگز -
باشه؟ - قول میدیم -
زود باش، یالا بیخیال دیگه - باشه بابا -
بیا ببینم - بیا بغلمون -
خیلی خوب میشه، عزیزم
هی، بریم بالا و یه نگاهی به کاشیهای
اتاق خواب دوم بندازیم؟ - آره. وای خدا -
بریم. خدافظ - سیمانریزیش افتضاحه. خدافظ، عزیزم -
...فکر نکنم بشه
کاشیها رو تعویض کرد - بهخاطر سیمانه -
بابا؟
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:ترجمه و تنظیم مریم
بخش بادامیشکل
در جلوی لوب گیجگاهی
،وقتی میترسید
این قسمت از مغز شروع به فعالیت میکنه
خب پس چرا ارتش
یه لیزری چیزی به اون قسمت مغز شلیک نمیکنه
تا سربازا دیگه از هیچی نترسن؟
اینطور کار نمیکنه
هر چند افرادی که دچار آسیب
در اون ناحیه از مغزشون شدن
حس ترس ندارن، ولی همینطور
عواطف دیگهشون رو از دست میدن
یا احساس دیگران رو درک نمیکنن
من اگه مثل ترمیناتور بشم مشکلی ندارم
تو نظر دیگهای داری، اسکارلت؟
نترسیدن کار آسونیه
مردم همیشه این کار رو میکنن
سوار هواپیما میشن
و با سرعت زیاد رانندگی میکنن
و با دیگران قرار میذارن
ترس مانع کارمون نمیشه
پس چی مانع میشه؟ - شرم و خجالت -
شرم باعث میشه خودِ واقعیمون نباشیم
شرط میبندم همه که اینجان
با دلگرمی کافی میتونن ...با ترسشون مواجه بشن، ولی
حتی یه نفر نمیتونه با شرمش روبرو بشه
به نظر میاد یکی
از یه چیزی احساس شرم میکنه
،میدونی، اگه یه پسر اینطور بهم زل میزد
احتمالاً بهخاطر آزار و اذیت گزارشش میکردم
وای خدا، خیلی ببخشید
چند شبه خوب نخوابیدم
یه جورایی پریشونم
من نگفتم خوشم نیومد
باهوشی هم یه جذابیت جدیده
چه خبر شد؟
فکر کنم داشت باهام لاس میزد
کلمه به کلمه تعریف کن
به نظرم یه جای کار میلنگه
رفیق، میفهمم وقتی یه دختر بهم ابراز علاقه میکنه، باشه؟
از کجا؟ - چون از حرف زدن باهام خوششون میاد و لبخند میزنن -
بهجای اینکه هرزه یا لزبین یا هر کوفته دیگه صدام کنن
دختر، مایا یه بازیگر حرفهاییه- نه، اینطور نیست -
مدله. تازه مدل هم نیست
فقط واسه فروشگاه زنجیرهای «اسپروات» یه تبلیغ کرده
اُسکلت کرده - نه، نکرده -
تو خیلی باهوشی
خودت میفهمیدی همش فیلمه
اگه اینقدر عاجزانه نمیخواستی واقعی باشه
مایا: ببخشید جرات نداشتم] [تو مدرسه باهات حرف بزنم
دخترا آخرهفته شب خونهم میمونن] [تو هم باید بیای
یه دستش این طرفه
هی
به این زودی دست به کار شدید؟
آره
میدونی، نمیمیری اگه یه کم کمک کنی
خونهی تو هم هست
باشه، تکالیفم رو میذارم کنار و میرم سراغ کمربند ابزار
عزیزم، بشین
باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنیم
،حدود یه سال پیش یه فیلم پورن ناجور
تو کامپیوترت پیدا کردیم - باز باید دربارهی این حرف بزنیم؟ -
بهتون گفتم دیگه این چیزا رو تماشا نمیکنم
اینطور بهمون گفتی
قول دادی
که واسه همین خیلی ناامید شدیم
که هنوز میری سراغ این چیزا
در حقیقت، به نظر میاد رفتی سراغ
محتواهای خیلی آزاردهندهتر
نمیدونم منظورتون چیه
یه مهندس کامپیوتر استخدام کردیم تا بتونیم
همهی جستجوهای اینترنتی و سایتهایی که
با اینترت خونه انجام میدی رو ببینیم
جاسوسی منو میکردید؟
بهمون دروغ گفتی - ...در چه مورد -
که از چه جور فیلم پورنی خوشم میاد؟
چه گُهی باید بخورم؟
به شما مربوط نیست - عزیزم، تو فقط 16 سالته -
باشه، ببین اشکال نداره
تا نیازهای جنسیت رو با یه کوچولو
آزار یا بیدیاسام ابراز کنی
من و پدرت از این کارا کردیم و دیدیم
...ولی این سایتها میزان درد جسمانی و تحقیرشدگی
...که اون دخترا ازش رنج میبرن
برای اون ذهن جوونت خوب نیست تا شاهدش باشه
عقایدت دارن شکل میگیرن، اسکارلت
برات سخت میشه
بعد از تماشای این چیزا سکس عادی داشته باشی
گاهی چیزای عادی رو هم تماشا میکنم
اصلاً
عزیزم، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
،وقتی این فیلما رو تماشا میکنی
تو خیالاتت شکنجهگره هستی یا اونی که دوست داره آزار ببینه؟
باشه، این دیگه از اون گفتگوهای بگاییه
که با والدینت داری، باشه؟
ببخشید چیزایی رو دیدم
.که بهتون گفتم دیگه نمیبینم خدافظ
نه. این کافی نیست
باشه؟ ازت میخواییم با روانشناس حرف بزنی
تا چی رو بفهمه؟ که آزار و شرم حشریم میکنه؟
هر دختری رو حشری میکنه
مگه فیلم «پنجاه طیف خاکستری» رو ندیدید؟
No comments yet. Be the first to leave one.