Dan Brown's The Lost Symbol

Dan Brown's The Lost Symbol

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Lost Symbol S01E08 Cascade 1080p PCOK WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
The Lost Symbol S01E08 Cascade 720p PCOK WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
The Lost Symbol S01E08 1080p WEB H264-GLHF
The Lost Symbol S01E08 720p WEB H264-GLHF
The Lost Symbol S01E08 WEB x264-TGX
The Lost Symbol S01E08 WEBRip x264-ION10
The Lost Symbol S01E08 720p WEB x265-MiNX
The Lost Symbol S01E08 720p HEVC x265-MeGusta
The Lost Symbol S01E08 XviD-AFG
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
█⫸ SAHEB صاحب | DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
webrip
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-11-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 26
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

آنچه در «نماد گمشده» گذشت...‏

گروه برادری پدرت

چیزی رو در اختیار داره که متعلق به خودشون نیست.‏

هر دو امروز فرار می‌کنیم.‏

چندتا آدم کشته شدن!‏

تو دیگه اینجا جایی نداری.‏

قراره زودتر از موعد بازنشست بشی.‏

باید مطمئن بشیم که معما حل نشده...‏

باقی می‌مونه.‏

زکری

چطور پسرم تبدیل شد به یه...‏

هیولا؟

اون عتیقه‌ها رو می‌خوایم.‏

یه تلفن همراهش بود

داریم رمزش رو می‌شکنیم

تا حرکات اخیرش رو بازرسی کنیم و اونها رو پیدا کنیم.‏

تو می‌دونی چه اتفاقی افتاده؟

خودش چی میگه؟

چیزی نمیگه، اصلا نمی‌تونه حرف بزنه.‏

بهت نگفتن؟

- چی رو نگفتن؟ ‏- گلوش پاره شده

دکتر گفت اگه یذره عمیق تر بود به استخون گردنش برخورد می‌کرد.‏

سلام.‏

سلام.‏

چه اتفاقی افتاد؟

کار کی بود؟

نه.‏

هنوز...‏

تموم...‏

نشده.‏

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‏« نماد گمشده »‏

‏« ترجمه از: صاحب »‏ .:: @SAHEB2485 ::.

