ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
وای خدا
ناموساً یادتون نمیاد هفتهی پیش تو سریال شیملس چه اتفاقی افتاد؟
فیلم رو پخش کن
خدای یه همجنس باز مذکره!
خدای من یه همجنس باز مونثه! !یه هرزهست
اگه از هوش رفتم، ادامه بده
تا سه تاشون رو نبریدی، توقف نکن
دو تا دیگه مونده
ولی امیدوارم زود خسته شی
خدمتِ شما
این دیگه چیه؟ - یه چیز کیری -
که تو یه کاریش میکنی که دیگه کیری نباشه
همیشه میخواستم یه جت اسکی برونم
دیلان گفت میتونم از زرده استفاده کنم
کار پدر دیلان چیه که هم کشتی تفریحی و هم هواپیمای شخصی داره؟
صبحونه میخوری؟
باید برم خونه. خواهر زادهم داره میاد اونجا
فرلانیا، تو همه چی داری
ورا اینو برام دوخته
چطور همهی اینا اتفاق افتاد؟
وای خدا
اون تو چی داری، یه جنازه؟
هنوز مطمئن نیستم که مُرده باشه
رو یادت نره The Grill قرارِ شام توی رستورانِ
میخوام با عروس آیندهم جلوی همه پُز بدم
!آره، باهات عروسی میکنم
!معلومه که جوابم مثبته
این دیگه چه وضعیه؟ تمام یونیفورمهامو پاره کردی؟
فکر میکردم حالا که ازدواج کردیم مشکلی با رفتنم
!به مدرسهی نظامی نداری - من همیشه با دور بودنِ -
!از تو مشکل دارم عزیزم! همیشه
گذاشتم توی آپارتمانم بمونی و تو ازم شکایت کردی؟
پس بدترین حالت چیه؟
خیلی خوش شانسی اگه نندازنت زندان
!راستی
!دهنشون سرویسه
مترجمین : مهــــرداد، کیــــانوش، نیــــما Mehrdadss, Kianoosh_93, Dark Assassin
کجا داری میری؟
دارم میرم سر کار تو بگیر بخواب باشه؟
بهت افتخار میکنم
چی؟ - ...این سالِ آخر -
آدم قویای هستی
قبلاً اینو نمیدونستم
ممنون
امشب میتونیم بریم خونهی من؟
آره
آره حتماً. خیلی خوبه، باشه؟
عاشقتم
منم عاشقتم
بگیر بخواب
!درُ ببند
داری چه غلطی میکنی؟
باید برم چند تا کار انجام بدم و اون سَرِ خر الان اون پائینه
باید برم لباس و ساکِ جدید بگیرم
تمام وسایل قدیمی رو پاره کرده
رفتی پائین بهش بگو حمومم باشه؟
...باشه، باشه، باشه. هی، چقدر دیگه
!صبح بخیر
هی
کارل حمومه
دارم وافل درست میکنم
چیزه... لیام توی حیات پشتی خوابیده
این طبیعیه؟
هی
هی لیام
هی رفیق
فکر کنم دوباره خوابگردی کردی
واقعاً؟ - آره -
هی، اونا کلیدای منن؟
نمیدونم
چرا انقدر به کلید علاقه داری هان؟
خیلیخب بیا
بیا ببرمت داخل
بفرمائین بابا فرانک
ممنون عروسِ مورد علاقهم
البته تنها عروسته
لیام. بشین
هی، میشه برای لوکاس یه واقل نگه داری؟
باید برم سر کار
و اونو سیرا دیشب رو اینجا بودن
آره - ممنون -
پدرِ دوستت دیلان رو دیدم
بهش میگی بهم
اجازه دادی فردا باهاشون برم؟
براندازش کردم
هیچی درست نمیکنه. هیچی نمیسازه
شغلها و تجارتها رو میخره، نابودشون میکنه
میفروشتشون
و بعدش کارمندا رو مثل یه تیکه آشغال میاندازه دور
اون یه دزدِ تمام عیاره
بفرما لیام
خیلی ممنون
اون میخواد شرکتها زمین بخورن
کارِ دنیا بر اساسِ عدالت نیست لیام
وقتی که پیر بشیم کسی به دادمون نمیرسه
وظیفهی اخلاقیمونه که دهنِ اون کونی رو سرویس کنیم
بلدی با این عکس بگیری؟
چرا کارل انقدر طولش میده؟
بیکنش داره سرد میشه
چرا چکمه پوشیدی؟ من که از ریشه سوزندمشون