هنوزم خوابه؟

کتاب می‌خونه

‏«رامیانا»‏ به زبان سانسکریت.‏

نشونه‌ی خوبیه.‏

‏«‏سیماتیکس»‏

دانش صداهای قابل مشاهده.‏

پدیده‌های ارتعاشی.‏

درسته

گالیله و وینچی از ارتعاش صدا استفاده کردن

تا الگو و شکل تولید کنن.‏

‏- اینم همونه؟ ‏- آره.‏

برادرم داشته اینو مطالعه می‌کرده.‏

نمی‌دونم چرا.‏

اصلا با عقل جور در نمیاد

اون بچه‌ای بود که توی امتحاناتش تقلب کرد

و از دانشگاه پنسیلوانیا اخراج شد.‏

از چیزهای زیادی بی‌خبرم.‏

شاید این چیز خوبی باشه.‏

نه. آخه اصلا از کجا پول این چیزا رو آورده؟

خودت که اون خونه رو دیدی.‏ فقط پول تجهیزاتش...‏

شاید از قبل پول پس‌انداز داشته

نه، وقتی مرد پولش برگشت به پدر مادرم

یا نمرد درواقع.‏

یه بار از مرگ برگشت.‏

اگه دوباره برگرده چی؟

از ارتفاع 30 متری افتاد.‏

‏- اونا که جنازه‌ش رو پیدا نکردن ‏- آب اون رودخونه...‏

می‌ریزه به رود پوتوماک.‏ ممکنه هرگز پیداش نکنن.‏

چی شده؟

می‌خواستم بهتون زنگ بزنم،‏ ولی گفتم شاید بهتر باشه

شخصاً بهتون بگم.‏

چی رو بگی؟

برگشته، مگه نه؟

مکان پاک‌سازی شده.‏

اون زن مامور سیا تحت درمانه.‏

مامورهامون چی؟

به خانواده‌هاشون غرامت پرداخت میشه.‏

تا الان چقدر هزینه روی دوش من افتاده؟

هزینه باید آخرین اولویت‌مون باشه.‏

موقعی که این کارو شروع کردین هیچ مشورتی با من نشد

پس هزینه‌ش برای من مهمه.‏

این برنامه در راستای ماموریت بزرگتر ما بود.‏ محافظت از...‏

لازم نکرده درمورد ماموریت بزرگترمون واسه من سخنرانی کنی.‏

من خیلی قبل‌تر از تو توی این گروه بودم.‏

اون موقع این داستان‌ها رو نداشتیم.‏

مجری خصوصی در کار نباشه،‏ سیا در کار نباشه.‏

اون موقع دوران صلح بود.‏

ولی الان ما وسط جنگ هستیم.‏

کسی با پیتر سالومون حرف زده؟

‏- باید با اون حرف بزنیم.‏ ‏- مطمئن نیستم...‏

که حرف زدن با اون کمکی بکنه.‏

موضوع پسرشه.‏

ممکنه عتیقه‌ها هنوز دست پسرش باشه.‏

که در این صورت،‏ شاید پیتر بتونه کمک کنه

تا بتونیم اونا رو پس بگیریم...‏

پاول؟

تصویرت گیر کرده.‏

یعنی لوایاتان

اونو گرفتن و زندانی‌ش کردن

تا بتونن عتیقه‌ها رو ازش پس بگیرن؟

آره.‏

یه جور ارتش خصوصی دارن.‏

مجری‌ها.‏ منابعی که به ندرت خبرشون می‌کنیم.‏

آره، ولی خب چندتا از اون منابع الان مُردن

به لطف ملک یا زکری یا...‏

حالش خوب میشه؟

مامور ساتو؟

خوب میشه. یعنی...‏

احتمالا هرگز نمی‌تونه مثل قبل حرف بزنه.‏

نزدیک بود حنجره‌ش رو له کنه.‏

اگه هنوزم زکری اون بیرون باشه،‏ باید هوای خودتون رو داشته باشید.‏

مامان جواب نمیده. فکر کنم خودم باید برم بهش سر بزنم.‏

‏- ممکن نیست به مادرت آسیب بزنه.‏ ‏- از کجا می‌دونی

ممکنه هرکدوم از ما رو هدف بگیره.‏

ببین، من می‌تونم یه ماشین بفرستم پیشش...‏

‏- فکر خوبیه.‏ ‏- نه نه. پلیس نه.‏

وضعیت عاطفی خوبی نداره.‏

تو که پیشش نبودی

نمی‌دونی چقدر بهش سخت گذشته.‏

‏- باشه، پس بریم.‏ ‏- بابا نباید تنها باشه.‏

خطرناکه.‏

‏- مشکلی نیست.‏ ‏- وای خدا!‏

نمی‌خواین این قضیه رو جدی بگیرین؟

من هستم. من می‌تونم پیشش بمونم

یعنی، اگه مشکلی نیست.

باشه.‏

بیا بریم.‏

این تصویر واسه همه توی شبکه پخش شده.‏

‏- ویروسه؟ ‏- یه ویروس باهوش.‏

کاملا دست ما رو کوتاه کرده.‏

از چی؟

آرشیو، صندوق مرکزی.‏

صندوق...‏

مثلا گروه قراره از اینجور حمله‌ها...‏

‏- در امان باشه.‏ ‏- فقط از چیزهایی که

خارج از شبکه‌ست در امانه.‏

گوشی ملک، پر از تروجان‌ـه

به محض اینکه رمزگشایی کردیمش،‏ پخش شد توی سیستم

و دسترسی ما رو گرفت.‏

یعنی خودش می‌خواست ما رمزگشایی‌ش کنیم؟

ظاهراً آره.‏

پس یعنی دستگیر شدنش هم خواسته‌ی خودش بود.‏

همش نقشه‌ی اون بود.‏

تمام مدت یه قدم از ما جلوتر بود.‏

‏- وارد شدیم.‏ ‏- پول‌ها رو پیدا کردین؟

پول‌ها، رازها...‏ دنیاشون در اختیار توئه.‏

داشتن یه شبکه مخفی ایده‌ی محشریه

تا اینکه یه نفر اون شبکه رو هک کنه.‏

چطور این کارو کردی؟

لیست اعضا رو بهم نشون بده.‏

اون، ویلیام آسترمن. اطلاعاتش رو بیار.‏

اون چیه؟

ما به تلفن‌هاشون هم دسترسی داریم.‏

باهاش تماس گرفته شده.‏ اگه خواستی می‌تونیم ردش رو بزنیم.‏

لازم نیست.‏

‏- سلام. ‏- پیتر سالومون هستم.‏

پیتر، الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم

‏- ببخشید زودتر بهت سر نزدم.‏ ‏- مشکلی نیست.‏

می‌دونم سرت خیلی شلوغ بوده.‏

تو توی دوران نقاهت بودی.‏ نمی‌خواستم مزاحمت بشم.‏

‏- اون پسرمه.‏ ‏- بله

همچنین تنها دلیلیه که باعث شده ما توی این وضعیت گیر کنیم.‏

خب اگه به من می‌گفتی چه نقشه‌ای دارین

بهتون هشدار می‌دادم.‏

حقیقت داره که اون مامورها رو کشته؟

بله، ولی موضوع فقط این نیست.‏

شبکه ما رو هک کرده.‏

به صندوق ما دسترسی داره،‏ اطلاعات خصوصی ما رو در اختیار داره

همینطور تاریخچه‌ی معاملات.‏

اعتراف می‌کنم خیلی کارش خوبه.‏

می‌دونی دلیلش برای این کار چیه؟

نمی‌دونم. تا یه جور نفوذ ایجاد کنه؟

شاید می‌خواد ما رو نابود کنه.‏

فکر نکنم موضوع به این سادگی باشه.‏

قربان، یه اتفاقی داره میفته.‏

پیتر

باید همو ملاقات کنیم

همه‌مون.‏

خوب هوای خونه رو داشته.‏

خونه خوب هوای اونو داره.‏

اومدن به اینجا یه جورایی جونش رو نجات داد.‏

مامان؟

مامان؟

مامان؟

‏- مامان ‏- یا خدا!‏

ببخشید

صدات رو نشنیدم.‏

‏«سلین»‏

خیلی خوشحالم کردی.‏

‏- رابرت ‏- سلام، ایزابل

چی شده؟ دوباره بین شما خبریه؟

نه.‏

‏- آها.‏ ‏- مامان.‏

موضوع زک‌ـه.‏

چی شده؟

شاید بهتره بریم داخل حرف بزنیم.‏

فکر خیلی خوبیه.‏

می‌تونید شام پیش من بمونید.‏

نه مامان، نمیشه بمونیم.‏ باید بریم.‏

کاترین، خواهش می‌کنم.‏

خب بگو ببینم پروفسور،‏ هاروارد چطوره؟

زکری زنده‌ست.‏

نمی‌دونیم چطور این اتفاق افتاده

‏- یا چطور این کارو کرده.‏ ‏- اون جراحی کرده

صورتش...‏ دیگه اصلا شبیه قبل نیست.‏

یعنی تو باهاش حرف زدی؟

رابرت زده.‏

More Farsi Persian subtitles for Dan Brown's The Lost Symbol

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left