هنوز خونریزی داشتن
رفتم اورژانس
الکی پولتو هدر دادی
عمل سوزاندن از زمانی که مصریها
اهرام رو میساختن مورد استفاده قرار میگرفته
اونا وافلن؟ خوشمزهان
آخرش میتونم با خانوادهی دیلان برم یا نه؟
خب... همکار هستیم یا نه؟
آره
باشه. خوبه
افتخار میکنم همکارت باشم
و کار تو همکار عزیزم
اینه که به کارائیب بری و خوش بگذرونی
بعد از اینکه کُد رو دریافت کردی
کُد؟ - کُدِ خاموش کردن آلارم -
و عکس از وسایل باارزششون
و همینطور سیستم امنیتی
یه حرکت خوبِ دیگه بزنم میتونم در آسایش و راحتی بازنشست بشم
!کارل! مادر جنده
اون دیگه چی بود؟
برکتِ ازدواج
خب حالا چی؟ - خب -
لباس عروسش رو میدزدم جاشو توی عروسی میگیرم
و با اون پیرمرد پولدارِ پوشک لازم ازدواج میکنم
فکر نمیکنی متوجه فرقتون بشه؟
فکر کرد من اونم. نقطه ضعفش ساک زدنه
مهمونا چی؟
تور میاندازم روی صورتم. کسی نمیبینه
کِو - چیه؟ -
گوشیشُ بیار - خودت گوشیشُ بیار -
من میارم. شمشیر رو بگیر
خواست کاری بکنه جِرِش میدی باشه؟
عمراً. اگه خواست فرار کنه
من هیچ کاری نمیکنم
زلاتا"؟"
لعنتی
مادرش داره برای عروسی میاد
هی، هی، هی
اون میفهمه اسوتلانا دخترش نیست مگه نه؟
...ریههاتو درمیاره و میخوره
یه بار دیگه داد بزنی، موهاتو میتراشم
نوکِ سینههاتو میبرم
و میفروشمت به
مافیای مکزیک فهمیدی؟
زلاتا کِی میاد؟
امروز
باید میرفتم دنبالش فرودگاه
و باید بشاشم
یه ظرف بیار
چی؟
بده بهش توش بشاشه
وقتی شلوار پاشه چهجوری؟
خب شلوارشو دربیار! یه ظرف بیار
مادرش رو میشناسی؟ - زلاتا -
پیرزنِ ترسناکِ اهل شوروی
وقتی که یه دخترِ جوون بود با خوردنِ
گوشت انسان از استالینگراد جونِ سالم بدر برد
آدمخوار بوده؟
سلام فیونا - سلام -
فقط برگشتم یه دوشِ سریع بگیرم و لباسمو عوض کنم
وای خدا
چه بلایی سر انگشتات اومده؟
فرانک بریدشون
!اون چیکار کرد؟
چیز مهمی نیست. خودم ازش خواستم
از شَرِ اون چتربازه خلاص شدی؟
نه
وقتی که خواستم برم پیش وکیل
فورد و نِسا حواسشون به ساختمون هست
با آتیش بکشونشون بیرون
قدیمیترین
حقهی صاحب خونههاست، ایجاد حریق عمدی
،یه آتیش درست و حسابی راه میاندازی دو تا انتخاب دارن
در حالی که جیغ میزنن از ساختمون فرار میکنن
یا میسوزن و میمیرن
و تازه تو میتونی از بیمه پول هم بگیری
کسی اون یکی لنگهی کفشمو ندیده؟
نمیخوام ساختمونمو بسوزونم فرانک
چرا؟ صاحب خونه بودن خیلی بده
متساجرهایی که پول اجارهشونو نمیدن
...دست شوییهایی که
...بعد از جشن شکرگزاری میگیره
ایناهاشش
باید بری سراغ پیرو پائولی
کی؟ - پائولی پاترنسکی -
بهترین آتشافروزِ بخش جنوبیه
الان فکر میکنم توی فروشگاه کار میکنه Handy Mart
از قیافه نترس
صورتش بدجوری
سوخت و نابود شد
دکترا از پوستِ کونش برای
بازسازیِ صورتش استفاده کردن
خیلیخب، یه سر باید برم دفتر مدیریت شهری
منم باید برم
میخوام با فرنی به جشنِ تولدِ
مادرِ مادر بزرگِ دِرِک که فکر کنم داره
200ساله میشه برم
میخواستم ازت بپرسم بنظرت باید برم یا نه
ولی بنظرم بهتره برم - باشه -
نزنی تو گوشِ حموم باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.